رای دادگاه درباره ضمانت اجرای دعوای اعلام بطلان قرارداد (دادنامه شماره 9109970222501490)
رأی/نظر مصوب 1391/11/18
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره ضمانت اجرای دعوای اعلام بطلان قرارداد: دعوای اعلام بطلان قرارداد ; قابلیت استماع نداشته و خواسته باید بطلان قرارداد ; تعیین شود.
رأی دادگاه بدوی
درخصوص دعوای خواهان ش.ب. با وکالت ج.خ. و الف.ب. به طرفیت خوانده ح.ق. به خواسته اعلام بطلان قرارداد شماره 30841 مورخه 13/3/1389 به دلیل وجود شرط مجهول در خصوص مدت اجرای قرارداد به انضمام خسارات دادرسی به این ترتیب که حسب ماده 2 قرارداد زمان شرکت پس از صدور جواز ساخت 365 روز با صورت جلسه تحویل ملک قید گردیده و حال آنکه به موجب ماده 5 همان قرارداد شروع مشارکت و اجرای طرح از تاریخ 13/3/1389 به مدت 3 ماه لغایت 13/6/1389 می باشد. خوانده در دادگاه حاضر نشده و دفاع مؤثری وارد نگردیده است. دادگاه با توجه به مواد قرارداد استنادی و تأخر ماده 5 قرارداد نسبت به ماده 20 آن و اینکه موضوع ماده 2 قرارداد، تعیین مدت انجام تعهد نیست بلکه ماده 5 (پنج) این مدت را به صورت روشن و واضح تعیین نموده است. بنابراین مدت در قرارداد نمی تواند مجهول باشد تا باطل و مبطل عقد گردد. با این شرح دعوای خواهان ثابت نیست و مستندا به ماده 197 قانون آیین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان صادر و اعلام می گردد. حکم صادره حضوری بوده و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران خواهد بود.
رئیس شعبه 215 دادگاه حقوقی تهران - انیس حسینی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه تجدیدنظرخواه آقای ش.ب. با وکالت متعاقب 1) آقای ج.خ. و 2) خانم الف.ب. به طرفیت تجدیدنظرخوانده آقای ح.ق. (ر.) و نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 000658 مورخ 10/8/1391 شعبه 215 دادگاه عمومی حقوقی که بر صدور حکم به بطلان دعوی تجدیدنظرخواه به خواسته اعلام بطلان قرار داد شماره 30841 مورخ 13/3/89 جهت مشارکت در ساخت یک دستگاه ساختمان و به دلیل وجود شرط مجهول در خصوص مدت اجرای قرارداد و با احتساب خسارات دادرسی اشعار داشته، مآلا وارد و موجه بوده و به علت منقصت و نارسائی در دعوی بدوی مطروحه و عنوان خواسته آن از حیث شکلی، دادنامه مرقوم که در ماهیت اصدار یافته، درخور نقض می باشد؛ زیرا وکلای خواهان بدوی خواسته موکل خود را اعلام بطلان قرارداد ; تعیین و از مرجع رسیدگی بدوی، تقاضای اعلام بطلان آن را داشته و این در حالی است که خواسته معنونه از حیث اصولی فاقد موقعیت قانونی و غیر قابل استماع بوده است زیرا محکمه یاد شده و به عنوان مرجع قضایی و مرجع تظلم خواهی، مرجع اعلام بطلان قرارداد نبوده و با فرض وجود ادله کافی قانونی یا شرعی بر بطلان آن و پذیرش از سوی محکمه، اصولا و علی القاعده مجاز به صدور رأی ماهوی (حکم) بر بطلان قرارداد یاد شده بوده، لیکن در مانحن فیه وکلای مذکور، با تغافل از مقررات و موازین قانونی، صرفا و در دادخواست حاوی دعوی صدرالذکر، تقاضای "اعلام بطلان قرارداد" را نموده و در صورت جلسه رسیدگی 10/8/91 نیز عینا به شرح دادخواست مرقوم، تقاضای رسیدگی داشته که نقیصه معنونه، از ابتدای طرح و اقامه دعوی بلاتوجه باقی مانده، بناء علی هذا و با عنایت به مراتب مبینه مارالذکر و توجها به موضوع خواسته که فاقد موقعیت قانونی و غیر قابل استماع بوده، لذا دادگاه با قبول کلی و عمومی تجدیدنظرخواهی مطروحه و مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی و رعایت ماده 356 ناظر به مواد 2، 3 بندهای 7 و 8 ذیل [مواد] 84 و 89 همان قانون، ضمن نقض دادنامه تجدیدنظرخواسته، در نتیجه قرار رد (عدم استماع) دعوی بدوی خواهان را صادر و اعلام می دارد. رأی دادگاه قطعی است.
مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
طاهری - موحدی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.