آماگ
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

مستثنیات دین و معامله به قصد فرار از دین

بررسی رأی دادگاه شماره 9409970223900813 در خصوص مستثنیات دین، خرید از مدیون، معامله به قصد فرار از دین و ماده ۴ قانون نحوه اجرای محکومیت‌های مالی.

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره خرید یا قبول انتقال مستثنیات دین از مدیون: خرید یا قبول انتقال مستثنیات دین از مدیون فاقد وصف کیفری است.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص اتهام آقای م. ب. مبنی بر معامله به قصد فرار از دین موضوع شکایت آقای ب. ر.، با عنایت به کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه دو تهران، پاسخ استعلام به عمل آمده از اداره ثبت شمال غرب تهران (برگ دهم پرونده) که حکایت از انتقال ملک از سوی متوفی در تاریخ 1390/12/3 به نام متهم دارد (سند شماره ... مورخ 1390/12/3 دفتر اسناد رسمی شماره ... تهران) علم و اطلاع متهم از اینکه برادرش دارای پرونده محکومیت به شرح مذکور در پرونده می باشد و عدم حضور وی در جلسه رسیدگی دادگاه و خودداری از مواجهه با شاکی که به نظر می رسد به لحاظ اظهارات شاکی در برگ 12 بوده است (مذاکرات انجام شده با متهم برای انجام اقدامی جهت حل و فصل موضوع برادرش) علم به وقوع بزه حاصل می شود. لذا مستندا به ماده 4 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مشارالیه را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم می نماید. یادآور می شود دفاعیات وکیل متهم در لایحه ای که به دادگاه داده شده و ادعای صحیح بودن بیع (صفحه 3 لایحه مورخ 1394/1/16) را داشته با اظهارات خود متهم در برگ 15 پرونده متفاوت است. رأی صاره حضوری و ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

معصومی رئیس شعبه 1163 دادگاه عمومی جزایی تهران

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م. ب. با وکالت آقای م. ج.ز. نسبت به دادنامه شماره 9400016 مورخ 1394/1/18 صادره از شعبه 1163 دادگاه جزائی تهران که به موجب آن تجدیدنظرخواه به اتهام معامله به قصد فرار از دین ( انتقال گرفتن یک باب آپارتمان موضوع سند شماره ... مورخ 1390/12/3 از برادر خود به نام آقای م. ب. که قبلا محکوم به رد مبلغ دو میلیارد و پانصد میلیون ریال در حق شاکی ب. ر. شده بود ) با این استدلال که با عنایت به پاسخ استعلام به عمل آمده از اداره ثبت شمال غرب تهران (برگ دهم پرونده) که حکایت از انتقال ملک از سوی متوفی (م. ب.) در تاریخ 1390/12/3 به نام متهم دارد و علم و اطلاع متهم از اینکه برادرش دارای محکومیت به شرح مذکور در پرونده می باشد و عدم حضور وی در جلسه رسیدگی دادگاه و خودداری از مواجهه با شاکی که به نظر می رسد به لحاظ اظهارات شاکی در برگ 12 بوده ( مذاکرات انجام شده با متهم برای انجام اقدامی جهت حل و فصل موضوع برادرش ) علم به وقوع بزه حاصل می شود لذا مستندا به ماده 4 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی مشارالیه را به تحمل شش ماه حبس تعزیری محکوم نموده و یادآوری کرده که دفاعیات وکیل متهم در لایحه ارائه شده مبنی بر صحیح بودن بیع با اظهارات خود متهم در برگ 15 پرونده متفاوت است این دادنامه در مهلت قانونی مورد اعتراض و تجدیدنظرخواهی وکیل متهم و وکیل شاکی از حیث قلت مجازات واقع شده و پرونده جهت رسیدگی به این شعبه ارجاع و به کلاسه فوق الذکر ثبت گردیده است هیات دادگاه پس از تهیه گزارش پرونده اقدام به تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین و وکلای آنان نموده که نامبردگان ( شاکی ب. ر. با وکالت آقای م. ر.د. و تجدیدنظرخواه و وکیل وی ) در جلسه رسیدگی حضور یافته و به بیان مطالب خود پرداختند عمده اعتراض وکیل تجدیدنظرخواه متهم این است که یک باب آپارتمان موضوع شکایت از مصادیق بارز مسکن مورد نیاز و مستثنیات دین مدیون بوده که با فروش آن حتی شاکی از آن منتفع نمی شود به طوری که شاکی مجبور شده مدیون را به زندان بیندازد لذا معامله مورد نظر به حال شاکی که نه ذینفع است و نه معامله به خال وی ضرری محسوب می شود، فرار از دین به شمار نمی رود مضافا اینکه موکل خود را از پرونده محکومیت برادرش فاقد علم و اطلاع دانسته است زیرا شاهد یا اقراری به این امر در پرونده مشاهده نمی گردد، وکیل تجدیدنظرخوانده در پاسخ با ذکر استدلالاتی از جمله رابطه برادری با مدیون و امین او بودن متهم را دارای علم و اطلاع از محکومیت برادر خود دانسته و آپارتمان مورد شکایت را با قیمت حدودا شانزده میلیارد ریال از مستثنیات ندانسته و الا ضرورتی به انتقال آن از ناحیه مدیون به متهم نبود، هیات دادگاه با مداقه در اوراق و محتویات پرونده و مقررات قانونی ناظر بر موضوع شکایت ملاحظه می گردد که اعتراض وکیل متهم وارد می باشد و دادنامه معترض عنه در خور تایید نمی باشد زیرا صرف نظر از صحت و سقم ادعای بی اطلاعی متهم از محکومیت برادر خود و ادعای دیگرش مبنی بر طلبکار بودن از مدیون و واگذار شدن واحد آپارتمان موضوع شکایت در ازاء طلب وی از برادرش، چون به صراحت بند الف ماده 524 قانون آئین دادرسی مدنی مصوب 1379 مسکن مورد نیاز محکوم علیه و افراد تحت تکفل وی با رعایت شوون عرفی او از مستثنیات دین اعلام شده و قانونا قابل توقیف به منظور استیفاء محکوم به نبوده به عبارت دیگر محکوم علیه در تصرف آن مختار می باشد اقدام وی به فروش یا واگذاری آن از شمول بزه موضوع ماده 4 قانون نحوه اجرای محکومیت های مالی که فلسفه آن تسهیل در اجرای احکام مذکور است خارج می باشد و به تبع آن اقدام انتقال گیرنده در خرید یا قبول انتقال مسکن مستثنی شده از دین نیز جرم تلقی نمی گردد علیهذا مستندا به بند پ ماده 455 قانون آئین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده 4 قانون آئین دادرسی کیفری با نقض دادنامه معترض عنه رای بر برائت متهم تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می گردد در خصوص تجدیدنظرخواهی وکیل شاکی نسبت به دادنامه بدوی به لحاظ قلت مجازات صرف نظر از اینکه مجازات تعیین شده بیشتر از حداقل مجازات قانونی تعیین گردیده بود به لحاظ نقض آن موضوعا منتفی بوده و قرار رد آن صادر و اعلام می گردد. رأی صادره قطعی است.

مستشار و مستشار شعبه 39 دادگاه تجدیدنظراستان تهران

احمد موسی پور - محمد حسن شیخی پور