رای دادگاه درباره اعتبار حکم به رد دعوا (دادنامه شماره 9209970222500154)

رأی/نظر مصوب 1392/02/14

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره اعتبار حکم به رد دعوا: حکم به رد دعوی معنی ندارد زیرا رد دعوی قرار است نه حکم، بنابراین اگر قاضی پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیر موجه تشخیص دهد باید حکم به بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن بدهد و اگر بدون رسیدگی ماهوی این رأی را صادر نماید، مرجع تجدید نظر آن را به قرار رد دعوی اصلاح می نماید.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دعوی آقای ق.ک. فرزند الف. به طرفیت 1 مدرسه م. 2 م.الف. فرزندان ح. به خواسته صدور حکم مبنی بر الزام خوانده به حضور در دفترخانه و تنظیم سند و انتقال رسمی شش دانگ یک قطعه زمین به مساحت 150 متر مربع جزو پلاک ثبتی 13638 و 13636 بخش 12 با احتساب کلیه خسارات مقوم به مبلغ 51/000/000 ریال مستندا به مدارک پیوست چه آنکه ماحصل ادعای خواهان به شرح منعکس در دادخواست تقدیمی دلالت بر آن دارد که مشارالیه برابر مبایعه نامه عادی مورخ 72/6/22 یک قطعه زمین (موقوفه) به شماره پلاک ثبتی 13638 و 13636 واقع در بخش 12 تهران به مساحت 150 متر مربع به مبلغ 3/000/000 ریال را از خوانده ردیف دوم خریداری و خواستار انتقال رسمی پلاک می گردد و این در حالیست که حسب لایحه تقدیمی خوانده ردیف اول ثبت شده به شماره 296814/8/91 صرف نظر از اثبات و تثبیت موقوفه بودن پلاک یاد شده که مالا حاکی از باطل و بلااثر بودن معامله مذکور بوده و است لیکن توجها به اینکه خواهان با خوانده قرار دادن موقوفه به نحوی اذعان و اعتراف به موقوفه بودن پلاک ابتیاعی داشته و دارد و از طرفی مطابق تعریف قانونی وقف که اشعار می دارد .... وقف عبارت است از این که عین مال حبس و منافع آن تسبیل شود مستفاد از ماده 55 از قانون مدنی در نتیجه آنچه که محرز و مسلم است از منظر دادگاه دعوی خواهان مطابق موازین تشخیص نگردیده و مالا حکم به رد آن صادر و اعلام می گردد. رأی صادره ظرف بیست روز قابل تجدیدنظر می باشد.

رئیس شعبه 8 دادگاه عمومی حقوقی تهران میردیلمی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدیدنظرخواهی مطروحه از ناحیه آقای ق.ک. به طرفیت تجدیدنظرخوانده مدرسه م. با تولیت م.ک. نسبت به دادنامه تجدیدنظرخواسته به شماره 00925 مورخ 1391/8/30 صادره از شعبه 8 دادگاه عمومی حقوقی تهران که بر صدور حکم به رد دعوی با موضوع خواسته الزام خوانده به حضور در دفترخانه (اسناد رسمی) و تنظیم سند و انتقال رسمی شش دانگ یک قطعه زمین به مساحت یکصد و پنجاه متر مربع جزو پلاک ثبتی 13638 و 13636 بخش 12 تهران با احتساب کلیه خسارات دادرسی به لحاظ موقوفه بودن ملک مورد خواسته اشعار داشته، با هیچ یک از شقوق مقررات قانونی موضوع ماده 348 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی مطابقتی نداشته و مشروح لایحه تجدیدنظرخواهی نیز متضمن جهت یا جهات قانونی نقض نبوده و مفاد آن که حاوی تکرار اظهارات ابرازی در مرحله رسیدگی ماضی بوده مؤثر در مقام نقض نمی باشد، همچنین بر نحوه رسیدگی مرجع محترم نخستین خدشه و منقصتی وارد نیست و در مجموع دلیلی شرعی یا قانونی بر نقض دادنامه تقدیم و ارائه نگردیده و به صرف ابراز ادعای بلاجهت و بلادلیل اکتفا و بسنده گردیده لیکن مرجع رسیدگی بدوی با استدلالی شکلی مبادرت به صدور رأی ماهوی (حکم) به رد دعوی مرقوم نموده که مطابق با مقررات قانونی نمی باشد و با استدلالی غیر ماهوی و در غیر موضع قانونی مبادرت به صدور رأی ماهوی نموده زیرا مندرجات پرونده و خصوصا نحوه اظهارات تجدیدنظرخواه چه در مدارک استنادی و چه در لایحه تجدیدنظرخواهی دلالت بر این دارد که ملک متنازع فیه جزو املاک موقوفه مدرسه م. بوده و با وصف مرقوم، محکمه بدوی با استدلال معنونه صرفا مجاز به صدور رأی شکلی قرار ; در عدم پذیرش دعوی بوده فلذا از آنجا که رأی معنونه به عنوان رأی ماهوی قاطع دعوی حکم ; قابلیت شناسایی نداشته و منطبق با صدر ماده 299 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی نمی باشد و به علت عدم ورود در ماهیت پیرامون موضوع، رأی صادره صرفا منطبق با بخش اخیر مقررات قانونی یاد شده و به عنوان رأی شکلی قرار ; قابلیت شناسایی داشته، فلذا با عنایت به مراتب معنونه مارالذکر و از آنجا که بر خلاف صدور حکم به بطلان دعوی یا بی حقی خواهان در دعوی مطروحه اصولا و علی القاعده حکم به رد ; ناظر بر رأی ماهوی نموده که نظریه شماره 1441/7 مورخ 1377/4/29 اداره کل حقوقی و تدوین قوانین قوه قضاییه نیز مؤید این امر می باشد که در نظریه مرقوم بیان شده حکم به رد دعوی معنی ندارد زیرا رد دعوی قرار است نه حکم، بنابراین اگر ماضی پس از رسیدگی ماهوی، دعوی را غیر موجه تشخیص دهد باید حکم به بی حقی یا بطلان دعوی یا عدم ثبوت آن بدهد ولی .... ; بناء علی هذا استفاده از واژه و لفظ حکم ; در رد دعوی بدوی ناشی از سهو و اشتباه بوده لذا دادگاه به انگیزه بلادلیل و بلاجهت بودن، دعوی تجدیدنظرخواهی مطروحه را وارد و موجه ندانسته و بدوا به تجویز و استنادا به ماده 351 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی، ضمن اصلاح عبارت: حکم به رد دعوی ; به قرار رد دعوی ; بدوی خواهان در نتیجه و با رعایت ماده 353 قانون پیش گفته ضمن رد تجدیدنظرخواهی مطروحه و با اصلاح معموله، دادنامه تجدیدنظرخواسته اصلاحا تأیید و استوار می نماید. رأی دادگاه قطعی است.

مستشاران شعبه 25 دادگاه تجدیدنظر استان تهران

طاهری موحدی

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.