آئین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلاء دادگستری
قانون مصوب ۱۳۳۴/۰۹/۲۸ نخست وزیر
آئین نامه لایحه قانونی استقلال کانون وکلاء دادگستری
مصوب ۱۳۳۴,۰۹,۲۸
با اصلاحات و الحاقات بعدی
اصلاح آیین نامه اجرایی لایحه قانونی استقلال کانون وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۴
بخش اول
انتخاب هیئت مدیره ماده ۱ ـ هیئت مدیره دو ماه بانقضاء هر دوره از بین وکلائی که حق حضور در هیئت عمومی دارند چهار نفر بعنوان عضو اصلی و دو نفر بعنوان عضو علی البدل به رأﻯ مخفی از خارج هیئت مدیره انتخاب مینماید که بریاست رئیس کانون هیئت نظارت انتخاب هیئت مدیره بعد را تشکیل داده و بانتخاب آن اقدام نمایند. تبصره ـ هر یک از اعضاء اصلی حاضر نشوند یا معذور از مداخله شوند عضو علی البدل بجاﻯ او دخالت خواهد کرد. ماده ۲ ـ صورت اسامی و مشخصات وکلائی که بموجب قانون حق انتخاب کردن و انتخاب شدن را دارند در ظرف یکهفته از تاریخ انتخاب هیئت نظارت از طرف کانون بهیئت مزبور داده میشود. ماده ۳ ـ وقت و محل تشکیل هیئت عمومی براﻯ انتخاب هیئت مدیره باید از طرف هیئت نظارت تعیین و تا دهم بهمن ماه در یکی از روزنامه هاﻯ کثیرالانتشار (بتشخیص هیئت نظارت) آگهی شود و فاصله بین انتشار آگهی و روز جلسه نباید کمتر از ۲۰ روز باشد. و یک نسخه از آگهی بوسیله پست سفارشی باید براﻯ کسانی که حق حضور در هیئت عمومی دارند فرستاده شود. ماده ۴ ـ اگر روز جلسه مصادف با تعطیل شد روز بعد تشکیل میشود و احتیاج بدعوت مجدد نخواهد بود. ماده ۵ ـ در وقت مقرر جلسه هیئت عمومی با حضور هر عده که حاضر شده باشند تشکیل و بدواً هیئت نظارت صندوق ضبط آراء را براﻯ اطمینان از خالی بودن آن بحاضرین ارائه داده آنرا لاک و مهر مینماید و بعد شروع به گرفتن آراء میکند و هیچگونه اظهار یا اقدام دیگرﻯ در جلسه هیئت عمومی جائز نیست و تبلیغ بموافقت یا مخالفت اشخاص بکلی ممنوع است. ماده ۶ ـ انتخاب جمعی و مخفی است و باید رأﻯ روﻯ اوراقی که بمهر هیئت نظارت رسیده نوشته شود و رأﻯ دهنده پس از ارائه پروانه وکالت رأﻯ خود را در صندوق آراء بیندازد و در صورت اسامی واجدین شرایط انتخاب کردن مقابل اسم خود را امضاء نماید. ماده ۷ ـ حق رأﻯ کسانیکه تا پایان جلسه حاضر نشده و رأﻯ ندهند ساقط است. ماده ۸ ـ پس از اتمام اخذ آراء اگر وقت کافی باشد مشروع بقرائت آن میشود والا هیئت نظارت صندوق را لاک و مهر کرده و روز بعد شروع باستخراج مینماید و بر هر ورقه که قرائت شد مهر قرائت شد زده و ضبط خواهد شد. ماده ۹ ـ آرائی که داراﻯ نشان یا امضاء باشد باطل است و اسامی مکرر حساب نمیشود و اسامی زائد بر عده که باید انتخاب شوند قرائت نخواهد شد. ماده ۱۰ ـ آراء قرائت شده پس از اتمام آن در صندوق ضبط و از طرف هیئت نظارت لاک و مهر شده و تا انقضاء مدت شکایت یا حصول نتیجه شکایت محفوظ خواهد ماند تا در صورت احتیاج مورد رسیدگی واقع شود و بعد ابطال خواهد شد. ماده ۱۱ ـ از واجدین شرائط انتخاب شدن کسانیکه داراﻯ رأﻯ بیشتر هستند عضو اصلی و کسانیکه بعد از اعضاء اصلی بیش از سایرین داراﻯ رأﻯ میباشند عضو علی البدل هستند. ماده ۱۲ ـ مدت شکایت از جریان انتخابات تا سه روز بعد از اتمام قرائت آراء میباشد و شکایت از کسانیکه حق رأﻯ دادن دارند پذیرفته است. ماده ۱۳ ـ مرجع رسیدگی بشکایات هیئت نظارت انتخابات است و مکلف است ظرف سه روز بشکایت رسیدگی و نظر خود را در محل اخذ آراء اعلام نماید.
الحاق یک تبصره به ماده (۱۳) آیین نامه لایحه قانونی استقلال قانون [کانون] وکلای دادگستری
تبصره (منسوخه ۲۷ˏ۰۸ˏ۱۳۹۲) ـ قضاتی که به درخواست خود بازنشسته، مستعفی یا بازخرید شوند، چنانچه ظرف ۶ماه از تاریخ قطع رابطه تقاضای صدور پروانه وکالت نمایند از ارائه گواهی عدم سوء پیشینه و عدم اعتیاد معاف می باشند. ماده ۱۴ ـ کسیکه بر تصمیم هیئت نظارت معترض است میتواند بوسیله دفتر کانون بدادگاه عالی انتظامی قضات شکایت نماید مدت این شکایت سه روز از تاریخ اعلام تصمیم هیئت نظارت است و دادگاه مزبور منتهی در ظرف ۱۰ روز از تاریخ وصول شکایت رسیدگی و رأﻯ خواهد داد و رأﻯ مزبور قطعی است. ماده ۱۵ ـ پس از اتمام انتخاب و تعیین نتیجه قطعی رئیس هیئت نظارت اسامی منتخبین را اعلام و آنانرا برای تشکیل هیئت مدیره (قبل از تاریخ هفتم اسفندماه که روز جشن کانون است) دعوت مینماید. ماده ۱۶ ـ در صورت ابطال انتخاب تجدید آن بر طبق مقررات بالا خواهد بود در این صورت تا تعیین هیئت مدیره جدید هیئت مدیره سابق انجام وظیفه خواهد نمود. بخش دوم
انتخابات هیئت رئیسه و عامله کانون و وظایف آن
ماده ۱۷ ـ جلسه هیئت مدیره براﻯ انتخاب رئیس بریاست مسن ترین اعضاء اصلی حاضر هیئت مدیره تشکیل می شود و دو نفر جوان ترین اعضاء موقتاً سمت منشی گری خواهند داشت. ماده ۱۸ ـ رئیس کانون وکلاء مرکز باید لااقل بیست سال سابقه وکالت درجه اول داشته و سن او کمتر از پنجاه سال نباشد و نواب رئیس باید لااقل دهسال سابقه وکالت درجه اول داشته و سن ایشان کمتر از چهل سال نباشد و در خارج مرکز بدون رعایت دو شرط فوق رئیس و نواب رئیس از بین اعضاء هیئت مدیره انتخاب میشوند. ماده ۱۹ ـ انتخاب هیئت رئیسه کانون از بین اعضاء اصلی بطور فردﻯ و مخفی و باکثریت نسبی بعمل میآید مگر در موردیکه اکثریت مخصوصی در این آئین نامه براﻯ آن مقرر شده باشد و در آن مورد هم اگر در دفعه اول اکثریت مخصوصی حاصل نشد در دفعه دوم اکثریت نسبی معتبر خواهد بود. تبصره ـ رئیس کانون باید در تهران لااقل داراﻯ هشت رأﻯ و در سایر کانون ها داراﻯ چهار رأﻯ باشد. ماده ۲۰ ـ رئیس کانون وکلاء نماینده قانونی کانون در کلیه مراجع رسمی است و اعمال ادارﻯ و حقوقی کانون را انجام میدهد و ریاست هیئت مدیره بعهده او است و مرجع رسیدگی بشکایات و اختلافات وکلاء و کارآموزان و کارگشایان از یکدیگر در امور مربوط بشغل شان میباشد و همچنین ناظر اعمال و رفتار کلیه وکلاء و کارآموزان و کارگشایان بوده و میتواند خبط و خطا و انحرافات شغلی آنانرا کتباً تذکر دهد و تعقیب انتظامی وکیل متخلف را از دادسراﻯ انتظامی بخواهد اجراء تصمیمات هیئت مدیره کانون نیز بعهده او خواهد بود. ماده ۲۱ ـ رئیس کانون نسبت بکلیه کارمندان ادارﻯ و دفتر کانون سمت ریاست مستقیم دارد. ماده ۲۲ ـ رئیس کانون وکلاء مرکز از حیث شئون و تشریفات رسمی در ردیف دادستان کل کشور است و رؤساﻯ سایر کانون ها در ردیف دادستان استان هستند. ماده ۲۳ ـ دعوت هیئت مدیره و هیئت عمومی وکلاء بعهده رئیس کانون است. ماده ۲۴ ـ انتخاب رئیس و نواب رئیس و سایر اعضاء هیئت رئیسه هر چند نوبت جائز است. ماده ۲۵ ـ اداره جلسات هیئت مدیره در غیبت رئیس با یکی از نواب رئیس میباشد. تقسیم کار و وظایف بین اعضاء هیئت رئیسه ضمن آئین نامه داخلی کانون تعیین خواهد شد. ماده ۲۶ ـ انتخاب بازرسان و منشیان هیئت مدیره پس از انتخاب رئیس و نواب رئیس بعمل خواهد آمد. ماده ۲۷ ـ در صورتیکه یکی از اعضاء اصلی هیئت مدیره سه ماه متوالی بدون عذر موجه غیبت نماید یکی از اعضاء علی البدل که رأﻯ او بیشتر است بعضویت اصلی قائم مقام او خواهد شد و عضو غائب قائم مقام عضو مزبور خواهد گردید. بخش سوم ـ پروانه وکالت و کارآموزی ماده ۲۸ ـ پروانه وکالت بعده لازم داده میشود و به نسبت هر ده نفر وکیل یک پروانه کارآموزﻯ علاوه بر عده معین داده خواهد شد. ماده ۲۹ ـ عده وکیل لازم براﻯ هر محل بوسیله کمیسیون متشکل از رؤساء کل دادگاههاﻯ استان مرکز و دادگاههاﻯ شهرستان تهران و دادگاههاﻯ بخش تهران و سه نماینده از طرف کانون بدعوت رئیس کانون تعیین خواهد شد. ماده ۳۰ ـ در صورتیکه عده وکیل در محلی زائد بر عده معین از طرف کمیسیون باشد باستناد رأﻯ کمیسیون نمیتوان مانع وکالت عده زائد شد و در صورتیکه کمتر باشد تا عده معین پروانه داده میشود. تبصره ـ صورت نقاطی که محتاج بوکیل است در دفتر کانون بدیوار نصب میشود که داوطلبان شغل وکالت با توجه بآن تقاضانامه بدهند. ماده ۳۱ ـ در تقاضاﻯ پروانه وکالت و کارآموزﻯ باید نکات ذیل تصریح شود:
۱ ـ نام شخصی و خانوادگی و نام پدر متقاضی.
۲ ـ محل اقامت متقاضی بطوریکه مأمور کانون دادگستری یا پست بتواند بدون زحمت اوراق را در محل مزبور ابلاغ نمایند.
۳ ـ اشتغالاتی که قبل از تاریخ تقاضا داشته و در حین تقاضا دارد.
۴ ـ تصریح باینکه محکومیت جنحه و جنائی ندارد و در صورت داشتن چنین سابقه بچه عنوان و بچه مجازاتی محکوم شده است.
۵ ـ تصریح بعدم اعتیاد بافیون و سایر مواد مخدره.
۶ ـ ذکر مجوز قانونی تقاضا.
۷ ـ تعیین و معرفی محلی که میخواهد در آن اشتغال بوکالت داشته باشد.
۸ ـ معرفی شخصی که متقاضی میخواهد نزد او کارآموزﻯ نماید. ماده ۳۲ ـ تقاضا باید دارای ضمائم ذیل باشد:
۱ـ رونوشت گواهی شده شناسنامه.
۲ـ چهار قطعه عکس.
۳ـ گواهینامه عدم سوء سابقه.
۴ـ در صورت داشتن سابقه شغل در وزارتخانه یا اداره دولتی و مملکتی و بلدی یا بنگاههائی که تمام یا قسمتی از سرمایه آنها متعلق به دولت است گواهینامه حسن سابقه خدمت از مراجع مربوطه.
۵ ـ گواهینامه عدم اعتیاد به افیون و سایر مواد مخدره.
۶ ـ رونوشت مصدق مستند تقاضا از دانشنامه یا سابقه شغل قضائی و مقاماتی که دارا بوده و مدت آن.
۷ـ گواهینامه شورای عالی فرهنگ راجع به ارزش دانشنامه که از دانشگاههای خارج صادر شده.
۸ ـ گواهینامه اداره کل بازنشستگی راجع به عدم اشتغال به مشاغل دولتی و بازنشستگی.
اصلاح بند ۴ ماده ۳۲ آیین نامه لایحه استقلال کانون وکلا مصوب آذرماه ۱۳۳۴
تبصره (منسوخه ۱۷ˏ۰۹ˏ۱۳۴۷) – کانون میتواند برای تشخیص حسن سابقه خدمت قضات دادگستری خلاصه پرونده کار گزینی آنانرا مطالبه نمایند. ماده ۳۳ ـ در صورتیکه تقاضاﻯ پروانه وکالت یا کارآموزﻯ براﻯ محلی باشد که بقدر احتیاج داراﻯ وکیل است عدم قبول آن از طرف دفتر بمتقاضی اخطار میشود و در صورتیکه براﻯ محلی باشد که محتاج وکیل است و تقاضانامه یا ضمائم آن ناقص باشد بلااثر میماند تا از طرف متقاضی تکمیل شود در این صورت تاریخ تکمیل تاریخ تقاضا محسوب است. ماده ۳۴ ـ تقاضانامه پروانه وکالت و کارآموزﻯ در صورتی که نقصی نداشته باشد و در صورتیکه داراﻯ نقص باشد پس از رفع نقص از طرف دفتر کانون بنظر رئیس کانون میرسد و رئیس کانون رسیدگی بهر یک از تقاضاها را بیکی از اعضاء کانون و یا کارمندان ادارﻯ کانون یا کارآموزان رجوع مینماید که در ظرف یکهفته رسیدگی کرده و گزارش خود را برئیس کانون تسلیم نماید گزارش مزبور در هیئت مدیره طرح میشود و در صورت قبول تقاضاﻯ وکالت پروانه صادر خواهد شد.
و اگر دادن پروانه کارآموزﻯ بمتقاضی تصویب شد به کمیسیون کارآموزﻯ رجوع میشود و در صورت رد تقاضاﻯ پروانه وکالت یا کارآموزﻯ متقاضی میتواند در ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ تصمیم هیئت مدیره بدادگاه عالی انتظامی قضات شکایت نماید و دادگاه مزبور رسیدگی کرده در صورت عدم ورود شکایت تصمیم کانون را استوار و در صورت ورود شکایت حکم می دهد پروانه مورد نظر دادگاه بمتقاضی داده شود و حکم دادگاه عالی انتظامی قطعی و اجراء آن بعهده ریاست کانون است و متخلف از آن مستوجب تعقیب انتظامی است. ماده ۳۵ ـ کمیسیون کارآموزﻯ از پنج نفر وکلائی که واجد شرائط عضویت هیئت مدیره باشند از بین اعضاء هیئت مدیره یا از خارج اعضاء هیئت یا بطور مختلط از طرف هیئت مدیره تعیین میشود. ماده ۳۶ ـ کارآموز موظف است در دوره کارآموزﻯ تکالیف ذیل را تحت نظر کانون انجام دهد:
۱ ـ کارهاﻯ معاضدت قضائی که از طرف شعبه معاضدت قضائی یا ریاست کانون رجوع میشود.
۲ ـ حضور در سخنرانیها.
۳ ـ حضور در جلسات دادرسی مدنی و کیفرﻯ لااقل ماهی چهار مرتبه.
۴ ـ تهیه گزارش چند پرونده که باو رجوع میشود.
۵ ـ کارکردن در کانون اعم از دادسرا یا دادگاه یا شعبه معاضدت قضائی یا راهنمائی یا سایر کارهای ادارﻯ و دفترﻯ.
۶ ـ کارکردن نزد یکی از وکلاء با سابقه دادگسترﻯ. ماده ۳۷ ـ هر کارآموز داراﻯ کارنامه مخصوص خواهد بود که از طرف کانون باو داده می شود در این کارنامه باید حضور در جلسات دادگاهها بگواهی رؤساء دادگاهها و کارهائی که نزد وکیل سرپرست انجام داده است و حسن اخلاق در دوره کارآموزﻯ بگواهی وکیل سرپرست و کارهاﻯ معاضدت قضائی بگواهی شعبه معاضدت قضائی یا ریاست کانون و تمرینات و سخنرانیها بگواهی رئیس شعبه سخنرانیهاﻯ کانون و کارهائی که در کانون انجام می دهند بگواهی مدیر داخلی کانون برسد. ماده ۳۸ ـ انجام تکالیف کارآموزﻯ افتخارﻯ و مجانی است ولی از کارهائیکه کارآموز خود قبول مینماید و تحت نظر وکیل سرپرست انجام میدهد میتواند حق الزحمه از صاحب کار دریافت نماید. ماده ۳۹ ـ پس از حاضرشدن پروانه وکالت و قبل از تسلیم بمتقاضی مشارالیه باید در حضور ریاست کانون و لااقل دو نفر از اعضاء هیئت مدیره بشرح ذیل قسم یاد کرده و صورت مجلس قسم و قسم نامه را امضاء نماید.
«در این موقع که میخواهم به شغل شریف وکالت نائل شوم بخداوند قادر متعال قسم یاد میکنم که همیشه قوانین و نظامات را محترم شمرده و جز عدالت و احقاق حق منظورﻯ نداشته و برخلاف شرافت قضاوت و وکالت اقدام و اظهارﻯ ننمایم و نسبت به اشخاص و مقامات قضائی و ادارﻯ و همکاران و اصحاب دعوﻯ و سایر اشخاص رعایت احترام را نموده و از اعمال نظریات سیاسی و خصوصی و کینه توزﻯ و انتقام جوئی احتراز نموده و در امور شخصی و کارهائی که از طرف اشخاص انجام میدهم راستی و درستی را رویه خود قرارداده و مدافع از حق باشم و شرافت من وثیقه این قسم است که یاد کرده و ذیل قسم نامه را امضاء مینمایم» تبصره ـ در صورتیکه وکیل در خارج از محل کانون باشد در حضور رئیس عالیترین دادگاه محل اقامت خود و دو نفر از وکلاء آن محل بدعوت رئیس دادگاه باید قسم یاد نماید و اگر در محل وکیل نباشد در حضور رئیس دادگاه قسم یاد خواهد کرد. ماده ۴۰ ـ کارآموزانیکه در محل سکونت آنان جلسات سخنرانی و کانون نیست یا کانون بوجود ایشان احتیاج ندارد از سخنرانی و کارکردن در آن مراجع معافند. ماده ۴۱ ـ پس از انجام تکالیف مقرره در دوره کارآموزﻯ کارآموز می تواند از کانون درخواست اعلام طی دوره کارآموزﻯ را بنماید و رئیس کانون رسیدگی بتقاضاﻯ مزبور را بشعبه کارآموزﻯ ارجاع و شعبه مزبور مدارک کارآموزﻯ را مورد مداقه قرار داده و اختبار کتبی و شفاهی از او بعمل آورده گزارش آنرا برئیس کانون خواهد داد تا در هیئت مدیره مطرح و تصمیم مقتضی نسبت بآن اتخاذ شود. ماده ۴۲ ـ در صورتی که تقاضاﻯ اعلام طی دوره کارآموزﻯ مورد موافقت هیئت مدیره واقع نشد باید تجدید شود و در هر دفعه بترتیبی که در نوبت اول مقرر است عمل خواهدشد. ماده ۴۳ ـ کارآموزان و همچنین وکلاء دادگسترﻯ نمیتوانند بشغل دیگرﻯ که منافی با حیثیت و شئون وکالت است اشتغال ورزند. ماده ۴۴ ـ چنانچه کارآموز تکالیف مقرره را انجام داده و از عهده اختیار برآید پروانه وکالت درجه یک باو داده خواهد شد. ماده ۴۵ ـ کانون میتواند برحسب ضرورت و احتیاج از داوطلبان کارگشائی طبق آئین نامه امتحان نموده و پروانه کارگشائی براﻯ حوزه معینی بآنان بدهد. ترتیب تقاضاﻯ کارگشائی همان است که برای پروانه وکالت مقرر گردیده بجز مدرک علمی که لازم نیست ولی باید در محل مورد تقاضا وکیل بقدر کافی وجود نداشته باشد و ترتیب دادن پروانه نیز مطابق ترتیب پروانه وکالت است. ماده ۴۶ ـ مادام که کارآموز دوره کارآموزﻯ را طی نکرده و پروانه وکالت مستقل بوﻯ داده نشده نام او در فهرست اسامی وکلاء درج نخواهد شد. بخش چهارم ـ ترفیعات ماده ۴۷ ـ با احراز شرائط ذیل وکیل می تواند به درجه بالاتر وکالت نائل گردد:
۱ ـ اشتغال بوکالت لااقل دو سال در درجه سوم و سه سال در درجه دوم.
۲ ـ حسن انجام وظیفه در دادگاههاﻯ مربوطه و حسن انجام معاضدتهائی که باو رجوع شده.
۳ ـ ترقی علمی و عملی که از طریق اختیار باید احراز شود.
۴ ـ رعایت نظامات مربوطه بامر وکالت طبق آئین نامه ها. تبصره ـ مدت ترفیع نسبت بکسانیکه به تنزیل درجه محکوم شده اند از تاریخ حکم قطعی خواهد بود. ماده ۴۸ ـ تقاضاﻯ ترفیع باید بعد از انقضاء مواعد مقرر در ماده قبل بدفتر کانون داده شود و گواهی نامه حسن انجام وظیفه در دادگاه ها از رؤساء دادگاهها و حسن انجام کارهاﻯ معاضدت قضائی یا عدم رجوع آن از شعبه معاضدت قضائی و گواهی رعایت آئین نامه ها از دادسراﻯ انتظامی وکلاء باید ضمیمه تقاضا باشد. ماده ۴۹ ـ تقاضاهائیکه با رعایت شرایط مقرر در ماده ۴۷ و ۴۸ تا آخر فروردین هر سال شده باشد از طرف دفتر بنظر رئیس کانون میرسد و براﻯ رسیدگی بکمیسیون ترفیع رجوع خواهد شد و تقاضاهائی که بدون رعایت شرایط مزبور باشد بلااثر میماند. ماده ۵۰ ـ کمیسیون در اردیبهشت ماه هر سال از متقاضیان ترفیع که داراﻯ دانشنامه لیسانس یا بالاتر هستند اختبار عملی و از غیر ایشان اختیار علمی و عملی بعمل آورده و با توجه به سایر شرایط نظر خود را بر قبول یا رد تقاضاﻯ ترفیع اظهار میدارد. ماده ۵۱ ـ رد تقاضای ترفیع در ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در هیئت مدیره است و تصمیم هیئت مزبور قطعی است. ماده ۵۲ ـ کمیسیون ترفیع بترتیب مقرر در ماده ۳۵ این آئین نامه تشکیل میشود. بخش پنجم ـ دادسرا و دادگاه انتظامی ماده ۵۳ ـ دادستان دادگاه انتظامی باید در مرکز لااقل داراﻯ چهل سال سن و پانزده سال سابقه وکالت و معاون اول او داراﻯ سی و پنجسال سن و ده سال سابقه وکالت و سایر معاونین داراﻯ سی سال سن و پنجسال سابقه وکالت باشند. و در خارج مرکز دادستان لااقل باید داراﻯ سی و پنجسال سن و پنجسال سابقه وکالت و معاونین داراﻯ سی سال سن و سه سال سابقه وکالت بوده و هیچیک محکومیت انتظامی از درجه سه به بالا و سوء شهرت نداشته باشند و از بین معاونین خارج مرکز کسیکه سابقه وکالتش بیشتر است سمت معاونت اول خواهد داشت. ماده ۵۴ ـ دادرسان دادگاه انتظامی باید داراﻯ شرایط عضویت هیئت مدیره بوده و محکومیت انتظامی از درجه ۳ به بالا نداشته باشند. ماده ۵۵ ـ دادگاه انتظامی در مرکز ممکن است دارای شعب متعدد باشد در این صورت پرونده ها برای رسیدگی از طرف رئیس کانون به هر یک از دادگاهها رجوع می شود. ماده ۵۶ ـ انتخاب دادستان و معاونین و دادرسان از طرف هیئت مدیره براﻯ مخفی و باکثریت دو ثلث اعضاء حاضر در جلسه بعمل میآید. ماده ۵۷ ـ از بین دادرسان اصلی کسیکه سابقه وکالت او زیادتر است سمت ریاست دادگاه را دارد و اگر سابقه وکالت معلوم نباشد مسن ترین دادرس اصلی سمت ریاست خواهد داشت و در صورت تساوﻯ سن یا سابقه دادرسان براﻯ مخفی یا قرعه از بین خود رئیس دادگاه را تعیین مینماید. ماده ۵۸ ـ موارد رد و امتناع دادستان و معاونین ایشان و دادرسان همان است که طبق آئین دادرسی مدنی براﻯ دادرسان دادگاههاﻯ عمومی مقرر است بعلاوه در موردیکه وکیل شاکی یا مشتکی عنه یا شریک یا وکیل یکی از طرفین بوده ولو شرکت بطور کلی باشد باید از رسیدگی امتناع نمایند. ماده ۵۹ ـ در صورتیکه متصدی تحقیقات ممنوع از رسیدگی باشد رسیدگی بمعاون دیگر رجوع میشود و اگر دادستان ممنوع از رسیدگی باشد معاون اول مستقلاً در آن مورد وظیفه دادستانرا انجام میدهد و اگر معاون اول هم ممنوع باشد یکی از نوب رئیس وظیفه دادستانرا انجام خواهد داد. ماده ۶۰ ـ در مورد غیبت یا ممنوع بودن دادرس اصلی دادرس علی البدل در رسیدگی دخالت مینماید و اگر عده کافی براﻯ رسیدگی نباشد از دادرسان شعبه دیگر تکمیل میشود و اگر شعبه دیگر نباشد هیئت مدیره بجاﻯ اشخاص غائب و ممنوع از بین اشخاص واجد شرایط اشخاص دیگریرا بعنوان عضویت علی البدل تعیین مینماید که در رسیدگی دخالت نمایند. ماده ۶۱ ـ شکایت از تخلفات و اخلاق و رفتار وکلاء ممکن است کتبی باشد یا شفاهی. شکایت کتبی در دفتر کانون ثبت و رسید داده میشود و نزد دادستان فرستاده خواهد شد و شکایت شفاهی در صورت مجلس درج و به امضاء شاکی میرسد.
دادستان شخصاً یا به وسیله یکی از معاونین نسبت به شکایات رسیدگی و اظهار عقیده می نماید. ماده ۶۲ ـ از هر طریق اطلاعی راجع بتخلف یا سوء اخلاق و رفتار وکیل برئیس کانون برسد و آنرا قابل توجه تشخیص دهد بدادسرا رجوع مینماید و دادسرا باید بموضوع رسیدگی کرده اظهار عقیده نماید. ماده ۶۳ ـ در صورتی که دادستان حضور مشتکیعنه را برای اداء توضیحات و کشف حقیقت لازم بداند و او را احضار نماید و بدون عذر موجه حاضر نشود ممکن است عدم حضور قرینه صدق نسبتی که به او داده شده تلقی شود. تبصره ـ عذر موجه همان است که در قانون وکالت و آئین دادرسی مقرر است و باید کتباً بضمیمه دلیل آن در موقع معین برای رسیدگی بمتصدی تحقیقات داده شود. ماده ۶۴ ـ دادستان پس از رسیدگی در صورتیکه عقیده بر تعقیب داشته باشد ادعانامه صادر و به دادگاه میفرستد و در صورتیکه عقیده بر منع تعقیب داشته باشد قرار منع تعقیب صادر خواهد کرد.
در صورتیکه بین دادستان و معاون او که متصدی تحقیقات بوده در تعقیب و تطبیق موضوع با ماده آئیننامه اختلاف حاصل شود نظر دادستان متبع است. ماده ۶۵ ـ قرار منع تعقیب از طرف شاکی و رئیس کانون در ظرف ده روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه انتظامی وکلا است و در صورتیکه دادگاه قرار منع تعقیب را صحیح دانست آنرا استوار مینماید و در صورتیکه موضوع را قابل تعقیب تشخیص داد رسیدگی کرده حکم می دهد. ماده ۶۶ ـ پس از رسیدن ادعانامه یا تقاضای رسیدگی از طرف اشخاصیکه حق تقاضا دارند و آماده بودن موضوع برای رسیدگی رونوشت ادعانامه یا تقاضا بوسیله مأمور کانون یا پست سفارشی دو قبضه بشخص مورد تعقیب ابلاغ می شود که در مرکز و اطراف آن تا شعاع شصت کیلومتر در ظرف ده روز پس ابلاغ و در خارج مرکز که فاصله آن بیش از شصت کیلومتر تا مرکز باشد در ظرف یکماه هرگونه جوابی دارد بدهد. ماده ۶۷ ـ پس از رسیدن جواب یا انقضاء مهلت وقت رسیدگی باطلاع دادستان میرسد و در وقت مزبور دادگاه رسیدگی کرده حکم میدهد و اگر توضیحی دادستان لازم بداند یا دادگاه توضیحی از دادستان بخواهد در جلسه رسیدگی استماع میشود و اگر توضیح از اشخاص مورد تعقیب لازم باشد صریحاً در صورت مجلس ذکر و ضمن اخطار وقت رسیدگی باو اخطار میشود که در موقع معین حاضر شده شفاهاً توضیح دهد یا توضیحات خود را کتباً بدادگاه بفرستد چنانچه پاسخ مشتکی عنه در موقع نرسید و شخصاً هم حاضر نشده باشد دادگاه رسیدگی کرده حکم میدهد و حکم مزبور حضوری محسوب است. ماده ۶۸ ـ دادگاه باید نسبت بموضوعاتی که بآن رجوع میشود رسیدگی کرده رأی بدهد و در صورت ثبوت تخلف میتواند مجازات شدیدتر از مورد تقاضا تعیین نماید و در مورد تقاضای تعلیق باید خارج از نوبت رسیدگی کرده رأی بدهد و در موردی که موضوع متضمن جنبه کیفری باشد که تفکیک آن از جنبه انتظامی ممکن نباشد باید رسیدگی را موقوف به فراغ از جنبه کیفری نماید. ماده ۶۹ ـ مرجع شکایت انتظامی از دادرسان دادگاه انتظامی و دادستان و معاونین ایشان و رؤساء و اعضاء شعب و کمیسیونها راجع بانجام وظایف شان هیئت مدیره است و در صورت احراز تخلف پرونده نزد دادستان کل فرستاده می شود که به ترتیب مقرر در ماده ۲۱ لایحه استقلال کانون عمل شود. ماده ۷۰ ـ وکلاء مکلفند محل سکونت خود را بطور صریح و روشن بکانون اطلاع دهند که مأمور کانون یا دادگستری یا پست بتوانند هرگونه اوراقی را در آن محل بایشان ابلاغ نمایند و در صورت تغییر محل باید محل جدید را در ظرف ده روز بنحویکه ذکر شده کتباً بکانون اطلاع دهند و اوراقی که بمحل مزبور فرستاده می شود ابلاغ شده محسوب است. ماده ۷۱ ـ کلیه اوراقیکه از کانون و دادسرا و دادگاه بوسیله پست سفارشی برای اشخاص فرستاده میشود در مرکز تا شعاع شصت کیلومتر پنج روز پس از تسلیم بدفتر پست و در خارج مرکز که فاصله آن بیش از شصت کیلومتر باشد بیست روز پس از تسلیم بدفتر پست ابلاغ شده محسوب است. مگر کسیکه اوراق برای او فرستاده شده ثابت نماید که بعد از مهلت مقرر رسیده که در اینصورت تاریخ رسیدن به او تاریخ ابلاغ محسوب است یا ثابت نماید اصلاً نرسیده که در این صورت ابلاغ تجدید میشود. و اوراقی که بوسیله مأمور فرستاده میشود تاریخ رساندن آن برؤیت طرف تاریخ ابلاغ شده محسوبست و در موردیکه از گرفتن اوراق از مأمور کانون یا دادگستری یا پست و رؤیت آنها امتناع شود ابلاغ شده محسوب خواهد شد. ماده ۷۲ ـ مراجع رسمی مکلفند باسرع اوقات اطلاعاتیرا که دادگاه یا دادسرا یا هیئت مدیره و شعب کانون میخواهد بدهند مگر در موردیکه دادن اطلاع قانوناً ممنوع باشد و دادستانها یا نمایندگان ایشان مکلفند تحقیقاتی را که کانون از شاکی یا مشتکی عنه یا مطلعین تقاضا مینماید انجام داده بفرستند و تخلف از آن مستوجب تعقیب انتظامی است. ماده ۷۳ ـ چنانچه نسبتی که بشخص مورد تعقیب داده شده متضمن جنبه کیفری باشد که تفکیک آن از جنبه انتظامی ممکن نیست رسیدگی انتظامی موکول بفراغ از جنبه کیفری در مراجع عمومی خواهد شد. ماده ۷۴ ـ در مورد ماده ۱۵ لایحه استقلال کانون و همچنین در مورد تقاضا از طرف رئیس کانون یا هیئت مدیره در صورتیکه دادستان مخالف با تعقیب باشد صدور ادعانامه لازم نیست و رسیدگی بدادگاه انتظامی رجوع میشود. ماده ۷۵ ـ نسبت باحکام دادگاه انتظامی وکلاء رئیس کانون و دادستان و سایر اشخاص و مقامات مذکور در ماده ۱۵ و ۱۶ لایحه استقلال کانون و نسبت باحکام مجازات از درجه ۴ به بالا محکوم علیه در ظرف ده روز از تاریخ ابلاغ با رعایت مسافت طبق آئین دادرسی مدنی میتوانند از دادگاه عالی انتظامی قضات درخواست تجدیدنظر نمایند و دادگاه مزبور رسیدگی کرده در صورت عدم ورود اعتراض حکم را استوار والا حکمی را که بنظر خود مقتضی میدانند صادر مینمایند.
رأی شماره ۱۱۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال قسمتی از ماده ۷۵ آیین نامه لایحه قانونی استقلال وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۴ رأی شماره ۱۱۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال قسمتی از ماده ۷۵ آیین نامه لایحه قانونی استقلال وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۴
بخش ۶ ـ تخلفات و مجازات آنها ماده ۷۷ ـ مجازاتهای انتظامی عبارتست از:
۱ ـ اخطار کتبی.
۲ ـ توبیخ با درج در پرونده.
۳ ـ توبیخ یا درج در روزنامه رسمی و مجله کانون.
۴ ـ تنزل درجه.
۵ ـ ممنوعیت از سه ماه تا سه سال.
۶ ـ محرومیت دائم از شغل وکالت.
رأی شماره ۱۱۶ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری با موضوع ابطال قسمتی از ماده ۷۵ آیین نامه لایحه قانونی استقلال وکلای دادگستری مصوب ۱۳۳۴
تبصره ـ در موردیکه برای قبول وکالت یا انتقال یا گرفتن سند مجازات انتظامی تعیین شده وکالت و انتقال مال و سندیکه از اشخاص گرفته شده در دادگاهها و سایر مراجع رسمی قابل ترتیب اثر نخواهد بود. ماده ۷۸ ـ مجازات تخلف از نظاماتی را که کانون برای وکلاء دادگستری تعیین مینماید درجه ۱ و ۲ است که از طرف رئیس کانون مستقلاً یا به پیشنهاد دادستان انتظامی تعیین و اجرا میشود و اختیار رئیس کانون مانع صلاحیت دادگاه برای تعیین مجازات درجه ۱ و ۲ نخواهد بود. ماده ۷۸ ـ متخلف از هر یک از موارد ذیل به مجازات انتظامی درجه ۳ محکوم خواهد شد:
۱ـ چنانکه به دو یا چند محکمه دعوت شود و جمع بین اوقات مزبور ممکن نباشد باید حضور در دیوان کیفر و دیوان جنائی را مقدم بدارد و در سایر محاکم در محکمه که وقت آن زودتر ابلاغ شده حاضر گردد.
۲ـ کارهای معاضدت قضائی را که از طرف کانون و دفاع از متهمین را که از طرف دادگاهها در حدود قانون و نظامات به ایشان ارجاع میشود بهخوبی و یا علاقهمندی انجام دهد.
۳ـ کلیه اوراق فرستاده از کانون را اعم از نامه یا اخطار یا رونوشت ادعانامه یا حکم که به وسیله مأمور یا پست فرستاده میشود به محض ارائه قبول و رؤیت کرده رسید بدهد.
ماده ۷۹ ـ متخلف از هر یک از مقررات ذیل به مجازات انتظامی درجه ۳ یا ۴ محکوم خواهد شد:
۱ ـ از تجاهر باستعمال مسکر و افیون و سایر مواد مخدره و مراوده در اماکن فساد اجتناب نماید.
۲ ـ در مقابل وجه یا مال دیگری که از موکل دریافت مینماید رسید بدهد.
۳ ـ در صورتیکه بعد از انقضاء مدت تمبر پروانه بدون تحدید تمبر و ثبت پروانه وکالت نماید.
۴ ـ در صورتیکه بدون عذر موجه در دادگاه حاضر نشود و بواسطه عدم حضور او کار دادگاه بتأخیر افتد. ماده ۸۰ ـ در موارد ذیل متخلف بمجازات انتظامی درجه ۴ محکوم میشود: ۱ ـ در صورتیکه بکار دیگری اشتغال پیدا کند که منافی با شئون وکالت است و با تذکر این نکته از طرف کانون بشغل مزبور ادامه دهد یا مرتکب اعمال و رفتاری شود که منافی شئون وکالت است. ۲ ـ در صورتیکه به وسیله اوراق چاپی یا تابلو یا مسائل دیگر درجه خود را بالاتر از پروانه که دارد معرفی نماید. ۳ ـ در صورتیکه بوسیله فریبنده تحصیل وکالت نماید. ۴ ـ در صورتیکه زائد بر حق الوکاله که بتراضی با موکل قرارداده و در موردیکه قرارداد در بین نباشد زائد بر تعرفه وزارتی یا زائد بر هزینه های قانونی وجه یا مال دیگر یا سندی بنام خود یا دیگری بگیرد. ۵ ـ در صورتیکه استعفاء خود را از وکالت بموکل و دادگاه اطلاع ندهد یا وقتی اطلاع دهد که موکل مجال کافی برای تعیین وکیل دیگر و معرفی بدادگاه نداشته باشد. ۶ ـ در صورتیکه پس از ابلاغ حکم یا قرار یا اخطاری که مستلزم دادن خرج یا اقدامی از طرف موکل است باسرع اوقات بموکل یا متصدی امور او اطلاع ندهد و موجب تضییع حقی از موکل شود. ۷ ـ در صورتیکه نسبت بموضوعی که قبلاً بمناسبت سمت قضائی یا داوری اظهار عقیده کتبی کرده قبول وکالت نماید. ۸ ـ در صورتیکه در یکی از وزارتخانه ها یا ادارات دولتی یا مملکتی یا شهرداری یا بنگاههائی که تمام یا قسمتی از سرمایه آنها متعلق بدولت است سمت وکالت یا مشاور حقوقی داشته و علیه آنها قبول وکالت نماید. ۹ ـ در صورتیکه برای تطویل دادرسی بوسیله خدعه آمیز از قبیل رد دادرس یا داور یا استعفا از وکالت و قبول مجدد وکالت متوسل شود. ۱۰ ـ در صورتیکه در مذاکرات کتبی و شفاهی نسبت بدادنامه یا سایر مقامات رسمی و وکلا و اصحاب دعوی و سایر اشخاص برخلاف احترام اظهاری بنماید. ماده ۸۱ ـ متخلف در موارد ذیل بمجازات انتظامی درجه ۵ محکوم خواهد شد:
۱ ـ در صورتیکه دعوی را بطور مصانعه یا در ظاهر بنام دیگری و در باطن برای خود انتقال بگیرد.
۲ ـ در صورتیکه بواسطه وکالت از اسرار موکل مطلع شده و آنرا افشاء نماید اعم از اینکه اسرار مزبور مربوط بامر وکالت یا شرافت و حیثیت و اعتبار موکل باشد.
۳ ـ در صورت تخلف از قسم ماده ۸۲ ـ متخلف از مقررات ذیل بمجازات انتظامی درجه ۶ محکوم خواهد بود. ۱ ـ کسانیکه برخلاف قانون خود را واجد شرایط وکالت معرفی کرده و پروانه گرفته باید در ظرف یکماه از تاریخ اجراء این آئین نامه کتباً بکانون اطلاع داده و پروانه خود را تسلیم نماید و در صورتیکه در حین دریافت پروانه واجد شرایط بوده و بعد فاقد یکی از شرایط گردد باید در ظرف ده روز از تاریخ فاقد شدن شرط کانونرا کتباً مطلع نموده و پروانه خود را تسلیم نماید. ۲ ـ در صورتیکه بعد از استعفا یا عزل از طرف موکل یا انقضاء وکالت بجهة دیگر وکالت طرف موکل یا اشخاص ثالث را در آن موضوع علیه موکل سابق خود یا قائم مقام قانونی او قبول نماید. ۳ ـ در صورتیکه ثابت شود وکیل با طرف موکل خود ساخته که حق موکل را تضییع نماید یا خیانت دیگری نسبت بموکل کرده باشد. ۴ ـ در صورتیکه خلاف عذریکه برای حضور بدادگاه یا سایر مراجع یا دادسرا یا دادگاه انتظامی وکلاء اعلام کرده ثابت شود. ماده ۸۳ ـ هیچ تخلفی را نمیشود عفو کرد و اگر موجبی برای تخلف باشد دادگاه در موردیکه مجازات دارای حداقل و اکثر است میتواند مجازات حداقل را تعیین نماید و در سایر موارد یک درجه تخفیف بدهد. ماده ۸۴ ـ هر کس محکوم بمجازات انتظامی شده و در مدت سه سال از تاریخ قطعی شدن حکم مرتکب تخلفی نظیر تخلف مورد حکم شود بیک یا دو درجه بالاتر مجازات مورد حکم محکوم خواهد شد. ماده ۸۵ ـ استرداد شکایت یا استعفاء مشتکی عنه مانع تعقیب و رسیدگی انتظامی نیست لیکن استرداد شکایت موجب تخفیف مجازات است. ماده ۸۶ ـ مدت مرور زمان تعقیب انتظامی دو سال از تاریخ وقوع امر مستوجب تعقیب است و در مواردیکه تعقیب بعمل آمده و دو سال از تاریخ آخرین اقدام انتظامی است. ماده ۸۷ ـ در صورتیکه نسبت بوکیلی باتهام ارتکاب جنحه یا جنایت کیفرخواست صادر شود دادستان باید رونوشت آنرا بکانون بفرستد و از طرف کانون بدادگاه انتظامی وکلاء رجوع میشود و در صورتیکه دادگاه دلائل را قوی و ادامه وکالت وکیل را منافی با شئون وکالت تشخیص دهد حکم تعلیق موقت او را صادر مینماید و حکم مزبور موقتاً قابل اجرا است و مفاد آن بدادگاهها ابلاغ میشود و در مورد محکومیت قطعی وکیل بارتکاب جنایت مطلقاً در مورد جنحه هائیکه بتشخیص دادگاه انتظامی وکلاء ادامه وکالت منافی شئون وکالت است محرومیت وکیل از شغل وکالت در روزنامه رسمی و مجله کانون آگهی و بدادگاهها ابلاغ میشود. ماده ۸۸ ـ کارآموزان مشمول مقررات انتظامی در این آئیننامه خواهند بود. ماده ۸۹ ـ تعقیب انتظامی مانع تعقیب مدنی یا کیفری نیست.
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.