رای دادگاه درباره ضمانت اجرای عدم ارائه اصول اسناد (دادنامه شماره 9309970225000930)
رأی/نظر مصوب 1393/07/27
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره ضمانت اجرای عدم ارائه اصول اسناد: عدم ارائه اصول اسناد ضمیمه دادخواست به دادگاه در صورتی که اسناد، عادی بوده و مورد انکار و تردید خوانده واقع شود و خواهان ادله دیگری نداشته باشد، موجب صدور قرارابطال دادخواست می شود.
رأی دادگاه بدوی
در مورد دعوی آقایان 1- ح. 2- الف. هر دو ح. به وکالت از شرکت س. به طرفیت س. به خواسته مبلغ 921/753/811/2 ریال از محل قرارداد شماره ... با احتساب خسارت تأخیرتأدیه از مورخه 1391/10/15 با احتساب خسارات قانونی. از توجه به اوراق و محتویات پرونده، مفاد قرارداد استنادی و مستندات ابرازی و اظهارات و لایحه دفاعیه نمایندگان حقوقی خوانده، دادگاه دعوا را وارد می داند. چه آن که اولا، ایرادات مطروحه نمایندگان حقوقی وارد نیست و صرف عدم ارائه اصول اسناد از سوی خواهان، موجب بی اعتباری آن اسناد و ابطال دادخواست نمی شود. بلکه لازم است آن اسناد در صورت عادی بودن مورد انکار یا تردید قرارگرفته شود که این امر محقق نشده است. ثانیا، گرچه در قرارداد، طرفین دعوا برای هرگونه اختلاف ناشی از تفسیر یا اجرای قرارداد به مرجع حل اختلاف شامل الف : هیأت حل اختلاف ب : هیأت عالی حل اختلاف ج : شورای عالی فنی پیش بینی کرده اند، لیکن آراء و نظریه این هیأت ها جنبه مشورتی داشته و الزام آور نبوده است و عبارت ... همچنین می توانند موضوع را به دادگاه های صالحه ایران ارجاع دهند ... در تبصره 2 بند22 قرارداد مؤید این امر است. بنابراین موضوع از شمول ماده 457 قانون آیین دادرسی مدنی خارج است و طرفین دعوا بر مبنای نظریه مشورتی هیأت حل اختلاف به قرارداد فی مابین پایان بخشیده اند و صورت جلسه مورخه 1391/9/7 را تنظیم کرده اند و مدیرعامل س. با پرداخت مطالبات خواهان موافقت کرده است. بنابراین دادگاه به استناد مواد 198 و 519 و 522 قانون آیین دادرسی مدنی، حکم محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 921/753/811/2 ریال اصل خواسته و هزینه دادرسی و حق الوکاله برابر تعرفه و خسارت تأخیرتأدیه از تاریخ تقدیم دادخواست (1392/12/20) لغایت اجرای حکم در حق خواهان صادر و اعلام می شود. در مورد مطالبه خسارت تأخیرتأدیه از تاریخ 1391/10/15 لغایت تاریخ تقدیم دادخواست، نظر به این که خواهان می توانست الزام خواندگان را در سررسید از دادگاه خواستار شود که این درخواست و مطالبه محقق نشده است لذا به استناد ماده 1257 قانون مدنی، حکم به رد این بخش از خواسته صادر و اعلام می شود. حکم صادره مبنی بر محکومیت خوانده حضوری و حکم در هر دو قسمت ظرف بیست روز از تاریخ ابلاغ قابل تجدیدنظرخواهی در دادگاه تجدیدنظر استان تهران است.
رئیس شعبه 21 دادگاه عمومی حقوقی تهران
زارع
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
در این پرونده نسبت به دادنامه شماره 218 مورخ 1393/3/25 صادره از شعبه محترم 21 دادگاه عمومی حقوقی تهران راجع به اختلاف حساب شرکت س. از یک سو و س. از طرف دیگر در رابطه با قرارداد شماره ... پیرامون انجام خدمات و تهیه و توزیع غذا به مدت یک سال به وسیله شرکت خواهان که درنهایت منتهی به محکومیت خوانده به پرداخت مبلغ 921/753/811/2 ریال به عنوان اصل خواسته به انضمام خسارات دادرسی اعم از هزینه [دادرسی] و حق الوکاله طبق تعرفه و بعلاوه خسارات تأخیرتأدیه از تاریخ تقدیم دادخواست 1392/12/20 لغایت اجرای حکم در حق خواهان گردیده. طرفین آن به شرح دادخواست های جداگانه که از سوی محکوم له بدوی آقایان ح. و الف. هر دو باشهرت ح. وکلای دادگستری و از ناحیه سازمان مذکور آقای م.ص. به عنوان نماینده حقوقی تجدیدنظرخواهی نموده اند. ماحصل اعتراضات نماینده محترم محکوم علیه نخستین مشتمل بر مطالب آتی بوده که :1) با مطالبه ارائه اصول اسناد و مدارک از سوی خواهان اصلی در جلسه اول دادرسی و عدم اقدام در این زمینه موضوع منطبق با مقررات ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی بوده که دادگاه آن را رعایت نکرده است 2) دادگاه رأی هیئت حل اختلاف را واجد جنبه مشورتی دانسته ولیکن به تعاقب بر اساس آن و نیز صورت جلسه مورخ 1391/9/7 در این خصوص انشا رأی نموده که شایسته بود مراتب را با ارجاع امر به کارشناسی محول و بر پایه آن میزان مطالبات خواهان را تعیین می نمود 3) مدیرعامل سازمان خوانده، صورت جلسه استنادی را تأیید ننموده و در تاریخ 1392/7/1 آن را فسخ کرده است 4) ماده 457 قانون صدرالذکر ناظر بر امور داوری است و با توجه به بند ب از ماده 22 قرارداد ابرازی بایستی موضوع در هیئت عالی حل اختلاف مطرح گردد و موقعیت کنونی مستلزم صدور قرار عدم استماع دعوی بود و..... که این مرجع اجمالا پس از بررسی دیگربار اوراق پرونده و مستندات موجود در آن تجدیدنظرخواهی به عمل آمده در این بخش را نا مدلل می پندارد چه همچنان که دردادنامه تجدیدنظرخواسته بدان اشارت گردیده صدور قرار ابطال دادخواست به لحاظ عدم ارائه اصول اسناد از ناحیه خواهان مشروط است به اعلام ایراد و انکار از ناحیه خوانده که صورت جلسه دادرسی مورخ 1393/3/30 فاقد چنین اشکالی می باشد و نماینده محترم خوانده نیز مطلبی دراین باره مطرح نساخته است و علاوه برآن مندرجات بند 22 قرارداد استنادی متضمن الزام و اجبار طرفین بر روی آوری از طریق ارجاع داوری حین حدوث اختلافات آنان نمی باشد زیرا برابر تبصره 2ذیل بند ب آن اختیار طرفین را در مراجعه به دادگاه های صالحه ایران تجویز نموده است. افزون بر آن مدیرعامل س. به موجب نامه مورخ 1391/10/9 در پاسخ به نامه 1391/10/6 با پرداخت مطالبات شرکت خواهان اصلی بر اساس رأی هیأت بدوی حل اختلاف موافقت کرده است ازاین رو با قطعی شدن میزان مطالبات شرکت تجدیدنظرخوانده مذکور و موافقت بالاترین مقام سازمان تجدیدنظرخواه بازپرداخت آن هم دیگر ضرورتی به ارجاع امر به کارشناسی در جهت میزان مطالبات نبوده و نیز دلیلی هم بر تحقق فسخ در قضیه در پرونده مشهود نمی باشد. بنابراین دادگاه در راستای ماده 358 از قانون صدرالذکر ضمن رد اعتراض مزبور دادنامه بدوی را در این خصوص تأیید می نماید و پیرامون تجدیدنظرخواهی وکلای محترم دادگستری موصوف به وکالت از شرکت خواهان از حیث صدور حکم به رد خواسته خسارت تأخیرتأدیه از تاریخ 1391/10/15 تازمان تقدیم دادخواست (1392/12/20 ) دادگاه بنا به دلایلی آن را قرین توجیه می داند چه اینکه مطابق بند 6 صورت جلسه مورخ 1391/9/7 مقرر گردیده چنانچه ظرف یک ماه پس از تأیید مدیرعامل سازمان مفاد صورت جلسه به موقع اجرا گذاشته نشود مطالبات پیمانکار بر اساس شاخص بهای بانک مرکزی جمهوری اسلامی مطابق رویه معمول در محاکم قضایی تعدیل خواهد گردید وبراساس قسمت اخیر ماده 522 قانون مرقوم توافق طرفین برای محاسبه خسارت تأخیرتأدیه از تاریخ 1391/10/15 معتبر و از نفوذ حقوقی برخوردار است. بدین سان ازاین جهت تجدیدنظرخواهی وارد تشخیص و به استناد ماده 358 از همان قانون این قسمت از دادنامه تجدیدنظرخواسته نقض و حکم بر محکومیت تجدیدنظرخوانده (خوانده نخستین) به پرداخت خسارت تأخیرتأدیه مبلغ 394/888/2/597 ریال از تاریخ 1391/10/15 لغایت تاریخ تقدیم دادخواست با احتساب شاخص اعلامی از ناحیه بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران در حق شرکت تجدیدنظرخواه صادر و اعلام می نماید. این رأی قطعی است.
رئیس و مستشار شعبه 49 دادگاه تجدیدنظر استان تهران
صداقتی - شعبانلو
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.