رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره تکلیف دیوان عالی کشور در فرض غیابی توصیف کردن رأی حضوری

رأی/نظر مصوب 1392/10/04

رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره تکلیف دیوان عالی کشور در فرض غیابی توصیف کردن رأی حضوری: درصورتی که دادگاه، علی رغم حضور خوانده دریکی از جلسات دادرسی، رأی را غیابی توصیف کند، به دلیل عدم رعایت یکی از اصول دادرسی که جزء قواعد آمره محسوب می شود، دیوان عالی کشور دادنامه غیابی فرجام خواسته را نقض می کند.

رأی خلاصه جریان پرونده

در تاریخ 16/9/1391 آقای ت.م. به استناد رونوشت مصدق سند ازدواج شماره 5925 مورخ 10/1/1382 دفتر ازدواج شماره ... مراغه و تصویر مصدق شناسنامه و نظریه مرکز مشاوره پیش گیری از طلاق بهزیستی مراغه دادخواستی به خواسته صدور گواهی عدم امکان سازش به طرفیت خانم م.الف. (ق.) تقدیم و توضیح می دهد چون زوجه ناشزه می باشد و مدت چند سال است که زندگی مشترک را ترک نموده و آزار و اذیت مرا شروع نموده لذا با تقدیم دادخواست تقاضای رسیدگی می شود شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه به موضوع رسیدگی و در تاریخ 13/12/1391 با حضور خواهان و در غیاب خوانده تشکیل جلسه داده ، خواهان اظهار می دارد دعوا به شرح دادخواست و لایحه تقدیمی است نامبرده همسر دوم من است مهریه اش با واگذاری زمین و یک باب منزل مسکونی در روستای حاجی کرد داده ام ولی او از منزلم رفت و ناشزه است لذا نفقه به او تعلق نمی گیرد فرزندان او به مواد مخدر و هروئین اعتیاددارند دادگاه قرار ارجاع امر به داوری را صادر می کند آقای م.ح. کارآموز وکالت با تقدیم وکالت نامه خود را وکیل خواهان معرفی می کند دادگاه در تاریخ 21/3/1392 در وقت مقرر با حضور طرفین و داوران وکیل ( خواهان) برای تفهیم مورد داوری به داوران تشکیل جلسه داده و زوجه را برای انجام آزمایش به مرکز پزشکی معرفی می نماید وکیل زوج طی لایحه تصویر رأی شماره 725 13/6/1391 شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه مبنی بر الزام زوجه به تمکین در قبال زوج را به دادگاه تقدیم می کند داوران در تاریخ 27/3/1392 نظرات خود را تقدیم دادگاه می کنند حسب گواهی خانم ف.ع. لیسانسیه عالی مامائی ، خانم م.الف. باردار نمی باشد دادگاه در وقت فوق العاده 28/3/1392 پایان رسیدگی را اعلام و طی رأی شماره 00386 30/3/1392 پس از شرح دعوا و انعکاس اظهارات زوج وکیل او نظرات داوران و احراز رابطه زوجیت بین اصحاب دعوا به استناد مواد 1133 (اصلاحی) و 1155و 1108 و بند 2 ماده 1145 قانون مدنی گواهی عدم امکان سازش جهت اجرای صیغه طلاق و ثبت آن دریکی از دفاتر رسمی طلاق را صادر و اعلام می دارد و نوع طلاق را به لحاظ یائسگی خوانده بائن اعلام می نماید و توضیح می دهد با توجه به صدور حکم تمکین (قطعی) زوجه از این شعبه لحاظ ناشزه بودن نامبرده مستحق دریافت نفقه نمی باشد و مدت اعتبار گواهی را سه ماه از تاریخ ابلاغ رأی قطعی اعلام و رأی صادرشده را هم غیابی اعلام می نماید رأی در تاریخ 7/5/1392 به خانم م.الف. ابلاغ می گردد خانم الف.ب. وکیل (پایه دوم) مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضاییه با تقدیم وکالت نامه خود را وکیل زوجه معرفی می نماید و در تاریخ 7/7/1392 نسبت به رأی غیابی فرجام خواهی می کند پرونده پس از تبادل لوایح به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد فرجام خوانده طی لایحه ثبت شده به شماره 381 28/7/1392 ضمن پاسخ به فرجام خواهی زوجه اعلام می نماید نامبرده دریکی از جلسات دادگاه حضور یافته و ذیل صورت جلسه دادگاه را با اثرانگشت تصدیق کرده است. این شعبه طی تصمیم شماره 985 4/10/1392 پرونده جهت اقدام به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه ارسال می دارد. تصمیم شعبه ; ((برابر وکالت نامه شماره 110726 سری (ع) بانو الف.ب. حسب بررسی دفتر شعبه از طریق CMS وکیل پایه دوم مرکز امور مشاوران حقوقی قوه قضاییه می باشد ، به استناد مفهوم مخالف ماده 25 آیین نامه ماده 187 قانون برنامه سوم توسعه نمی تواند در دیوان عالی کشور قبول وکالت نموده و نسبت به دادنامه غیابی شماره 00386 30/3/1392 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه از سوی خانم م.الف. فرجام خواهی نماید لذا قبول دادخواست فرجامی از سوی نامبرده و ثبت آن و به جریان انداختن پرونده فرجامی از سوی دفتر شعبه سوم دادگاه مذکور ، توجیه قانونی ندارد لذا پرونده جهت اقدام لازم قانونی به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه اعاده تا در این مورد دستور مقتضی صادر نماید.)) پس از وصول پرونده به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه خانم م.الف. طی دادخواست شماره 9210484149200163 نسبت به رأی شماره 386 30/3/1392 شعبه مذکور فرجام خواهی می کند و حسب لایحه مورخ 18/2/1393 جهات فرجام خواهی خود را توضیح می دهد که پرونده بدون تبادل لوایح بر اساس دادخواست فرجامی جدید به دیوان عالی کشور ارسال و برای رسیدگی به این شعبه ارجاع می گردد.

رأی شعبه دیوان عالی کشور

به استناد ماده 303 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 ((حکم دادگاه حضوری است مگر اینکه خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در هیچ یک از جلسات ((دادگاه)) حاضر نشده باشد ......)) حسب اخطاریه پیوست پرونده وقت حضور طرفین دعوا به تاریخ 21/3/1392 سه شنبه ساعت 30/11 دقیقه تعیین شده که اخطاریه مذکور در تاریخ 3/2/1392 به خانم م.الف. ابلاغ قانونی شده و نامبرده در تاریخ مذکور در دادگاه حضور یافته و سپس مشارالیها برای معاینه پزشکی جهت عدم حاملگی و یائسگی معرفی شده که گواهی مورخ 22/3/1392 خانم ف.ع. لیسانسیه مامائی خطاب به دادگاه حکایت از عدم حاملگی زوجه دارد لذا با توجه به مراتب فوق و حضور خوانده در دادگاه به تاریخ یادشده و ایراد فرجام خوانده در این خصوص رأی شماره 386 30/3/1392 شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه حضوری بوده و اعلام رأی مذکور به عنوان غیابی خلاف مقررات می باشد لذا مستندا به بند 3 ماده 371 قانون آیین دادرسی مدنی مصوب سال 1379 با توجه به آثار مترتب بر عدم رعایت اصول دادرسی از سوی دادگاه که از قواعد آمره محسوب و به حقوق اصحاب دعوا اثر مستقیم دارد لذا رأی صادره از جهت اینکه حضوری بوده و دادگاه بدون توجه و رعایت مقررات آن را غیابی اعلام نموده است نقض و پرونده به شعبه سوم دادگاه عمومی حقوقی مراغه ارجاع می گردد تا برابر مقررات و نوع رأی (حضوری) اقدام لازم مقتضی معمول دارد.

رئیس شعبه 12 دیوان عالی کشور مستشار

طیبی اسلامی

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.