رای دادگاه درباره لزوم احراز مالکیت شاکی در جرم ممانعت از حق (دادنامه شماره 9109972130600861)
رأی/نظر مصوب 1391/07/23
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره لزوم احراز مالکیت شاکی در جرم ممانعت از حق: در شکایت ممانعت از حق احراز مالکیت شاکی الزامی است.
رأی دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای الف. فرزند ز. دایر بر ممانعت از حق (قسمتی از پلاک ثبتی ... و ... فرعی از 34 اصلی بخش 11 تهران)، موضوع کیفرخواست شماره 9110430500000750 مورخ 18/4/91 دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه یک تهران. توجها به نحوه شکایت شاکی به شرح شکوائیه تقدیمی و اظهارات منعکس در صورت جلسه تحقیق و دادرسی، تحقیقات معموله، گزارش مأمورین انتظامی، اظهارات متهم در مرحله تحقیق و عنایت به این که هرچند در سابقه تصرف شاکیه و ممانعت متهم از ورود شاکیه به پلاک ثبتی موصوف مطابق نتیجه تحقیقات معموله شکی نیست، ولکن نظر به این که از نقطه نظر جزایی و درجهت تحقق بزه مذکور، احراز مالکیت شاکیه نیز شرط می باشد که در مانحن فیه و بنا به تصویر اسناد ابرازی شاکیه و خاصه اظهارات وی درمحضر دادگاه، پلاک ثبتی موصوف از طریق متهم به غیر منتقل شده است و درنتیجه مالکیتی برای شاکیه موجود نیست. لذا بنا به مراتب و به لحاظ عدم احراز وقوع بزه و مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب درامور کیفری، حکم بر برائت مشارالیه صادر و اعلام می گردد. شاکیه جهت اثبات حق و مطالبه آن می تواند به محکمه حقوقی مراجعه نماید. رأی صادره ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 1072 دادگاه عمومی جزایی تهران زالی بوئینی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در این پرونده خانم س. نسبت به دادنامه شماره 587 مورخ 13/6/91 صادره از شعبه 1072 دادگاه عمومی جزایی تهران تجدیدنظر خواهی نموده، به موجب دادنامه موصوف دادگاه در خصوص اتهام آقای الف.و. دایر بر ممانعت از حق (قسمتی از پلاک ثبتی ... و ... فرعی از 34 اصلی بخش 11 تهران) موضوع شکایت تجدیدنظرخواه اجمالا با این استدلال که تحقق بزه مذکور منوط به احراز مالکیت شاکیه نسبت به ملک مورد ترافع بوده و در ما نحن فیه شاکیه مالکیتی بر ملک موصوف ندارد به لحاظ عدم احراز وقوع بزه حکم به برائت متهم صادر می نماید. اینک با بررسی محتویات و مستندات پرونده و مطالعه لایحه ابرازی تجدیدنظرخواه اولا در این مرحله اعتراض موجهی که مؤثر در نقض و بی اعتباری دادنامه معترض عنه باشد به عمل نیامده. ثانیا رأی بدوی با توجه به مبانی و مستندات و استدلال منعکس در آن وفق موازین قانونی اصدار یافته و جهات تجدیدنظر با هیچ یک از شقوق مندرج در ماده 240 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری انطباق نداشته فلذا دادگاه مستندا به بند الف ماده 257 قانون مذکور ضمن رد اعتراض، دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 61 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه
ربیع پور صداقتی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.