آماگ
۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۴:۴۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

رأی هیأت عمومی تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن

رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری شماره ۶۶۱ مورخ ۰۶/۰۸/۱۳۸۶ درباره تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آنها طبق تبصره ماده ۳۱ آیین‌نامه دفاتر اسناد رسمی با محوریت کانون سردفتران و هیأت واگذاری زمین

تاریخ: ۶/۸/۱۳۸۶ شماره دادنامه: ۶۶۱-۶۶۲ کلاسه پرونده: ۸۳/۲۴۶-۸۴/۱۸۳

مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.

شکات: ۱- کانون سردفتران و دفتریاران ۲- آقای صفر رحیمی.

موضوع شکایت و خواسته: ۱- ابطال ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون مرجع تشخیص اراضی موات مصوب ۸/۷/۱۳۶۶ هیأت وزیران ۲- بند ۳۳۴ مجموعه بخشنامه‎های ثبتی ۳ تبصره ماده ۳۱ آیین‎نامه قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۱۷.

مقدمه: الف- در دادخواست کانون سردفتران و دفتریاران آمده است، به موجب ماده واحده قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آنها مصوب ۱۳۶۵، کلیه اسناد و مدارک مربوط به غیر دولت اعم از رسمی و غیر رسمی مربوط به اراضی موات واقع در خارج از محدوده استحفاظی شهرها به استثناء اراضی که توسط مراجع ذیصلاح دولتی واگذار شده است، باطل و در اختیار دولت جمهوری اسلامی ایران قرار می‎گیرد. در قسمت اخیر آن آمده است «اداراث ثبت اسناد مکلفند حسب اعلام هیأتهای واگذاری زمین نسبت به ابطال سند آنها و صدور سند به نام دولت جمهوری اسلامی ایران اقدام نمایند.» هیأت دولت به موجب ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون مذکور مصوب ۸/۷/۱۳۶۶، دفاتر اسناد رسمی را مکلف نموده تا در خصوص نقل و انتقال اراضی موضوع قانون فوق، از هیأتهای واگذاری و احیاء اراضی استعلام نمایند. حال آنکه ۱- در قانون وماده واحده مذکور هیچگونه تکلیفی برای دفاتر اسناد رسمی تعیین نشده است. ۲- دفاتر اسناد رسمی قبل از انجام هرگونه معامله نسبت به املاک مکلفند وفق ماده ۳۱ آیین‎نامه قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۱۷، مراتب را از ثبت محل وقوع ملک استعلام نمایند. بدیهی است چنانچه هیأتهای واگذاری و احیاء اراضی به تکلیف قانونی خود در شناسائی و اعلام اراضی موات به ادارات ثبت عمل نموده باشند، امکان تنظیم سند در دفاتر اسناد رسمی وجود نخواهد داشت. ۳- عدم رعایت آیین‎نامه مذکور توسط سردفتر، موجب انفصال وی و بقیه کادر دفترخانه برای مدت ۳ الی ۶ ماه خواهد شد. حال آنکه هیأتهای واگذاری زمین تکلیف به بررسی و شناسائی اراضی موات داشته‎اند. بنابراین ابطال ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی مورد شکایت را تقاضا دارد. ب- آقای صفر رحیمی در دادخواست تقدیمی اعلام داشته‎اند، ۱- هر سه مصوبه مورد شکایت خلاف ماده ۳۰ قانون دفـاتر اسناد رسمی مصوب ۱۳۵۴ می‎باشد. ۲- مطابق اصول ۵۸، ۷۱ و ۸۵ قانون اساسی وضع قوانین و قـواعد

آمره موجد حق و تکلیف به مجلس شورای اسلامی اختصاص دارد و از حیطه اختیار رئیس سازمان ثبت و هیأت وزیران خارج است. ۳- در بند ۳۳۴ مجموعه بخشنامه‎های ثبتی، تنظیم سند موکول به استعلام از مراجع ذیصلاح شده است که هر مسئولی هر مرجعی را بخواهد ذیصلاح اعلام کند که این موضوع خلاف امر قانونگذاری و خلاف معمول و تکلیف مالایطاق است. معاون دفتر امور حقوقی دولت در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۵۶۸۵۷ مورخ ۵/۱۰/۸۳ مبادرت به ارسال تصویر نظریه‎های شماره ۰۱/۱۱۰/۴۱۵۵ مورخ ۴/۶/۸۳ وزارت مسکن و شهرسازی و شماره ۱۶۶۵ک ح مورخ ۲۸/۷/۸۳ وزارت جهاد کشاورزی نموده است. ۱- در نامه مدیرکل دفتر وزارتی وزارت مسکن و شهرسازی آمده است، با توجه به ماده ۳۰ قانون دفاتر اسناد رسمی و کانون سردفتران و دفتریاران، دفاتر اسناد رسمی از تنظیم اسنادی که مغایر با قوانین و مقررات موضوعه، نظم عمومی یا اخلاق حسنه باشند منع گردیده‎اند. اظهارنظر مراجع تشخیص اراضی صرفاً کاشف از واقعیت امر است و در نوعیت و ماهیت اراضی موضوع تشخیص تغییر حاصل نمی‎نماید. از آنجا که دفاتر اسناد رسمی مکلفند وفق قوانین و مقررات نسبت به تنظیم اسناد اقدام نمایند، انتقال اراضی موات مخالف قانون و نظم عمومی تلقی، لذا ماده ۶ آیین‎نامه معترض‎عنه در راستای اجرای قوانین فوق‎الذکر تنظیم گردیده است و به همین دلیل نیز تاکنون به قوت خود باقی است. ۲- در نامه مدیرکل دفتر حقوقی وزارت جهاد کشاورزی آمده است، ماده ۶ استنادی مخالف منطوق و ظاهر قانون نیست، زیرا هرگونه اشاره و قیدی مبنی بر منع و عدم استعلام از دفاتر اسناد رسمی در قانون مربوطه نشده است، بلکه مستفاد از مدلول و مفهوم آن و لازمه اجرای قانون وامر تشخیص و اعلام بطلان اسناد اراضی موات استعلام از هیأتهای هفت نفره است. مضافاً اینکه قانونگذار با صدور حکم باطل بودن کلیه اسناد و مدارک اراضی موات اعم از رسمی و غیر رسمی و مکلف نمودن ادارات ثبت به ابطال اسناد آنها، بی اعتباری اسناد مربوط به اراضی موات را اعلام نموده است و بر اسناد باطله نیز اثری مترتب نبوده تا در نقل و انتقال نسبت به آنها نیازی به استعلام از هیأتهای ۷ نفره نباشد. عدم استعلام به معنای آزادی بی قید و شرط نقل و انتقال، سند سازی و ثبت اراضی موات و اخذ اسناد آن به ویژه از طریق مواد ۱۴۷ و۱۴۸ اصلاحی قانون ثبت بوده و این امر منجر به تاراج دادن انفال خواهد شد. سرپرست دفتر حقوقی و امور بین الملل سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در پاسخ به شکایت شاکی بـه شرح نـامه شماره ۳۵۶۱/۱۱ مورخ ۱۲/۵/۸۴ اعلام داشته‎اند، تکلیف به استعلام مندرج در

ماده ۳۰ آیین‎نامه دفاتر اسناد رسمی نه تنها ناقض تکلیف سران دفاتر اسناد رسمی به تنظیم و ثبت معاملات مندرج در قانون مذکور نمی‎باشد، بلکه در راستای جلوگیری از ورود خسارت به حقوق احتمالی سایرین می‎باشد. که این موضوع درباره آیین‎نامه قانون مرجع تشخیص اراضی موات مصوب ۱۳۶۶ نیز تسری دارد. لذا تکلیف به استعلام، مندرج در ماده ۳۱ آیین‎نامه مورد نظر و نیز بند ۳۳۴ بخشنامه‎های ثبتی و ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون مرجع تشخیص اراضی موات صحیح و وفق قانون بوده و ایرادی بر آن وارد نمی‎باشد. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درتاریخ فوق باحضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی می‎نماید.

رأی هیأت عمومی

با عنایت به وظایف و مسئولیتهای قانونی سازمان ثبت اسناد و املاک کشور در باب انعکاس و تمرکز وضعیت ثبتی اراضی و املاک کشور و تغییرات حاصله در آنها از جهات مختلف از جمله انجام معاملات گوناگون، ابطال اسناد اراضی موات شهری به حکم ماده ۶ قانون زمین شهری مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۶ و مصوبه مورخ ۱۵/۱۲/۱۳۷۰ مجمع تشخیص مصلحت نظام بنابه اعلام وزارت مسکن و شهرسازی و همچنین ابطال اسناد ثبتی اراضی موات خارج از محدوده قانونی شهرها بنابه اظهار وزارت جهاد کشاورزی به تجویز قسمت اخیر ماده واحده قانون مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن مصوب ۱۳۶۵ و اینکه دفاتر اسناد رسمی در جهت احراز فقدان موانع قانونی برای ثبت اسناد مربوط به نقل و انتقال اراضی و املاک منحصراً مکلف به استعلام از سازمان ثبت اسناد و املاک کشور باشند، ماده ۳۱ آیین‎نامه قانون دفاتر اسناد رسمی مصوب ۶۶ و همچنین بند ۳۳۴ مجموعه بخشنامه‎های ثبتی که مبین و مفید احکام فوق‎الذکر است مغایرتی با قانون ندارد و خارج از حدود اختیارات قانونی مربوط نمی‎باشد. لیکن وضع قاعده آمره متضمن ایجاد تکلیف برای دفاتر اسناد رسمی در زمینه استعلام از هیأتهای واگذاری و احیای اراضی موضوع ماده واحده فوق‎الذکر که مختص قانونگذار است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات قوه مجریه در وضع مقررات دولتی تشخیص داده می‎شود و مستنداً به ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‎شود./

هیأت عمومی دیوان عدالت اداری

معاون قضائی دیوان عدالت اداری

مقدسی‎فرد