رای دادگاه درباره تحت تعقیب قرار دادن دیگری (دادنامه شماره 9409970270100474)
رأی/نظر مصوب 1394/05/24
چکیده دادنامه و رای دادگاه درباره تحت تعقیب قرار دادن دیگری: صرف تحت تعقیب قرار دادن دیگری، فاقد وصف کیفری است.
رأی دادگاه بدوی
در خصوص اتهام آقای ه. ح. 38 ساله، فاقد سابقه کیفری، آزاد به قید کفالت، دایر بر ایراد ضرب و جرح عمدی، موضوع شکایت آقای پ. م. با عنایت به شکایت شاکی و گزارش مرجع انتظامی و اقرار ضمنی متهم بر درگیری با متهم و انکار بلاوجه متهم و گواهی پزشکی قانونی و شهادت مطلع و سایر قراین و امارات موجود در پرونده بزه انتسابی متهم محرز و مسلم است، علی هذا مستندا به ماده 709 قانون مجازات اسلامی متهم پرونده را محکوم به پرداخت دو درصد دیه کامله بابت دو جراحت حارصه در قدام سر در سمت چپ و سمت راست صورت در حق شاکی پرونده پ. م.، محکوم می نماید. رأی صادره به صورت حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد. درخصوص شکایت آقای پ. م. علیه آقای ه. ح. دایر بر تصادف خسارتی، با عنایت به اینکه موضوع مطروحه فاقد وصف کیفری می باشد. علی هذا با عنایت به عدم احراز وقوع بزه مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار منع تعقیب صادر و اعلام می گردد. بدیهی است شاکی پرونده می تواند جهت ارائه دادخواست حقوقی به دادگاه صالحه مراجعه نماید. رأی صادره به صورت حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد. درخصوص شکایت آقای ه. ح. علیه آقای پ. م. دایر بر تحت تعقیب قرار دادن ایشان و تهدید و ایجاد مزاحمت، با عنایت به انکار شدید متهم در تمام مراحل تحقیق و اینکه صرف تحت تعقیب قراردادن فاقد وصف کیفری می باشد و متهم اظهار داشته است جهت برداشتن پلاک شاکی پرونده به لحاظ فرار متهم از صحنه تصادف ایشان را تحت تعقیب قرار داده است و لذا پرونده فاقد ادله اثباتی کافی است و مستندا به بند الف ماده 177 قانون آیین دادرسی کیفری، قرار منع تعقیب صادر و اعلام می گردد. رأی صادره حضوری بوده و ظرف مدت بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دادگاه های تجدیدنظر استان تهران می باشد.
دادرس شعبه 101 جزایی دادگاه عمومی بخش آفتاب - هاشمی
رأی دادگاه تجدیدنظر استان
آقای ه. ح. از دادنامه شماره 01393 مورخ 1393/8/20 شعبه 101 دادگاه عمومی جزایی بخش آفتاب تجدیدنظرخواهی کرده است به موجب بخشی از دادنامه موصوف تجدیدنظر خواه از حیث ارتکاب بزه ایراد ضرب و جرح عمدی موضوع شکایت آقای پ. م. به پرداخت دیه به شرح مذکور در رأی بدوی محکوم شده و راجع به شکایت تجدیدنظر خواه تحت عناوین تهدید، مزاحمت و تحت تعقیب قرار دادن وی توسط آقای پ. م. نیز در ارتباط با تحت تعقیب قرار دادن به لحاظ عدم وصف کیفری و نسبت به سایر عناوین نیز از جهت فقدان ادله اثباتی قرار منع تعقیب صادر شده است دادگاه با توجه به بررسی اوراق و مستندات پرونده و مطالعه لایحه ابرازی تجدیدنظر خواه و عنایت به بند ث ماده 450 قانون آیین دادرسی کیفری 1392 و عدم احراز ضرورت تشکیل جلسه دادرسی در خصوص محکومیت تجدیدنظر خواه به پرداخت دیه از آن جایی که آرای دادگاه های کیفری در مورد جرایم مستلزم پرداخت دیه و ارش در صورتی که میزان یا جمع آن ها کمتر از یک دهم دیه کامل باشد قطعی است در این قسمت به استناد بند ب ماده 427 قانون یاد شده قرار رد تجدیدنظرخواهی صادر و اعلام می شود و ذکر قابل تجدیدنظر بودن این قسمت از رأی بدوی در دادنامه تجدیدنظر خواسته مبتنی بر اشتباه است که تذکر لازم داده می شود اما در ارتباط با صدور قرار منع تعقیب در این مرحله ایراد و اعتراض مؤثر و مدللی که موجب نقض و بی اعتباری این بخش از دادنامه تجدیدنظر خواسته را فراهم کند مطرح نشده است درخواست تجدیدنظر با جهات مذکور در ماده 434 قانون مرقوم انطباق ندارد از این رو با رد تجدیدنظرخواهی در این بخش به استناد بند ب ماده 450 همان قانون دادنامه تجدیدنظر خواسته تأیید و استوار می شود. این رأی قطعی است.
شعبه 56 دادگاه تجدیدنظر استان تهران - مستشاران
آژیده - یوسف رمضانی
اگر تجربهای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفهای خود را در گفتمان منتشر کنید.