آماگ
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

مرجع رسیدگی به درخواست ابطال شناسنامه به دلیل تغییر تاریخ تولد

رأی شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره مرجع صلاحیت‌دار رسیدگی به درخواست ابطال شناسنامه به دلیل تغییر تاریخ تولد در حوزه احوال شخصیه و اختیارات اداره ثبت احوال را بررسی کنید.

رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره مرجع رسیدگی به درخواست حق اعاشه عرصه و اعیان ملک تصرفی توسط شهرداری: رسیدگی به دعوی مطالبه حق اعاشه عرصه و اعیانی ملک، که سابقا در اجرای تملک توسط شهرداری، بهای آن پرداخت شده است، چنانچه بدون ادعای تخلف و نقض قانون از سوی شهرداری (در راستای اقدامات صورت گرفته از جانب نهاد مذکور) باشد، از صلاحیت دیوان عدالت اداری خارج و در صلاحیت دادگاه عمومی است. نعیمی

رأی شعبه دیوان عالی کشور

شماره پرونده : 9409980904300109 شماره دادنامه : 9509970909500305 شعبه : شعبه چهلم دیوان عالی کشور تاریخ : 1395/02/15-10:23 قاضی : علی اکبری قاضی : عبدالمحمد خالصی. خلاصه جریان پرونده: آقای ن. س. و سایرین با وکالت آقای ح. ح. و خانم الف. ح. دادخواستی به طرفیت 1- شهرداری تهران 2- شهرداری منطقه 13 به خواسته پانزده درصد به عنوان حق اعاشه متعلق به خواهان ها در پلاک ثبتی 89... و 89... فرعی از 4... اصلی بخش ... تهران خیابان د... پلاک... که به تملک شهرداری منطقه 13 درآمده و تخریب شده و مطالبه خسارات دادرسی و توضیح داده اند که از بابت تملک ثمن آن پرداخت شده لیکن چون محل مذکور محل ارتزاق و اعاشه آنها بوده و شهرداری از آن بابت مبلغی پرداخت نکرده است تقاضای صدور حکم به شرح ستون خواسته را کرده اند پرونده برای رسیدگی به شعبه 83 دادگاه عمومی حقوقی تهران ارجاع و آن شعبه طی دادنامه شماره 535-1394/7/26 به استناد تبصره یک ماده 10 قانون تشکیلات و آئین دادرسی دیوان عدالت اداری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت دیوان عدالت اداری صادر کرده است پس از ارسال پرونده به مرجع مذکور و ارجاع آن به شعبه چهل و سوم آن شعبه نیز طی دادنامه شماره 85-1394/12/19 با این استدلال که دعوی حاضر در ذیل کدام عنوان الف- مسئولیت مبتنی بر تقصیر ب- مسئولیت بدون تقصیر باید رسیدگی شود و پس از آن بایستی در چه مرجعی رسیدگی شود و در این تردید وجود ندارد که پرداخت بهای املاک تملک شده و فروعات آن از جمله حق اعاشه ناشی از تخلف شهرداری از قوانین و مقررات نمی باشد بلکه ناشی از الزام قانونی است و در ذیل عنوان مسئولیت بدون تقصیر رسیدگی می شود و لاجرم باید در یک مرجع قضایی از آغاز تا انجام مورد رسیدگی قرار گیرد و به استناد رأی وحدت رویه 747-1394/10/29 و ماده 48 قانون تشکیلات و آئین دادرسی عدالت اداری قرار عدم صلاحیت به صلاحیت محاکم حقوقی تهران صادر و به لحاظ حدوث اختلاف پرونده به دیوان عالی کشور ارسال و به این شعبه ارجاع شده است. هیأت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید. پس از قرائت گزارش آقای ع.الف. ی عضو ممیز و ملاحظه اوراق پرونده در خصوص حل اختلاف در صلاحیت مشاوره نموده چنین رأی می دهد: رأی شعبه: نظر به اینکه خواسته خواهان ها پانزده درصد به عنوان حق اعاشه عرصه و اعیانی و سرقفلی ملکی است که قبلا در اجرای تملک آن توسط شهرداری بهای آن پرداخت شده است صرف نظر از اینکه خواسته فعلی از متفرعات بهای ملک است و از شمول تبصره یک ماده 10 قانون تشکیلات و آیین دادرسی دیوان عدالت اداری خارج است با توجه به رأی وحدت رویه شماره 747-1394/10/29 هیئت عمومی دیوان عالی کشور که مقرر می دارد در مواردی که مالکان اراضی تصرف و تملک شده از سوی شهرداری بهای آن اراضی را مطالبه می کنند بدون اینکه مدعی تخلف و نقض قانون از سوی شهرداری در اقداماتی که انجام داده باشند دعوی موضوعا از شمول مقررات بندهای 1 و 2 و تبصره 1 بند 3 ماده 10 قانون یاد شده خارج است و دادگاه باید به دعوی رسیدگی و حکم مقتضی صادر نماید لذا در اجرای ماده 14 قانون فوق الذکر با اعلام صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی تهران حل اختلاف می گردد. شعبه 40 دیوان عالی کشور;ر ئیس: عبدالمحمد خالصی; عضو معاون: علی اکبری