آماگ
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

نظریه مشورتی تغییر کاربری اراضی زراعی؛ قلع و قمع بنای غیرمجاز

نظریه مشورتی درباره صدور حکم قلع و قمع بنا در تغییر کاربری غیرمجاز بر اساس ماده ۱۰ قانون حفظ کاربری اراضی زراعی با محوریت جهاد کشاورزی و دادستان.


این سند شامل خلاصه‌ای است که توسط مدل‌های زبانی (LLM) تولید شده است.


نظریه شماره 7/98/248 مورخ 1398/03/28 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره صدور حکم به قلع و قمع در بزه تغییر کاربری غیر مجاز اراضی کشاورزی: در نظریه مشورتی جدید، اداره کل حقوقی قوه قضاییه به بررسی موضوع مرور زمان در خصوص مجازات تغییر کاربری غیرمجاز اراضی کشاورزی و همچنین امکان صدور حکم قلع و قمع توسط دادگاه پرداخته است. بر اساس این نظریه، صدور حکم قلع و قمع بنا تنها در صورت احراز جرم و محکومیت مرتکب توسط دادگاه امکان‌پذیر است و در صورتی که مرور زمان برای تعقیب قانونی بگذرد، حکم قلع و قمع نیز منتفی خواهد بود. با این حال، قلع و قمع ماهیت حقوقی داشته و مشمول مرور زمان کیفری نمی‌شود. اجرای احکام کیفری برعهده دادستان است، اما بر اساس ماده 10 قانون حفظ کاربری اراضی، اجرای حکم قلع و قمع بنا به مأمورین جهاد کشاورزی واگذار شده و ناظر قانونی از دادستان یا دادگاه در اجرای این حکم حضور دارد.

استعلام

نظر به اینکه مجازات بزه تغییر کاربری اراضی کشاورزی از نوع درجه 7 می باشد و با گذشت مدت 3 سال مشمول مرور زمان می گردد

سوال: آیا قلع و قمع و تخریب مستحدثات و اعاده به وضع سابق اراضی موصوف نیز مشمول مرور زمان می گردد یا خیر؟

و آیا قاضی محکمه کیفری شعبه دو کیفری پس از آنکه اقدام به صدور قرار موقوفی تعقیب درخصوص تعزیر نمود مکلف است در خصوص تخریب و قلع و قمع حکم به اجرا صادر نماید آن نیز مشمول مرور زمان می گردد؟

با توجه به اینکه رسیدگی به پرونده موصوف در صلاحیت دادسرا نمی باشد تکلیف نظارت مصرحه در تبصره 2 ماده 10 قانون جلوگیری از تغییر کاربری چیست؟آیا در اجرای تبصره موصوف نظارت نماینده دادستان کماکان موضوعیت دارد یا اینکه نظارت موصوف باید از سوی ریاست دادگستری صورت پذیرد؟

نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه

1-صدور حکم به قلع و قمع بنا در بزه تغییر کاربری غیر مجاز موضوع ماده 3 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها مصوب 1379 با اصلاحات و الحاقات بعدی صرفا در صورت احراز تحقق بزه و ضمن صدور حکم محکومیت مرتکب توسط مرجع قضایی امکان پذیر است. بنابراین، در مواردی که دادگاه حکم برائت متهم را صادر می کند یا به لحاظ شمول مرور زمان، مرتکب بزه مذکور قابل تعقیب نیست، صدور حکم به قلع و قمع بنا نیز منتفی است؛ اما چنانچه حکم محکومیت متهم این بزه صادر و قطعی گردد و با انقضای مدت 5 سال از تاریخ قطعیت حکم به هر علتی اجراء نشده باشد، با توجه به بند ث ماده 107 قانون مجازات اسلامی 1392، مشمول مرور زمان است لکن قلع و قمع بنا که جزء لاینفک حکم کیفری است، چون ماهیت مجازات را ندارد و امری حقوقی است، لذا مشمول مرور زمان موضوع ماده 107 قانون اخیرالذکر نمی گردد.

2-اولا: با توجه به ماده 3 اصلاحی 1/8/1385 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغ ها و لحاظ رأی وحدت رویه هیأت عمومی دیوانعالی کشور به شماره 707 مورخ 21/12/1386 چنانچه مالکان یا متصرفان اراضی زراعی و باغ های موضوع این قانون به صورت غیر مجاز، یعنی بدون اخذ مجوز کمیسیون مقرر در این قانون اقدام به تغییر کاربری نمایند، صدور حکم قلع و قمع بنا و مستحدثات به تبع جرم، وظیفه دادگاه کیفری رسیدگی کننده به جرم است. بنابراین، قلع و قمع بنا موضوع تبصره 2 ماده10 قانون مذکور توسط مأمورین جهاد کشاورزی با توجه به مواد 3 و10 قانون مذکور پس از اعلام به مراجع قضائی و صدور حکم امکان پذیر است.

ثانیا: طبق ماده 484 (اصلاحی 24/3/1394) قانون آیین دادرسی کیفری 1392، اجرای احکام کیفری به عهده دادستان است و طبق تبصره 3 ماده مذکور اجرای احکام کیفری صادره از دادگاه های بخش به عهده رئیس دادگاه و در غیاب وی با دادرس علی البدل است، لکن مقنن طبق تبصره 2 ماده 10 قانون حفظ کاربری اراضی زراعی و باغها، اجرای حکم دادگاه در خصوص قلع و قمع بنا را به عهده مأمورین جهاد کشاورزی قرار داده است و به همین علت کلمه "رأسا" در این تبصره بکار رفته است و حضور

نماینده دادسرا و در نقاطی که دادسرا نباشد، حضور نماینده دادگاه از باب نظارت دادستان یا دادگاه در اجرای حکم مذکور است.