مقدمه:
۳۶۹٫۸۱ مترمربع؛ این مقدار زمینی است که بهطور میانگین برای تولید فقط یک کیلوگرم گوشت گوسفند نیاز است. برای تولید یک کیلوگرم گندم و چاودار، این عدد فقط ۳٫۸۵ مترمربع است.
یعنی در مقایسه وزنی، گوشت گوسفند تقریباً ۹۶ برابر گندم زمین مصرف میکند؛ گوشت گاو گوشتی نیز با بیش از ۳۲۶ مترمربع در رتبه بعد قرار دارد.
این فاصله فقط به محل نگهداری دام مربوط نیست. مراتع و زمین تولید خوراک دام هم در محاسبه وارد میشوند؛ همان ردپای پنهانی که تولید غذا را به یکی از مهمترین عوامل استفاده از زمین کشاورزی جهان تبدیل کرده است.
رتبهبندی ۱۵ غذا بر اساس مصرف زمین
دادههای Poore و Nemecek که توسط Our World in Data پردازش شدهاند، میانگین جهانی زمین موردنیاز برای تولید یک کیلوگرم از محصولات مختلف را نشان میدهند. داده پایه این مجموعه مربوط به سال مرجع ۲۰۱۰ است و مطالعه اصلی حدود ۳۸٬۷۰۰ مزرعه در ۱۱۹ کشور و ۴۰ محصول غذایی را پوشش میدهد.
رتبه | محصول غذایی | زمین موردنیاز برای تولید ۱ کیلوگرم | نسبت به گندم و چاودار |
۱ | گوشت بره و گوسفند | ۳۶۹٫۸۱ مترمربع | ۹۶٫۱ برابر |
۲ | گوشت گاو از گله گوشتی | ۳۲۶٫۲۱ مترمربع | ۸۴٫۷ برابر |
۳ | پنیر | ۸۷٫۷۹ مترمربع | ۲۲٫۸ برابر |
۴ | شکلات تلخ | ۶۸٫۹۶ مترمربع | ۱۷٫۹ برابر |
۵ | گوشت گاو از گله شیری | ۴۳٫۲۴ مترمربع | ۱۱٫۲ برابر |
۶ | قهوه | ۲۱٫۶۲ مترمربع | ۵٫۶ برابر |
۷ | گوشت خوک | ۱۷٫۳۶ مترمربع | ۴٫۵ برابر |
۸ | مغزهای درختی | ۱۲٫۹۶ مترمربع | ۳٫۴ برابر |
۹ | گوشت طیور | ۱۲٫۲۲ مترمربع | ۳٫۲ برابر |
۱۰ | بادامزمینی | ۹٫۱۱ مترمربع | ۲٫۴ برابر |
۱۱ | شیر | ۸٫۹۵ مترمربع | ۲٫۳ برابر |
۱۲ | ماهی پرورشی | ۸٫۴۱ مترمربع | ۲٫۲ برابر |
۱۳ | نخودفرنگی | ۷٫۴۶ مترمربع | ۱٫۹ برابر |
۱۴ | تخممرغ | ۶٫۲۷ مترمربع | ۱٫۶ برابر |
۱۵ | گندم و چاودار | ۳٫۸۵ مترمربع | مبنای مقایسه |
اعداد جدول «مترمربع زمین به ازای یک کیلوگرم محصول» را مقایسه میکنند. بنابراین یک کیلوگرم قهوه، پنیر، گوشت یا گندم از نظر کالری، پروتئین و مقدار مصرف معمول، واحدهای تغذیهای یکسانی نیستند.
چرا گوشت گاو و گوسفند در صدر جدول هستند؟
عامل اصلی، ساختار تولید گوشت نشخوارکنندگان است.
در تولید یک محصول زراعی، بخش اصلی ردپای زمین همان زمین زیر کشت است. اما تولید گوشت گاو و گوسفند میتواند همزمان به چند نوع زمین وابسته باشد:
مرتع برای چرا؛
زمین تولید علوفه؛
زمین زیر کشت ذرت، سویا یا سایر خوراکهای دام.
به همین دلیل، زمینی که در تولید یک کیلوگرم گوشت نقش دارد لزوماً در همان دامداری یا حتی همان کشور قرار نگرفته است.
آیا همه مراتع را میتوان به مزرعه تبدیل کرد؟
خیر.
بخشی از مراتع به دلیل شیب، کیفیت خاک، اقلیم یا محدودیت آب برای زراعت مناسب نیستند. بنابراین کاهش استفاده دام از مرتع الزاماً به این معنا نیست که تمام آن زمین میتواند مستقیماً برای تولید گندم، حبوبات یا سبزیجات استفاده شود.

این نکته برای تفسیر درست ارقام مهم است؛ زیرا «زمین کمتر برای غذا» لزوماً به معنای «زمین زراعی بیشتر» نیست. بخشی از زمین آزادشده میتواند برای بازگشت پوشش طبیعی یا حفاظت از زیستگاهها اهمیت داشته باشد.
پنیر، شکلات و قهوه؛ رتبههای غیرمنتظره
گوشت تنها محصول زمینبر این رتبهبندی نیست.
پنیر با حدود ۸۷٫۷۹ مترمربع زمین به ازای هر کیلوگرم در جایگاه سوم قرار دارد؛ یعنی بیش از ۲۲ برابر گندم و چاودار. تولید پنیر به شیر وابسته است و تولید شیر نیز به دام، خوراک و زمین نیاز دارد.
شکلات تلخ با حدود ۶۸٫۹۶ مترمربع در رتبه چهارم و قهوه با حدود ۲۱٫۶۲ مترمربع در رتبه ششم قرار گرفتهاند.
این اعداد نشان میدهند گیاهی بودن یک محصول بهتنهایی تضمین نمیکند ردپای زمینی آن پایین باشد. بازده محصول در هکتار، شرایط اقلیمی، نوع کشت و مقدار ماده اولیه موردنیاز برای محصول نهایی نیز تعیینکنندهاند.
۴۴ درصد زمین قابلسکونت جهان در اختیار کشاورزی است
ابعاد مسئله زمانی روشنتر میشود که از یک کیلوگرم محصول فاصله بگیریم.
حدود ۴۴ درصد زمین قابلسکونت جهان برای کشاورزی استفاده میشود؛ مساحتی نزدیک به ۴۸ میلیون کیلومترمربع. در این محاسبه یخچالهای طبیعی، بیابانهای بسیار خشک و دیگر زمینهای غیرقابلسکونت کنار گذاشته شدهاند.
از کل زمین کشاورزی جهان تقریباً:
۸۰ درصد با دامداری، چرا یا تولید خوراک دام مرتبط است؛
۱۶ درصد برای تولید مستقیم غذای انسان استفاده میشود؛
حدود ۴ درصد به محصولات غیرغذایی مانند سوختهای زیستی و الیاف اختصاص دارد.
در مقابل، محصولات حیوانی و ماهی پرورشی حدود ۱۷ درصد کالری و ۳۸ درصد پروتئین جهان را تأمین میکنند.
این فاصله یکی از مهمترین دلایلی است که مصرف زمین را به موضوعی جدی در بحث آینده سیستم غذایی تبدیل کرده است.
اگر محصولات حیوانی کمتر شوند، چه میزان زمین آزاد میشود؟
Poore و Nemecek یک سناریوی فرضی را بررسی کردهاند که در آن محصولات حیوانی از رژیم غذایی جهان حذف میشوند.
در این سناریو، زمین مورد استفاده سیستم غذایی میتواند حدود ۳٫۱ میلیارد هکتار کاهش پیدا کند. IPCC نیز این برآورد را در گزارش خود بازتاب داده است.
در مطالعه اصلی، این کاهش معادل حدود ۷۶ درصد مصرف زمین سیستم غذایی برآورد شده است.
این عدد یک سناریوی پژوهشی است، نه توصیه عمومی برای حذف دامداری در تمام کشورها.
دامداری در بسیاری از مناطق با معیشت روستایی، امنیت غذایی و استفاده از مراتعی پیوند دارد که امکان زراعت در آنها محدود است.
پیام اصلی دادهها سادهتر است: ترکیب غذاهایی که تولید و مصرف میشوند میتواند مقیاس تقاضا برای زمین را بهشدت تغییر دهد.
حتی میان محصولات حیوانی نیز فاصله بزرگی وجود دارد؛ ردپای یک کیلوگرم گوشت طیور حدود ۱۲٫۲۲ مترمربع و تخممرغ حدود ۶٫۲۷ مترمربع است، در حالی که این رقم برای گوشت گوسفند به نزدیک ۳۷۰ مترمربع میرسد.
مصرف زمین چه ارتباطی با جنگلزدایی و تنوع زیستی دارد؟
افزایش تقاضا برای زمین کشاورزی میتواند به گسترش مزرعه و مرتع در مناطقی منجر شود که پیشتر جنگل، مرتع طبیعی یا زیستگاه گونههای مختلف بودهاند.
اما تمام زمینها ارزش محیطزیستی یکسانی ندارند.
تولید محصول در مزرعهای که دههها زیر کشت بوده با تبدیل یک زیستگاه طبیعی جدید به زمین کشاورزی اثر یکسانی بر تنوع زیستی و ذخیره کربن ندارد.

به همین دلیل، هنگام ارزیابی یک محصول فقط نباید پرسید:
چند مترمربع زمین مصرف میکند؟
پرسش دوم نیز اهمیت دارد:
این زمین پیش از تولید غذا چه کاربری داشته است؟
ایران ۱۷٫۳۸ میلیون هکتار زمین کشاورزی دارد
طبق نتایج سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳، مساحت کل اراضی کشاورزی ایران حدود ۱۷٫۳۸ میلیون هکتار است.
حدود:
۸۹ درصد این اراضی زراعی است؛
۱۱ درصد به باغ و قلمستان اختصاص دارد.
رئیس مرکز آمار ایران نیز رقم کل را ۱۷ میلیون و ۳۷۹ هزار هکتار اعلام کرده و گفته است بیش از ۱۵ میلیون هکتار آن اراضی زراعی است که ۳۸ درصد آنها آبی هستند.
این ارقام فقط مساحت زمین را نشان میدهند. میزان واقعی تولید هر هکتار به کیفیت خاک، بارندگی، دسترسی به آب، نوع محصول، دیم یا آبی بودن و بهرهوری بستگی دارد.
چرا آب در ایران به اندازه زمین اهمیت دارد؟
در بسیاری از مناطق ایران، آب میتواند پیش از زمین به عامل محدودکننده تولید تبدیل شود.
به همین دلیل، محصولی که از نظر ردپای زمین عملکرد مناسبی دارد ممکن است در منطقهای خشک فشار بیشتری بر منابع آب وارد کند.
پس ارزیابی سیستم غذایی ایران فقط با مترمربع زمین کامل نمیشود و باید منابع آب، اقلیم و بهرهوری نیز همزمان بررسی شوند.
بخشی از ردپای زمینی غذای ایران خارج از کشور شکل میگیرد
ایران بخشی از نهادههای مورد استفاده برای خوراک دام و طیور را از خارج تأمین میکند.
برای نمونه، دادههای منتشرشده در شهریور ۱۴۰۵ نشان میدهد در فاصله ۱۰ تیر تا نخستین هفته شهریور بیش از ۱٫۰۴ میلیون تن ذرت، دانه سویا و کنجاله سویا از مبدأ برزیل برای ورود به ایران در فهرست محمولههای دریایی قرار گرفته است. همچنین وزارت جهاد کشاورزی در همین مقطع مسیر ثبت سفارش انواع کنجاله را تسهیل کرده است.
از منظر ردپای زمین، معنای این تجارت روشن است:
وقتی سویا یا ذرت در کشور دیگری تولید و در ایران به خوراک دام تبدیل میشود، بخشی از زمین مورد استفاده در زنجیره تولید گوشت، مرغ، تخممرغ یا لبنیات مصرفی ایران عملاً خارج از مرزهای کشور قرار دارد.

با این حال، از وزن واردات نمیتوان مستقیماً نتیجه گرفت ایران دقیقاً چند هکتار «زمین خارجی» مصرف میکند. چنین محاسبهای به کشور مبدأ، بازده محصول در هکتار، مسیر مصرف نهاده و دادههای تجارت نیاز دارد.
آیا بهرهوری بیشتر میتواند نیاز به زمین را کاهش دهد؟
بله.
اگر از هر هکتار محصول بیشتری تولید شود، برای تولید حجم مشخصی غذا به زمین کمتری نیاز خواهد بود.
اما افزایش بهرهوری تنها زمانی به کاهش فشار بر طبیعت منجر میشود که گسترش سطح کشاورزی نیز کنترل شود.
اگر عملکرد هر هکتار افزایش یابد ولی همزمان زمین بیشتری به کشاورزی اختصاص پیدا کند، مصرف کل زمین الزاماً کاهش نمییابد.
کاهش فشار بر زمین معمولاً نیازمند ترکیبی از اقدامات است:
افزایش بهرهوری زمینهای موجود؛
کاهش ضایعات غذا؛
بهبود مدیریت خوراک دام؛
انتخاب محصولات متناسب با اقلیم؛
جلوگیری از تبدیل زیستگاههای طبیعی؛
مدیریت بهتر الگوی تولید و مصرف.
چرا نباید فقط «مترمربع به ازای یک کیلوگرم» را ملاک قرار داد؟
جدول مصرف زمین اختلاف میان محصولات را بهخوبی نشان میدهد، اما شاخص نهایی پایداری غذا نیست.
یک کیلوگرم گندم، پنیر، گوشت و قهوه مقدار یکسانی کالری، پروتئین یا مواد مغذی ندارد.
همچنین ممکن است محصولی زمین کمی مصرف کند اما در شاخص دیگری فشار بیشتری ایجاد کند.
برای ارزیابی دقیقتر باید در کنار مصرف زمین به این موارد نیز توجه کرد:
مصرف و تنش آب؛
انتشار گازهای گلخانهای؛
تغییر کاربری زمین؛
آلودگی آب و خاک؛
اثر بر تنوع زیستی؛
عملکرد در واحد سطح؛
کالری و پروتئین تولیدشده؛
شرایط اقتصادی و اجتماعی تولید.
برای مقایسه دو غذا چه پرسشهایی مطرح کنیم؟
پیش از نتیجهگیری بهتر است مشخص شود:
مقایسه بر اساس وزن، کالری یا پروتئین انجام شده است؟
عدد میانگین جهانی است یا مربوط به یک کشور و سیستم تولید مشخص؟
زمین مورد استفاده مرتع است یا زمین زراعی؟
خوراک دام در همان منطقه تولید شده یا وارداتی است؟
زمین از قبل کشاورزی بوده یا از یک زیستگاه طبیعی تغییر کاربری داده شده است؟
وضعیت مصرف آب و انتشار گازهای گلخانهای چگونه است؟
با این اطلاعات، یک عدد جذاب به شاخصی قابلاستفاده برای تحلیل واقعی سیستم غذایی تبدیل میشود.
نتیجهگیری:
۳۶۹٫۸۱ مترمربع برای یک کیلوگرم گوشت گوسفند در برابر ۳٫۸۵ مترمربع برای گندم و چاودار؛ فاصلهای نزدیک به ۹۶ برابر که تفاوت بزرگ غذاها در نیاز به زمین را نشان میدهد.
گوشت گاو گوشتی نیز با حدود ۳۲۶ مترمربع در رتبه دوم قرار دارد، اما محصولات غیرمنتظرهای مانند پنیر، شکلات تلخ و قهوه نیز ردپای زمینی قابلتوجهی دارند.
در مقیاس جهانی، حدود ۴۴ درصد زمین قابلسکونت در اختیار کشاورزی است و نزدیک به ۸۰ درصد زمین کشاورزی با دامداری و خوراک دام ارتباط دارد.
در ایران نیز حدود ۱۷٫۳۸ میلیون هکتار زمین کشاورزی باید در کنار محدودیت آب، بهرهوری و واردات خوراک دام تحلیل شود. بخشی از ردپای زمینی سیستم غذایی ایران نیز از طریق نهادههای وارداتی خارج از مرزهای کشور شکل میگیرد.
با این حال، مصرف زمین فقط یک شاخص است. برای فهم واقعی اثر تولید غذا باید نوع زمین، آب، تغییر کاربری، بهرهوری، ارزش تغذیهای و شرایط اقتصادی نیز در کنار آن دیده شوند.
پرسش مهمتر از اینکه «کدام غذا بیشترین زمین را مصرف میکند؟» این است:
چگونه میتوان با زمین محدود، غذای کافی تولید کرد و همزمان فشار کمتری بر منابع طبیعی وارد کرد؟
سوالات متداول
کدام غذا بیشترین زمین را برای تولید مصرف میکند؟در دادههای جهانی Poore و Nemecek، گوشت بره و گوسفند با حدود ۳۶۹٫۸۱ مترمربع زمین به ازای هر کیلوگرم بالاترین مقدار را در این رتبهبندی دارد.
در این مقایسه، گوشت بره و گوسفند تقریباً ۹۶٫۱ برابر گندم و چاودار زمین به ازای هر کیلوگرم محصول نیاز دارد.
زیرا علاوه بر مرتع، زمین مورد استفاده برای تولید علوفه و سایر خوراکهای دام نیز بخشی از ردپای زمینی آنهاست.
برآورد Our World in Data نشان میدهد حدود ۸۰ درصد زمین کشاورزی جهان با چرا یا تولید خوراک دام ارتباط دارد.
خیر. شکلات تلخ و قهوه نمونههایی از محصولات گیاهی هستند که ردپای زمینی آنها از بسیاری از غلات و محصولات زراعی بیشتر است.
در مقیاس جهانی بله. در یک سناریوی پژوهشی، حذف محصولات حیوانی میتواند مصرف زمین سیستم غذایی را حدود ۳٫۱ میلیارد هکتار کاهش دهد؛ اما این سناریو نسخه یکسانی برای همه کشورها نیست.
بر اساس سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳، مساحت اراضی کشاورزی ایران حدود ۱۷٫۳۸ میلیون هکتار است که حدود ۸۹ درصد آن زراعی و ۱۱ درصد باغ و قلمستان است.
بهصورت غیرمستقیم بله. واردات نهادههایی مانند ذرت و سویا به این معناست که بخشی از زمین مورد استفاده در زنجیره غذایی ایران در کشورهای تولیدکننده این محصولات قرار دارد؛ اما اندازه دقیق این ردپا به مطالعه مستقلی نیاز دارد.
منابع
Reducing food's environmental impacts through producers and consumers - pubmed
Land use per kilogram of food product - Our World in Data
Half of the world’s habitable land is used for agriculture - Our World in Data
If the world adopted a plant-based diet, we would reduce global agricultural land use from 4 to 1 billion hectares - Our World in Data
Agriculture, Forestry, and Other Land Uses (AFOLU) - ipcc
سرشماری عمومی کشاورزی ۱۴۰۳ - مرکز آمار ایران
