این سند شامل خلاصهای است که توسط مدلهای زبانی (LLM) تولید شده است.
نظریه شماره 7/97/2457 مورخ 1398/05/09 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تشریفات الزامی اعتراض به آراء هیأت های تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی: - با توجه به نص ماده 3 قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمانهای فاقد سند رسمی مصوب 20/9/1390، مهلت دو ماهه برای تسلیم اعتراض به آراء هیأتهای مذکور جزء تشریفات الزامی است. متقاضیان اعتراض باید ظرف دو ماه از تاریخ انتشار آگهی، اعتراض خود را به اداره ثبت محل تحویل و رسید اخذ نمایند و ظرف یک ماه از تاریخ تسلیم اعتراض، دادخواست خود را به دادگاه تقدیم کنند. در صورت عدم رعایت این مهلتها، اعتراض قابل استماع نیست. اما چنانچه معترض در مهلت مقرر دادخواست خود را تقدیم دادگاه کرده و گواهی آن را نیز ارائه نموده باشد، جلسه دادرسی برگزار میشود و اداره ثبت باید از ادامه اقدامات خودداری کند. در مرحله تجدیدنظر، تجدیدنظرخواه میتواند به استناد ماده 363 قانون آیین دادرسی مدنی دادخواست خود را مسترد سازد. درصورت صدور حکم به نفع او، دادگاه تجدیدنظر باید قرار سقوط دعوا صادر کند. همچنین، در صورتیکه دادخواست برای ابطال مدرک در دیوان عدالت اداری پس از صدور رأی قطعی دادگاه ارائه شود، این امر از شمول بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی خارج است.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
- با توجه به نص ماده 3 قانون تعیین تکلیف وضعیت ثبتی اراضی و ساختمان های فاقد سند رسمی مصوب 20/9/1390 مهلت دو ماهه راجع به اداره ثبت و تسلیم اعتراض نسبت به آراء هیأت های موضوع ماده یک این قانون جزو تشریفات الزامی اعتراض است؛ به موجب این ماده «.. در صورتی که اشخاص ذی نفع به آراء اعلام شده اعتراض داشته باشند باید ظرف دو ماه از تاریخ انتشار آگهی در روزنامه های کثیرالانتشار و محلی و در روستا ها از تاریخ الصاق رأی هیأت در محل، اعتراض خود را نسبت به رأی هیأت تسلیم اداره ثبت محل وقوع ملک نموده و رسید اخذ نمایند و ظرف یک ماه از تاریخ تسلیم اعتراض خود به اداره ثبت محل، مبادرت به تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی محل نمایند و گواهی تقدیم دادخواست را به اداره ثبت محل تحویل نمایند. در این صورت اقدامات ثبت موکول به ارائه حکم قطعی دادگاه خواهد بود و در صورتی که اعتراض در مهلت قانونی واصل نگردد یا معترض گواهی تقدیم دادخواست به دادگاه عمومی محل را ارائه نکند، اداره ثبت محل باید مبادرت به صدور سند مالکیت نماید ...». بنابراین چنان چه معترض بدون مراجعه به اداره ثبت محل و تسلیم اعتراض خود به آن اداره در مهلت دو ماهه قانونی، اعتراض خود را تقدیم دادگاه محل نماید و گواهی تقدیم دادخواست خود را نیز در مهلت یک ماهه پس از تسلیم اعتراض به ثبت به اداره ثبت محل ارائه نکرده باشد، دعوای اعتراض وی به دادگاه قابل استماع نیست؛ اما اگر پس از تقدیم دادخواست به دادگاه در مهلت مقرر دو ماهه، گواهی تقدیم دادخواست را در مهلت یک ماهه به اداره ثبت محل ارائه نموده باشد،
9/5/1398
7/97/2457
شماره پرونده: 97-127-2457ح
به نظر می رسد از آن جا که مقصود قانون گذار حاصل شده است، دادگاه باید به دعوای اعتراض رسیدگی و اداره ثبت محل از ادامه اقدامات مربوط خودداری کند.
3- در فرض استعلام که خواهان بدوی تجدید نظرخواهی نموده، این بدان معنا است که دعوای وی در مرحله بدوی، از نظر شکلی یا ماهیتی رد شده است و استرداد دعوای مردود غیرممکن است. از این رو در مرحله تجدیدنظر به استناد ماده 363 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی 1379 ، تجدیدنظرخواه می تواند دادخواست تجدیدنظرخواهی خود را مسترد سازد. در صورت استرداد دعوا از جانب تجدیدنظر خواه (خواهان بدوی) که حکم به نفع او صادر شده، طبق بند «ج» ماده 107 این قانون، دادگاه تجدیدنظر ضمن نقض حکم بدوی باید قرار سقوط دعوا صادر نماید.
4-در فرضی که پس از صدور رأی قطعی از سوی دادگاه صالح، محکوم علیه با طرح دعوا در دیوان عدالت اداری ابطال مدرکی که مبنای صدور رأی قطعی دادگاه بوده، را درخواست می نماید، صدور رأی قطعی از دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال این مدرک یا تصمیم اداری مندرج در آن از شمول بند 7 ماده 426 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 خارج است و نمی توان آن را در زمره اسناد و مدارکی دانست که در جریان دادرسی مکتوم بوده و در اختیار متقاضی نبوده است./ق.ا