نظریه شماره 7/92/1726 مورخ 1392/09/04 اداره کل حقوقی قوه قضاییه: منظور مقنن از مسکن در بند الف ماده 524 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مصوب 1379، محل سکونتی است که محکومعلیه با شرایط مذکور در قانون در تصرف مالکانه دارد؛ بنابراین چنانچه محکوم علیه فاقد محل سکونت، در منزل مورث خود سکنی گزیده و به علّت فوت مورث، ملک مذکور به مشارالیه به ارث رسیده باشد و به عبارت دیگر، مالک محل سکونت خود شده باشد، در این صورت سهم الارث وی از ملک موصوف در حد نیاز او و افراد تحت تکفل مشارالیه با رعایت شؤون عرفی باشد، در زمره مستثنیات دین است؛ لکن چنانچه ملک مورد نظر بیش از حد نیاز و شأن محکومعلیه باشد، میتوان حکم را نسبت به مازاد بر حد نیاز، اجرا نمود (چنانچه اختلافی در تشخیص حد نیاز قانونی محکوم علیه پیش آید رفع آن با دادگاه است)؛ ولی اگر مسکنی که به ارث رسیده، مورد استفاده قرار نگرفته یا خالی یا به اجاره داده شده باشد یا سایر ورثه در آن سکونت داشته باشند، علی الاصول مورد نیاز محکوم علیه نیست، لذا سهم الارث وی (محکوم علیه) از این ملک جزو مستثنیات دین تلقی نمی شود.
۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۱۴:۰۲•ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴
نظریه مشورتی اجرای احکام مدنی درباره مستثنیات دین و مسکن محکومعلیه
بررسی نظریه مشورتی شماره 7/92/1726 در خصوص توقیف ناپذیر بودن مسکن محکومعلیه به استناد بند الف ماده ۵۲۴ قانون آیین دادرسی مدنی و مرور رویه قضایی آن