آماگ

متخصصین برتر

۲۸ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۵۱پاسخ داده شده

معامله ملک

در دادگاه تجدید حکمی صادر شد مبنی براینکه معامله صورت گرفته بین دو شخص صوری بوده و بیع نامه باطل اعلام شد بجهت صوری ولی چون وکالت فروش نیز همراه مبایعه نامه بود و فرد بنام خود سند زده و دو دست فروخته شده همگی بقوت خودت باقیست و دادگاه فقط ایام تصرف و ...که مربوط به وکالت فروش را به شخص اول داده است و این شخص بعد از چندین ماه از گذشت حکم فوت مینماید و الان بعد گذشت 5سال از حکم داده شده و فوت فرد وراث طرح دعوی با عنوان رعایت نشدن غبطه مرحوم پدرشان را نموده و درخواست ابطال 3سندو معامله رسمی را دارند ایا ایراد عدم سمت وراث در زمان طبق ماده 84 ق مدنی مصوبه 1379 وارد است ؟وانعقاد قرارداد نفر اول با فوت شده با طرف اصیل معامله کرده و وکالت تام و مطلق بوده وقیدی نداشته وطرف وکیل می‌توانسته با هر شخصی یا خودش معامله کند ماده 192 ق مدنی مصوبه 1404

پاسخ‌ها (4)

درود بر شما؛ ایراد عدم سمت وراث، صرفاً به استناد ماده ۸۴ قانون آیین دادرسی مدنی، اصولاً وارد نیست؛ زیرا با فوت مورث، حقوق و دعاوی مالی قابل انتقال وی به وراث منتقل می‌شود و وراث در مقام قائم‌مقام قانونی مورث، در صورت وجود نفع و سمت، حق طرح دعوا دارند. بنابراین ماده ۸۴ فقط در صورت فقدان سمت یا ذی‌نفعی واقعی قابل استناد است؛ نه صرفاً به علت اینکه منشأ حق، مورث بوده است. دفاع مؤثرتر، بررسی اعتبار امر مختومه و آثار دادنامه قطعی سابق است. چنانچه دادنامه قطعی پیشین، همان معاملات و اسناد یا مبنای حقوقی آنها را تعیین تکلیف کرده باشد و وحدت اصحاب دعوا، موضوع و سبب احراز شود، ایراد امر مختومه وفق بند ۶ ماده ۸۴ و ماده ۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی قابل طرح است. در خصوص وکالت نیز صرف عنوان «تام و مطلق» موجب مصونیت مطلق معامله از تعرض نیست. مواد ۶۶۳ و ۶۶۷ قانون مدنی حدود اختیار و تکلیف رعایت مصلحت موکل را مقرر کرده‌اند و رأی وحدت رویه شماره ۸۴۷ ـ ۱۴۰۳/۰۲/۲۵ هیأت عمومی دیوان عالی کشور تصریح دارد حتی عبارت «به هر قیمت» یا «به هر شخص ولو به خود» اصولاً محمول بر قیمت متعارف است و انتقال به ثمن بخس، در صورت عدم تنفیذ، می‌تواند فضولی و قابل ابطال باشد. اما اگر در پرونده حاضر، معامله و انتقال‌های مورد اعتراض قبل از فوت مورث و در حدود اختیارات صریح وکالتنامه انجام شده، ثمن متعارف بوده و دادنامه قطعی سابق نیز وضعیت معامله و آثار وکالت را تعیین کرده باشد، محور دفاع باید بر «اعتبار امر مختومه، حدود اعتبار منطوق و اسباب لازم دادنامه سابق، عدم تحقق تجاوز از حدود وکالت و فقدان دلیل بر ثمن بخس یا عدم رعایت مصلحت» متمرکز شود. ضمناً استناد به ماده ۱۹۲ قانون مدنی برای اختیار وکیل صحیح نیست؛ ماده ۱۹۲ ناظر به نحوه اعلام قصد و رضا در فرض عدم امکان تلفظ است. مستندات اصلی این بحث مواد ۲۴۷، ۶۶۳، ۶۶۷، ۶۶۸ و ۶۷۴ قانون مدنی و حسب مورد ماده ۶۷۸ در خصوص زوال وکالت به موت است. نکته تعیین‌کننده این است: آیا هر سه سند رسمی مورد دعوای جدید، در دادنامه قطعی پنج سال قبل صراحتاً یا به نحو لازم و ملزوم مورد رسیدگی قرار گرفته‌اند و تاریخ تنظیم هر سند نسبت به تاریخ فوت مورث و تاریخ وکالتنامه دقیقاً چه زمانی بوده است؟ بررسی همین سه محور می‌تواند مشخص کند دفاع اصلی باید «امر مختومه» باشد یا «اعتبار و حدود اختیار وکیل و عدم تحقق شرایط رأی وحدت رویه ۸۴۷».
۲۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۱۶
سنداول 2روز بعد از وکالت بنام خود فردی که مبایعه نامه با مرحوم داشته خورده که دادگاه تجدید نظر بیع نامه را باطل اعلام کرده بجهت صوری بودن و چند ماه بعد فروخته شده وسند دوم خورده و مجددا چند ماه بعد سند سوم وفروش سوم اتفاق افتاده
۲۹ شهریور ۱۴۰۵، ۱۸:۲۳
فوت نفراول که الان وراث مدعی هستن بعد از 5 سال از تاریخ سندها اتفاق افتاده و بعد از داداگاه اخر تجدید نظر که رای به ابطال مبایعه نامه مرحوم با نفر دوم داد ولی وکالت را صحیح دانست وفقط ایام تصرف و مبلغ فروش را درحد مرحوم کحق دانست و چون نفر دوم بعد از دو روز با وکالت سند بنام خود زده و مبایعه نامه را دادگاه باطل نموده الان وراث ادعای عدم رعایت غبطه را دارن و درخواست ابطال 3 سند که فروخته شده را دارن
«عدالت، ستون استوارِ پیوند میان حق و حقیقت است و وکالت، پاسداری از این حریم. مفتخرم در مسیر احقاق حقوق و استقرار عدل، همراهِ اندیشمند و مدافعِ شما باشم؛ آنجا که قانون، تنها چراغِ راه است و شرافت، سرلوحه‌ی کلام. پیش‌کشِ نگاهِ پرمهرتان، آمادگی اینجانب برای ارائه‌ی خدمات مشاوره‌ی حقوقی تخصصی. ⚖️ امیر مَهدی‌زاده وکیل‌پایه‌یک‌ومشاورحقوقی‌قوه‌قضائیه ⚖️»