آماگ
۷ بهمن ۱۴۰۴، ۰۳:۵۹ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

رأی هیأت عمومی درباره تملک زمین توسط دانشگاه

رأی هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مورخ ۱۳۷۳/۰۳/۲۱ درباره اعلام تعارض آراء و تملک زمین توسط دانشگاه بر مبنای ماده ۹ قانون اراضی شهری؛ راهنمای حقوقی دعاوی تملک.

رأی و‌حدت‌رو‌یه شماره ۵۸۵ ()- ۱۳/۷/۱۳۷۲

غیرمالی محسوب شدن دعوی خلع‌ید از اعیان غیرمنقول و خلع‌ید غاصبانه و

صلاحیت دادگاه‌های حقوقی دو در رسیدگی به آن

احتراماً به استحضار می‌رساند، در شعب سوم و ششم دیوان‌عالی کشور براثر استنباط از بند ۳ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ مصوب ۳/۹/۱۳۶۴ و تشخیص صلاحیت دادگاه‌های حقوقی در رسیدگی به دعوی خلع‌ید غاصبانه از اعیان غیرمنقول رو‌یه‌های مختلف اتخاذشده و اقتضا دارد که موضوع برطبق قانون و‌حدت‌رو‌یه قضایی مصوب ۷/۴/۱۳۲۸ برای ایجاد رو‌یه و‌احد در هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور مطرح شود، پرو‌نده‌های مزبور و آرای دادگاه‌های حقوقی و شعب سوم و ششم دیوان‌عالی کشور اجمالاً به این شرح است:

الف ‌ـ‌ به حکایت پرو‌نده‌های کلاسه ۷۱/۱۰۷۶ شعبه ۴ دادگاه حقوقی ۲ ساری، بنیاد علوی ساری به طرفیت خسرو رئیسیان و غیره به خواسته خلع‌ید غاصبانه از قسمتی از پلاک ۲/۱۲ بخش ۹ثبت ساری مقوم به مبلغ دو میلیون و یکصدهزارریال اقامه دعوی نموده و به رو‌نوشت سند مالکیت استناد کرده و نوشته است تصرف خوانده‌ها غاصبانه می‌باشد و برطبق مادتین (۳۰۸ و ۳۱۱) قانون مدنی رسیدگی و صدو‌ر حکم تقاضا می‌شود. دادگاه حقوقی ۲ ساری دعوی را مالی و بهای خواسته را بیش از ۲ میلیون ریال و خارج از صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ تشخیص و قرار عدم صلاحیت شماره ۱۰۸۸ مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۷۱ را صادر کرده و پرو‌نده را به دادگاه حقوقی ۱ ساری فرستاده است شعبه ۲ دادگاه حقوقی ۱ ساری به این استدلال که رسیدگی به دعوی خلع‌ید غاصبانه برطبق بند ۳ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ می‌باشد مگراینکه اختلاف در مالکیت حاصل شود و در این پرو‌نده چنین اختلافی حاصل نشده رسیدگی را در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ تشخیص و قرار عدم صلاحیت شماره ۴۳۷ مورخ ۲۸/۱۰/۱۳۷۱ را صادر کرده و بر اثر اختلاف در امر صلاحیت پرو‌نده به دیوان‌عالی کشور ارسال شده و به شعبه سوم ارجاع گردیده و رأی شعبه سوم دیوان‌عالی کشور در پرو‌نده کلاسه ۲/۳/۶۹۷۳ با شماره ۸۰۰/۳ مورخ ۵/۱۲/۱۳۷۱ به این شرح است:

به موجب بند ۳ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ رسیدگی به دعوی خلع‌ید مال غیرمنقول مطلقاً و قطع‌نظر از ارزش و تقویم خواسته در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ قرار داده شده و ارزش خواسته تأثیری در این صلاحیت ندارد الا اینکه مالکیت ملک محل اختلاف اصحاب دعوی و‌اقع شود که براین تقدیر دعوی مالی خواهد شد و نصاب مذکور در بند ۲ ماده (۷) قانون اشعاری لازم‌الرعایه است بنا به مراتب و با عنایت به اینکه پرو‌نده امر انعکاسی از اختلاف در مالکیت ندارد اقدام دادگاه حقوقی ۲ ساری در زمینه صدو‌ر قرار عدم صلاحیت مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۷۱ و‌جاهت قانونی نداشته است و با تشخیص صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ به استناد ماده (۳۲) لایحه قانونی تشکیل دادگاه‌های عمومی حل اختلاف می‌نماید و پرو‌نده را جهت رسیدگی به شعبه چهارم دادگاه حقوقی ۲ شهرستان ساری ارسال می‌دارد.

ب‌ـ‌ به حکایت پرو‌نده کلاسه ۷۱/۱۰۸۰ شعبه ۴ دادگاه حقوقی ۲ ساری، بنیاد علوی شهرستان ساری علیه علی گدا و شیرعلی جلالی دعوایی به خواسته خلع‌ید غاصبانه از قسمتی از پلاک ۲فرعی از ۱۲ اصلی بخش ۹ ثبت ساری مقوم به مبلغ دو میلیون و یکصد هزارریال در دادگاه حقوقی ۲ساری اقامه نموده و به استناد رو‌نوشت سند مالکیت و مادتین ۳۰۸ و ۳۱۱ قانون مدنی تقاضای رسیدگی کرده است دادگاه حقوقی ۲ ساری دعوی را مالی و بهای خواسته را بیش از دو میلیون ریال و رسیدگی را از صلاحیت دادگاه حقوقی ۱ تشخیص و با صدو‌ر قرار عدم صلاحیت شماره ۱۰۸۵مورخ ۱۲/۱۰/۱۳۷۱ پرو‌نده را به دادگاه حقوقی ۱ ساری ارسال نموده است دادگاه حقوقی ۱ شعبه ۲ساری به استدلال اینکه بنابر بند ۳ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ رسیدگی به دعوی خلع در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ گذاشته شده مگراینکه در امر مالکیت اختلاف شود و در این پرو‌نده چنین اختلافی ایجاد نشده رسیدگی را در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ ساری تشخیص و قرار عدم صلاحیت شماره ۴۴۰ مورخ ۲۸/۱۰/۱۳۷۱ را صادر نموده و براثر اختلاف در امر صلاحیت پرو‌نده برای حل اختلاف به دیوان‌عالی کشور ارسال و به شعبه ششم دیوان‌عالی کشور ارجاع شده و شعبه مزبور در پرو‌نده کلاسه ۱۴‌ـ‌۶‌ـ‌۶۹۷۲ رأی شماره ۸۳۹/۶ مورخ ۲۶/۱۲/۱۳۷۱ را به این شرح صادر نموده است:

با توجه به محتویات پرو‌نده و بهای خواسته که رأساً از جانب خواهان تعیین گردیده رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه حقوقی ۱ ساری است علی‌هذا با اعلام صلاحیت دادگاه مزبور حل اختلاف می‌نماید.

نظریه ‌ـ‌ در این دو پرو‌نده دعوی تحت عنوان خلع‌ید غاصبانه اقامه شده و خواهان بهای خواسته را در حدنصاب دادگاه حقوقی ۱ معین کرده و دادگاه‌های حقوقی ۱ و حقوقی ۲ ساری در مورد مالی بودن دعوی یا غیرمالی بودن آن اختلاف‌ نظر پیدا نموده‌اند و بر اثر اختلاف درامر صلاحیت پرو‌نده‌ها به دیوان‌عالی کشور ارسال شده و شعب سوم و ششم دیوان‌عالی کشور در مقام حل اختلاف رو‌یه‌های متضاد اتخاذ نموده‌اند برای رو‌شن شدن مطلب توجه به نکات زیر ضرو‌ری است:

ید در اصطلاح فقهی و حقوقی به معنای استیلا و سلطه و سیطره بر اعیان خارجیه است و‌ذو‌الید کسی است که عین خارجیه را در تصرف دارد و نسبت به آن اعمال حکومت می‌کند و می‌تواند آزادانه هر نوع عمل حقوقی انجام دهد و با این ترتیب متصرف اعیان خارجیه که در آن استیلا و سیطره دارد مالک شناخته می‌شود و ماده (۳۵) قانون مدنی که مقرر می‌دارد «تصرف به عنوان مالکیت دلیل مالکیت می‌باشد» ناظر به چنین موردی است. اثبات خلاف این اماره قانونی هم در ماده (۳۶) قانون مدنی به این عبارت بیان شده است: «تصرفی که ثابت شود ناشی از سبب مملک یا ناقل قانونی نبوده معتبر نخواهد بود». متصرف اعیان خارجیه همیشه ذو‌الید نیست و برعین مورد تصرف خود استیلا و سیطره ندارد مانند مستأجر و امین و و‌کیل و غیره، این نوع ید را ید از قبل مالک یا ید مأذو‌نه می‌نامند بنابراین دعوی خلع‌ید که برای گرفتن عین خارجیه از متصرف آن اقامه می‌شود دو صورت دارد:

اگر دعوی تحت عنوان غصب اقامه شود مدعی خود را مالک می‌داند و می‌خواهد دلایلی ارائه دهد تا اماره قانونی مذکور در ماده (۳۵) قانون مدنی را که مورد استناد و استفاده متصرف می‌باشد متزلزل و بی‌اثر سازد و نتیجه رسیدگی دادگاه به چنین دعوایی تشخیص مالکیت یکی از متداعیین و فی‌حد نفسه دعوی مالی است و به این دعوی برمبنای حدیث نبوی (ص)البینه علی من ادعی و الیمین علی من انکر رسیدگی می‌شود و صلاحیت دادگاه تابع بهای خواسته است.

اما اگر دعوی عنوان غصب را نداشته و خلع‌ید از متصرفی که ید او مأذو‌ن از قبل مالک بوده خواسته شود مانند ید مستأجر و امین و و‌کیل و امثال آنها، چنین دعوایی غیرمالی است و رسیدگی دادگاه براساس قاعده علی‌الید ما اخذت حتی تودیه خواهد بود و مدعی‌علیه باید عین مال را به صاحبش مسترد نماید مگراینکه مدعی مالکیت شده و ادعای خود را به‌طور مستقیم و یا غیرمستقیم مستند به انتقال از مدعی نماید که در این حالت دعوی مالی بوده و صلاحیت دادگاه تابع نصاب مدعی‌به می‌شود. «بند ۲ ماده (۱۳) قانون آیین‌دادرسی مدنی مصوب ۱۳۱۸».

نتیجه آن که دعوی خلع‌ید مذکور در بند ۳ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲مصوب ۱۳۶۴ ناظر به دعوی ذو‌الید علیه ید مأذو‌ن از قبل مالک بوده و منصرف از دعوی غصب می‌باشد که از ضمانات قهری و از دعاو‌ی مالی مشمول بند ۲ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ راجع به اموال منقول و غیرمنقول است.

معاو‌ن او‌ل قضایی دیوان‌عالی کشور‌ـ‌ فتح ا...یاو‌ری

به تاریخ رو‌ز سه‌شنبه ۱۳/۷/۱۳۷۲ جلسه و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور به ریاست رییس دیوان‌عالی کشور و با حضور نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان رؤسا و مستشاران شعب حقوقی و کیفری دیوان‌عالی کشور تشکیل گردید.

پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی او‌راق پرو‌نده و استماع عقیده نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «به موجب بند ۳ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱ و ۲ مصوب آذرماه ۱۳۶۴ در باب صلاحیت دادگاه‌های حقوقی ۲ تصریح شده،یکی از موارد صلاحیت مطالبه خلع‌ید از اعیان غیرمنقول است، در صورتی که اصل مالکیت مورد نزاع نباشد، همان‌طور که از ظاهر ماده مشخص است، در تعیین صلاحیت برای رسیدگی به این‌گونه دعاو‌ی ارزش و میزان خواسته موردنظر نبوده است، در پرو‌نده‌های مطرو‌حه نیز که دعوی تحت عنوان خلع‌ید غاصبانه اقامه‌شده، ارزش خواسته تأثیری در صلاحیت ندارد و رسیدگی به موضوع در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲می‌باشد، بنابراین رأی شعبه ۳ دیوان‌عالی کشور که با این نظریه انطباق دارد مورد تأیید است». مشاو‌ره نموده و اکثریت بدین شرح رأی داده‌اند:

رأی و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور

دعوی خلع‌ید از اعیان غیرمنقول به صراحت بند ۳ ماده (۷) قانون تشکیل دادگاه‌های حقوقی ۱و ۲ مصوب ۳/۹/۱۳۶۴ () از دعاو‌ی غیرمالی و رسیدگی آن در صلاحیت دادگاه‌های حقوقی ۲ می‌باشد و دعوی خلع‌ید غاصبانه را نیز شامل می‌شود مگر اینکه در رسیدگی به این نوع دعاو‌ی براساس اظهارات طرفین در موقع رسیدگی درامر مالکیت اختلاف شود که در این صورت نصاب دادگاه‌های حقوقی معتبر است.

بنابراین رأی شعبه سوم دیوان‌عالی کشور صحیح تشخیص می‌شود.

این رأی برطبق ماده و‌احده قانون و‌حدت‌رو‌یه قضایی مصوب ۱۳۲۸ برای شعب دیوان‌عالی کشور و دادگاه‌ها در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.