رأی شماره ۹۳۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص برخورداری دارندگان مدرک تحصیلی فوقلیسانس و دکتری و مدارک همتراز از لحاظ استخدامی از حقوق و فوقالعاده شغل مقرر مشروط به اشتغال آنان به خدمت در مراکز و یا واحدهای آموزشی مطالعاتی و تحقیقاتی دستگاههای مشمول است
رأی/نظر مصوب ۱۳۸۶/۰۹/۰۶
رأی شماره ۹۳۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری درخصوص برخورداری دارندگان مدرک تحصیلی فوقلیسانس و دکتری و مدارک همتراز از لحاظ استخدامی از حقوق و فوقالعاده شغل مقرر مشروط به اشتغال آنان به خدمت در مراکز و یا واحدهای آموزشی مطالعاتی و تحقیقاتی دستگاههای مشمول است شماره هـ/۸۴/۵۳۷
تاریخ: ۶/۹/۱۳۸۶
شماره دادنامه: ۹۳۶
کلاسه پرونده: ۸۴/۵۳۷
مرجع رسیدگی: هیأت عمومی دیوان عدالت اداری.
شاکی: آقای محمدتقی رادشهیدی.
موضوع شکایت و خواسته: اعلام تعارض آراء صادره از شعب ۱۹ بدوی و ۸ و ۱۱ تجدیدنظر دیوان عدالت اداری.
مقدمه: الف ـ۱ـ شعبه دهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۱/۱۷۸۳ موضوع شکایت آقای محمدتقی رادشهیدی به طرفیت وزارت آموزش و پرورش ـ دفتر امور فرهنگی و آموزش سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور به خواسته احتساب سوابق خدمت آموزشی در همترازی با هیأت علمی دانشگاهها و صدور حکم همترازی به شرح دادنامه شماره ۱۸۵۷ مورخ ۲۴/۸/۱۳۸۲ چنین رأی صادر نموده است، با عنایت به اینکه ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق، برقراری حقوق همتراز را مشروط به اشتغال کارمند در مراکز و یا واحدهای آموزشی، مطالعاتی و تحقیقاتی دستگاههای مشمول قانون دانسته است و محل کار شاکی طبق اعلام سازمان مدیریت که مرجع تشخیص این مراکز است، محل کار شاکی جزء مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی و آموزشی نیست و از طرفی استناد شاکی به مصوبه ۷۵۷/۱د مورخ ۹/۱۰/۱۳۵۸ شورای انقلاب و بخشنامه ۲۳۰ آموزش و پرورش مبنی بر احتساب سوابق کسانی که بعد از ۲۲/۱۱/۱۳۵۷ از کادر آموزشی به کادر اداری منتقل شدهاند به عنوان تجربه آموزشی صحیح نیست، زیرا سوابق تجربی فرد موضوعی غیر از واحد آموزشی است و لایحه مذکور دلالتی بر این ندارد که کلیه واحدهای اداری آموزش و پرورش آموزشی میباشند، بلکه سوابق معلمان شاغل که منتقل شدهاند را صرفاً آموزشی تلقی نموده است. علیهذا شکایت شاکی غیر وارد تشخیص و محکوم به رد است. الف ـ۲ـ شعبه هشتم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۲/۱۳۳۱ موضوع تقاضای تجدیدنظر آقای محمدتقی رادشهیدی نسبت به دادنامه شماره ۱۸۵۷ مورخ ۲۴/۸/۱۳۸۲ شعبه دهم به شرح دادنامه شماره ۹۸۲ مورخ ۱۲/۹/۱۳۸۳ دادنامه بدوی را عیناً تایید نموده است. ب ـ شعبه یازدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۷۸/۷۴۵ موضوع شکایت آقای قربانعلی سعیدی به طرفیت وزارت آموزش وپرورش به خواسته، احتساب سوابق به شرح دادنامه شماره۱۶۶۶مورخ۱۵/۱۱/۱۳۸۰ با توجه به مدرک تحصیلی فوقلیسانس و دکتری در رشته مدیریت آموزشی و رأی هیأت عمومی دیوان به شماره ۲۲۲ مورخ ۶/۱۱/۱۳۷۵ و لایحه قانونی راجع به استفاده کارکنان کادر اداری وزارت آموزش و پرورش که برای خدمت معلمی استخدام شدهاند از طرح طبقه بندی مشاغل معلمان کشور و احتساب سوابق تجربی مصوب ۱۳۵۸ شورای انقلاب و ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت حقوق کارکنان دولت حکم به ورود شکایت صادر نموده است. ج ـ شعبه نوزدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۱/۱۲۸۴ موضوع شکایت آقای محمدابراهیم مرادپور به طرفیت اداره کل امور اداری وزارت آموزش و پرورش به خواسته تقاضای بهرهمندی از مزایای مصوبه شورای انقلاب جهت همترازی ۸۰ درصد مراتب اعضای هیأت علمی دانشگاه به شرح دادنامه شماره ۲۷۲ مورخ ۳۰/۲/۱۳۸۲ با توجه به مصوبه ۱۷/۹/۱۳۵۸ شورای انقلاب و مفاد بخشنامه ۲۳۰/۱ مورخ ۶/۱۲/۱۳۵۸ وزارت آموزش و پرورش اذعان سازمان طرف شکایت به ذیحق بودن شاکی حکم به ورود شکایت شاکی صادر نموده است. دـ۱ـ شعبه نوزدهم در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۱/۱۴۰۸ موضوع شکایت غلامرضا رمضانی خلیلآباد به طرفیت، اداره کل امور اداری وزارت آموزش و پرورش به خواسته، تقاضای بهرهمندی از مزایای مصوبه شورای انقلاب درخصوص تجربه آموزشی جهت همترازی ۸۰ درصد مراتب اعضاء هـیأت علمی دانشگاه به شرح دادنامه شماره ۲۷۱ مورخ ۳۰/۲/۱۳۸۲ با توجه به مفاد و دلالت مصوبه۱۷/۹/۱۳۵۸ شورای انقلاب و مفاد بخشنامه۲۳۰/۱ مورخ ۶/۱۲/۱۳۵۸ وزارت آموزش و پرورش و اذعان طرف شکایت به ذیحق بودن شاکی حکم به ورود شکایت صادر نموده است. دـ۲ـ شعبه یازدهم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ۸۳/۲۳۰۱ موضوع تـقاضای تجدیدنظر اداره کل امور اداری آموزش و پرورش نسبت به دادنامه شماره ۲۷۱ مورخ ۳۰/۲/۱۳۸۲ دادنامه بدوی را تایید نموده است هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق با حضور رؤسا و مستشاران و دادرسان علیالبدل شعب دیوان تشکیل و پس از بحث و بـررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت بـه صدور رأی مینماید.
رأی هیأت عمومی
اولاً، با توجه به مشابهت موضوع شکایت و خواسته شاکیان و محتویـات پروندههای مذکور وجـود تناقض بین دادنامه صادره از شعبه دهم بدوی دیوان مبنی بر رد شکایت شاکی که مورد تایید شعبه هشتم تجدیدنظر دیوان قرار گرفته و دادنامههای صادره از سایر شعب دیوان مبنی بر ورود شکایت شاکیان محرز است. ثانیاً، به موجب ماده ۸ قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت مصوب ۱۳/۶/۱۳۷۰ برخورداری دارندگان مدرک تحصیلی فوقلیسانس و دکتری و مدارک همتراز از لحاظ استخدامی از حقوق و فوقالعاده شغل مقرر در ماده مذکور مشروط به اشتغال آنان به خدمت در مراکز و یا واحدهای آموزشی، مطالعاتی و تحقیقاتی و دستگاههای مشمول قانون است. نظر به اینکه هدف و حکم مقنن مبتنی بر تشابه ماهیت وظایف و مسئولیتهای علمی دارندگان مدارک تحصیلی فوقالذکر با وظایف آموزشی، مطالعاتی و تحقیقاتی اعضاء هیأت علمی دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی کشور بوده است و تعمیم و تسری آن به افرادی که عملاً به خدمت در مراکز و واحدهای آموزشی مطالعاتی و تحقیقاتی به تشخیص مراجع ذیصلاح، اشتغال ندارند، فاقد وجاهت قانونی است. بنابراین دادنامه شماره ۱۸۵۷ مورخ ۲۴/۸/۱۳۸۲ شعبه دهم بدوی دیوان مبنی بر رد شکایت شاکی به خواسته برخورداری از حقوق و فوقالعاده شغل موضوع ماده ۸ قانون فوق الاشعار به جهت عدم اشتغال به خدمت در مراکز و واحدهای مذکور که به شرح دادنامه شماره ۹۸۲ مورخ ۱۲/۹/۱۳۸۳ شعبه هشتم تجدیدنظر دیوان تایید شده و قطعیت یافته صحیح و موافق اصول و موازین قانونی است. این رأی به استناد بند ۲ ماده ۱۹ و ماده ۴۳ قانون دیوان عدالت اداری مصوب ۱۳۸۵ در موارد مشابه برای شعب دیوان و مراجع اداری ذیربط لازمالاتباع است.
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری معاون قضائی دیوان عدالت اداری ـ مقدسیفرد
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.