رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعب اول، دوم، پنجم و ششم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
رأی/نظر مصوب يکشنبه 29 ارديبهشت 1381
رای هیات عمومی دیوان عدالت اداری درباره اعلام تعارض آراء صادره از شعب اول، دوم، پنجم و ششم تجدیدنظر دیوان عدالت اداری
مقدمه:الف 1) شعبه چهاردهم در رسیدگی به پرونده کلاسه 77/1393 موضوع شکایت آقای اسماعیل محمدفانی به طرفیت 1 وزارت دادگستری (اداره کل کارگزینی) 2
سازمان بازنشستگی کشوری به خواسته، ابطال حکم بازنشستگی از جهت مبلغ آن و صدور حکم جدید و رأی بر الزام خواندگان به احتساب حقوق بازنشستگی طبق تبصره 6 قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی مصوب 1374 به شرح دادنامه شماره 1316 مورخ 27/8/1377 چنین رأی صادره نموده است، …نظر به اینکه در تبصره 6 قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی و وظیفه مصوب 1374 اعضاء هیأت علمی و قضات از مستخدمان منظور در تبصره پنج مرقوم انشاء شده و هیأت علمی و قضات از حیث حقوق بازنشستگی و وظیفه و اعمال ضرایب مربوط در یک ردیف قرار داده شدهاند و نظر به اینکه جز آنچه را که در قوانین و مقررات خاص از نظر استخدام هیأت علمی و قضات اختلاف داشته باشند از حیث حقوق بازنشستگی و وظیفه و اعمال ضرایب مربوط مشابه و همانند یکدیگر بوده و از مستخدمان مذکور در تبصره پنج اعلامی از این جهات اختلاف وضعیت پیدا کردهاند و در نتیجه حقوق بازنشستگی قضات همانند سایر مشترکین صندوق بازنشستگی کشوری با تبعیت از مقررات واحد برقراری حقوق بازنشستگی به موجب ماده یک قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه مصوب 13/12/1368 و ماده یک قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگی وظیفه مصوب 23/6/1373 و سایر مقررات اعلامی و با رعایت متوسط حقوق سه سال آخر اشتغال مورد محاسبه قرار نمیگیرند و قابل تطبیق با مقررات فوق نبوده بلکه بایستی بر اساس مقررات تبصره ذیل ماده واحده قانون مرقوم حقوق بازنشستگی و وظیفه آنان با اعمال ضرایب مربوط به آنان در هر سال و همانند اعضاء هیأت علمی محاسبه شود لذا شکایت شاکی وارد تشخیص و حکم بر ابطال حکم بازنشستگی از جهت مبلغ آن و صدور حکم جدید با احتساب حقوق بازنشستگی بر اساس تبصره 6 قانون مزبور به میزان آخرین حقوق و مزایای دریافتی زمان اشتغال و بر مبنای مجموع حقوق و مزایای یک ساله بدون ذکر میانگین سه سال آخر خدمت و بدون قید 3 و 2 مازاد حاصل تفریق حداکثر حقوق و مزایا صادر می گردد
الف 2) شعبه دوم هیأت تجدیدنظر دیوان در رسیدگی به پرونده کلاسه ت2/77/1181 موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان بازنشستگی کشوری نسبت به دادنامه شماره 1316 مورخ 27/8/1377 صادره از شعبه 14 دیوان عدالت اداری در پرونده کلاسه 77/1393 به طرفیت آقای اسماعیل محمدفانی به شرح دادنامه شماره 1596 مورخ 5/11/1377 دادنامه بدوی را عینا تأیید نموده است
ب 1) شعبه چهاردهم در رسیدگی به پرونده کلاسه 79/111 موضوع شکایت آقای زکریا وطنخواه به طرفیت 1
وزارت دادگستری 2
سازمان بازنشستگی کشوری به خواسته 1
ابطال حکم بازنشستگی و الزام به صدور حکم جدید بر اساس مقررات تبصره 6 قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی مصوب 25/11/1374 به شرح دادنامه شماره 1438 مورخ 1/9/1379 چنین رأی صادر نموده است،رأی شماره 161 مورخ 25/11/1376 هیأت عمومی در خصوص تسری برقراری هماهنگی بین قضات شاغل و بازنشسته را منوط به رعایت ضریب حقوقی قضات و تغییرات بعدی آن دانسته که به موجب تبصره 6 ماده 2 قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی مصوب سال 1374 اعضاء هیأت علمی و قضات از مستخدمان منظور در تبصره پنج مرقوم استثناء شده و اعضاء هیأت علمی و قضات از حیث حقوق بازنشستگی و وظیفه و اعمال ضرایب مربوطه در یک ردیف قرار داده شدهاند و با مستخدمان مورد نظر تبصره پنج اعلامی اختلاف وضعیت پیدا کردهاند
در نتیجه حقوق بازنشستگی قضات همانند سایر مشترکین صندوق بازنشستگی با تبعیت از مقررات واحد و برقراری حقوق بازنشستگی به موجب ماده یک قانون اصلاح مقررات بازنشستگی مصوب 1368 و ماده یک قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگی و وظیفه مصوب 73 قابل تطبیق نبوده بلکه بایستی براساس مقررات تبصره ذیل ماده واحده قانون مرقوم حقوق بازنشستگی و وظیفه آنان با اعمال ضرایب مربوط به آنان در هر سال و همانند اعضاء هیأت علمی محاسبه شود که در تبصره 6 مذکور قضات را مستحق استفاده از مزایای مذکور دانسته فلذا شکایت شاکی به شرح و جهات فوق موجه تشخیص حکم به ورود شکایت و ابطال حکم بازنشستگی از جهت مبلغ آن و صدور حکم جدید با احتساب حقوق بازنشستگی براساس تبصره 6 قانون مزبور به میزان آخرین حقوق و مزایای دریافتی زمان اشتغال و بر مبنای مجموع حقوق و مزایای یکساله بدون ذکر میانگین سه سال آخر خدمت و مابهالتفاوت آن صادر و اعلام می گردد
ب 2) شعبه ششم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت6/79/902 موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان بازنشستگی کشور به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره 1438 مورخ 1/9/1379 شعبه چهاردهم دیوان به شرح دادنامه شماره 674 مورخ 20/6/1380 چنین رأی صادره نموده است، تجدیدنظر خواهی وارد است زیرا کیفیت استنباط شعبه بدوی دیوان در صدور دادنامه معترضعنه که از ضوابط مقرر در تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی و وظیفه مصوب 25/11/1374 ناشی گردیده بسیار بعید خواهد بود زیرا لااقل تردیدی در این امر نمیباشد که تا قبل از تصویب ماده واحده مورد بحث در نحوه محاسبه حقوق بازنشستگی از جهت اعمال معدل مورد نظر مقررات ماده یک قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه قانون استخدام کشوری مصوب 13/12/1368 و سپس ضوابط مقرر در قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگی و وظیفه مصوب 23/6/1373 بوده که بر اساس مقررات یاد شده و در محاسبه و تعیین معدل مورد نظر ایام 3 ساله ماقبل و متصل به تاریخ شروع بازنشستگی معیار محاسبه قرار میگرفت
النهایه در مورد اعضاء هیأت علمی دانشگاه ها بعدا کلمه خالص موضوع تبصره یک قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگی حذف و در ارتباط با قضات محترم بازنشسته به موجب تبصره یک ماده 2 همین قانون از نظر تعیین ضریب حقوقی هماهنگ با مشمولان ماده 14 قانون نظام هماهنگ پرداخت کارکنان دولت تعیین تکلیف گردید ولی صراحتا به ضوابط مقرر در بند ج قانون نظام هماهنگ حقوق بازنشستگی مصوب 23/6/1373 اشاره گردید
فلذا کیفیت محاسبه مستمری بازنشستگی دقیقا مشخص گردیده است و آنچه که در سال 1374 و با تصویب قانون اصلاح و مقررات بازنشستگی و وظیفه صورت گرفته فیالواقع اعمال تغییراتی در ارقام مربوط به نحوه محاسبه مستمری بوده و آنچه که در تبصره 6 قانون مصوب 25/11/1374 مراد و منظور قانونگذار بوده منحصرا در خصوص اعمال ضرایب مرتبط با افراد مشمول در محاسبه حقوق هر ساله آنان بوده نه اینکه مفید محاسبه مستمری بازنشستگی معادل آخرین حقوق دریافتی ماقبل بازنشستگی و یا حتی معدل دریافتی آخرین یک سال ماقبل بازنشستگی باشد و تفسیر و یا تعبیر اینکه ضوابط مقرر در تبصره 6 مورد بحث بطور ضمنی مقررات مربوط به محاسبه و معدلگیری 3 سال ماقبل شروع تاریخ بازنشستگی را نقض نموده است، امر بعید میباشد زیرا که اگر چنین استنباطی صحیح میبود و مراد قانونگذار این بود که از سال 1374 به بعد در محاسبه حقوق مستمری بازنشستگی اعضاء هیأت علمی یا قضات منحصرا معدل دریافتی یک سال آخر و یا آخرین حقوق دریافتی ماقبل بازنشستگی ملاک قرار بگیرد چه ضرورتی داشت حدود 5 سال پس از تصویب تبصره 6 مورد بحث مجددا قانونگذار تغییر عقیده داده و اقدام به تصویب مقررات و ضوابطی نماید که در بند (د) ماده 3 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوب 17/1/1379 مجلس شورای اسلامی انعکاس دارد و به موجب آن از تاریخ مذکور در محاسبه مستمری بازنشستگی تمامی کارکنان دولت و از جمله قضات دادگستری که در سال 1379 مفتخر به بازنشستگی گردیدهاند در محاسبه مستمری بازنشستگی آنان معدل 2 سال آخر ملحوظ نظر قرار گرفته و احتساب گردد، زیرا عقلایی به نظر نمیرسد قانونگذار یک نوبت این چنین محاسبه و معدلگیری را از 3 سال کاهش داده و به معدل یک سال آخر و یا آخرین حقوق دریافتی محول نموده و سپس مجددا پس از پنج سال و در سال 1379 همین امر را موکول به محاسبه و معدل 2 سال آخر خدمت نموده دوران مرتبط با معدلگیری را افزایش دهد
بنابه مراتب دادنامه معترضعنه مواجه با ایراد گردیده ومستحق نقض خواهد بود نتیجتا با اعلام ورود تجدیدنظر خواهی و ضمن نقض دادنامه معترضعنه شکایت تجدیدنظر خوانده غیر وارد تشخیص و محکوم برد است
ج 1) شعبه بیستویکم در رسیدگی به پرونده کلاسه 79/244 موضوع شکایت آقای حسین توتونچی به طرفیت 1- قوه قضاییه، وزارت دادگستری 2- سازمان بازنشستگی کشوری به خواسته صدور حکم بر ابطال حکم برقراری حقوق بازنشستگی و الزام خوانده ردیف یک مبنی بر صدور حکم مجدد براساس حقوق و مزایای 3 سال آخر خدمت و اشتغال بر اساس تبصره 6 قوانین و مقررات 1374 و پرداخت مابهالتفاوت از تاریخ بازنشستگی به بعد با ضرایب سنواتی به شرح دادنامه شماره 479 مورخ 25/5/1379 چنین رأی صادر نموده است،اعضاء هیأت علمی و قضات از مستخدمان منظور در تبصره پنج ماده واحده قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی استنثاء شده و میبایست حقوق بازنشستگی و وظیفه آنان با اعمال ضرایب مربوط به آنان در هر سال محاسبه و پرداخت شود و در این رابطه نیز اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه به موجب لایحه ارسال خواسته شاکی را قابل پذیرش اعلام نموده است
علیهذا شکایت شاکی را وارد و موجه تشخیص داده حکم به ورود شکایت و اصلاح حکم مربوط و همچنین پرداخت مابهالتفاوت حقوق بازنشستگی از تاریخ استحقاق با رعایت مقررات مربوط صادر و اعلام می گردد
ج 2) شعبه پنجم تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه 79/1345 موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان بازنشستگی کشوری به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره 479 مورخ 25/5/1379 شعبه 21 دیوان به شرح دادنامه شماره 945 مورخ 28/8/1379 چنین رأی صادر نموده است،نظر به اینکه نسبت به دادنامه تجدیدنظر خواسته اعتراض مؤثری به عمل نیامده و با بررسی سوابق امر بر کیفیت رسیدگی و اعمال مقررات مربوط نیز ایراد و اشکالی که فسخ دادنامه معترضعنه را ایجاب نماید به نظر نمیرسد، علیهذا با رد تجدیدنظرخواهی، دادنامه عینا تأیید می گردد
د) شعبه چهاردهم در رسیدگی به پرونده کلاسه 80/385 موضوع شکایت آقای محمود فهیمی به طرفیت 1
دادگستری جمهوری اسلامی ایران 2
سازمان بازنشستگی کل کشور به خواسته اصلاح ابلاغ بازنشستگی به شرح دادنامه شماره 603 مورخ 22/5/1380 چنین رأی صادر نموده است،قانونگذار با تصویب تبصره 6 ماده 2 قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی و وظیفه … مصوب 1374 علیالاصول وزارت دادگستری و سازمان بازنشستگی را مکلف به مراعات و تدارک فرصت و اماکن لازم از طریق استیفای حقوق بازنشستگی قضات از آن تاریخ قرار داده که مفاد تبصره فوقالاشعار با توجه به تبصره پنج آن که جنبه عام و مشمول کلیه مستخدمین قانون نظام هماهنگ میباشد مفید اعمال حق یاد شده به طور مستمر و متوالی است
فلذا با عنوان قانون خاص به لحاظ عدم نص خاص به قوت خود باقی است و بند (د) ماده سوم قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قبال تبصره 6 استنادی قابل توجیه و پذیرش نمیباشد و این مصرحات ناظر به مستخدمین مشمول تبصره پنج قانون اصلاح مقررات بازنشستگی و وظیفه که در مقام عام میباشد بوده و از طرفی قانون اصلاح پارهای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی بانوان شاغل خانوادهها و سایر کارکنان مصوب 13/2/1379 مجلس شورای اسلامی نیز در مورد کلیه مشمولین مندرج در ماده یک قانون نظام هماهنگ میباشد که کلیت آن قانون متضمن شمول آن به قضات دادگستری نیست زیرا در هر مواردی که قانونگذار لازم دیده و ضرورتی به تسری قانون یاد شده به قضات داشته با تقیید آنرا تسری و تعمیم داده است
لذا شکایت شاکی به کیفیت مطروحه و مراتب فوقالذکر ثابت و موجه تشخیص و حکم به ورود آن و الزام طرف های شکایت به اصلاح حکم بازنشستگی در مورد حقوق و مزایای مربوطه به استناد تبصره 6 ماده واحده قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی ، مصوب سال 1374 و صدور حکم بازنشستگی جدید از تاریخ 1/11/1379 به میزان آخرین حقوق و مزایای دریافتی زمان اشتغال بدون ذکر میانگین دو سال آخر خدمت و پرداخت مابهالتفاوت استحقاقی شاکی از تاریخ استحقاق براساس ضوابط و مقررات حاکم بر موضوع صادر و اعلام می گردد
2 شعبه اول تجدیدنظر در رسیدگی به پرونده کلاسه ت1/80/1139 موضوع تقاضای تجدیدنظر سازمان بازنشستگی کشوری به خواسته تجدیدنظر در دادنامه شماره 603 مورخ 22/5/1380 شعبه چهاردهم دیوان به شرح دادنامه شماره 861 مورخ 18/7/1380 چنین رأی صادر نموده است،نظر به اینکه از طرف تجدیدنظر خواه سازمان بازنشستگی کشوری نسبت به دادنامه بدوی ایراد و اعتراض مؤثر و موجهی که فسخ آن را ایجاب نماید آقامه و ابراز نگردیده است و بر کیفیت و رسیدگی و اصدار دادنامه شماره 603 مورخ 22/5/1380 شعبه چهاردهم دیوان عدالت اداری اشکالی به نظر نمیرسد
بنابه مجموع مراتب مارالذکر ضمن رد اعتراض تجدیدنظر خواه دادنامه بدوی عینا تأیید می گردد
هیأت عمومی دیوان عدالت اداری در تاریخ فوق به ریاست حجتالاسلاموالمسلمین درینجفآبادی و با حضور رؤسای شعب بدوی و رؤسا و مستشاران شعب تجدیدنظر تشکیل و پس از بحث و بررسی و انجام مشاوره با اکثریت آراء به شرح آتی مبادرت به صدور رأی مینماید
رأی هیأت عمومی
قانونگذار به شرح تبصره پنج ماده واحده قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی و وظیفه مصوب 1374 در تعیین حقوق بازنشستگی و وظیفه کارکنان دولت ضریب حقوق سه سال آخر خدمت آنان را ملاک محاسبه قرار داده در حالی که با وضع حکم خاص به شرح مقرر در تبصره 6 همان ماده واحده به لزوم تعیین حقوق بازنشستگی و وظیفه قضات دادگستری بر مبنای ضرایب حقوق آنان در هر سال بدون احتساب معدل حقوق سه سال آخر خدمت آنان تصریح و تأکید کرده است
نظر به اینکه مقررات بند (د) ماده 3 قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران مصوبه 1379 و ماده 6 قانون اصلاح پارهای از مقررات مربوط به حقوق بازنشستگی، بانوان شاغل، خانوادهها و سایر کارکنان مصوب 1379 مبنی بر تعیین حقوق بازنشستگی و وظیفه کارکنان دولت بر مبنای معدل حقوق دو سال آخر خدمت منحصرا ناظر و معطوف به تبصره پنج ماده واحده قانون اصلاح قوانین و مقررات بازنشستگی و وظیفه مصوب 1374 است و تسری آن به قضات دادگستری که تابع مقررات استخدامی خاص بوده و به موجب بند (ج) ماده 2 لایحه قانونی استخدام کشوری از شمول مقررات استخدامی مربوط به سایر کارکنان دولت مستثنی میباشند، جواز قانونی ندارد
بنابراین دادنامههای شماره 1596 مورخ 5/11/1377 شعبه دوم هیأت تجدیدنظر، شماره 945 مورخ 28/8/1379 شعبه پنجم تجدیدنظر، شماره 861 مورخ 18/7/1380 شعبه اول تجدیدنظر مشعر بر تأیید دادنامههای بدوی در باب استحقاق شاکیان به استفاده از حقوق بازنشستگی بر اساس تبصره 6 ماده واحده فوقالاشعار بدون احتساب آن بر مبنای معدل حقوق دو سال آخر خدمت موافق اصول و موازین قانونی تشخیص داده می شود
این رأی به استناد قسمت اخیر ماده 20 اصلاحی قانون دیوان عدالت اداری مصوب 1/2/1378 در موارد مشابه برای شعب دیوان و سایر مراجع ذیربط لازمالاتباع است
کدمنبع: 6341
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.