آماگ
۶ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۱۶ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

قرار وثیقه، ضبط وثیقه و اخذ وجه‌الکفاله؛ نظریه مشورتی قوه قضائیه

نظریه مشورتی شماره ۷/۹۵/۱۱۵۳ مورخ ۱۳۹۵/۰۵/۱۷ در حوزه قرار تأمین کیفری درباره قرار وثیقه، ضبط وثیقه و اخذ وجه‌الکفاله با محوریت دادستان از اداره کل حقوقی قوه قضائیه

۱- اولاً هرچند بخشنامه پیوست استعلام با تأکید بر رعایت مقررات قانونی در ارتباط با ضبط وثیقه یا وجه الکفاله، همکاران قضائی را از ارسال بی مورد پرونده های مربوط، به معاونت قضائی منع کرده و منع یادشده نیز مغایر با مقررات قانونی از جمله قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ نمی باشد لیکن در هر صورت بخشنامه در صورتی از سوی مقامات قضائی قابلیت ترتیب اثر دارد که مغایر با قانون نباشد و تشخیص مصداق بر عهده مقام مربوط است.

ثانیاً - دستور دادستان مبنی برضبط وثیقه یا اخذ وجه­الکفاله یک دستور قضایی است، که مطابق مقررات ماده ۲۳۰ قانون آیین دادرسی کیفری مصوب ۱۳۹۲ و اصلاحات و الحاقات بعدی آن صادر می­گردد. بنابراین، زمانی که دادستان متوجه شود که در صدور این دستور مقررات قانونی رعایت نشده یا صدور این دستور مبنی بر اثر اشتباه بوده است، عدول از آن از جانب دادستان فاقد اشکال قانونی است و آنچه در ماده ۲۳۶ قانون فوق الذکرآمده است، منصرف از صدور دستور اشتباه توسط دادستان می­باشد و لذا اجازه عدول دادستان از تصمیم اشتباه را نفی نمی­نماید.

ثالثاً- درصورت اعتراض به دستور ضبط وثیقه یا اخذ وجه الکفاله، صادره از سوی دادستان (حسب مورد) و رسیدگی به اعتراض مزبور از سوی دادگاه و صدور رأی (قطعی) مطابق ماده ۲۳۵ قانون فوق الاشعار و تبصره های آن، دادستان حق عدول از دستور صادره را نداشته و رسیدگی به موضوع مطابق مقررات ماده ۴۷۷ قانون آیین دادرسی کیفری و تبصره های آن قابل پیگیری خواهد بود. ۲-با توجه به این که در مقررات کنونی راجع به قابلیت عفو کفیل یا وثیقه گذار نصی وجود ندارد، شایسته است در این باره از مراجع ذی ربط از جمله اداره کل عفو و بخشودگی استعلام شود./