رای دادگاه درباره غصب عناوین دولتی در راستای کلاهبرداری (دادنامه شماره 9309970222200579)
رأی/نظر مصوب 1393/05/01
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره غصب عناوین دولتی در راستای کلاهبرداری: غصب عناوین دولتی مصداق مانور متقلبانه در ارتکاب بزه کلاهبرداری محسوب و مجازات مستقل ندارد.
رأی دادگاه بدوی
حسب کیفرخواست صادره از دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه 11 تهران آقای ح.الف. متهم است به ارتکاب بزه کلاهبرداری از طریق عنوان مجعول و غصب عناوین دولتی نهاد رئیس جمهوری و دیپلمات ترکیه با اسامی مستعار در حق آقایان 1- م.چ. به مبلغ دو میلیون تومان وجه نقد و یک فقره چک بانک صادرات شعبه ابوذر غربی به مبلغ هجده میلیون تومان 2- م.س. به مبلغ 8240800 تومان 3- ف.ج. به مبلغ 25000000 تومان در جعل مهرهای دولتی و امضاء مسئولین دولتی و کارت عضویت بسیج فعال و ارتکاب رابطه نامشروع با خانم س.د.؛ دادگاه با توجه به شکایت شکات و مال باختگان فوق الذکر و شکایت ح. مهرها و مدارک و اسناد مجعول از متهم و تحقیقات مبسوط به عمل آمده در مرحله دادسرا و اظهارنظر کارشناسی مرکز تشخیص هویت پلیس آگاهی تهران بزرگ و اظهارات آقای م.گ. که در زندان اوین با متهم هم زندانی بوده است و داشتن سابقه محکومیت کیفری به اتهام کلاهبرداری در شهرستان تبریز از شخصی به نام آقای ح.م. و اقرار ضمنی متهم در جلسه مقرر دادگاه در رابطه با بزه کلاهبرداری و اقرار صریح متهم در خصوص بزه رابطه نامشروع که با قرائن و امارات موجود در پرونده انطباق داشته، من حیث المجموع برای دادگاه بزه های انتسابی به متهم محرز و مسجل گردیده مستندا به مواد 523 و 525 و 528 و 555 و 637 قانون مجازات اسلامی و ماده 1 قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری با رعایت ماده 47 قانون مجازات اسلامی از حیث تعدد جرم در مورد بزه کلاهبرداری متهم را به تحمل سه سال حبس تعزیری با احتساب ایام بازداشت قبلی و رد وجوه نقد و چک مورد کلاهبرداری به مال باختگان و پرداخت مبلغ 352408000 ریال به عنوان جزای نقدی به نفع صندوق دولت محکوم می نماید. و در خصوص بزه جعل متهم را به تحمل یک سال حبس تعزیری محکوم می نماید. و در خصوص بزه رابطه نامشروع به تحمل نود ضربه شلاق تعزیری محکوم می نماید و در خصوص بزه غصب عناوین دولتی نظر به این که متهم با این عمل و توسل به این شیوه متقلبانه مبادرت به اخذ وجوه نقد از شکات پرونده نموده است و در واقع مانور متقلبانه بزه کلاهبرداری در مانحن فیه محسوب می گردد و به اعتقاد دادگاه بزه مستقلی تحقق نیافته است و از این جهت دادگاه مواجه با تکلیفی جهت صدور حکم محکومیت متهم در این خصوص نمی باشد. در خاتمه در اجرای ماده 10 قانون مجازات اسلامی حکم به معدوم نمودن مهرها و مدارک و اسناد مجعول صادر و اعلام می نماید. رأی صادره حضوری و ظرف بیست روز پس از ابلاغ، قابل تجدیدنظر در محاکم تجدیدنظر استان تهران می باشد .
رئیس شعبه 1018 دادگاه عمومی جزایی تهران کامجو
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در خصوص تجدیدنظرخواهی رئیس مرکز حراست ریاست جمهوری نسبت به دادنامه شماره 920659 مورخ 31/06/1392 صادره از شعبه محترم 1018 دادگاه عمومی جزایی تهران که به موجب آن در خصوص آن بخش از اتهام آقای ح.الف. دایر به غصب عناوین دولتی و با این استدلال که متهم با این عمل و توسل به این شیوه متقلبانه مبادرت به اخذ وجوه نقد از شکات پرونده نموده است و در واقع مانور متقلبانه بزه کلاهبرداری در مانحن فیه محسوب می گردد و به اعتقاد دادگاه بزه مستقلی تحقق نیافته است و از این حیث دادگاه خود را مواجه با تکلیفی ندانسته است؛ با توجه به این که دادنامه تجدیدنظرخواسته در این بخش فاقد ایراد و اشکال مؤثر قانونی است و استدلال دادگاه محترم بدوی به این که اقدامات متهم در غصب عناوین دولتی مقدمه بزه کلاهبرداری و از مانورهای متقلبانه داشته صحیح می باشد، لذا ضمن رد تجدیدنظرخواهی تجدیدنظرخواه و مستند به بند الف ماده 257 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری دادنامه تجدیدنظرخواسته در این بخش تأیید می گردد. رأی صادره قطعی است. ضمنا ارشادا متذکر می شود که محکوم علیه تسلیم به رأی بوده و تقاضای تخفیف مجازات را نموده است و هم چنین در مورد طرح شکایت از سوی دستگاه های اجرایی مطابق ماده 32 قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور مدنی یا باید بالاترین مقام مسئول دستگاه اجرایی اقدام نماید یا از طریق ادارات حقوقی خود اقدام نمایند و شکایت دیگر واحدها صرفا گزارش تلقی می گردد.
رئیس شعبه 22 دادگاه تجدیدنظر استان تهران مستشار دادگاه
حیات مقدم مرادی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.