رای دادگاه درباره عدم تلقی سند وکالت رسمی به عنوان بیع (دادنامه شماره 9109970001001373)

رأی/نظر مصوب 1391/11/24

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره عدم تلقی سند وکالت رسمی به عنوان بیع: اگر سند وکالت رسمی تفویض شده مسبوق به انعقاد قرارداد عادی بیع نباشد و از دیگر قرائن انعقاد بیع احراز نشود، به اعتبار اینکه وکالت فقط در نفس وکالت تأثیر دارد، نمی توان آن را به منزله انتقال تلقی نمود.

رأی دادگاه بدوی

درخصوص دادخواست خواهان آقای غ.الف. فرزند ح. به طرفیت خواندگان 1- خانم ب.ع. فرزند غ. 2- آقای م.الف. فرزند ح. به خواسته اعتراض ثالث اختصارا بدین توضیح که خواهان در دادخواست تقدیمی اظهار می دارد اینجانب در خصوص پرونده به شماره کلاسه 327/88 مطروحه در آن شعبه که منتج به صدور رأی شده است؛ بدین وسیله اعتراض خود را نسبت به توقیف و انتقال ملک به شماره ثبتی 33990 و پلاک 249/4770 به مساحت 76 متر مربع واقع در بخش 6 تهران به نفع خانم ب.ع. اعلام داشته و اعلام می دارم ملک مذکور در تاریخ 20/6/87 در دفترخانه 19 شهرری به صورت سند وکالت فروشی به شماره 43379 در ملکیت اینجانب قرار گرفته است و با توجه به عدم اطلاع دادگاه ملک مذکور به نفع خانم ب.ع. تملیک گردیده است دادگاه پس از بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده و ملاحظه کپی مصدق وکالت نامه فروش محضری که از طرف موکل آقای م.الف. (خوانده ردیف اول) به طرفیت وکیل آقای غ.الف. (خواهان) فرزند ح. تنظیم گردیده و وکالت نامه به شرح وکالت تنظیمی مبنی بر انجام هر نوع معامله نسبت به سهم الارث موکل و شش دانگ قطعه زمین به مساحت هفتاد و پنج متر و ...از قطعه 15 تفکیکی پلاک 249/4770 به تاریخ 20/6/1387 تفویض اختیار گردیده است که دادگاه ملاحظ می نماید محکوم لها خانم ب.ع. در تاریخ 12/3/88 دادخواست مطالبه ی مهریه تقدیم دادگاه نموده و در تاریخ 12/8/88 با صدور دادنامه و مضی مهلت و قطعیت آن در مورخ 14/9/88 نیز اجراییه صادر و ابلاغ گردیده است که با معرفی ملک مذکور به عنوان سهم الارث محکوم علیه (آقای م.الف.) مراتب جهت تعیین سهم الارث به کارشناس محترم ارجاع و پس از جری تشریفات و مزایده محکوم لها به عنوان متقاضی و برنده مزایده درخواست تملیک می نماید دادگاه نیز ضمن صدور دستورات لازم به دفترخانه ثبت اسناد رسمی نسبت به انجام تملیک اقدام می نماید علی ای حال دادگاه با وصول اعتراض شخصی ثالث و مداقه در پرونده و بررسی اسناد و مدارک ابرازی ملاحظه می نماید که تاریخ تنظیم وکالت فروش و هر نوع معامله نسبت به سهم الارث خوانده آقای م.الف. مقدم بر تاریخ صدور احکام مهریه و صدور اجراییه صادره از سوی این دادگاه می باشد و قبل از محکومیت خوانده (آقای م.الف.) به پرداخت مهریه وکالت نامه ی فروش ملک تعرفه شده نسبت به خواهان تنظیم گردیده است و دیگر محکوم لها خانم ب.ع. نسبت به سهم الارث مالکیتی نداشته است تا مراحل تملیک و انتقال سهم الارث انجام پذیرد و اقدامات لاحق فاقد وجاهت قانونی می باشد. لذا دادگاه ضمن عدول از دستورات صادره مبنی بر انتقال و تملیک سهم الارث با مشخصات مندرج در دادنامه ی صادره مستندا به ماده 425 قانون آیین دادرسی مدنی و ماده 30 قانون مدنی حکم به الغای دستور معترض عنه صادر و اعلام می نماید رأی صادره غیابی و ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل واخواهی در همین دادگاه و ظرف 20 روز پس از واخواهی قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه 237 دادگاه عمومی خانواده تهران - نورالهی

درخصوص واخواهی خانم ب.ع. فرزند غ. فرزند به طرفیت واخوانده آقایان 1- غ.الف.2- م.الف. فرزندان ح. و واخواهی نسبت به دادنامه شماره 701401مورخ 9/9/90 صادره از سوی همین دادگاه در پرونده کلاسه 893/90 دادگاه پس از بررسی مجموع اوراق و محتویات پرونده و مداقه در اظهارات طرفین دعوی و اسناد مدارک ابرازی از سوی ایشان نظر به اینکه در این مرحله از دادرسی از ناحیه معترض ایراد و یا اعتراض موجهی که موجبات نقض دادنامه ی معترض عنه را ایجاب نماید به دادگاه اقامه نشده است و دلیل مدرکی که بیانگر وجود خدشه در دادنامه ی واخواسته باشد ارائه نگردیده؛ لذا دادگاه مستندا به ماده 305و 306 قانون آیین دادرسی مدنی ضمن رد واخواهی بنا به دلایل و مستندات مندرج در پرونده حکم به تأیید دادنامه ی واخواسته صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف 20 روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه 237 دادگاه عمومی خانواده تهران - نورالهی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

درخصوص تجدیدنظرخواهی بانو ب.ع. به طرفیت آقایان1- م. 2- غ. شهرت هر دو الف.نسبت به دادنامه شماره 1656-17/10/90 موضوع پرونده کلاسه بایگانی 900893 مسبوق به دادنامه غیابی شماره 1401-9/9/90 شعبه 237 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن با پذیرش دعوی معترض ثالث اجرایی (تجدیدنظرخوانده ردیف دوم) با تکیه بر سند رسمی وکالت تفویض شده به معترض ثالث مرقوم به شماره ثبت 43379-20/6/87 دفتر اسناد رسمی شماره 19 شهرری و مقدم بودن تاریخ وکالت مرقوم بر تاریخ 12/3/88 که بانوی تجدیدنظرخواه طی آن مبادرت به تسلیم دادخواست مطالبه مهریه نموده است حکم به رفع توقیف از مال توقیف شده به وصف مقید در دادنامه تجدیدنظرخواسته صادر گردیده است. اینک اما با التفات به محتویات پرونده و مفاد لایحه ضمیمه دادخواست تسلیمی تجدیدنظرخواه چون وکالت تفویضی مستند دعوی معترض ثالث اجرایی مسبوق به انعقاد قرارداد عادی بیع نبوده و مآلا به اعتبار اینکه وکالت فقط در نفس وکالت تأثیر داشته و نمی توان آن را به منزله انتقال تلقی نمود خاصه آنکه معترض ثالث برادر محکوم علیه بوده است بنا به مراتب دادنامه تجدیدنظرخواسته را که بدون مطمح نظر قراردادن امر مذکور صادر گردیده واجد ایراد قضایی تشخیص و با استناد به مقررات مواد 348 و 358 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی وانقلاب در امور مدنی ضمن نقض آن حکم به بطلان دعوی معترض ثالث اجرایی مرقوم صادر و اعلام می نماید این رأی قطعی است.

رئیس شعبه50 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه

یاری - کرمی

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.