رای دادگاه درباره شرط اعمال اماره فراش (دادنامه شماره 9309970221101402)
رأی/نظر مصوب 1393/08/21
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره شرط اعمال اماره فراش: طفل در صورتی ملحق به شوهر است که شوهر، قدرت باروری و زن، قدرت زایش و حفظ آن را داشته باشند؛ بنابراین در غیر اینصورت اگر در انتساب طفل، ایراد وارد شود آن ایراد قابل بررسی است.
رأی دادگاه بدوی
در خصوص دادخواست آقای ر.ی. با وکالت آقای م.م. به خواسته نفی ولد (با اصلاح بعدی به نفی نسب) به طرفیت خواندگان م.ب. و م.ی. با توجه به مفاد دادخواست خواهان و اظهارات وکیل محترم ایشان در جلسه رسیدگی و اینکه خواهان دلایل و مدارک محکمه پسند برای اثبات ادعای خود ارائه نداده و ادعای خواهان مبنی بر نفی ابوت خود از م. و نفی فرزندی او با هر عنوانی هم که طرح شده باشد همان نفی ولد موضوع ماده 1162 قانون مدنی است که پس ازگذشت سال ها قابلیت استماع ندارد، لذا دادگاه ادعای خواهان را وارد ندانسته و مستندا به مفهوم ماده مرقوم و نیز ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی حکم بر بطلان ادعای خواهان را صادر و اعلام می نماید. این رأی ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.
رئیس شعبه 258 دادگاه عمومی خانواده تهران
حسن زاده
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.ی. به طرفیت خانم م.ب. و آقای م.ی. نسبت به دادنامه شماره 064 مورخه 1392/1/26 شعبه محترم 258 دادگاه عمومی حقوقی تهران در پرونده کلاسه 1431 مبنی بر بطلان دعوی نفی نسب با توجه به مجموع محتویات پرونده و امعان نظر در اوراق و مندرجات آن، مفاد لایحه تجدیدنظرخواهی و لوایح دفاعیه طرفین، مدلول دادنامه تجدیدنظر خواسته رأی صادر شده دادگاه بدوی بر اساس مستندات موجود در پرونده صادر نگردیده و تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص داده می شود زیرا اولا بر اساس مستندات موجود در پرونده، دادگاه بدوی هیچگونه تحقیقاتی در رابطه با احراز ادعای تجدیدنظرخواه (خواهان دعوی اولیه) مبنی بر عدم امکان بارور نمودن به دلیل ناتوانی در این امر از طریق پزشکی قانونی به عمل نیاورده است در صورتی که در چنین طرح ادعاهایی لازم است که طرفین (زن و شوهر) جهت اعلام نظر کارشناس به مرجع مذکور معرفی شود تا روشن گردد آیا شوهر توانایی بارور نمودن را داشته و نیز در زوجه ثابت گردد آیا تا کنون وضع حمل نموده است یا خیر؟ لذا این دادگاه جهت روشن شدن موضوع با ارجاع امر به کارشناس طرفین را به پزشکی قانونی معرفی نمود که تجدیدنظر خوانده علیرغم ابلاغ اخطاریه بدوی، جهت اعزام به پزشکی قانونی خود را به دادگاه معرفی ننمود، ولی تجدیدنظرخواه آمادگی خود را جهت معرفی به پزشکی قانونی اعلام نمود و دادگاه وی را به پزشکی قانونی معرفی کرد و مرجع مذکور طی نظریه شماره 14238/31/1 مورخ 1392/7/1 و نیز نظریه شماره 14238/31/1 مورخ 1392/7/1 صراحتا اعلام نمود که تجدیدنظرخواه آقای ر.ی. قابلیت فرزنددار شدن از سال 1377 تاکنون را نداشته است ثانیا با ملاحظه اسناد سجلی که در پرونده رونوشت آن موجود است تاریخ تولد فرزند متنازع فیه به نام م.ی. متولد 1382/4/9 می باشد. ثالثا با توجه به نظریه پزشکی قانونی که تجدیدنظرخواه را فاقد قدرت باروری از سال 1377 اعلام نموده است ملاحظه می گردد که در تاریخ تولد فرزند موصوف تجدیدنظرخواه توانایی بارور نمودن را برای فرزنددار شدن نداشته است رابعا نظر به اینکه تجدیدنظر خوانده خانم م.ب. علیرغم ارسال اخطاریه در جلسه دادگاه اعم از بدوی و تجدیدنظر در مراحل مختلف دادرسی جهت انجام تحقیقات و استماع دفاعیات وی در جلسات دادگاه حاضر نشده و دفاعی در مورد ادعای مطروحه نفی نسب نکرده است، لذا این دادگاه با عنایت به مراتب فوق دعوی تجدیدنظرخواه را نسبت به نفی نسبت به آقای م.ی. موجه دانسته و با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی رأی صادر شده دادگاه بدوی را نقض و به استناد به مفهوم مخالف ماده 1158 قانون مدنی ناظر به ماده 1257 قانون مدنی حکم به نفی نسبت فرزند به نام م.ی. نسبت به تجدیدنظرخواه آقای ر.ی. به عنوان پدر و خانم م.ب. به عنوان مادر صادر و اعلام می گردد. این رأی ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور خواهد بود.
رئیس و مستشار شعبه 24 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
مرادی هرندی – روحانی
رأی دادگاه
با عنایت به مجموع اوراق و محتویات پرونده نظر به دادخواست ها و اقاریر مکرر خواهان مبنی بر وجود فرزند مشترک و احراز رابطه ابوت و نبوت نسبی مطابق دادنامه شماره 8800433 -1388/4/21 شعبه 275 دادگاه خانواده تهران و انقضاء مواعد قانونی جهت اعلان نفی ولد یا نسب در مورد فرزند و از طرف شوهر، مطابق مواد 1161 و 1162 قانون مدنی دعوی مسموع نبوده بنابراین دادنامه از این حیث دارای ایراد و اشکال تشخیص و با اختیار حاصل از بند ج ماده 401 قانون آئین دادرسی مدنی نقض و جهت تجدید رسیدگی به شعبه هم عرض ارجاع می شود.
رئیس و عضو معاون شعبه 18 دیوان عالی کشور
احمدی – عمرانی
رأی دادگاه
با عنایت به دادنامه 0160-93/4/1 شعبه محترم 18 دیوان عالی کشور در نقض دادنامه 01171-1392/7/17 شعبه محترم 24 دادگاه تجدیدنظر استان تهران در خصوص تجدیدنظرخواهی آقای ر.ی. با وکالت آقای م.م. از دادنامه 064-1392/1/26 شعبه محترم 258 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن در خصوص دعوی مطروحه وی به طرفیت همسر قبلی اش خانم م.ب. به خواسته نفی نسب (پدری و مادری) از آقای م.ی. که قبلا فرزند مشترک اعلام شده بوده حکم بر بطلان دعوی مطروحه در پرونده کلاسه 258/91/1431 تصدیر گردیده دادگاه تجدیدنظرخواهی را وارد می داند زیرا اولا به موجب ماده 1158 قانون مدنی طفل متولد در صورتی ملحق به شوهر است که در زمان زوجیت از همسرش متولد یافته باشد مفهوم این ماده اینست که شوهر قدرت باروری و زن قدرت حفظ و زایش آن را داشته باشد و اگر یکی از آنها قادر به این امر طبیعی نباشند و در انتساب ولد، ایراد وارد شود آن ایراد قابل بررسی است اگر چه ((الولد للفراش و للعاهر الحجر)) علی الخصوص که ماده 1161 قانون مدنی نیز بر خلاف آنچه که دادگاه بدوی استدلال نموده به هیچ وجه نمی تواند در مانحن فیه ساری شود ثانیا به صراحت گواهی 14238/31/1-1392/7/1 پزشکی قانونی تجدیدنظرخواه از سال 1377 به هیچ وجه قادر به باروری نبوده است ثالثا خود ایشان در همه مراحل دادرسی اعلام داشته که پس از یاس و ناامیدی از بچه دار شدن این طفل را به هنگام تولد از یک خانواده فقیری با پرداخت وجهی تحویل گرفتیم یعنی بالصراحه اقرار نموده که فرزند متعلق به وی نیست رابعا تجدیدنظر خوانده خانم م.ب. در جلسه مورخه 1393/8/18 همین دادگاه اقرار نمود به اینکه طفل را به هنگام تولد در یکی از بیمارستانها با هماهنگی کادر بیمارستان و با پرداخت وجهی به خانواده اش به نام خودمان ثبت کردیم و به جای شناسنامه پدر و مادر واقعی طفل شناسنامه خودمان را به مأمور ثبت احوال مستقر در بیمارستان تحویل دادیم و بدین ترتیب طفل به عنوان فرزند ما ثبت گردید و شناسنامه اش نیز با مشخصات ما صادر شده پس از مدتی از زندگی و بروز اختلافات و طلاق ایشان اقدام به اظهار حقایق نموده است (اگر چه مشارالیها پس از اقرار از امضاء خودداری و محکمه را ترک کرد) به دلایل فوق و آیه شریفه ((و ما جعل ادعیائکم ابنائکم ان امهاتهم الا آلتی ولدنهم ادعوهم بابائهم هو اقسط عندالله)) و مستندا به ماده 358 ق. آ. د. م دادنامه معترض عنه را نقض و حکم بر قبولی خواسته و نفی انتساب م.ی. از ابوت تجدیدنظرخواه و امیت تجدیدنظرخوانده صادر و اعلام می دارد. رأی دادگاه ظرف 20 روز قابل فرجام خواهی در دیوان عالی کشور است.
رئیس و مستشار شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
فرهبد – نحوی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.