رای دادگاه درباره درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج (دادنامه شماره 9309970221101736)

رأی/نظر مصوب 1394/04/10

چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره درخواست فسخ نکاح به دلیل سابقه ازدواج: سابقه عقد نکاح زوج که منتهی به متارکه قبل از زفاف شده عیب محسوب نمی شود و بر فرض که عیب محسوب شود در صورتی از موجبات فسخ نکاح است که عدم آن در ضمن عقد نکاح، یا به صورت توصیف عاقد و یا شرط بنایی قبل از اجرای صیغه عقد نکاح شرط شده باشد.

رأی دادگاه بدوی

در خصوص دادخواست م. د.ر.الف. به طرفیت ر. ده. با وکالت ر. ع. به خواسته فسخ نکاح با عنایت به محتویات پرونده و کپی سند نکاحیه وجود علقه زوجیت دائم فیمابین طرفین به سبب عقد نکاح دائم محرز و مسلم می باشد در مورد خواسته با توجه به اظهارات خواهان به شرح متن دادخواست تقدیمی ولایحه تقدیمی در دادگاه واظهارات وکیل خوانده در دادگاه ودر لایحه تقدیمی نظر به اینکه خواهان فسخ نکاح خودرا به جهت اینکه خوانده در امر ازدواج تدلیس کرده از دادگاه تقاضا نموده و در خصوص اثبات ادعای خود دادنامه شماره 09309970221400138شعبه14دادگاه تجدیدنظر استان تهران استناد نموده دادگاه با ملاحظه به رای صادره از شعبه14 دادگاه تجدیدنظر استان تهران و با عنایت به اینکه ماده 1128 قانون مدنی اشعار داشته هر گاه در یکی از طرفین صفت خاص شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بوده خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده باشد با عقد متباینا بر آن واقع شده باشد نیز با توجه به مسأله شماره 13 صفحه 295 جلد 2 تحریر الوسیله و با عنایت به مفهوم مخالف مسأله 14 صفحه 296 دعوی خواهان را محمول بر صحت تلقی و به استناد ماده 1128 قانون مدنی و مسأله 13 تحریرالوسیله حضرت امام نکاح فیمابین طرفین فسخ شده و منحل اعلام می نماید رای صادره حضوری محسوب و به استناد مواد 330و334و336 قانون آئین دادرسی مدنی ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل تجدیدنظر در محاکم محترم تجدیدنظر استان تهران می باشد.

رئیس شعبه 268 دادگاه خانواده دو تهران -حسن عموزادی

رأی دادگاه تجدیدنظر استان

در خصوص تجدید نظر خواهی آقای ر. د.س. ( زوج ) با وکالت خانم ر. ع. به طرفیت خانم م. د. ( زوجه ) با وکالت خانم ف. خ. از دادنامه شماره 985 مورخ 1393/6/19 صادر شده از شعبه 268 دادگاه خانواده تهران که به موجب آن با درخواست زوجه با پذیرش ادعای وی مبنی بر فریب در ازدواج ، حکم به فسخ نکاح طرفین صادر شده و پس از تجدیدنظر خواهی به موجب دادنامه شماره 1736 مورخ 1393/10/8 شعبه 11 دادگاه تجدیدنظر تهران با این استدلال که کتمان ازدواج قبلی از سوی زوج از اسباب فسخ نکاح نیست دادنامه تجدیدنظر خواسته نقض و حکم به رد دعوا صادر شده است با فرجام خواهی زوجه شعبه 15 دیوان عالی کشور به موجب دادنامه شماره 75 مورخ 1394/3/26 با این استدلال که زوج به اتهام فریب در ازدواج به تحمل 91 روز حبس محکوم شده است و در عرف فرهنگ جامعه ازدواج اولیه جوانان مبنیا بر تجرد طرفین تحقق می یابد و این موضوع از مصادیق ماده 1128 قانون مدنی است دادنامه فرجام خواسته را نقض و پرونده را جهت رسیدگی مجدد به شعبه هم عرض دادگاه تجدیدنظر ارجاع و در نهایت به این شعبه ارجاع شده است اینک با توجه به مندرجات پرونده بنظر این دادگاه مورد مشمول ماده 1128 قانون مدنی نیست و استدلال شعبه محترم 15 دیوان عالی کشور صحیح نبوده و مغایر با منابع معتبر فقهی است زیرا صرف نظر از اینکه اصل فریب ( کتمان ازدواج قبلی ) از سوی زوج محل تردید است لکن با توجه به محکومیت کیفری وی در این رابطه و با فرض تحقق فریب و تدلیس ، هر تدلیسی موجب فسخ نکاح نیست یعنی سابقه عقد نکاح زوج که منتهی به متارکه قبل از زفاف گردیده عیب محسوب نمی گردد و بر فرض که عیب محسوب شود از عیوب موجب فسخ نکاح نیست و همانگونه که از مسائل 13 و 14 و 15 از القول فی العیوب الموجبه لخیار الفسخ و التدلیس ، کتاب النکاح تحریر الوسیله ( جلد 2 صفحه 295 و 296 ) استفاده می گردد این عیب و فریب مورد ادعا در صورتی ممکن است از موجبات فسخ نکاح باشد که به یکی از انحاء ثلاثه عدم آن شرط شده با شد یعنی در ضمن عقد نکاح زوجه به زوج بگوید من خود را به زوجیت تو در می آورم به شرط اینکه سابقه ازدواج نداشته باشی و یا به صورت توصیف عاقد بگوید من موکله خود را به زوجیت زوجی که سابقه ازدواج ندارد در آوردم و یا اینکه به صورت شرط بنایی قبل از اجرای صیغه عقد نکاح در گفتگوهای مقدمانی و جلسه بلی برون و خواستگاری در این خصوص مذاکره شده و توافق نمایند یعنی عدم ازدواج قبلی زوج مطرح شود و زوجه به زوج بگوید در صورتی با ازدواج با تو موافقم که سابقه ازدواج با دیگری نداشته باشی و او هم قبول کند و بگوید سابقه ازدواج ندارم و صیغه عقد نکاح بر مبنای توافق مذکور جاری شود کما اینکه در مورد مهریه و بعضا در مورد شیر بهاء و دیگر شرایط قبل از عقد گفتگو و توافق صورت می گیرد در این خصوص نیز چنین گفتگو و توافقی صورت بگیرد این می شود شرط بنایی که در ماده 1128 قانون مدنی از آن به ولو مبتائیا تعبیر شده است در غیر این صورت همانگونه که در مسائل فوق الذکر از تحریر الوسیله آمده است حق فسخ در کار نخواهد بود و در پرونده حاضر زوجه مدعی است زوج سابقه ازدواج خود را کتمان کرده و باعث فریب او شده است و اگر می دانست سابقه ازدواج دارد با او ازدواج نمی کرد مدعی شرط به یکی از انحاء سه گانه نشده است و اساسا بحث عدم ازدواج سابق مطرح نشده تا مورد توافق قرار گیرد و عقد نکاح متبانیا بر آن جاری شود و بر خلاف استدلال شعبه محترم 15 دیوان صرف اعتقاد و باور زوجه به اینکه زوج سابقه ازدواج ندارد و کتمان موضوع توسط زوج و کشف خلاف شرط بنایی محسوب نمی گردد و لذا در مساله 14 تحریر الوسیله می فرماید لیس من التدلیس الموجب للخیار سکوت الزوجه او و لیها عن النقض مع وجوده و اعتقاد الزوج عدمه فی غیر العیوب الموجبه للخیار و اولی بذلک سکوتهما عن فقد صفه الکمال مع اعتقاد الزوج وجودها ، یعنی اگر زوجه نقصی داشته ولی زوج گمان می کرد چنین عیب و نقصی در زوجه وجود ندارد یا گمان می کرد زوجه دارای صفت کمال است در حالی که زوجه چنین صفتی را نداشت و زوج با همین باور اقدام به ازدواج کرد و زوجه و یا ولی او هم سکوت کردند و نگفتند زوجه فلان نقص را دارد یا فلان صفت کمال را ندارد بعد از ازدواج ، زوج متوجه شد که زوجه دارای نقض است و یا فاقد وصف کمال مورد نظر است در اینجا حق فسخ نکاح برای وی نخواهد بود کما اینکه در مسئله 15 از همان منبع تصریح شده که اگر زوج با این اعتقاد که زوجه باکره است با او ازدواج کند ولی به یکی از انحاء ثلاثه مذکور شرط بکارت نشده باشد در صورت کشف خلاف حق فسخ وجود نخواهد داشت وقتی در مورد زوجه وجود چنین عیوبی و یا فقد وصف کمالی موجب فسخ نکاح نباشد به طریق اولی در مورد زوج نیز این چنین خواهد بود و زوجه خصوصیتی ندارد اینکه عرفا ازدواج اولیه جوانان مبنیا بر تجرد طرفین تحقق می یابد بر فرض صحت ( چون در مورد مرد این موضوع محل تردید است ) با شرط بنایی که در ماده 1128 قانون مدنی آمده است متفاوت است ماده مذکور از فقه شیعه گرفته شد ه است و در منابع معتبر شرط بنایی را تشریح کرده و به شرحی که توضیح داده شده بیان فرموده اند لذا در ازدواج طرفین پرونده عدم سابقه ازدواج زوج ولو متبانیا شرط نشده و از شمول ماده 1128 قانون مدنی خارج است به همین سبب دادنامه تجدیدنظر خواسته مغایر با قانون و موازین شرعی است لذا با استناد به ماده 358 قانون آیین دادرسی مدنی دادنامه مزبور نقض می شود و حکم بر بطلان دعوی خواهان بدوی ( زوجه ) صادر و اعلام می گردد این رای قطعی است ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل فرجام خواهی در دیوان عالی محترم کشور می باشد .

شعبه 30 دادگاه تجدید نظر استان تهران - رئیس و مستشار

محرمعلی بیگدلی - محمد باقر غفاری

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.