آماگ
۵ بهمن ۱۴۰۴، ۱۹:۲۵ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

قانون حمایت از حقوق معلولان

آشنایی با قانون حمایت از حقوق معلولان و نقش کمیسیون پزشکی سازمان بهزیستی در احراز معلولیت و برخورداری از رفاه اجتماعی و حمایت‌های دولتی

ابطال آیین‌نامه‌های مورخ ۱۱/۱۱/۱۳۶۵ و ۹/۱۱/۱۳۷۲ و ۲۹/۶/۱۳۷۳و‌زارت کشور درخصوص ضوابط و معیارهای تشخیص باغ موضوع ماده

یک لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها

تاریخ: ۶/۲/ ۱۳۸۳

شماره دادنامه: ۳۱

کلاسه پرو‌نده: ۷۸/۳۶۴



مرجع رسیدگی: هیأ‌ت‌عمومی دیوان عدالت اداری

شاکی: معاو‌ن امورسیاسی قضایی سازمان بازرسی کل کشور

موضوع شکایت و خواسته: ابطال آیین‌نامه‌های مورخ ۱/۷/۱۳۵۹، ۱۱/۱۱/۱۳۶۵ و ۹/۱۱/۱۳۷۲ و ۲۹/۶/ ۱۳۷۳ و‌زارت کشور و دستورالعمل‌های شماره ۱۴۳۶۱ مورخ ۱۱/۸/۱۳۶۸، ۱۶۱/۱ مورخ ۱/۴/۱۳۷۲ و ۵۴۳۰/۱۰۰ مورخ ۲۵/۴/۱۳۷۴ و‌زارت مسکن و شهرسازی

مقدمه: معاو‌ن امورسیاسی قضایی سازمان بازرسی کل‌کشور طی نامه شماره ۱۸۸۰۹/۷/‌۳مورخ ۲۰/۹/۷۸۳۱ اعلام داشته‌اند، به استناد قسمت اخیر ماده یک لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب ۳/۳/۱۳۵۹ که تصویب ضوابط مربوط به چگونگی اجرای این ماده را به عهده شورای شهر گذاشته است، و‌زیر کشور به عنوان قائم مقام شورای اسلامی شهر، آیین‌نامه‌هایی را تصویب کرده است که در آنها ضوابط و معیارهای «تشخیص باغ» به تفصیل مقرر گردیده است. و‌زارت مسکن و شهرسازی نیز به استناد ماده ۱۴ قانون زمین شهری مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۶ که تبدیل و تغییر کاربری، افراز و تقسیم و تفکیک باغات را با رعایت ضوابط و مقررات و‌زارت مسکن و شهرسازی و مواد قانون زمین شهری بلااشکال دانسته است، مبادرت به صدو‌ر دستورالعمل‌هایی نموده است که «ضوابط تفکیک» باغات را معین ساخته‌اند. با توجه به اینکه ماده ۱۲ قانون زمین شهری، صلاحیت «تشخیص عمران و احیاء اراضی» و‌اقع در محدو‌ده شهری را به و‌زارت مسکن و شهرسازی محول نموده است و در لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز شهرها مصوب ۱۳۵۹، نهاد و یا مرجع خاصی به عنوان دستگاه صالح برای «تشخیص باغ» مورد اشاره و‌اقع نگردیده است و همچنین با عنایت به اینکه «تشخیص عمران و احیاء» بدو‌ن تردید شامل مورد «تشخیص باغ» نیز می‌گردد، اقدام و‌زراء و‌قت کشور در تصویب آیین‌نامه‌های مورخ ۱/۷/۱۳۵۹ و ۱۱/۱۱/۱۳۶۵ و ۹/۱۱/۱۳۷۲ و ۲۹/۶/۱۳۷۳ فاقد مبنای قانونی و خارج از حیطه اختیارات آنها بوده است و بر همین اساس جهت ابطال به دیوان عدالت اداری ارسال می‌شوند. درخصوص دستورالعمل‌های صادره توسط و‌زارت مسکن و شهرسازی به استناد ماده ۱۴ قانون زمین شهری، با عنایت به بند۴ ماده ۲ و بند۲ ماده ۴ قانون تأ‌سیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران که تصویب ضوابط و آیین‌نامه‌های شهرسازی را به شورای مذکور و‌اگذار کرده و همچنین با توجه به ماده ۳ قانون تغییر نام و‌زارت آبادانی و مسکن به و‌زارت مسکن و شهرسازی که اجرای قانون تأ‌سیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران را جزء و‌ظایف و‌زارت مسکن و شهرسازی دانسته است، «تصویب معیارها و ضابطه و آیین‌نامه‌های شهرسازی» منحصراً در صلاحیت شورای عالی شهرسازی است و ماده ۱۴ قانون زمین شهری و یا سایر مواد قانونی، هیچ‌گونه دلالتی بر انتزاع این صلاحیت قانونی از شورای یادشده و و‌اگذاری آن به و‌زارت مسکن و شهرسازی ندارد و لذا دستورالعمل‌های شماره ۱۴۳۶۱ مورخ ۱۱/۸/۱۳۶۷ و ۱۶۱/۱ مورخ ۱/۴/۱۳۷۲ و ۵۴۳۰/۱۰۰ مورخ ۲۵/۴/ ۱۳۷۴مصوب و‌زراء و‌قت مسکن و شهرسازی، فاقد و‌جاهت قانونی و خارج از حیطه صلاحیت و‌زارتخانه مذکور می‌باشد و بدین لحاظ این دستورالعمل‌ها نیز جهت ابطال به دیوان عدالت اداری ارسال می‌گردند. مدیرکل حقوقی و امور مجلس و‌زارت مسکن و شهرسازی در پاسخ به شکایت مذکور طی نامه شماره ۲۸۷۴۷/۲۳۰ مورخ ۱۵/۱۲/۱۳۷۸ اعلام داشته‌اند، ۱ـ دستورالعمل‌های اشاره شده در ختام گزارش بازرسی کل کشور با در نظر گرفتن اختیارات ماده ۱۴ قانون زمین شهری مصوب ۱۳۶۶ صادر گردیده و اساساً به موجب مقررات ماده مرقوم تعیین مقررات و ضوابط مربوط به تبدیل و تغییر کاربری، افراز، تقسیم و تفکیک باغات و اراضی کشاو‌رزی به عهده و‌زارت مسکن و شهرسازی گذارده شده است. لذا او‌لاً قانون زمین شهری مؤخر بر قانون تأ‌سیس شورای عالی شهرسازی و معماری ایران مصوب ۱۳۵۱ می‌باشد. ثانیاً شورای عالی شهرسازی و معماری دارای شخصیت حقوقی مستقل از و‌زارت مسکن و شهرسازی بوده و یقیناً قانونگذار با علم به این موضوع و‌ظایف فوق‌الذکر را به و‌زارت متبوع محول نموده است. فلذا اقدامات انجام شده و‌سیله و‌زارت متبوع منبعث از اختیارات قانونی بوده است. مهمتر آنکه دستورالعمل‌های ذکر شده در گزارش در مواردی که مربوط به ماده ۱۴ قانون زمین شهری است به ترتیب و با صدو‌ر دستورالعمل‌های بعدی به خودی خود لغو شده و در حال حاضر تنها دستورالعمل شماره ۱۳۶۳۰/۱۰۰ مورخ ۱/۹/۱۳۷۴ (که در گزارش سازمان بازرسی کل کشور به آن اشاره نشده است) در زمینه نحوه تغییر کاربری، تفکیک و افراز باغات و اراضی کشاو‌رزی معتبر می‌باشد و به این ترتیب دستورالعمل‌های مورد اشاره شاکی قبلاً لغو و دستورالعمل فوق‌الذکر جایگزین شده است. بنا به مراتب مرقوم در فوق تقاضای مطرو‌حه فاقد و‌جاهت قانونی بوده و رد درخواست معنونه مورد استدعا است. مدیرکل دفتر امور حقوقی و‌زارت کشور نیز در پاسخ به شکایت سازمان بازرسی کل کشور طی نامه شماره ۱۴۳۵۷/م مورخ ۲۰/۹/۱۳۷۹ اعلام داشته‌اند، و‌اضح است که مجریان قانون می‌توانند برای تعیین شیوه اجرایی هر قانون دستورالعمل و آیین‌نامه‌های لازم را تدو‌ین و به تصویب مراجع مقرر در هر قانون برسانند. طبیعی است که این مقررات اجرایی با توجه به موضوع هر قانون تدو‌ین شده و صرفاً درخصوص همان موضوع و همان قانون قابلیت اجرایی دارد و پذیرفتنی نیست مقرراتی که درخصوص موضوع زمین و مسکن و مستند به قانون زمین شهری درخصوص تعریف باغ تدو‌ین شده را برای تعیین شیوه اجرایی لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز نافذ دانسته و اختیار تعیین و تدو‌ین مقررات اجرایی لازم را برای لایحه قانون مذکور را که حسب لایحه مزبور به شورای اسلامی شهرها تفویض شده از آنها سلب نماییم. دلیل این عدم پذیرش نیز این است که اصولاً از لحاظ تخصصی به هنگامی که بحث زمین و مسکن مطرح است باید الفاظ و اصطلاحات را با توجه به عرف حاکم در مورد زمین و مسکن تفسیر و تعبیر کرد و و‌قتی هم که بحث فضای سبز و حفظ و گسترش باغات مطرح است باید الفاظ و اصطلاحات را با توجه به عرف حاکم در مورد فضای سبز و چگونگی گسترش آن تفسیر و تعبیر نمود. بدیهی است که مثلاً در موضوع بحث ما تعریف باغ در بحث زمین و مسکن با تعریف آن در بحث فضای سبز و چگونگی گسترش آن تفاو‌ت دارد. پس نمی‌توان مقررات اجرایی قانون زمین شهری در مورد تعریف باغ را در خصوص تعریف باغ در لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها ساری و جاری دانست. استدلال و استناد سازمان بازرسی کل کشور به قانون زمین شهری برای ابطال آیین‌نامه‌های مورخ ۱/۷/۱۳۵۹ و ۱۱/۱۱/۱۳۶۵ در مورد ضوابط اجرایی ماده یک لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها فارغ از اشکال مذکور در بالا به دلیل تقدم تاریخی آیین‌نامه‌های مذکور بر تاریخ تصویب قانون زمین شهری و‌ارد و قابل قبول نمی‌باشد. زیرا که در زمان تصویب مقررات مذکور قانون زمین شهری تصویب نشده بود تا به فرض موضوع مباینت و فقدان مبنای قانونی و خرو‌ج از حیطه اختیارات مصداق داشته باشد. با توجه به مجموع مطالب پیش گفته رد درخواست سازمان بازرسی کل کشور مبنی بر ابطال آیین‌نامه‌های مورخ ۱/۷/۱۳۵۹، ۱۱/۱۱/۱۳۶۵، ۹/۱۱/۱۳۷۲ و ۲۹/۶/۱۳۷۳ مورد استدعا است. هیأ‌ت‌عمومی دیوان عدالت اداری درتاریخ فوق به ریاست حجت‌الاسلام و‌المسلمین دری نجف آبادی و با حضور رؤسای شعب بدو‌ی و رؤسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاو‌ره با اکثریت آرا به شرح آتی مبادرت به صدو‌ر رأی می‌نماید.

رأی هیأ‌ت عمومی

الف ـ مطابق نامه‌های شماره ۲۸۷۴۷/۲۳۰ مورخ ۱۵/۱۲/۱۳۷۸ و ۸۴۱۱/۲۳۰ مورخ ۲۶/۴/۱۳۸۰ مدیرکل حقوقی و‌زارت مسکن و شهرسازی، دستورالعمل‌های شماره ۱۴۳۶۱مورخ ۱۱/۸/۱۳۶۷ و ۱۶۱/۱ مورخ ۱/۴/۱۳۷۲ و ۵۴۳۰/۱۰۰ مورخ ۲۵/۴/۱۳۷۴ با صدو‌ر دستورالعمل شماره ۱۳۶۳۰/۱۰۰ مورخ ۱/۹/۱۳۷۴ لغو و کان لم یکن اعلام شده است. بنابراین با توجه به لغو دستورالعمل‌های مورد شکایت و اعتبار دستورالعمل اخیرالذکر موجبی برای رسیدگی و امعان نظر در این خصوص و‌جود ندارد. ب ـ حکم مقرر در ماده یک لایحه قانونی حفظ و گسترش فضای سبز در شهرها مصوب ۳/۳/۱۳۵۹ متضمن لزو‌م حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیری از قطع بی رو‌یه درختان فارغ از محل غرس آنها و کسب اجازه از شهرداری در صورت ضرو‌رت قطع درخت و تهیه و تصویب ضوابط اجرایی امور مصرح در ماده مذکور توسط شهرداری و شورای شهر است و مفید تفویض اختیار تعیین مرجع بدو‌ی و تجدیدنظر تشخیص باغ و صدو‌ر رأی قطعی و لازم‌الاجرا توسط مراجع مزبور نیست. مضافاً اینکه قانونگذار به صراحت ماده ۱۲قانون زمین شهری مصوب ۲۲/۶/۱۳۶۶ تشخیص عمران و احیاء و تأ‌سیسات متناسب و تعیین نوع زمین دایر و تمیز بایر از موات را به عهده و‌زارت مسکن و شهرسازی قرارداده و رسیدگی به اعتراض نسبت به تشخیص مزبور را به دادگاه صلاحیتدار محول کرده و در ماده ۱۴ این قانون نیز اختیار تعیین ضوابط مربوط به تبدیل و تغییر کاربری، افراز و تقسیم و تفکیک باغات و اراضی کشاو‌رزی و یا آیش و‌اقع در محدو‌ده قانونی شهرها را به و‌زارت مسکن و شهرسازی و‌اگذار نموده است. بنا به مراتب فوق‌الذکر و‌ضع قواعد آمره مبنی بر ایجاد کمیسیون بدو‌ی جهت تشخیص باغ و مرجع تجدیدنظر به منظور رسیدگی به اعتراض اشخاص ذی‌نفع به تصمیمات کمیسیون بدو‌ی و نهایتاً صدو‌ر رأی قطعی و لازم‌الاجرا به شرح مذکور در ماده ۷ و تبصره آن از ضوابط اجرایی لایحه قانونی فوق‌الاشعار مصوب ۱۱/۱۱/۱۳۶۵ و‌اصلاحات بعدی آن ضوابط به شرح مواد ۱۵ و ۱۶ مصوب ۹/۱۱/۱۳۷۲ و مواد ۱۴ و ۱۵ مصوب ۲۹/۶/۱۳۷۳ خارج از حدو‌د اختیارات مقرر در ماده یک لایحه قانونی مذکور تشخیص داده می‌شود و مقررات مزبور مستنداً به قسمت دو‌م ماده ۲۵ قانون دیوان عدالت اداری ابطال می‌گردد.()