آماگ
۱۱ دی ۱۴۰۴، ۱۹:۵۷ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

رای وحدت رویه دیوان عالی کشور درباره اصلاح اسناد نسق زراعتی

رای وحدت رویه شماره ۷۰۲ هیأت عمومی دیوان عالی کشور درباره اصلاح اسناد نسق زراعتی و صلاحیت رسیدگی، مستند به ماده ۳۸ آییننامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳

شماره ۵۴۶۳/هـ - ۱۳۸۶/۶/۱۹

بسمه تعالی

رأی وحدت‌ رویه شماره ۷۰۲ هیأت‌ عمومی دیوان‌ عالی کشور در خصوص صلاحیت شورای‏‏ اصلاحات ارضی نسبت به اصلاح اسناد مربوط به نسق‌ های زراعی

الف: مقدمه

جلسه هیأت‌ عمومی دیوان‌ عالی کشور در مورد پرونده ردیف ۸۴ /۴۶ وحدت‌ رویه، ‏رأس ساعت ۹ بامداد روز سه‌ شنبه مورخه ۱۳۸۶/۵/۲ به ریاست حضرت آیت‌ الله مفید ‏رییس دیوان‌ عالی کشور و با حضور حضرت آیت‌ الله دری نجف‌ آبادی دادستان کل کشور و ‏شرکت اعضای شعب مختلف دیوان‌ عالی کشور در سالن اجتماعات دادگستری تشکیل و ‏پس از تلاوت آیاتی از کلام‌ الله مجید و قرائت گزارش پرونده و طرح و بررسی نظریات ‏مختلف اعضای شرکت‌ کننده در خصوص مورد و استماع نظریه جناب آقای دادستان کل ‏کشور که به ترتیب ذیل منعکس می‌ گردد، به صدور رأی وحدت‌ رویه قضایی شماره ‏‏۷۰۲ - ۱۳۸۶/۵/۲ منتهی گردید.‏

ب: گزارش پرونده

احتراماً به استحضار می‌ رساند: بر اساس گزارش ۲ /۱۸ مورخ ۱۳۸۴/۱۱/۱۵ ریاست ‏محترم شعبه هجده دیوان‌ عالی کشور از شعبه چهارده سابق و هجده فعلی و شعبه ۲۱ ‏دیوان‌ عالی کشور در استنباط از ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب سال ۱۳۴۳ ‏کمیسیون خاص مشترک مجلسین، طی پرونده‌ های کلاسه ۶۹ /۱۳۶۲ و ۲۴ /۱۶۷۲ آراء ‏مختلف صادر گردیده است که جریان پرونده‌ های مرقوم به‌ شرح ذیل گزارش می‌ گردد.‏

‏۱- حسب محتویات پرونده کلاسه ۶۹ /۱۳۶۲ شعبه چهاردهم سابق دیوان‌ عالی کشور، ‏آقای جهانگیر ... دادخواستی به خواسته ابطال سند نسق زراعی شماره ۲۷۱۱۱ - ۱۳۴۹/۵/۴ و ‏‏۲۹۶۰۰ - ۱۳۵۱/۴/۱۸ تنظیمی در دفترخانه اسناد رسمی آستارا و ۲۷۳۲ - ۱۳۴۵/۵/۲۰ ‏دفتر اسناد رسمی شماره ۴۲ رشت و خلع ید خوانده از زمین‌ های مزبور به طرفیت آقای ‏ماشاء الله ... به دادگاه عمومی آستارا تقدیم، که برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه آن ‏شهرستان ارجاع گردیده است که شعبه مرقوم با استناد به مفاد ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه ‏اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳ و تبصره آن به شایستگی شورای اصلاحات ارضی سازمان ‏جهاد کشاورزی استان گیلان قرار عدم صلاحیت صادر نموده و پرونده را در اجرای ماده ‏‏۲۸ قانون آیین‌ دادرسی دادگاه‌ های عمومی و انقلاب در امور مدنی به دیوان‌ عالی کشور ‏ارسال که به شعبه چهاردهم ارجاع و طی دادنامه شماره ۳۷۶ - ۱۳۸۲ به‌ شرح ذیل اتخاذ ‏تصمیم نموده‌ اند: «نظر به مرجعیت عام محاکم دادگستری و اینکه ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه ‏اصلاحات ارضی استنادی در قرار صادره، مغایرتی با حق اقامه دعوی از ناحیه خواهان در ‏محاکم دادگستری ندارد، لذا قرار مزبور غیرموجه تشخیص و با نقض آن، پرونده در اجرای ‏بند الف ماده ۴۱۰ قانون آیین‌ دادرسی در امور مدنی به همان شعبه اعاده می‌ شود.»

‏‏۲- به دلالت محتویات پرونده کلاسه ۲۴ /۱۶۷۲ شعبه بیست و یکم دیوان‌ عالی ‏کشور آقایان علی، گل علی و ذکرعلی شهرت همگی نظری، دادخواستی به طرفیت آقایان ‏عوض آذری و قوچعلی نظری و نیز به طرفیت ادارات ثبت اسناد و املاک و امور اراضی ‏اردبیل به خواسته صدور حکم به الزام خواندگان به اصلاح نسق‌ های زراعی شماره ‏‏۴۱۸۱۱۵ - ۴۹ و ۵۷۷۴۴ و صدور سند زراعی مشاعی جدید نسبت به سهم خواهان‌ ها ‏به دادگاه عمومی بخش سرعین تقدیم نموده‌ اند. دادگاه رسیدگی‌ کننده با استدلال اینکه ‏ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳ و ماده ۶ قانون الحاق موادی به آیین‌‌ نامه ‏اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶ حاکی است که اصلاح اسناد اصلاحات ارضی در صلاحیت ‏شورای اصلاحات ارضی می‌ باشد، لذا طی دادنامه ۱۵۶۰ قرار عدم صلاحیت خود را ‏به صلاحیت شورای اصلاحات ارضی صادر و پرونده را در اجرای ماده ۲۸ ق.آ.د.د.ع و ‏انقلاب در امور مدنی به دیوان‌ عالی کشور ارسال که به شعبه بیست و یکم ارجاع و طی ‏دادنامه ۸۲۰ - ۸۳ به‌ شرح زیر رأی صادر گردیده است:‏

«با توجه به اینکه اصلاح سند طبق ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ‏‏۱۳۴۳ و ماده ۶ قانون مواد الحاقی به آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۶ از وظایف ‏خاص شورای اصلاحات ارضی می‌ باشد، لذا قرار صادره تأیید می‌ شود.»

همان‌ طور که ملاحظه می‌ فرمایید، شعبه چهاردهم سابق دیوان‌ عالی کشور طی ‏دادنامه فوق‌ الاشعار، صرف نظر از عنوان «خلع ید» مرقوم در قسمتی از خواسته خواهان، ‏ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳ را مانع مراجعه مستقیم به دادگاه‌ های ‏عمومی و طرح دعوی به خواسته موارد مذکور در این ماده از آیین‌‌ نامه نمی‌ داند ولی شعبه ‏بیست و یکم دیوان‌ عالی کشور اظهارنظر در خصوص موارد مذکور در ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه ‏مرقوم را فقط در صلاحیت شورای اصلاحات ارضی دانسته که با عنایت به صدور آراء متفاوت ‏از شعب مذکور طرح موضوع را به استناد ماده ۲۷۰ قانون آیین‌ دادرسی دادگاه‌ های ‏عمومی و انقلاب در امور کیفری برای صدور رأی وحدت‌ رویه قضایی تقاضا می‌ نماید. ‏

معاون قضایی دیوان‌ عالی کشور - حسینعلی نیری

ج: نظریه دادستان کل کشور

باحترام؛ در خصوص پرونده وحدت‌ رویه قضایی حقوقی ردیف ۸۴ /۴۶ هیأت محترم ‏عمومی دیوان‌ عالی کشور موضوع اختلاف نظر بین شعب ۱۴ و ۲۱ دیوان‌ عالی کشور در ‏استنباط از مقررات ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳ با لحاظ مندرجات ‏گزارش تنظیمی و مقررات قانونی به‌ شرح آتی اظهارنظر می‌ گردد.‏

نظر به اینکه به‌ موجب مقررات ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳ مرداد ‏‏۱۳۴۳ مصوب کمیسیون خاص مشترک مجلسین وقت:‏

‏(در مواردی که شورای اصلاحات ارضی تشخیص دهد در اسنادی که در اجرای ‏مقررات اصلاحات ارضی تنظیم شده اشتباهی رخ‌ داده است رأی به اصلاح یا اقاله یا ابطال ‏سند خواهد داد. رأی مزبور برای دفاتر اسناد رسمی و دوایر ثبت اسناد و املاک لازم‌ الاجرا ‏خواهد بود، درصورتی‌ که رأی مزبور خللی به حق دیگری برساند حسب تقاضای ذی‌ نفع ‏طبق قسمت اخیر ماده یک قانون مربوط به اشتباهات ثبتی و اسناد معارض مصوب ‏‏۱۳۳۳ عمل خواهد شد.)‏

و طبق ماده ۶ قانون مواد الحاقی به آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳/۵/۳ ‏کمیسیون خاص مشترک مجلسین تصویب شده در تاریخ ۱۳۴۶/۲/۱۲ مجلس ‏شورای ملّی وقت (اگر اختلافی در تشخیص اینکه کسی زارع ملکی است که در تصرف ‏دارد یا آن‌ را در تاریخ ۱۳۴۰/۱۰/۱۹ به‌ عنوان زارع صاحب نسق در تصرف داشته یا رابطه ‏او با ملک بر اساس دیگری می‌ باشد حادث شود، رفع اختلاف با توجه به تعاریف مذکور در ‏مقررات اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۰/۱۰/۱۹ با سازمان اصلاحات ارضی است و رأی ‏سازمان در این خصوص قاطع است، دعاوی مطروحه در محاکم قضایی که هنوز منتهی ‏به صدور حکم قطعی نشده ‌است تابع مقررات این ماده می‌ باشد.)‏

نظر به مراتب مذکور آیین‌‌ نامه اصلاحات ارضی مصوب ۱۳۴۳/۵/۱۳ مصوب کمیسیون خاص مشترک ‏مجلسین می‌ باشد، به استناد قانون مربوط به اجازه اجرای آیین‌‌ نامه قانون اصلاحات ارضی ‏دارای ارزش اعتبار و آثار مصوبات قوه‌‌ مقننه می‌ باشد و از طرفی به‌ موجب مقررات قانون ‏مواد الحاقی ... مذکور در فوق آیین‌‌ نامه مذکور به‌ عنوان قانون مورد تنفیذ مقنن قرار ‏گرفته ‌است.‏

و به اعتبار مقررات مرقوم رسیدگی به اختلافات راجع به تصرفات مبنای نسق زراعی ‏و اختلافات و اشتباهات حادث در اسناد تنظیمی در اجرای قانون مذکور در صلاحیت ‏شورا یا سازمان اصلاحات ارضی مقرر گردیده ‌است و حتی در مواردی که دعاوی مطروحه ‏در خصوص اختلاف در محاکم قضایی منتهی به حکم قطعی نگردیده ‌باشد با عدول از ‏صلاحیت عام محاکم قضایی موضوع به صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی احاله ‏گردیده ‌است، النهایه به‌ شرح قسمت اخیر ماده ۳۸ فوق‌ الاشعار درصورتی‌ که رأی شورا یا ‏سازمان اصلاحات ارضی مخل حقوق اشخاص باشد حسب درخواست ذی‌ نفع طبق مقررات ‏قسمت اخیر ماده یک قانون مربوط به اشتباهات ثبتی و اسناد معارض عمل خواهد شد و ‏مقررات قسمت اخیر ماده یک قانون مربوط به اشتباهات ثبتی و ... نیز تصریح دارد ‏به اینکه (ذی‌ نفع «متضرر از رأی» می‌ تواند به دادگاه مراجعه نماید و در هر حال تعیین ‏تکلیف نهایی در دادگاه خواهد بود.)‏

بنابراین: اولاً مقررات مربوط به رسیدگی به اختلافات مربوط به نسق زراعی و ‏اسناد مربوط به آن به‌ موجب مقررات خاص در صلاحیت سازمان اصلاحات ارضی ‏مقرر گردیده و مقررات عمومی ناظر به صلاحیت عام مراجع قضایی در مقام تعارض ‏ناسخ و یا مخصص مقررات خاص نخواهد بود. ثانیاً تخصیص صلاحیت برای سازمان ‏اصلاحات ارضی به معنی عدول از صلاحیت عام محاکم قضایی نبوده بلکه متضرر از تصمیم ‏سازمان اصلاحات ارضی می‌ تواند از تصمیم مذکور در محاکم ذی‌ صلاح قضایی درخواست ‏احقاق حق نماید.‏

بنا بر جهات مرقوم رأی شعبه ۲۱ دیوان‌ عالی کشور که با لحاظ این مراتب صادر ‏گردیده ‌است منطبق با موازین و مقررات تشخیص و مورد تأیید می‌ باشد.‏

رأی و‌حدت‌ رو‌یه هیأت‌ عمومی دیوان‌ عالی کشور

‏«واگذاری اراضی کشاورزی به زارعین صاحب نسق و تشخیص استحقاق و تعیین ‏مقدار زمینی که به هر یک از آنها واگذار می‌ شود بر اساس ضوابط و مقررات خاص قانون ‏اصلاحات ارضی است، و درصورتی‌ که در نحوه این واگذاری و یا تنظیم سند اشتباهی رخ ‏دهد به‌ موجب ماده ۳۸ آیین‌‌ نامه قانونی مصوب کمیسیون مشترک مجلسین (مرجع صالح ‏در زمان تصویب) شورای اصلاحات ارضی آن را اصلاح می‌ نماید. شورای انقلاب اسلامی در ‏‏۱۳۵۹/۹/۷ با الحاق یک تبصره به آیین‌‌ نامه مذکور و نیز در ۱۳۵۹/۲/۱۳ اصلاح تبصره ۳ ‏ماده ۲ لایحه قانونی راجع به تکمیل پاره‌ ای از مواد قانون اصلاحات ارضی تلویحاً آن‌ را تأیید ‏نموده‌ است، لذا با عنایت به قسمت اخیر اصل ۱۵۹ قانون اساسی جمهوری اسلامی به‌ نظر ‏اکثریت اعضاء هیأت‌ عمومی دیوان‌ عالی کشور رأی شماره ۸۳ /۸۲۰ شعبه ۲۱ دیوان‌ عالی ‏کشور که با این نظر مطابقت دارد صحیحاً صادر شده و تأیید می‌ گردد.»‏

‏«این رأی به‌ موجب ماده ۲۷۰ قانون آیین‌‌ دادرسی دادگاه‌ های عمومی و انقلاب ‏در امور کیفری در موارد مشابه برای شعب دیوان‌ عالی کشور و دادگاه‌ها لازم‌ الاتباع ‏می‌ باشد.»