هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی
تاریخ: ۲/۴/۷۵ ـ شماره دادنامه: ۵۶ ـ کلاسه پرونده : ۷۴/۷۷
شاکی : آقای سید محسن الفت به وکالت از آقای جعفر طرشتی
مقدمه : شاکی طی دادخواست تقدیمی اعلام داشتهاند: ۱ـ تبصره ۱ ماده ۲۱۴ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۱۳۴۵ و اصلاحیههای بعدی زمینهای بایر متعلق به دولت و شهرداری و مؤسسات وابسته به دولت و شهرداریها و مؤسسات خیریه و عامالمنفعه را از پرداخت مالیات بر اراضی بایر معاف نموده است, لیکن هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی در نظریه شماره ۴۰۹۷ ـ ۳۸ مورخ ۱۰/۴/۶۹ (۳۴۴۲/۴/۳۰ ـ ۴/۲/۶۹) اکثریت اعضاﺀ به علت عدم تصریح کلمه موقوفات در متن ماده ۲۱۴ فوقالذکر معافیت مذکور را مشمول اراضی بایر موقوفات اعم از عام و خاص ندانسته و مشمول پرداخت اراضی بایر دانسته است. ۲ـ نظر اقلیت براساس ماده ۵۵ قانون مدنی و تعریف موقوفه و نداشتن مالک که مسؤولیت مندرج در تبصره ۳ ماده ۲۱۴ را به عهده بگیرد و در تبصره ۳ماده ۱ و مواد (۴ و ۵) آییننامه به مالک یا مالکین اشاره شده, لذا اراضی بایر موقوفه را بعلت نداشتن مالک نسبت به عین مشمول پرداخت اراضی بایر ندانستهاند. ۳ـ نظر اکثریت صحیح بنظر نمیرسد زیرا اولاً وقتی مؤسسات خیریه و عامالمنفعه براساس تبصره ۱ ماده ۲۱۴ قانون مالیاتهای مستقیم از پرداخت مالیات بر اراضی بایر معاف باشند مستثنی نمودن موقوفات عام که نمونه بارزی از اجرای نظر واقفین خیر اندیش برای امور عامالمنفعه میباشد منطقی و قابل توجیه بنظر نمیرسد. ثانیاً همانطوری که در نظریه اقلیت که ذیل همان نظریه درج گردید با جاری شدن صیغه وقف و اختصاص ملک بعنوان وقف عین مال از ید مالک خارج و براساس مقررات خاصی اداره میشود. این مقررات خاص صرفاً برای موقوفات منظور شده و اجرا میگردد. براساس موازین شرعی و فتوای حضرت امام امت رضوانالله تعالی علیه زمینهای موقوفه باید بحال وقفیت باقی و عمل به وقف شود. به همین لحاظ است که درباره موقوفات همیشه و همه جا با رعایت موازین شرعی حداکثر معافیتها و تمایز و استثناﺀ قائل شدهاند که نمونه این معافیت موضوع ماده ۲ قانون مالیاتهای مستقیم مصوب ۳/۱۲/۶۶ میباشد و یا تبصره ۳ ماده ۱۰ قانون زمین شهری است که نتیجتاً اراضی بایر موقوفه را مشمول قانون اراضی شهری ندانستهاند. بعلاوه اراضی بایر بعلت اینکه درآمدی ندارد چنانچه مالیاتی برای آن وضع گردد دریافت آن از اداره اوقاف و متولی که مقدور نیست چون برای موقوفه بدون درآمد که نمیشود مالیات پرداخت کرد, تأمین آنهم از خود زمین میسور نیست زیرا تملک اراضی موقوفه در مقابل دین احتمالی خلاف شرع و قانون است. بنابراین همانطوری که تبصره ۱ ماده ۲۱۴ مؤسسات خیریه و عامالمنفعه را معاف از پرداخت اراضی بایر از مالیات دانسته, موقوفات عام هم مشمول اجرای این ماده خواهد بود و از محضر دادگاه استدعا این است که نظریه اکثریت اعضاﺀ هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی را در نظریه مورد شکایت که خلاف شرع و مغایر با تعریف وقف و تحبیس ملک است باطل اعلام فرمایند. نماینده قضایی وزارت امور اقتصادی و دارایی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۷۴۰۸ ـ ۹۱ مورخ ۵/۱۱/۷۰ اعلام داشتهاند: نظر اکثریت شورای عالی مالیاتی در رأی شماره ۳۴۴۲/۴/۳۰ مورخ ۴/۲/۶۹ همان استفاده از منطوق کلام بوده است یعنی معنایی که مستقیماً از کلام فهمیده میشود. در این زمینه تبصره یک ماده ۲۱۴ میگوید (زمینهای بایر متعلق به ...) همانطور که ملاحظه میفرمایید زمینهای بایر احصاﺀ شدهاند و در ردیف این تخصیص و تمایز نام موقوفات تصریح نشده است. لذا ادعای خواهان غیروارد و رد دادخواست مورد تقاضاست. دبیر شورای نگهبان درخصوص ادعای شاکی مبنی بر مغایرت رأی مورد شکایت با موازین شرعی اعلام داشتهاند: نامه شماره ۷۴/۷۷ مورخ ۱۷/۷/۷۴ موضوع ادعای خلاف شرع بودن رأی هیأت عمومی شورای عالی مالیاتی به شماره ۳۴۴۲/۴/۳۰ ـ ۶/۲/ ۶۹(۴۰۹۷/۳۸ مورخ ۱۰/۴/۶۹) در جلسه مورخ ۲۴/۳/۷۵ فقهای شورای نگهبان مطرح و نظر آقایان فقهاﺀ بدین شرح اعلام میگردد:
دریافت مالیات بر رقبات موقوفات عام و خاص خلاف شرع انور است, اما مالیات بر درآمد اشکالی ندارد.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجﻩالاسلام والمسلمین اسماعیل فردوسی پور و با حضور رؤسای شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراﺀ بشرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید.
رأی هیأت :
با توجه به نظریه فقهای محترم شورای نگهبان بشرح بینالهلالین (دریافت مالیات بر رقبات موقوفات عام و خاص خلاف شرع انور است, اما مالیات بر درآمد اشکالی ندارد) به استناد قسمت اول ماده ۲۵ قانون دیوان عدالت اداری تصمیم شماره ۳۴۴۲/۴/۳۰ مورخ ۴/۲/۶۹ هیأت عمومی شورای عالی ابطال میگردد.