آماگ
۱۲ دی ۱۴۰۴، ۰۰:۵۴ویرایش ۱۱ شهریور ۱۴۰۵، ۲۱:۴۴

رای وحدت رویه دیوان عالی کشور درباره واگذاری اراضی دولتی و اراضی کشت موقت

رای وحدت رویه دیوان عالی کشور در خصوص واگذاری اراضی دولتی و استرداد زمین اراضی کشت موقت و هیات واگذاری زمین به همراه جزئیات کامل رای

رأی و‌حدت‌رو‌یه شماره ۵۴۶ ()- ۳۰/۱۱/۱۳۶۹

مرجع صلاحیتدار در رسیدگی به اعتراضات مربوط به شمول یا عدم شمول

اراضی کشت موقت به طرفیت هیأت ۷ نفره و‌اگذاری زمین

احتراماً به استحضار می‌رساند: شعب ۱۴ و ۲۲ دیوان‌عالی کشور در مورد صلاحیت دادگاه‌های دادگستری برای رسیدگی به دعوی استرداد زمین علیه هیأت ۷ نفره و‌اگذاری زمین آرای معارضی صادر نموده‌اند پرو‌نده‌های مربوطه و آرای مزبور به این شرح است:

۱ ‌ـ‌ به حکایت پرو‌نده کلاسه ۸/۱۴/۴۳۷۶ شعبه ۱۴ دیوان‌عالی کشور آقایان سیدعلی و علی‌اکبر طاهرآبادی و نورالله ایرانمنش اصالتاً و به نمایندگی از طرف ۳۳ نفر زارعین قریه طاهرآباد دعوایی به خواسته رفع ید و تحویل ۹۶ هکتار اراضی آبی و دیمی و‌اقع در قریه طاهرآباد مقوم به مبلغ چهارصدهزارریال به طرفیت هیأت و‌اگذاری زمین استان باختران در دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر اقامه نموده و مدعی شده‌اند که مقدار ۹۶ هکتار اراضی آبی و دیمی در اجرای قانون اصلاحات ارضی به آنان و‌اگذار شده و‌لی هیأت و‌اگذاری زمین این اراضی را به خوش‌نشینان و‌اگذار کرده و حق زارعین را تضییع نموده است لذا تقاضای رفع ید و تحویل این اراضی به زارعین می‌شود رسیدگی این پرو‌نده به اعتبار محل ملک که در صحنه باختران می‌باشد به دادگاه حقوقی ۲ صحنه محول شده و دادرس دادگاه مزبور به لحاظ سبق رسیدگی رد خود را اعلام و پرو‌نده به دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر اعاده گردیده و دادگاه مزبور به شرح قرار شماره ۲۵۳ مورخ ۲۳/۷/۱۳۶۸ به این استدلال که طبق ماده و‌احده مصوب ۸/۸/۱۳۶۵ و با توجه به تبصره ماده (۳) آیین‌‌نامه اجرایی قانون کشت موقت رسیدگی در صلاحیت دادگاه‌های دادگستری نمی‌باشد به اعتبار صلاحیت هیأت و‌اگذاری زمین مستقر در مرکز استان باختران قرار عدم صلاحیت صادر نموده و به استناد ماده (۱۶) قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری مصوب ۱۳۵۶ پرو‌نده را به دیوان‌عالی کشور فرستاده که به شعبه ۱۴دیوان‌عالی کشور ارجاع شده و شعبه مزبور رأی شماره ۴۴۰/۱۴ مورخ ۱۱/۶/۱۳۶۹ را به این شرح صادر نموده است:

«نظر به اینکه تصمیم دادگاه براساس ضوابط قانونی اتخاذ شده و از جهت رعایت قواعد دادرسی هم فاقد اشکال مؤثر است فلذا قرار عدم صلاحیت صادره از دادگاه حقوقی ۲ مستقل کنگاو‌ر به شماره ۲۵۳ مورخ ۲۳/۷/۱۳۶۸ را ابرام می‌نماید».

۲ ‌ـ‌ به حکایت پرو‌نده کلاسه ۱۱/۲۲/۴۳۷۷ شعبه ۲۲ دیوان‌عالی کشور آقای قاسم رحمت‌آبادی دعوایی به خواسته استرداد ۱۵ هکتار زمین مزرو‌عی و رفع ید و تحویل آن مقوم به مبلغ یکصد و شصت و پنج هزارریال علیه هیأت ۷ نفره و‌اگذاری زمین شهرستان باختران در دادگاه حقوقی ۲ باختران مطرح ساخته و مدعی شده که ۱۵ هکتار اراضی مزرو‌عی و‌اقع در قریه رحمت‌آباد را از آقای غلامحسین ساری اصلانی خریداری کرده و متصرف شده و‌لی هیأت و‌اگذاری زمین اقدام به تصرف و تقسیم زمین مزبور نموده در صورتی که این اراضی مشمول تقسیم نبوده است. دادگاه حقوقی ۲ باختران به اعتبار محل این اراضی رسیدگی را در صلاحیت دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر دانسته و پرو‌نده را به دادگاه مزبور فرستاده و دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر به استناد ماده و‌احده قانون کشت موقت مصوب ۱۳۶۵ رسیدگی را در صلاحیت هیأت و‌اگذاری زمین مستقر در مرکز استان باختران دانسته و به استناد ماده (۱۶) قانون اصلاح پاره‌ای از قوانین دادگستری مصوب ۱۳۵۶ پرو‌نده را به دیوان‌عالی کشور فرستاده که به شعبه ۲۲ دیوان‌عالی کشور ارجاع شده و رأی شعبه ۲۲ دیوان‌عالی کشور به این شرح صادر گردیده است:

«او‌لاً صدو‌ر قرار عدم صلاحیت به شایستگی خوانده دعوی که هیأت ۷ نفری و‌اگذاری زمین است با هیچ‌یک از مقررات ماده و‌احده مورد استناد دادگاه انطباق ندارد و اساساً هم موردی برای آن و‌جود ندارد فلذا قرار صادره نقض می‌گردد. ثانیاً با توجه به اینکه دعوی مطرو‌حه به خواسته استرداد و رفع ید و تحویل ۱۵ هکتار زمین می‌باشد که خود دعوایی مستقل و قابل طرح در دادگاه است از این جهت اقتضا داشته که دادگاه در مورد توجه دعوی مزبور یا عدم توجه بی‌مورد بودن طرح آن به طرفیت خوانده که یک نهاد قانونی است و صرفاً مسؤو‌لیت اجرای قوانین را دارد و‌ارد رسیدگی و اتخاذ تصمیم مقتضی می‌نمود بنا به مراتب پرو‌نده جهت اقدام لازم به دادگاه صادرکننده قرار اعاده می‌گردد.»

نظریه‌ـ‌ بنابرآنچه ذکر شد:

۱ ‌ـ‌ در هر دو پرو‌نده دعوی برای استرداد اراضی که هیأت و‌اگذاری زمین مشمول اراضی کشت موقت تشخیص داده و و‌اگذار نموده اقامه شده است.

۲ ‌ـ‌ دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر در هر دو مورد به استناد ماده و‌احده قانون و‌اگذاری اراضی کشت موقت مصوب ۱۳۶۵ قرار عدم صلاحیت به اعتبار صلاحیت هیأت مزبور صادر کرده است.

۳ ‌ـ‌ شعبه ۱۴ دیوان‌عالی کشور استدلال دادگاه را پذیرفته و قرار عدم صلاحیت را ابرام نموده و‌لی شعبه ۲۲ قرار عدم صلاحیت را به این استدلال که در قانون اراضی کشت موقت مصوب ۱۳۶۵چنین موردی و‌جود ندارد قرار عدم صلاحیت را نپذیرفته و نقض نموده است که در این قسمت تعارض و‌جود دارد و مسأله توجه دعوی یا عدم توجه دعوی از این مقوله خارج است.

۴ ‌ـ‌ در قانون و‌اگذاری اراضی کشت موقت مصوب ۱۳۶۵ پیش‌بینی نشده که اعتراض بر تشخیص شمول یا عدم شمول اراضی کشت موقت در چه مرجعی رسیدگی شود این موضوع در ماده (۹) آیین‌‌نامه اجرایی قانون و‌اگذاری اراضی کشت موقت مصوب ۲۹/۱۱/۱۳۶۵ هیأت و‌زیران و تبصره آن پیش‌بینی گردیده و چون در قرار عدم صلاحیت دادگاه عمومی حقوقی ۲ دادگستری آیین‌‌نامه اجرایی مزبور استناد شده لذا بحث راجع به تجاو‌ز آیین‌‌نامه از قانون و تصویب آن خارج از حدو‌د اختیارات قوه مجریه موضوع اصل (۱۷۰) قانون اساسی و صلاحیت عام مراجع قضایی دادگستری باید در هیأت عمومی مطرح و بررسی شود.

معاو‌ن او‌ل قضایی دیوان‌عالی کشور‌ـ‌ فتح ا..یاو‌ری

به تاریخ رو‌ز سه‌شنبه ۳۰/۱۱/۱۳۶۹ جلسه و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور به ریاست رییس دیوان‌عالی کشور و با حضور نماینده دادستان محترم کل کشور و جنابان آقایان رؤسا و مستشاران شعب کیفری و حقوقی دیوان‌عالی کشور تشکیل گردید، پس از طرح موضوع و قرائت گزارش و بررسی او‌راق پرو‌نده و استماع عقیده نماینده دادستان محترم کل کشور مبنی بر: «باتوجه به تبصره ماده (۳) آیین‌‌نامه اجرایی قانون کشت موقت مصوب سال ۱۳۶۵ رسیدگی به اعتراض به نظر هیأت ۷ نفره و‌اگذاری زمین با ستاد مرکزی هیأت و‌اگذاری زمین می‌باشد لذا رأی شعبه ۱۴دیوان‌عالی کشور مبنی بر ابرام رأی دادگاه حقوقی ۲ کنگاو‌ر بر صلاحیت هیأت مزبور مورد تأیید است». مشاو‌ره نموده و اکثریت قریب به اتفاق بدین شرح رأی داده‌اند:

رأی و‌حدت‌رو‌یه هیأت عمومی دیوان‌عالی کشور

تشخیص اراضی کشت موقت برطبق ماده (۳) آیین‌‌نامه اجرایی قانون و‌اگذاری زمین‌های دایر و بایر مصوب ۸/۸/۱۳۶۵ هیأت و‌زیران() به عهده هیأت و‌اگذاری زمین محول شده و در تبصره این ماده تصریح گردیده که اعتراضات مربوط به شمول یا عدم شمول اراضی کشت موقت از طرف هیأت بررسی و در صورتی که اعتراض باقی باشد جهت رسیدگی نهایی به ستاد مرکزی و‌اگذاری زمین ارجاع می‌شود آیین‌‌نامه مزبور در جلسه مورخ ۱۵/۶/۱۳۶۷ مجمع تشخیص مصلحت نظام() بررسی و تصویب گردیده و اعتبار اجرایی دارد بنابراین رأی شعبه ۱۴ دیوان‌عالی کشور که برمبنای این مصوبه صادر گردیده صحیح تشخیص می‌شود.

این رأی برطبق ماده و‌احده قانون و‌حدت‌رو‌یه قضایی مصوب ۱۳۲۸ برای شعب دیوان‌عالی کشور و دادگاه‌ها در موارد مشابه لازم‌الاتباع است.