آماگ
۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۰۴ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

نظریه مشورتی فسخ قرارداد و اجرت المثل

نظریه قوه قضاییه درباره خیار فسخ، فسخ قرارداد و مطالبه اجرت المثل بر اساس مواد ۳۶۲ و ۳۶۳ قانون مدنی و مواد ۳۱۸ و ۳۲۲ آیین دادرسی مدنی

طبق ماده ۳۶۲ ق.م. به مجرد وقوع بیع مشتری مالک مبیع و بایع مالک ثمن می شود و ماده ۳۶۳ همان قانون تصریح نموده که در عقد بیع وجود خیار فسخ برای متبایعین مانع انتقال نمی شود.

بنابراین تا زمانی که مشروط له با استفاده از حق فسخ معامله را فسخ ننموده، معامله با تمام آثاری که بر آن مترتب است معتبر تلقی می شود. اما پس از فسخ، چون وضعیت حقوقی قبل از عقد اعاده می شود، فروشنده استحقاق دریافت اجرت المثل را از تاریخ فسخ معامله خواهد داشت.

در صورت انتقال کامیون در فاصله عقد تا سررسید چک با توجه به فسخ قولنامه در زمان سررسید چک (برگشت چک) قولنامه انتقال آن به شخص ثالث نیز به تبع فسخ قولنامه اولیه منفسخ خواهد بود.

طبق ماده ۳۲۲ ق.آ.د.م. ۱۳۷۹، هرگاه جهتی که موجب صدور دستور موقت شده است مرتفع شود، دادگاه صادرکننده دستور موقت را لغو می نماید و با عنایت به اینکه اقامه دعوی مهمترین جهتی است که در ماده ۳۱۸ برای ابقاء دستور موقت ذکر شده با صدور رأی مبنی بر رد دعوی که حاکی از عدم حقانیت خواهان است، بقاء دستور موقت دارای وجاهت قانونی نیست و باید از آن رفع اثر شود، هرچند رد دعوی یا رفع اثر از دستور موقت با اصل دعوی قابل تجدیدنظر باشد.