رای دادگاه درباره عدم تعلق خسارت تأخیر تأدیه به پول خارجی (دادنامه شماره 9209970223700275)
رأی/نظر مصوب 1392/03/28
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره عدم تعلق خسارت تأخیر تأدیه به پول خارجی: خسارت تأخیر تادیه مذکور در قانون آیین دادرسی مدنی مربوط به وجه رایج کشور (ریال) است و شامل پول های خارجی نمی شود.
رأی دادگاه بدوی
به تاریخ 10/12/1389 خانم ص.ن. به وکالت از شرکت الف دادخواستی به طرفیت شرکت ب به خواسته پرداخت خسارات وارده به موکل در پرونده کلاسه 88/644 مستندا به مدلول مواد 323324 قانون آیین دادرسی مدنی را تقدیم این دادگاه کرده اند در مقام تشریح خواسته عنوان گردیده است که خوانده در تاریخ 15/10/1388 دادخواستی به خواسته صدور دستور موقت مبنی بر جلوگیری از ضبط ضمانت نامه های بانکی به مبلغ 427/017/8 یورو را تقدیم داشته که به آن شعبه ارجاع شده است و پیرو دستور دادگاه مبنی بر تودیع ده درصد مبلغ ضمانت نامه ها به عنوان خسارت، پس از تودیع ضمانت نامه بانکی به مبلغ 70/742/801 یورو توسط خوانده در تاریخ 5/12/1388 دستور موقت صادر و مورد موافقت سرپرست محترم مجتمع قضایی قرار گرفته است ولی به علت عدم پیگیری خوانده اجرا نگردیده است، نهایتا در تاریخ 29/9/1389 وکلای محترم خوانده دستور موقت را برای اجرا به بانک مربوطه ارائه نموده اند و بدین ترتیب مانع از ضبط ضمانت نامه ها توسط موکل و باعث ورود خسارت مادی به موکل شدند پیرو آن پس از اطلاع موکل از دستور موقت صادره نسبت به اعلام وکالت و اعتراض به دستور موقت صادره اقدام که در نهایت در تاریخ 12/10/1389 از دستور موقت رفع اثر و در تاریخ 16/12/1389 به موکل ابلاغ شده است بر این اساس با عنایت به مواد قانونی استنادی خسارت وارده به موکل از هر قبیل از جمله تأخیر در ضبط ضمانت نامه و حق الوکاله وکلا در پرونده کلاسه 88/644 حق الوکاله وکیل و هزینه دادرسی در پرونده حاضر و سایر خسارات ناشی از نوسان نرخ ارز مورد مطالبه است و در جلسه دادرسی مورخ 13/2/1390 (صفحه اول) در مقام سؤال دادگاه خواسته تصریحا و منجزا خسارت ناشی از کاهش ارزش پول و تأخیر تأدیه در این قسمت و در عین حال از نظر شهرت و اعتبار مالی موکل باعث خسارت معنوی به وی شده است از باب رعایت مواد 1و3 قانون مسئولیت مدنی مصوب سال 1339 علاوه بر مطالبه کلیه خسارت عادی وارده خسارات معنوی نیز مورد تقاضا قرار گرفته است که در مقام دفاع آقای ف.ن. و خانم ل.ج. وکلای محترم خوانده با حضور در جلسه های دادگاه و تقدیم لوایح در مقام دفاع، چنین اظهار نمودند؛ که قرارداد منعقده واجد شرایط داوری است و با توجه به وجود پرونده در مرجع داوری به صلاحیت دادگاه ایراد به عمل آورده و مدعی آن گردیده اند که دخالت دادگاه جهت صدور دستور موقت امری استثنایی است و نمی توان آن را به دعاوی دیگر مانند دعاوی خسارت توسعه داد و همه دعاوی قراردادی و خارج از قرارداد را که به نحوی مرتبط با این قرارداد باشند در صلاحیت مرجع داوری دانسته اند و در ماهیت با استناد به متن دادخواست و صورت جلسه اولین جلسه دادرسی دادگاه به سبب دعوای مطروحه از ناحیه خواهان موضوع ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی دایر بر مطالبه خسارات ناشی از نوسان نرخ ارز و از جمله تأخیر در ضبط ضمانت نامه توجه داده و با رجوع به تحلیل از وجه رایج و اطلاق آن بر ارز خارجی در مقام تحلیل و تفسیر رأی وحدت رویه شماره 90 مورخ 1353 برآمده و ضمن منسوخ اعلام نمودن آن به واسطه شأن نزول آن به اعتبار ماده 719 قانون آیین دادرسی مدنی سابق و نظریه فقهای محترم شورای نگهبان قانون اساسی رأی وحدت رویه مذکور را در خصوص مطلق وجه نقد دانسته و با استناد به اینکه ارزش ارز خارجی در درون آن مستقر و نهفته است فاقد جایگاه در جهت مطالبه اعلام کرده اند. در این راستا با استناد به اینکه تغییر سبب و جهت دعوی بر اساس ملاک و ضابطه مقرر در ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی منحصرا تا پایان جلسه اول دادرسی ممکن است و به فرض مشمول چنین تغییری بر دعوی خواهان به جهت اظهار آن خارج از مهلت مقرر قانونی را مواجه با ایراد قانونی عنوان نموده اند و در عین حال به فقدان وجود ارکان مسئولیت مدنی بر ادعای مطروحه توجه داده زیرا اقدام غیرقتانونی و تقصیرآمیزی که خوانده مرتکب شده باشتد به موکل قابل انتساب ندیده و عدم اثبات چنین تقصیری در مرجع داوری اجابت تقاضای صدور دستور موقت را از ناحیه دادگاه امری قانونی اعلام و بر این مبنا انتساب فعل غیرقانونی و تقصیرآمیز را منتفی و از این مجرا رابطه علیت مبنی بر ارتباط مستقیم و بلاواسطه ورود زیان با عمل موکل را ثابت نشده و تا هنگام اتخاذ تصمیم توسط مرجع داوری غیرقابل اثبات عنوان نموده اند و اعلام شده اساسا زیان و خسارتی وارد نشده زیرا در فاصله یک ماهه اجرای دستور موقت نرخ تبدیل یورو به ریال افزایش قابل توجهی نداشته و خوانده را از این رهگذر نه تنها متحمل ضرر ندانسته اند بلکه تحصیل سود هم کرده که در این رابطه به نمودار بانک مرکزی و شاخص های نرخ یورو در آن دلالت داده اند و تلاش خوانده برای برقراری نوعی بهره به نفع خود علاوه بر افزایش ارزش مورد اشاره را قابل توجیه و دفاع ندانسته اند و حتی دریافت خسارت ناشی از تأخیر در تأدیه پول رایج داخلی را با توجه به سیاق نگارش ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی مبتنی بر محدودیت ها و قیود خاص کرده و مطالبه بهره بر مبنای شاخص های بین المللی را در نظام حقوقی تهران مواجه با موانع قانونی و شرعی عنوان و در نهایت سپردن خسارت احتمالی و تقاضای صدور قرار تأمین قرار خواسته مطابق دستور دادگاه با راهکار مندرج در ماده 324 قانون آیین دادرسی مدنی و عدم لزوم تقدیم دادخواست و یا سپردن خسارت احتمالی مجوزی در جهت مطالبه خسارت ندانسته در عین حال مطالبه خسارت ناشی از اعلام وکالت در جهت رفع اثر از دستور موقت با تحلیل این نکته که چون در ماهیت دعوی موکل مواجهه با اتخاذ تصمیم نشده است را اساسا بی مبنا و فاقد جایگاه و توجیه قانونی اعلام داشته و با تأکید بر این نکته که در صورت ذی حق شناخته شدن موکل در دعوای اصلی و داوری پرداخت خسارت از این مجری و دلالت موکل به اعاده دادرسی یا طرق فوق العاده رسیدگی و دادرسی منطبق بر عدالت و نصفت قضایی نبوده، به رسیدگی دادگاه در این رابطه ایراد به عمل آورده اند و از این حیث تقاضای رد دعوی خواهان را کرده اند که متقابلا تمامی لوایح وکلای محترم خواندگان دعوی با پاسخ وکیل محترم خوانده با استدلال های مخالف و متکی به آرای قضایی و نظریه های اداره حقوقی و استنباط های مخالف مواجه گردیده است که ما حصل مباحث حقوقی مطروحه مؤید نگرش هر یک از وکلای محترم به قانون با تأکید و رویکرد به رویه های مختلف قضایی است با وصف مراتب فوق، نظر به اینکه اساسا دفاع وکلای محترم خوانده به صلاحیت دادگاه مبتنی بر یک استنباط شخصی و بر خلاف آن چه که در مقام أخذ دستور موقت ابراز شده می باشد، لیکن نامبردگان به این موضوع توجه نداشته و ندارند که هیچ منافاتی بین دعوی حاضر که مطالبه خسارت است با یک ادعای قراردادی دایر بر ایفا یا عدم ایفای تعهد وجود نداشته و ندارد و حتی به فرض حاکم شدن آنها در داوری اصل رابطه قراردادی و اثبات ادعا در آن مرجع بر مبنای یک اقدام غیرضروری و نابجا حتی با مأخذ و منشأ قراردادی، چنانچه خسارتی بر اشخاص وارد شود موجبات سلب مسئولیت شخص یا اشخاص را فراهم نساخته و چنانچه بر این مبنا و روش تحلیل و تفسیر گردد هر ذی حقی در ماهیت امر می بایست این امر را برای خویش مباح دانسته تا در مسیر اثبات حق هر فعلی را مرتکب و از مجرای آن تضرر اشخاص را فراهم نماید و همان طور که خوانده و وکلای محترم وی استدلال استثنایی بودن صلاحیت دادگاه در مقام صدور دستور موقت را می نمایند می بایست به استثنایی بودن راهکار مندرج در ماده 324 قانون آیین دادرسی مدنی تمکین قانونی نمایند به ویژه آن که قانونگذار در ماده مذکور با وضع ماده 318 قانون استنادی برای خواهان و متقاضی دستور موقت تکلیف به اقامه دعوی ایجاد کرده و در صورت سکوت قانون داوری تجاری بین المللی حاکمیت قاعده آمره عام مندرج در قانون آیین دادرسی مدنی مشمول موضوع بوده که خوانده دعوی در مقام تحصیل دستور موقت تمکین به آن نکرده است مضاف بر آن، چنانچه قانونگذار در مقام مطالبه خسارت نظر بر عدم تقدیم دادخواست و یا صدور قرار تأمین خواسته در مقام ضبط خسارت احتمالی داشت مطابق ماده 120 قانون آیین دادرسی مدنی این موضوع را بیان می نمود و با سکوت در این رابطه و عدم بیان صریح رجوع به اصل و مطالبه هر خواسته با رعایت تشریفات دادرسی و تقدیم دادخواست و مقدمات آن اقتضای رسیدگی قضایی است و ذکر مهلت در ماده مرقوم نه از باب حذف تشریفات بلکه رفع مرور زمانی است که پس از انقضای موعد مذکور مطالبه این قبیل خسارات قابلیت استماع خویش را از دست می دهد، در عین حال تأکید وکلای محترم خوانده به غیرشرعی بودن بهره و خسارت تأخیر در تأدیه با استناد به نظریه فقهی شورای محترم نگهبان هم فاقد جایگاه است زیرا به دلایل متعدد از جمله وضع قانون عملیات بانکی بدون ربا مصوبه مجمع تشخیص مصلحت نظام پیرامون خسارات قابل (مطالبه) در خصوص چک تبصره ماده 2 آن و وضع قانون آیین دادرسی مدنی و امکان مطالبه خسارت تأخیر در تأدیه جملگی حکایت از رجوع نظام و مرجع مذکور به قابلیت مطالبه خسارت بر این مبنا داشته و دارد اما آنچه که در پرونده امر از ناحیه وکلای محترم خوانده دفاع را مقبول دادگاه می نماید توجه به دو موضوع است 1 وکیل محترم خواهان در جلسه اول دادرسی صراحتا خواسته خویش را به کاهش ارزش پول و (خسارت) تأخیر در تأدیه و خسارات معنوی عنوان و اعلام نموده اند و لزوما مطابق مقررات آمره قانون آیین دادرسی مدنی تغییر سبب و جهت دعوی در اثنای دادرسی مواجه با محدودیت های قانونی است که راهکار آن در ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی در مقام افزایش و کاهش خواسته و تغییر نحوه دعوی عنوان و تصریح گردیده است و این ادعا که از ابتدا خواسته بر مبنای تسبیب و قانون مسئولیت مدنی به دادگاه اعلام شده است به غیر از قسمتی که مطالبه خسارات معنوی شده منطبق بر دادخواست و صورت جلسه های دادگاه نبوده و نمی باشد و ایراد مطروحه وکلای محترم خوانده صحیح و منطبق بر مقررات است و مطالبه نرخ بهره متفاوت از کاهش و افزایش ارزش پول می باشد زیرا بهره بانکی رابطه ای است بین بانک و مشتری که بر مبنای آن طرفین در قبال سپرده کردن وجه با توافق به مأخذهای قراردادی قابلیت وصول نرخی مشخص را تعیین و لازم الاجرا می نمایند در حالی که تأخیر در تأدیه مأخذ قراردادی نداشته و مبنای آن تغییر شاخص های قیمت و حاکمیت تورم بر ارزش پول در زمان های متفاوت است علاوه بر آن هرچند دادگاه دفاع وکلای محترم خوانده در مقام منسوخ بودن رأی وحدت رویه را نمی پذیرند زیرا همان طور که آنها استدلال کرده اند شأن نزول رأی در باب وجه نقد است و کماکان تلقی این موضوع که ارز خارجی مشمول این عنوان وجه نقد می باشد یا خیر به قوت خود باقی است اما وجه رایج از نظر این دادگاه منطبق بر وجه نقد داخلی است نه ارز خارجی، بنابراین مشمول موضوع تأخیر در تأدیه موضوع ماده 522 قانون آیین دادرسی مدنی نمی باشد و ادعای ورود خسارت معنوی هم با توجه به اینکه اساسا قبول این ادعا که عدم دریافت یک ماه مبلغ مذکور از ناحیه موکل در مدت ضبط ضمانت نامه تا رفع اثر از آن به شهرت و اعتبار وی خدشه وارد کرده است متکی به مدارک مثبته نمی باشد قابل توجیه و مدلل نمی باشد به دلالت مدت مدیدی که طرفین در جهت انجام مذاکره نه در مقام ضبط ضمانت نامه عمل کرده اند نه در مقام اجرای دستور موقت همتی صورت نپذیرفته است قرینه ای قوی بر عدم قابلیت قبول این ادعا می باشد، در نهایت با توجه به اینکه خواهان در جهت رفع اثر از دستور موقت ناگریز از استخدام و انعقاد عقد وکالت با وکیل یا وکلای محترم دادگستری شده و با ورود آنها به پرونده دستور موقت کلاسه 880644 و ایراد منطبق بر ماده 318 قانون آیین دادرسی مدنی امکان رفع اثر از دستور موقت را فراهم ساخته اند و این اقدام مستلزم پرداخت حق الوکاله ولو به قدر ناچیز مبتنی بر یک دعوی غیرمالی مستلزم ورود خسارت مشمول مدلول مواد 31 503 515 516 518 519 520 521 قانون آیین دادرسی مدنی می باشد با وصف مراتب فوق دادگاه دعوی خواهان را در مقام مطالبه خسارات کاهش ارزش پول و تأخیر در پرداخت و معنوی دادرسی و غیرمدلل و غیرثابت تشخیص و با استناد به مدلول مواد 1257 1258 1284 1286 1321 1324 قانون مدنی و ضمن صدور حکم بر بی حقی خواهان در دعاوی مطروحه فوق با جهات و اسباب ذکر شده آن صادر و در عین حال حکم بر محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ000/300 ریال خسارات وارده موضوع اعلام وکالت وکلای محترم خواهان در پرونده استنادی کلاسه 88/880644 صادر و اعلام می دارد. حکم دادگاه حضوری و ظرف مهلت بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظر در مرجع محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 86 دادگاه عمومی حقوقی تهران یزدانی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی شرکت سهامی عام ... با وکالت خانم ص.ن. به طرفیت شرکت مدیریت ه. با وکالت خانم ل.ج. و آقای ف.ن. نسبت به دادنامه شماره 9009972889 27/9/90 صادره از شعبه 86 دادگاه عمومی تهران که به موجب آن نسبت به صدور دستور موقت بر جلوگیری از ضبط ضمانت نامه های بانکی به مبلغ 8017427 یورو از تاریخ 29/9/89 لغایت 21/10/89 ادعای ورود خسارت مادی و معنوی گردیده است، دادگاه محترم بدوی ضمن رسیدگی به دعوی مطروحه و ورود در ماهیت در هر دو مورد ورود خسارات مادی و معنوی حکم به رد دعوی صادر شده، لکن نسبت به پرداخت حق الوکاله حکم به پذیرش دعوی و محکومیت خوانده صادر شده است از توجه به محتویات پرونده 1 توقیف ضمانت نامه ارزی بیشتر از چند روز ادامه نداشته است 2 در این مدت نه تنها نرخ یورو کاهش نداشته به نظر می رسد با افزایش نرخ مرجع نیز مواجه بوده 3 با استناد به 62 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی خسارت تأخیر تأدیه مربوط به وجه رایج که ریال است، شده و پول خارجی وجه رایج تلقی نمی گردد و علی هذا اعتراض مطروحه مؤثر در مقام نیست، مستندا به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی با رد تجدیدنظرخواهی دادنامه تجدیدنظرخواسته را تأیید می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس شعبه 37 داگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه
دیوسالار دقیقی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.