آماگ
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

اقامه دعوای حقوقی و حفظ حقوق عمومی

نظریه مشورتی درباره اقامه دعوای حقوقی و حفظ حقوق عمومی بر اساس تبصره یک ماده 2 قانون سازمان بازرسی کل کشور، با محوریت دادستان، صلاحیت دادگاه‌ها و اجرای احکام مدنی درباره بیت‌المال


این سند شامل خلاصه‌ای است که توسط مدل‌های زبانی (LLM) تولید شده است.


نظریه شماره 7/1401/1189 مورخ 1401/11/26 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره قدرت دادستان در اقامه دعوای حقوقی جهت حفظ حقوق عمومی و شفاف سازی در دعاوی حقوقی: این نظریه به بررسی نقشی که دادستان می‌تواند در دعاوی حقوقی که حقوق عمومی را شامل می‌شود، داشته باشد، می‌پردازد. بر اساس این نظریه، دادستان می‌تواند در موارد خاص و بر اساس قوانین مربوطه، مانند تبصره یک ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور، به طرح دعوای حقوقی و همکاری با دادگاه‌ها در مواردی که حقوق عمومی یا بیت المال در معرض تضییع قرار دارد، بپردازد. این امر به طور خاص در مواردی که دفاع ادارات دولتی ضعیف است و نیاز به حمایت دادستان وجود دارد، اهمیت دارد. از سوی دیگر، برخی از تفاسیر حقوقی بر مبنای اصل تساوی و بی‌طرفی در دادرسی حقوقی، مداخله دادستان را محدود به مواردی می‌دانند که قانون برای وی تکلیف مشخص کرده است.

استعلام

1- آیا دادستان می تواند برای دفاع از حقوق دولتی و عمومی در دعاوی حقوقی فعالیت نماید؟ (به صورت طرح دعوا یا لایحه حمایتی از حقوق دولتی)

2- در صورت دعوت از سوی محکمه حقوقی برای شفاف سازی و پاسخ به سؤالات در راستای ماده 199 قانون آِیین دادرسی، آیا دادستان تکلیفی برای همکاری با دادگاه حقوقی در این دعاوی دارد؟ در این خصوص دو تفسیر هست:

نظر اول: از آنجا که در بسیاری از دعاوی حقوقی که حقوق عامه در معرض تضییع است؛ از جمله دعاوی ناظر بر اراضی ملی یا محیط زیست یا اوقاف، مداخله دادستان ضرورت دارد و بعضا دفاع ادارات مربوطه در این حوزه ضعیف و ناقص و گاه با تبانی است و با توجه به ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری که علاوه بر تعقیب کیفری اقامه دعوی را جزء وظایف دادستان دانسته است، چنانچه دعوای حقوقی له یا علیه بیت المال و اموال عمومی در شعب حقوقی مطرح باشد، دادستان امکان مداخله دارد و حداقل ارزش لایحه و نامه دادستان، خبر موثق است و اساسا اصول دادرسی دعاوی دولتی با سایرین متفاوت و از جمله آنها ضرورت جامع نگری در حقوق بیت المال است. در ماده 3 قانون بازرسی کل کشور هم مصادیق دیگری از این حق و تکلیف آمده است؛ لذا حق و تکلیف به همکاری وجود دارد.

نظر دوم: قانون صراحت امکان مداخله دادستان را پیش بینی نکرده است. وظیفه دادستان مشخص است و در دعاوی دولتی، نماینده خاص برای دفاع دارد و دادستان تکلیفی برای مداخله ندارد. در دعاوی حقوقی اصل تساوی و بی طرفی مطرح است و حضور دادستان با اصول دادرسی حقوقی منافات دارد. در قانون سابق موارد ابلاغ پیش بینی شده بود و با عدم تکرار در سال 1379 بحث آن منتفی است؛ لذا حق و تکلیفی برای همکاری با محکمه حقوقی ندارد.

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

1 و 2- اقامه دعوای لازم برای حفظ حقوق عمومی مذکور در ماده 22 قانون آیین دادرسی کیفری ناظر به ماده 11 و سایر موارد قانونی است که مقنن وظایفی را بر عهده دادستان مقرر کرده است؛ بنابراین دادستان تنها در موارد قانونی مانند تبصره یک ماده 2 قانون تشکیل سازمان بازرسی کل کشور و یا مواردی که لازمۀ انجام وظایف محوله قانونی وی است، مکلف به طرح دعوای حقوقی و اقدامات مرتبط است. بدیهی است هر یک از دستگاه های دولتی و عمومی ذی ربط در حوزه وظایف قانونی خود مکلف به طرح دعوا و یا دفاع از دعاوی مربوط می باشند؛ چنانکه تبصره الحاقی مورخ 24/3/1394 ماده 342 قانون آیین دادرسی کیفری دفاع از حقوق بیت المال را در موارد پرداخت دیه از بیت المال بر عهده دستگاه پرداخت کننده دیه قرار داده است.