این سند شامل خلاصهای است که توسط مدلهای زبانی (LLM) تولید شده است.
نظریه شماره 7/90/4857 مورخ 1390/12/07 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره صلاحیت بررسی تقاضای انتقال زمین به زارع در موارد اعتراض مالکین و عدم ثبت زمین به نام زارع در پروندههای اصلاحات ارضی: در این نظریه بر اساس استعلام مطرح شده، به این نکته پرداخته میشود که در مواردی که زارعین با مالکین بر سر زمینهای نسقی اختلاف دارند و این زمینها در نتیجه اعتراض مالکین به نام زارع ثبت نشدهاند، صلاحیت رسیدگی به این اختلافات طبق قوانین مصوبه به شورای اصلاحات ارضی مربوط میشود و این امر از حیطه صلاحیت دادگاههای دادگستری خارج است. همچنین در صورتی که سند مالکیت به دلیل اجرای قانون اصلاحات ارضی نباشد و این قانون به زمین مورد نظر اعمال نشده باشد، دعوای زارع برای الزام مالکین به انتقال سند نامبرده به استناد زارع بودن غیرقابل استماع محسوب میشود، مگر اینکه زارع خود ادعای مالکیت داشته باشد که میتواند به مانند سایر دعاوی در حدود قانونی پیگیری شود.
استعلام
در سالهای قبل از انقلاب، سازمان اصلاحات ارضی نام شخصی را به عنوان زارع برای انتقال زمین به وی در آمار ذکر سپس به لحاظ اعتراض مالکین و خروج زمین از شمول قانون، زمین را بنام زارع ثبت نکرده اینک رسیدگی به تقاضای جدید همان زارع برای انتقال زمین در صلاحیت کدام مرجع است؟
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
در فرض مورد استعلام قطع نظر از اینکه رسیدگی به اختلاف زارعین با مالکین موضوع اسناد نسقی طبق تبصره 3 اصلاحی ماده واحده قانون ترتیب رسیدگی و ختم پرونده های اصلاحات ارضی مصوب 23/4/1354 با اصلاحات بعدی در صلاحیت شورای اصلاحات ارضی موضوع ماده شش قانون مواد الحاقی به آیین نامه اصلاحات ارضی مصوب 1346 بوده و از صلاحیت دادگاههای دادگستری خارج است. در فرضی هم که سند مالکیت ناشی از اجرای قانون اصلاحات ارضی نبوده و قانون اصلاحات ارضی نسبت به آن اجرا نشده است با وصف منقضی شدن مهلت اجرای قانون اصلاحات ارضی و عدم اجرای آن نسبت به زمین مذکور دعوی خواهان بر الزام مالکین به انتقال سند بنام وی به ادعای زارع بودن به استناد قانون یاد شده غیرقابل استماع است. مگر اینکه مدعی راساً ادعای مالکیت داشته باشد که مانند سایر دعاوی در حدود قانون قابل استماع است.