نظریه شماره 7/98/1437 مورخ 1398/09/20 اداره کل حقوقی قوه قضاییه
رأی/نظر مصوب 1398/09/20
این سند شامل خلاصهای است که توسط مدلهای زبانی (LLM) تولید شده است.
نظریه شماره 7/98/1437 مورخ 1398/09/20 اداره کل حقوقی قوه قضاییه درباره تکلیف دادگاه تجدیدنظر در صورت عدم اعلام جهات تجدیدنظرخواهی توسط تجدیدنظرخواه: در این نظریه مشورتی به بررسی موضوعی پرداخته شده که در آن تجدیدنظرخواه بدون اعلام دقیق جهات تجدیدنظرخواهی، تنها به بیان اعتراض کلی پرداخته است. بر اساس تحلیل، ذکر جهات تجدیدنظرخواهی در آیین دادرسی به منظور نظمدهی به مراحل دادرسی است و تجدیدنظرخواه باید جهاتی که موثر در اعتراض اوست را بیان کند. با این حال، عدم ذکر جهات در خواسته تجدید نظر، مانع انجام وظیفه قانونی دادگاه تجدیدنظر نیست و دادگاه میتواند به بررسی ماهوی پرونده بپردازد.
استعلام
توجها به ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری که جهات تجدیدنظرخواهی را بیان کرده اند اگر جهت یا جهات اعلامی توسط تجدیدنظرخواه خارج از مهلت مذکور باشد یا آن که اصلا جهتی اعلام نکرده و فقط اعلام کند اعتراض دارم یا تقاضای تجدیدنظرخواهی دارم تکلیف دادگاه تجدیدنظر چیست؟ آیا باید رسیدگی ماهوی بنماید یا باید به علت آن که تجدیدنظرخواهی خارج از جهات مقرر در مادتین صدرالذکر است قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر شود.
نظریه مشورتی اداره کل حقوقی قوه قضاییه
ذکر جهات تجدیدنظرخواهی در بندهای الف ، ب ، پ و ت ماده 434 قانون آیین دادرسی کیفری مصوب 1392 و اصلاحات و الحاقات بعدی به منظور ایجاد نظم دادرسی در مرحله تجدیدنظر می باشد و مقنن با تعیین جهات تجدیدنظرخواهی، تجدید نظرخواه را به مواردی که موثر در اعتراض وی نسبت به رأی تجدیدنظر خواسته می باشد، هدایت نموده تا از طرح جهاتی که تأثیری در نقض آراء ندارد، پرهیز نماید. بنابراین عدم قید یکی از این جهات، مانع انجام وظیفه قانونی از سوی مرجع تجدیدنظر نمی باشد
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.