این سند شامل خلاصهای است که توسط مدلهای زبانی (LLM) تولید شده است.
نظریه شماره 7/93/0963 مورخ 1394/04/23 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تفسیر مفهوم "شخص ساکن" و حدود صلاحیت قضات دادگاه بخش: منظور از شخص ساکن در بند ث ماده 45 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 تمامی افرادی است که در مکان مذکور به صورت دائم یا موقت سکونت دارند، اما شامل همسایگان نمیشود و جرم در مشاعات اماکن مسکونی زمره ساکنین قرار میگیرد. همچنین، قضات دادگاه بخش به طور کلی نمیتوانند در جرایمی که در صلاحیت دادگاه انقلاب است، به عنوان جانشین بازپرس اقدام کنند، چرا که وظایف دادهشده قضائی است و از وظایف اداری منصرف میباشد.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
1-منظور از شخص ساکن ، در بند ث ماده 45 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 کلیه افرادی است که در محل مورد نظردر ماده (منزل یا محل سکنای افراد) به صورت دائم یا موقت سکونت دارند؛ اعم از اینکه بزه دیده واقع شده باشند یا خیر. اما افرادی نظیر همسایگان در مجتمع های آپارتمانی ونظائر آن را شامل نمی گردد و فرض قضیه در اینجا تنها شامل آن قسمتی از آپارتمان می گردد که اختصاص به سکونت افراد ذی ربط دارد. اما بدیهی است که چنانچه جرم در مشاعات اماکن مسکونی نظیر پارکینگ، حیاط ومانند آن رخ دهد، کلیه افرادی که در این اماکن به اعتبار سکونت در قسمت اختصاصی سهیم می باشند، ساکن شناخته شده و مشمول شخص ساکن مذکور در بند ث ماده 45 قانون یادشده می باشند.
2-با توجه به حوزه صلاحیت دادگاه بخش که مطابق ماده 299 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 به تمام جرایم در صلاحیت دادگاه کیفری دو رسیدگی می کند و با عنایت به ماده 337 این قانون که رئیس دادگاه بخش یا دادرس آن تنها در حوزه جرایم موضوع ماده 302 قانون مذکورکه در صلاحیت دادگاه کیفری یک است، میتواند به عنوان جانشین بازپرس اقدام کند؛ بنابراین قضات دادگاه بخش صلاحیت انجام تحقیقات مقدماتی و صدور قرار مجرمیت را در جرایمی که در صلاحیت دادگاه انقلاب است و در ماده 303 این قانون آمده است، ندارند.
وظایف دادستان که در ماده 24 به رئیس حوزه قضائی یا دادرس واگذار شده، وظایف قضائی است و منصرف از وظایف اداری است.