رای دادگاه درباره مرجع احراز حجر بزه دیده (دادنامه شماره 9209970223200252)

رأی/نظر مصوب 1392/02/28

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره مرجع احراز حجر بزه دیده: اثبات جرم سوءاستفاده از ضعف نفس اشخاص محجور منوط به اثبات ضعف نفس و حجر بزه دیده به وسیله صدور حکم در همان دادگاه یا دادگاه صالح دیگر نیست.

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

تجدیدنظرخواهی خانم ها 1 الف.الف. و 2 ع.ح. 3 آقای م.ط. به وکالت از آقای م.پ. نسبت به دادنامه شماره 9000292522/10/90 شعبه 1072 محترم دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن نام برده اخیر به اتهام مشارکت در سوء استفاده از ضعف نفس آقای ج.م. و انتقال مال وی به خود به تحمل دو سال حبس تعزیری و پرداخت 000/000/10 ریال جزای نقدی به صندوق دولت و خانم ها الف.الف. و ع.ح. به ترتیب به اتهام مشارکت و معاونت در مراتب با رعایت و اعمال تخفیف در مجازات هر یک به پرداخت 000/990 ریال جزای نقدی به صندوق دولت محکوم شده اند به گونه ای نیست که بتواند استدلالات منطبق با واقع منعکس در رأی تجدیدنظرخواسته را متزلزل و آن را مخدوش نماید چه اینکه اثبات اتهام انتسابی به تجدیدنظرخواهان ها موکول و منوط به اثبات ضعف نفس و حجر مجنی علیه به وسیله صدور حکم در همان دادگاه یا دادگاه صالح دیگر نیست، مضافا به اینکه اصولا دادگاه کیفری تکلیفی به تبعیت از رأی دادگاه حقوقی حتی آنجا که رأی هم صادر شده ندارد، و احراز وقوع و انتساب جرم [به] وسیله ارزیابی ادله به عهده خود دادگاه صادر کننده حکم بوده و به نظر این دادگاه نیز با توجه به تاریخ اعلام وضعیت روحی و روانی آقای ج.م. به دادسرای تهران و نیز تاریخ نظریه کارشناس پزشکی قانونی تشخیص دادگاه محترم صادر کننده حکم تجدیدنظرخواسته مبنی بر اینکه در زمان انتقال ملک توسط تجدیدنظرخواهان ها به خودشان مالک مربوط دچار ضعف نفس و حجر بوده صحیح و منطبق با واقعیات منعکس در پرونده است. بناء علی هذا و با التفات به اینکه گذشت و رضایت آقای غ.م. امین موقت محجور مربوط به لحاظ عدم تحصیل مصوبه دادستان بنا به ملاک ماده 1242 از قانون مدنی قابل ترتیب اثر نیست، دادگاه مستندا به بند الف ماده 257 از قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری ضمن رد تجدیدنظرخواهی حکم تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید. این رأی قطعی است.

مستشاران شعبه 32 دادگاه تجدیدنظر استان تهران

عطارد حاجی حسنی

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.