آماگ
۶ بهمن ۱۴۰۴، ۱۱:۵۴ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره آییننامه قانون زمین شهری

رای هیات عمومی شماره ۹۹۴ و ۹۹۵ دیوان عدالت اداری درباره ابطال ماده آییننامه اجرایی قانون زمین شهری و تعیین کاربری اراضی با استناد به قانون زمین شهری مصوب ۲۴/۳/۱۳۷۱.

رأی شماره ۹۹۴ ـ ۹۹۵ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در خصوص ابطال ماده ۶ آیین‌نامه اجرایی قانون زمین شهری

شماره هـ/۸۴/۸۸۳ و ۵۳۸

         تاریخ: ۱۸/۹/۱۳۸۶  

         شماره دادنامه: ۹۹۴ـ ۹۹۵   

         کلاسه پرونده: ۸۴/۵۳۸ ـ ۸۸۳

         مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.

         شاکی: آقایان ۱ـ مرتضی نبوی ۲ـ علی ثروتی.

         موضوع شکایت و خواسته: ابطال ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری.

         مقدمه: شاکی به شرح دادخواست تقدیمی اعلام داشته است، در ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری مصوب ۲۴/۳/۱۳۷۱ هیأت وزیران تصریح شده است، «کلیه مراجعی که به نحوی از انحاء در ارتباط با زمینهای شهری اقداماتی از قبیل نقل و انتقال و صدور مجوزهای قانونی ـ انجام می‎دهند، ملزم و موظفند قبل از هرگونه اقدامی بدواً نظر وزارت مسکن و شهرسازی را درباره نوع زمین استعلام نمایند.» تصویب ماده ۶ اخیرالذکر با جنبه آمره آن، ایجاد تکلیف و وضع قاعده آمره بر خلاف نیت و غرض مقنن بوده و اساساً تأسیس زائد بر قانون می‎باشد که خارج از حدود اختیارات دولت و مجریان قانون می‎باشد. در حالیکه مسئولین سازمان مسکن و شهرسازی استان تهران از مفاد دادنامه شماره ۱۰۵ مورخ ۲۴/۳/۱۳۸۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری مبنی بر ابطال بند ۱۱ ماده ۱۹ آیین‎نامه فوق‎الذکر و تصریح این دادنامه به اینکه تکالیف و الزامات قانونی دفاتر اسناد رسمی در خصوص نقل و انتقال املاک در قانون ثبت اسناد و املاک و قانون دفاتر اسناد رسمی و آیین‎نامه‎های مربوطه تعیین گردیده و سران دفاتر در این زمینه وظیفه دیگری ندارند، آگاهی کامل دارند. لذا با عنایت به اینکه مفاد ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری مغایر با قانون مبنای آن بوده و تصویب آن از حدود اختیارات قانونی دولت خارج است و مستنداً به همان جهات مصرح در دادنامه شماره ۱۰۵ـ۲۴/۳/۱۳۸۳ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری تقاضای ابطال آن را دارم. مدیرکل دفتر امور حقوقی دولت در پاسخ به شکایت فوق طی لایحه شماره ۷۲۹۰۱ مورخ ۹/۱۱/۱۳۸۴ مبادرت به ارسال تصویر نظریه تفصیلی شماره ۰۱/۱۱۰/۲۷۳۸۵ مورخ ۱۴/۹/۱۳۸۴ وزارت مسکن و شهرسازی نموده است، در این نامه آمده است، الف ـ بموجب ماده یک قانون زمین شهری، قانونگذار هدف از وضع آن قانون را این گونه اعلام می‎دارد، «به منظور تنظیم و تنسیق امور مربوط به زمین و ... این قانون به تصویب می‎رسد...» از آنجا که برای تنظیم وتنسیق امورمربوط به زمین، رعایت نوعیت زمین به ویژه زمینهای موات برای مراجع ذیربط با زمینهای شهری ضروری است و حسب ماده ۱۷ قانون مذکور، اختیار تصویب آیین‎نامه اجرایی مواد قانون به هیأت دولت اعطاء گردیده است، لذا هیأت دولت در ماده ۶ آیین‎نامه اجرایی، مراجع مرتبط با امور زمین شهری را موظف به استعلام درباره نوعیت زمین نموده است. ب ـ هرگاه مقنن در مقام بیان مطلبی باشد و نسبت به قسمتی از آن مطلب سکوت اختیار کند، این سکوت را سکوت در مقام بیان می‎گویند. لذا به تناسب مقام برای آن سکوت معنی خاصی را منظور می‎نماید و آن معنی را، مقصود مقنن تلقی می‎کنند. به همین جهت می‎گویند سکوت در مقام بیان، بیان است. مداقه در عبارات ماده ۱۲ قانون زمین شهری راجع به تشخیص نوعیت اراضی مدلل می‎دارد که قانونگذار صرفاً عهده‌داربودن وزارت مسکن و شهرسازی جهت تشخیص عمران و احیاء و قابل اعتراض بودن آن را بیان نموده است و در مقام بیان و ذکر لزوم استعلام از نوعیت زمین توسط مراجع خاصی نبوده تا گفته شود وظیفه تعدادی از مراجع مورد بیان قانونگذار قرار گرفته، و لذا غیر از آن مراجع ذکر شده در قانون سایر مراجع ذکر نشده از جمله دفاتر اسناد رسمی به لحاظ سکوت مقنن، وظیفه‎ای برای استعلام ندارد. ج ـ رأی شماره ۱۰۵ مورخ ۲۴/۳/۱۳۸۳ آن هیأت مبنی بر ابطال بند ۱۱ ماده ۱۹ آیین‎نامه اجرایی قانون زمین شهری به دلیل اینکه دفاتر اسناد رسمی را مکلف به استعلام و اقدام طبق نظر وزارت مسکن و شهرسازی راجع به مطلق اراضی اعم از دایر و بایر و موات نموده بود با جهات و دلایل و مبانی ماده۶ آیین‎نامه اجرایی انطباق ندارد. لذا موجبات تسری حکم رأی شماره ۱۰۵ مذکور بر ماده ۶ آیین‎نامه یا ابطال ماده ۶ به لحاظ وحدت مبنا و جهات فراهم نمی‎باشد. دـ برابر تبصره یک ماده ۱۰ قانون زمین شهری واگذاری اراضی غیرموات نهادهای غیردولتی طبق ضوابط وزارت مسکن و شهرسازی و با رعایت نظر ولی فقیه خواهد بود، لذا بایستی قبل از تنظیم سند از وزارت مسکن و شهرسازی استعلام گردد که آیا ضوابط وزارت مزبور رعایت شده است یا خیر. هـ ـ بعضاً پلاکهایی از اراضی شهری مورد معامله قرار می‎گیرند که متعلق به مالکینی است که قبلاً از حد نصاب مقرر در قانون زمین شهری یا قانون اراضی شهری سابق استفاد نموده‎اند و یا متعلق به افرادی است که خریداران فعلی ادعا می‎نمایند به هیچ وجه به آنان دسترسی ندارد و سند انتقال قطعی را با استفاده از وکالتنامه‎ای که در اختیار دارند، خواستار هستند که ضرورت بررسی نوعیت زمیـن و شرایط معامـل محرز است. از طرفی اداره کل امـور اسناد و سردفتران سـازمان ثبت طی نامه شماره ۲۶۶۳/۲۴ مورخ ۳۱/۲/۱۳۸۴ ضمن تایید و تاکید اجرای ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری موضوع ماده اخیرالذکر را منصرف از حکم قبلی  دیوان مبنی بر ابطال بند ۱۱ ماده ۱۹ آیین‎نامه اجرائی مذکور اعلام نموده است. با عنایت به مطالب معنونه و به منظور جلوگیری از تضییع اموال دولت و انفال به لحاظ امکان نقل و انتقال یا احداث بنا و ساخت و ساز و حفر چاه و سایر تصرفات که در صورت ابطال ماده ۶ فراهم خواهد گردید از یک طرف و بروز مشکلات برای مردم از طرف دیگر صادر و رأی مقتضی مبنی بر رد شکایت مطروحه و بقاء ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری مورد استدعا است. هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علی‎البدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بـررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء بـه‌شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی می‎نماید.

رأی هیأت عمومی

         همانطور که در دادنامه شماره ۱۰۵ مورخ ۲۴/۳/۱۳۸۳ تبیین شده، مسئولیت تشخیص نوع اراضی اعم از موات، دایر و بایر به حکم ماده ۱۲ قانون زمین شهری و اعلام  اراضی موات شهری به ادارات ثبت اسناد و املاک کشور به منظور ثبت و صدور سند مالکیت به نام دولت به موجب ماده ۶ قانون مزبور به عهده وزارت مسکن و شهرسازی محول شده است. نظر به مراتب فوق‎الذکر و اینکه سازمان ثبت اسناد و املاک کشور به حکم قانون در زمینه نقل و انتقالات اموال غیرمنقول تکلیفی به استعلام از وزارت مسکن و شهرسازی ندارد، بنابراین اطلاق ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری مصوب ۲۴/۳/۱۳۷۱ هیأت وزیران که مفید تکلیف دفاتر اسناد رسمی به استعلام  نوع زمینهای شهری از وزارت مسکن و شهرسازی در جهت ثبت نقل و انتقال اراضی مذکور است، خلاف قانون و خارج از حدود اختیارات قوه مجریه در وضع مقررات دولتی است و به‌استناد قسمت دوم اصل ۱۷۰ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ماده یک و بند یک ماده ۱۹ و ماده ۴۲ قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۸۵ عبارت « نقل و انتقال» از ماده ۶ آیین‎نامه اجرائی قانون زمین شهری ابطال و حذف می‎شود.

رئیس هیأت عمومی دیوان عدالت اداری ـ علی رازینی