آماگ
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

نظریه مشورتی اعتراض به رأی داوری و دادخواست اعسار شهرداری

تشریح نظریه مشورتی در خصوص اعتراض به رأی داوری و دادخواست اعسار بر اساس ماده ۴۸۹ قانون آیین دادرسی مدنی؛ بررسی شرایط رسیدگی به دعاوی شهرداری در امور حقوقی و داوری.


این سند شامل خلاصه‌ای است که توسط مدل‌های زبانی (LLM) تولید شده است.


نظریه شماره 7/97/2050 مورخ 1397/07/14 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره اعتراض شهرداری به رأی داوری و درخواست اعسار از هزینه دادرسی: در این نظریه، اداره کل حقوقی قوه قضاییه به سوالاتی درباره قابلیت استماع دادخواست اعسار شهرداری از هزینه دادرسی و نیز اعتراض به رأی داوری خارج از مهلت مقرر قانونی پاسخ داده است. بر اساس نظریه اول، در خصوص اشخاص حقوقی حقوق عمومی مانند شهرداری، هرچند اعسار از پرداخت هزینه دادرسی خلاف ظاهر و احراز آن دشوار است، اما استماع آن منع قانونی ندارد. در پاسخ به سوال دوم، تأکید شده است که اگر اعتراض به رأی داوری پس از مهلت مقرر 20 روزه قانونی ارائه شود، دادگاه حق بررسی این اعتراض را نداشته و باید قرار رد درخواست صادر کند. اما در صورت ارائه درخواست اجرای رأی داور، دادگاه موظف به بررسی رأی داور برابر ماده 489 قانون آیین دادرسی مدنی است.

استعلام

در پرونده ای شهرداری املاکی را شامل عرصه و اعیان از نهاد عمومی غیر دولتی دیگر خریداری می نماید و حسب مفاد مبایعه نامه اختلافات احتمالی طرفین به داوران منتخب ارجاع می گردد که داوران موصوف در راستای شرایط ضمن عقد خیار شرط اقدام به صدور رأی مبنی بر فسخ معامله و خلع ید شهرداری از املاک خریداری شده می نمایند شهرداری نسبت به رأی داوران خارج از مهلت مقرره 20 روزه قانونی اعتراض می نماید و به لحاظ ارزش قابل توجه آن املاک درخواست اعسار از هزینه دادرسی را به صورت همزمان می نماید.

س: اولا مقررات مندرج در مواد 504 و 505 از قانون آئین دادرسی مدنی در بحث اعسار از پرداخت هزینه دادرسی به اشخاص حقیقی اختصاص دارد و یا آنکه شامل اشخاص حقوقی از جمله شهرداری نیز می گردد؟

ثانیا با توجه به اینکه بر اساس اصل 139 قانون اساسی و ماده 457 از قانون آئین دادرسی مدنی ارجاع دعاوی راجع به اموال عمومی و دولتی منوط به تصویب هیئت وزیران و اطلاع مجلس شورای اسلامی می باشد که در پرونده امر این مهم رعایت نگردیده و از طرفی دادخواست ابطال رأی داور نیز خارج از مهلت مقرره 20 روزه قانونی از تاریخ ابلاغ رأی داور تقدیم گردیده است آیا با فرض پرداخت هزینه دادرسی توسط شهرداری دادگاه با تکلیفی مواجه خواهد بود؟ یا آنکه دادگاه باید بر اساس ماده 492 از قانون آئین دادرسی مدنی بدون لحاظ عدم رعایت شرایط ارجاع به داوری در اموال عمومی ودولتی باید قرار رد دادخواست ابطال رأی داور را به لحاظ خارج از مهلت بودن صادر کند.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

1- مقررات ماده 15 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی 1394 صرفا ناظر به دادخواست اعسار از پرداخت محکوم به و منصرف از دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی است. در خصوص دادخواست اعسار از پرداخت هزینه دادرسی مطروحه از سوی اشخاص حقوقی باید مطابق مقررات مذکور در فصل دوم باب هشتم قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379 (مواد 504 تا 514) رفتار گردد و لذا اولا: در مورد پذیرش دعوی اعسار اشخاص حقوقی حقوق خصوصی تجاری از پرداخت هزینه دادرسی منع قانونی وجود دارد، زیرا طبق ماده 512 قانون اخیرالذکر از تاجر دادخواست اعسار پذیرفته نمی شود ولی در مورد اشخاص حقوقی حقوق خصوصی غیرتجاری، دعوای اعسار از پرداخت هزینه دادرسی قاعدتا قابل استماع است، زیرا به هر حال قابل تصور است که شخص مذکور دارائی اش کفایت نکند یا به اموالش دسترسی نداشته و موقتا قادر به تأدیه نباشد. ثانیا: در مورد اشخاص حقوقی حقوق عمومی مانند شهرداری ها هر چند اعسار از پرداخت هزینه دادرسی خلاف ظاهر و احراز آن دشوار است، در عین حال استماع آن منع قانونی ندارد.

2- با توجه به اینکه مادّه 490 قانون آئین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی برای اعتراض و دعوای بطلان رأی داوری، مهلت تعیین و مادّه492 این قانون اعتراض و درخواست ابطال خارج از مهلت را نپذیرفته است، لذا چنانچه اعتراض و درخواست ابطال رأی داوری، خارج از مهلت تقدیم گردد، دادگاه نمی تواند به موضوع رسیدگی و رأی داور را باطل کند و باید قرار رد درخواست صادر نماید اما با توجه به صدر مادّه 489 همان قانون، رأی داور در صورتی که مشتمل بر یکی از موارد مذکور در این مادّه باشد، باطل است و قابلیت اجرایی ندارد، بنابراین هرگاه از سوی یکی از طرفین، درخواست اجرای رأی داور شود، دادگاه مکلف است رأی داور را از جهات مذکوردر مادّه یاد شده، بررسی کند و اگر طرف دیگر مدعی بطلان رأی داور باشد، چون بررسی رأی داور قبل از صدور دستور اجرا،تکلیف دادگاه می باشد، تذکر یکی از طرفین نیز مورد توجه دادگاه قرار خواهد گرفت.