رای دادگاه درباره شرایط ابطال دادخواست به علت عدم ارائه اصول مدارک (دادنامه شماره 9109970222900885)
رأی/نظر مصوب 1391/08/03
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره شرایط ابطال دادخواست به علت عدم ارائه اصول مدارک: در موردی که خواهان در نشانی مشخص شده در دادخواست شناسایی نشود و از وقت رسیدگی مطلع نشده باشد، دادگاه نمی تواند به علت عدم ارائه اصول مدارک به تقاضای خوانده در جلسه اول مطابق ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست را صادر نماید.
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دعوی خواهان م.الف. به طرفیت خواندگان به خواسته اعتراض ثالث نسبت به دادنامه 801-20/9/90 صادره از این دادگاه که به موجب آن فسخ قرارداد مشارکت مدنی 29/9/89 اعلام و دعوی آقای م.ب. مبنی بر تنظیم سند و تکمیل و تحویل یک دستگاه آپارتمان در پروژه ساختمانی مردود اعلام می گردد معترض ثالث به استناد مبایعه نامه عادی پیش خرید 13/5/86 تقاضای نقض و الغای دادنامه معترض عنه را نموده و علی رغم انعقاد جلسه دادرسی 18/2/91 در جلسه حاضر نگردیده و وکلای خوانده م. و ج. به مستندات عادی خواهان ایراد و تقاضای ملاحظه اصل قرارداد پیش خرید را از جهت بررسی تقدیم و تأخیر مقید با تاریخ مشارکت مدنی و پلاک ثبتی مندرج در متن را نموده اند که به جهت عدم حضور خواهان رسیدگی به صحت و اصالت مدرکیه میسر نگردیده است به شرحی که گذشت مقررات قانون آیین دادرسی مدنی آمره و استفاده از مزایای جلسه اول دادرسی از حقوق طرفین است علی هذا دادگاه مستندا به ماده 96 از قانون آیین دادرسی مدنی قرار ابطال دادخواست خواهان را صادر قرار صادره حضوری ظرف 20 روز از ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی است.
رئیس شعبه213دادگاه حقوقی تهران - متولی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای م.الف. به طرفیت 1- خانم ز.ع. با وکالت آقای م.ب. و آقای م.ر. 2- خانم س.ع. 3- آقای غ.گ. نسبت به دادنامه شماره 91/118 شعبه 213 دادگاه عمومی حقوقی تهران که به موجب آن و به استناد ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی در رابطه با خواسته تجدیدنظرخواه قرار ابطال دادخواست صادر شده است با توجه به اوراق پرونده به شرح برگ های 47 و 51 و برابر اعلام مامور ابلاغ با توجه به اشتباه بودن نشانی خواهان بدوی طبق ماده 79 قانون آیین دادرسی مدنی و با رعایت ماده 70 نسخه دوم در محل الصاق گردیده است و لازمه آن داشتن سابقه ابلاغ می باشد که وجود ندارد در واقع اوراق اخطاریه به خواهان بدوی ابلاغ نشده و صرف نظر از آن مراتب مفاد ماده 96 در اخطاریه نیز درج و قید نگردیده و مقدمات رسیدگی فراهم نبوده تا دادگاه بدوی بتواند به ماده 96 قانون مزبور استناد نموده و قرار ابطال صادر نماید بنا به مراتب دادنامه معترض عنه واجد ایراد قضائی است و اعتراض تجدیدنظرخواه با بندهای ج و ه ذیل ماده 348 قانون آیین دادرسی مدنی انطباق دارد فلذا به استناد ماده 353 همان قانون دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و در اجرای ماده 356 قانون یاد شده ناظر به ماده 56 پرونده به دفتر دادگاه بدوی اعاده می شود تا به تکلیف مقرر قانونی خود عمل نماید رأی صادره قطعی است.
رئیس شعبه 29دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشار دادگاه
حسینی - احمدی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.