رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره تاثیر عدم رعایت تشریفات ازدواج مجدد در صحت آن

رأی/نظر مصوب 1394/08/30

رای شعبه حقوقی دیوان عالی کشور درباره تاثیر عدم رعایت تشریفات ازدواج مجدد در صحت آن: عقد نکاح، عقد رضایی بوده و به صرف ایجاب و قبول به الفاظی که صراحتا دلالت بر قصد ازدواج کند واقع می شود. بنابراین عدم اخذ مجوز ازدواج مجدد از دادگاه و عدم ثبت رسمی نکاح هرچند واجد آثار کیفری باشد، اصل نکاح را متزلزل نمی کند

رأی خلاصه جریان پرونده

خانم م.(ا.) م. 40 ساله دادخواستی به طرفیت خانمها 1- س. خ. -2- ف. 3- ف. هر دو ع.ز. به خواسته اثبات واقعه نکاح دائم و ثبت آن به دادگاههای عمومی بخش ک. تقدیم و طی آن خلاصتا اظهار داشته بدوا در 82/2/4 به عقد نکاح منقطع و موقت (مرحوم) ض. ع.ز. در آمده و متعاقبا از 83/3/27 به نکاح دائم مرحوم درآمده و حتی از نامبرده دارای فرزند (جنین) میشود و گواهانی نیز حاضر به اداء شهادت بر صحت وقوع عقد دائم وجود دارد و سر دفتر ازدواج ... ر. اقدام نموده اند و با عنایت به انکار و عدم قبول خواندگان بعنوان ورثه مرحوم تقاضای صدور حکم به شرح خواسته نموده اند . خواهان نامبرده : 1- یک برگ کپی گواهی انحصار وراثت صادره شعبه اول دادگاه عمومی بخش ک. را که در آن گواهی گردیده ض. ع.ز. در تاریخ 83/9/20 فوت و خواهان (بعنوان متقاضی) و خانم س.پ. خ. متولد 1347 همسران مرحوم و ف. متولد 1374 و ف. متولد 1368 فرزندان مرحوم می باشند -2- کپی صیغه نامه منقطع 6 ماهه 82/2/4 منعقده فیمابین خواهان و مرحوم با مهریه یکصد میلیون ریال ( در این کپی همچنین مرقوم شده زوجه طی طلاق 81/11/2 از شوهر سابقش مطلقه به طلاق خلع نوبت اول گردیده است ) 3- کپی یک برگ گواهی مورخ 82/11/9 صادره مرکز بهداشت ت. خطاب به سردفتر ... ت. که در آن چگونگی ارائه خدمات بهداشتی و انجام آزمایشات از آقای ض. ع.ز. و خانم ا.م. بعنوان داوطلبان ازدواج گواهی گردیده است را پیوست عرضحال خود کرده و متقاضی استماع شهادت شهود خود و استعلام از دفترخانه ازدواج مربوطه گردیده اند . این دادخواست در تاریخ 88/2/5 به شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بخش ک. ارجاع و طرفین بدادرسی دعوت میگردند ، جلسه مورخ 88/4/31 با حضور خواهان و آقای ح. ق.م. بعنوان وکیل تعرفه شده از ناحیه وی و احد از خواندگان بنام خانم پ. خ. و در غیاب سایر خواندگان ( ف. و ف. ) تشکیل و بدوا وکیل خواهان همسو با مطالب موکله اش به شرح دادخواست تقدیمی اظهارات خود را بیان کرده و علاوه بر آن اجمالا گفته نکاح موقت 6 ماهه توسط حاج آقا ا. ی. قرائت و موکله اش به نکاح مرحوم در آمده سپس با فراهم شدن شرایط برای ازدواج دائم با اخذ گواهی خدمات بهداشتی توسط سردفتر ... حاج آقا م. ا. جهت اجرای صیغه ازدواج دائم رفته اند و در حضور گواهان حاج آقا م.ت. و حاج آقا م. خ. و آقای ع. ح. به عقد دائم مرحوم در آمده است ، وکیل خواهان توضیح داده هنگامی که موکله در عقد دائم بوده حتی باردار شده که بارداری وی به موجب گواهی پزشکی 83/8/25 تثبیت گردیده لیکن بعلت بیماری سرطان سینه جنین وی سقط میگردد و ایشان گفته اند نظر به اینکه عقد نکاح با ایجاب و قبول و اجرای صیغه شرعی تحقق مییابد صدور حکم را تقاضا داشته و متقاضی استماع شهادت شهود خویش میگردد . در ادامه خوانده (خانم پ. خ. ) خلاصتا اظهار داشته این ادعای خواهان را رد می کند ، سردفتر آقای م. ا. در دادگاه ویژه روحانیت اعتراف نموده که سند نکاح جعل بوده و سردفتر فوق به اتهام جعل محکومیت کیفری یافته است فلذا با تکذیب ادعای خواهان به پرونده ویژه روحانیت استناد و می گوید عقد نامه جعلی هم ابطال شده است و دادگاه ویژه رشت به ویژه ساری نیابت داده تا سند نکاحیه را از خانم م. (خواهان) بگیرند چون این سند باطل شده است . خوانده فوق الذکر کپی اوراقی از موارد ادعایی خود را پیوست پرونده کرده اند : ( 1- کپی از دادخواست تقدیمی خوانده فوق به طرفیت خانم ا. م. به خواسته مطالبه وجه مربوط به استفاده از حقوق و مزایای مأخوذه او از آموزش و پرورش به جهت ارائه اسناد و مدارک جعلی تحت عنوان همسر دائم -2- کپی رأی شماره 185-87/4/9 شعبه دوم دادگاه حقوقی ک. متضمن قرار ابطال دادخواست تقدیمی خانم ا. م. به طرفیت خانم س. خ. و غیره به خواسته اثبات رابطه زوجیت که با استناد به ماده 96 قانون آئین دادرسی مدنی صادر گردیده است -3- کپی نامه دارای تاریخ 87/2/17 آموزش و پرورش استان مازندران که در آن بر اساس نامه دادستانی ویژه روحانیت گیلان دستور قطع سهم حقوق وظیفه خانم ا. م. (ورثه مرحوم ض. ع.ز. ) به سازمان بازنشستگی استان داده شده است -4- کپی نامه 83/11/27 شبکه بهداشت ت. به شورای حل اختلاف که در آن گواهی گردیده سابقه ای در خصوص اقدامات آزمایشگاهی قبل از ازدواج برای زوجین موصوف وجود نداشته است -5- اوراقی مرتبط با مندرجات پرونده دادسرا و دادگاه ویژه روحانیت و ...) سپس وکیل خواهان توضیحاتی داده و خلاصتا گفته ضمن احترام به تصمیم دادگاه ویژه روحانیت و اینکه هر چند آن دادگاه صلاحیت ابطال سند را نداشته و در راستای تخلفات سر دفتر روحانی صلاحیت رسیدگی داشته اند گفته که سردفتر ... ر. هم اکنون دار فانی را وداع نموده اند . تنظیم سند نکاح و ثبت آن از تشریفات عقد نکاح می باشد و چه بسا در صورت عدم ثبت آن مجازات برای سردفتر یا زوجین (در صورت اطلاع) تعیین میگردد ولی هرگز عقد نکاح باطل نمی باشد لذا نظر به اینکه عقدنامه توسط دادگاه ویژه روحانیت ابطال گردیده ، موکله برای اثبات زوجیت بناچار و از طریق مراجع قضائی و با تقدیم دادخواست خواستار اثبات آن شده اند و وکیل موصوف گفته حتی خواهر مرحوم ع.ز. و خواهر موکله نیز از ازدواج دائم موکله اطلاع داشتند ، صیغه عقد ازدواج دائم در منزل حاج آقا م. ت. جاری گردیده که نامبرده حاضر به ادای شهادت می باشد و علت طرح این دعوی اثبات زوجیت از ناحیه موکله اش را هم جهت حفظ حیثیت و آبرو و شرافت شخصی و خانوادگی خود عنوان کرده است . ضمنا وکیل خواهان در همین جلسه اظهار کرده بعنوان اولین جلسه دادرسی چون دو خوانده دیگر ردیفهای 2 و 3 صغیره هستند دعوی به طرفیت خانم سیده پ. خ. بعنوان قیم آنها اصلاح میگردد و اسامی 6 نفر گواهان خویش را هم به دادگاه اعلام کرده اند . دادگاه دستور مطالبه پرونده کیفری از دادگاه ویژه روحانیت را صادر و در ادامه ضمن پیگیری این دستور قرار استماع شهادت گواهان نیز صادر و طرفین را جهت اجرای قرار دعوت نموده اند. در تاریخ 89/12/8 جلسه اجرای قرار فوق با حضور وکیل خواهان و موکله اش و در غیاب خواندگان تشکیل و از سه نفر بعنوان گواه به شرح اوراق جداگانه تحقیق کرده اند : 1- آقای م. ت. 75 ساله - روحانی - صاحب دفتر ازدواج *** تنکابن خلاصتا اظهار داشته در عقد دائمی خانم م. م. حضور داشته که آقای ا. سردفتر شماره ... ر. ، شاهد عقد بوده و دفتر و عقدنامه را امضاء کرده که آقای ع.ز. در حضور وی هم دفتر و هم عقدنامه را امضاء کرده اند ، آن روز باران بود و از ک. با موتورسیکلت رفته و لباسش خیس شده بود و خداوند را گواه گرفته که جز راستی چیزی نگفته است و وی گفته خطبه عقد دائم را خوندم خواندم -2- آقای م. خ.71 ساله کارمند بازنشسته اجمالا اظهار کرده همسایه حاج آقا ت. بوده و با زنگ ایشان به منزل او رفته و آقای ا. دفتر ازدواج داشتن و وی بعنوان شاهد دفتر آقای ا. را امضاء نموده اند و ایشان گفته خطبه عقد را هم حاج آقا ت. خواند به اسم آقای ع.ز. و خانم م. و ایشان گفته خانم مذکور به عقد آقای ع.ز. در آمدند و خدا را شاهد و گواه دانسته که به جز این چیز دیگری نبوده و ضمنا عقد را دائم اعلام کرده و گفته که وی عقدنامه را امضاء کرده اند .3- خانم ف. م. 47 ساله و خانه دار (خواهر خواهان) اجمالا اظهار داشته در سال 83 به منزل خواهرش در روستا میرود که او در منزل نبوده از خواهرزاده اش بنام ه. سئوال می کند مادرت کجاست پاسخ می دهد مادرش با عمو ض. ع.ز. رفته عقد کند و در این اطلاع دارد و توضیح می دهد خواهرش از او حامله بود و چون خواهرش مریض بود و شیمی درمانی می کرد بچه سقط شد و ایشان (گواه) گفته هنگام عقد وی حضور نداشته اند . دادگاه دستور استعلام از دفترخانه ... ر. داده و میخواهد تا تصاویر سوابق ادعای وقوع عقد را ارسال نماید . سردفتر ازدواج ... ر. بعنوان کفیل دفترخانه ... طی پاسخ 220-90/1/15 اعلام کرده دفتر ازدواج ... به سردفتری مرحوم شیخ م. ا. تحت کفالت دفتر وی میباشد و بر حسب امریه ریاست محترم ، دفتر سال 83 بتاریخ 83/3/27 دقیقا بررسی شد و بنام خانم م. ا. ; م. و زوج آقای ض. ع.ز. ثبت نشده است و اصولا چنین تاریخ در این دفتر مذکور وجود ندارد فقد (فقط) در آخر این دفتر 83 نوع عقد کلمه دائم نوشته شده است ولی تاریخ ندارد و شماره ندارد فقد (فقط) شاهدان بنام آقای م. ت. و آقای م. ز. امضاء نمودند چند تا عقد باطله است بعد از کلمه نوع عقد کلمه دائم نوشته شده است بعضی کلمات قلم خوردگی دارد و بعضی کلمات لاک گرفته شده است . ذیل مرقومه خود اینگونه نوشته اند ، بطوریکه معلوم است حق مشارالیها ثابت و ذیحق میباشد امید است به نفع نامبرده تمام شود . دادگاه بلحاظ ابهامات پاسخ دفترخانه بررسی موضوع را از اداره ثبت میخواهد ، اداره ثبت اسناد و املاک ر. طی پاسخ مورخ 90/7/14 یکبرگ کپی جوابیه دفترخانه ... به آن اداره ثبت را که در آن ثبت نشدن ازدواج طرفین دفتر مربوطه گواهی گردیده ارسال و اعلام شده برابر نامه آن دفترخانه آثاری از ثبت ازدواج بنام نامبردگان در تاریخ 83/3/27 بنظر نرسیده است . همچنین دادگاه پرونده کیفری متشکله در ویژه روحانیت را نیز مطالبه و اقدامات و مکاتباتی در اینخصوص معمول نموده اند . با وصول پرونده استنادی ویژه روحانیت گیلان در 4 مجلد با کلاسه 7/84/6015 یا 903130071 دادگاه دستور تعیین وقت رسیدگی و دعوت طرفین را صادر نموده اند . جلسه دادگاه در تاریخ 91/2/5 با حضور خواهان ( م. ) و خوانده ( خ. ) و در غیاب وکیل خواهان تشکیل میگردد ، وکیل خواهان لایحه ای فرستاده و با اعلام معذوریت حضور خود به جهت همزمانی رسیدگی با پرونده دیگری در بازپرسی ن. خلاصتا اظهار داشته دستور جلسه ملاحظه پرونده استنادی میباشد و ملاحظه میگردد سردفتر ازدواج ... ر. بدون تشریفات قانونی اقدام به اجرای صیغه ازدواج یا خطبه عقد بین موکله و مرحوم ض. ع.ز. نموده و در همین خصوص با عنایت به روحانی بودن سردفتر ، دادگاه ویژه روحانیت نسبت به موضوع رسیدگی ، ضمن ابطال سند ازدواج ، سر دفتر را به مجازات نیز محکوم نموده اند و آنچه که از مندرجات پرونده استنادی بر می آید سردفتر مرحوم م. ا. صراحتا به اجرای صیغه ازدواج اقرار نموده اما مطابق مقررات قانونی آن را به ثبت نرسانده که بنظر میرسد ترس ناشی از عدم رضایت همسر اول مرحوم ض. ع.ز. میباشد که سبب تحمل مجازات کیفری بر سر دفتر میگردد . هر چند دادگاه ویژه روحانیت پس از مدتهای طولانی بالاخره پرونده را ارسال نموده در این مدت موکله اش هم متحمل هزار و یک مشکل گردیده است . سرانجام با تکرار مستندات و مطالب قبلی گفته صرف نظر از ابطال سند ازدواج توسط دادگاه ویژه روحانیت متقاضی صدور حکم به اثبات زوجیت به استناد دلایل خویش می باشد ، سپس خواهان مطالب خود را بیان کرده و علاوه بر تکرار مطالب قبلی اضافه کرده اند دادگاه ویژه روحانیت به وی گفته که ما سند را باطل کردیم ولی عقد نکاح را باطل نکردیم . نامبرده گفته میزان مهریه مبلغ 9 میلیون تومان بوده و از نظر شرعی وی ازدواج کرده و شوهرش مرحوم ض. ع.ز. وی را عقد کرد . وی می گفت عذاب وجدان دارم باید تو را عقد کنم و قصد او (زوج) خیر بود ، سپس خوانده حاضر در جلسه (خانم پ. خ. ) ادعای خواهان را قبول نکرده و آنرا انکار نموده و می گوید مدرک وی باطل شد و در پلیس ناجا این خانم محکوم شد و آقای ا. محکوم به یک میلیون و نیم جزای نقدی محکوم و متهم ردیف دوم این خانم م. بود که عقد نامه وی ابطال شد ، در مراسم سوم و هفتم و چهل این خانم حاضر شد و نگفته است که همسر است و بعد دو ماه به اداره آموزش پرورش اعلام کرده وی همسر مرحوم ض. ع.ز. میباشد ، خوانده فوق می گوید کپی عقدنامه را از اداره آموزش و پرورش گرفته است و م. ا. را هم گشته و پیدا کرده است ، خوانده موصوف توضیح داده و اظهار کرده ایشان (آقای ا.) اقرار کرده که دو خانم آمدند و مبلغ سیصد و هشتاد هزار تومان به او پول دادند و گفتند ض. ع.ز. همسر ندارد و او (مرحوم ض. ) نبوده و می گوید آقای ا. اسناد دولتی جعل میکرد که این موارد در پرونده دادسرای ویژه روحانیت وجود ندارد ( خواهان در این لحظه گفته اظهارات خوانده را که گفته زمان عقد آقای ض. ع.ز. نبوده را قبول ندارد چون شوهرش حضور داشت ) ، خوانده فوق به اظهارات خود ادامه داده و می گوید عکس همسرش را در دادسرای ویژه به آقای م. ا. نشان می دهد و گفته که این آقا را ندیدم و نمی شناسم و مشخصات همسرم را بنحو دیگری می گفتند ، خوانده می گوید همسرش در خصوص این خانم م. چیزی به وی نگفته اند . ملاحظه میشود در دو برگ مطالبی از پرونده دادسرای ویژه روحانیت بعنوان خلاصه پرونده را در حالیکه با تاریخ 91/2 (ناقص) با قلم و خط دیگری که بدون امضاء بوده و چگونگی تهیه آن روشن نبوده در پرونده وجود دارد در این اوراق فاقد امضاء مرقوم شده در جلد اول پرونده استنادی کلاسه 20/86/102 شکایت متعددی از سوی اشخاص علیه آقای م. ا. سردفتر ازدواج شماره ... ر. به ثبت رسیده از جمله خانم س.پ. خ. فرزند س.الف. همسر مرحوم ض. ع.ز. بتاریخ 1383/12/20 دائر به درست کردن سند نکاحیه جعلی (جعل سند) مربوط به همسرش آقای ض. ع.ز. و خانم ا. م. تقدیم دادگستری رودسر نموده که پرونده به دادستان شهرستان ر. ارجاع و از سوی دادسرا قرار عدم صلاحیت طی شماره 234-84/2/28 به دادسرای ویژه روحانیت رشت صادر گردیده و دادسرای ویژه روحانیت برای تاریخ 85/2/27 طرفین را به دادرسی دعوت و صورتجلسه مذکور در پرونده مضبوط است و متهم آقای م. ا. به گواهی گواه استناد نموده سپس در تاریخ 85/10/5 نماینده ثبت احوال بعنوان مطلع با همراه داشتن سوابق ثبتی خانم م. و ع.ز. و متهم آقای م.ا. احضار گردیدند و اظهارات نماینده ثبت احوال آقای ش. ر. اخذ و پیوست پرونده می باشد و پس از اخذ اظهارات متهم بتاریخ 85/10/5 قرار تأمین بمبلغ پانزده میلیون تومان صادر و متهم روانه زندان گردید . سپس شاکیه خانم سیده پ. خ. طی شرحی به شماره 254-85/9/1 ادعا نموده که اسناد ارائه شده از سوی اداره ثبت احوال ک. با شناسنامه المثنی مرحوم ض. ع.ز. مطابقت نداشته و حسب دستور چندین نمونه امضائات مسلم الصدور مرحوم ع.ز. به همراه سند ازدواج و غیره جهت تطبیق به اداره تشخیص هویت گیلان ارسال ، و پاسخ واصله طی شماره (2075/ح/85) - 1732 حاکیست که اسناد ارائه شده با امضائات مرحوم ض. ع.ز. دارای اختلافات زیادی بوده و مطابقت ندارد (منفی) در جلد سوم پرونده استنادی نهایتا منجر به صدور رأی شماره 20/70-86/6/30 گردید و بر اساس بند سوم رأی مذکور سند نکاحیه شماره ... مربوط به خانم ا.(م.) م. و آقای ض. ع.ز. که مجعول میباشد ابطال گردد ، نهایتا سند مذکور ابطال و اصل سند ابطال شده نیز پیوست پرونده استنادی می باشد . طی دستور بدون تاریخی دادگاه دستور داده از برخی اوراق لازم چون سند ازدواج تهیه شود و با توجه به مراتب آن پرونده ویژه روحانیت وکیل نامبرده (خواهان) را در معیت مشارالیها دعوت شوند ، ضمنا در خصوص پرونده در تاریخ 91/4/6 از اداره حقوقی قوه قضائیه استعلامی مینماید ، در سؤالات مطروحه عنوان داشته : 1- در دادگاه بخش که شعبه اختصاصی و قاضی خاصی برای دعاوی خانوادگی منظور نشده آیا رسیدگی به دعوی اصل نکاح را میتواند انجام دهد یا خیر 2- وضعیت ازدواج مجددی که بدون مجوز دادگاه و اخذ رضایت زوجه اول بوده به چه نحوی است -3- اگر سند تنظیمی ازدواج بلحاظ تخلف سردفتر ازدواج توسط مرجع قضائی ابطال شود (بلحاظ جعلیت) آیا رسیدگی به ادعای اصل نکاح قابل بررسی است -4- آیا بدون اخذ مجوز قضائی مبنی بر ازدواج مجدد یا اخذ رضایت زوجه میتواند به اصل نکاح رسیدگی کرده یا خیر . اداره کل حقوقی قوه قضائیه طی پاسخ شماره 7/1415 مورخ 91/7/9 در خصوص سؤال اول اجمالا پاسخ داده در حوزه های قضائی بخش که دادگاه خانواده تشکیل نشده هر چند بموجب تبصره 2 ماده واحده قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای ... دادگاه عمومی بخش ، قائم مقام دادگاه خانواده خواهد بود و ... ولیکن قضاتی که به امور احصاء شده در ماده واحده مزبور رسیدگی می کنند قانونا باید واجد شرایط مندرج در تبصره یک ماده واحده مرقوم باشند والا حق رسیدگی به دعاوی مذکور ندارند - در مورد سؤال دوم - ازدواج دوم زوج اگر چه بدون اذن دادگاه و اخذ رضایت زوجه اول صورت گرفته باشد چنانچه طبق موازین شرعی واقع شده باشد صحیح و دارای اعتبار قانونی است . در مورد سئوال سوم - اگر سند تنظیمی ازدواج بلحاظ تخلف سردفتر ازدواج توسط مرجع قضائی بلحاظ جعلیت ابطال شود این موضوع ارتباطی به اصل نکاح ندارد و رسیدگی به اصل نکاح منصرف از موضوع مذکور است ، نظر به اینکه سند یکی از ادله اثبات دعوی می باشد ، زوجین میتوانند با تمسک به سایر ادله اثبات دعوی جهت اثبات زوجیت اقدام نمایند - در مورد سئوال چهارم - در فرض یاد شده چنانچه بین زوجین اختلافی در اصل نکاح باشد رسیدگی به آن در دادگاه منع قانونی ندارد . [ به تبصره 2 ماده واحده قانون اختصاص تعدادی از دادگاههای موجود به دادگاههای موضوع اصل 21 قانون اساسی (دادگاه خانواده) اشاره کرده اند .] پس از وصول پاسخ اداره حقوقی قوه قضائیه ریاست دادگاه طی تصمیم مورخ 91/8/23 خود بواسطه شهادت شهود در جلسه دادرسی و مجعول دانستن و ابطال سند در دادگاه ویژه روحانیت و ضرورت تحقیقات بیشتر و بررسی حقوق مالی خواهان ضمن آنکه دستور میدهد تا پرونده ویژه روحانیت عودت گردد و از دفترخانه کفیل دفتر ... تصویری از عقدنامه اخذ گردد طرفین را نیز با تعیین وقت دادرسی دعوت مینماید . سردفتر ... ر. بعنوان کفیل دفتر ازدواج شماره ... طی جوابیه شماره 36-91/11/8 اعلام داشته با مراجعه به دفتر ازدواج شماره ... به سر دفتری م. ا. در مورخ 83/3/27 خورشیدی بنامان آقای ض. ع.ز. و م. (ا.) م. هر چند در دفتر ازدواج به شماره مذکور (...) در دفتر ثبت نشده است ولی دفترچه نکاحیه بنام خانم م. (ا.) م. از طرف سردفتر مذکور صادر گردیده و در دست خانم م. (ا.) م. میباشد ، مسلما خطبه شرعی خوانده شده است ، از نظر شرع حق زوجه محرز است و صحیح است . جلسه رسیدگی مورخ 91/11/25 با حضور خواهان و وکیل ایشان و خانم خوانده ( س.پ. خ. ) تشکیل میگردد ، خوانده فوق الذکر لایحه داده و طی آن اجمالا بیان داشته : اولا- با توجه به شکایت وی در ویژه روحانیت علیه سردفتر ضمن ثبوت عدم اطلاعات عقدنامه و مجعول بودن آن ، موجب محکومیت سردفتر گردیده است - ثانیا- هر گونه گواهی مرکز بهداشت و یا وجود عمل ، اثبات دائم بودن عقد نکاح را نمی نماید - ثالثا- عقدنامه عادی 82/2/4 که مورد استناد قرار گرفته حاکی از وقوع عقد منقطع بوده و دلالتی بر دائم بودن عقد نکاح ندارد - رابعا- چنانچه عقد بصورت صحیح بوده می بایست واقعه آن به ثبت می رسید و نیاز به سند جعلی نداشت - خامسا- در همان زمان سردفتر ازدواج در ک. وجود داشت ، مشکلی نداشت که شهود محترم با شهادت و ثبت قانونی صورت می گرفت . [ خوانده فوق الذکر کپی چندین ورقه را پیوست لایحه خود کرده اند بعبارت : 1- کپی از نامه 87/1/17 دفتر دادگاه ویژه رشت متضمن اعلام وضعیت پرونده به شاکیه (خوانده) که طی آن گواهی کرده اند بموجب دادنامه 20/70-86/6/30 آقای م. ا. محکوم به پرداخت 15 میلیون ریال جزای نقدی و منع اشتغال سردفتر ازدواج و طلاق بمدت دو سال و ابطال سند نکاحیه که مجعول بوده گردیده و نامبرده از اتهام خیانت در امانت تبرئه گردیده و حکم صادره پس از رسیدگی در دادگاه تجدیدنظر ویژه روحانیت قطعی گردیده در آن اعلام شده است -2- کپی یک برگ گواهی بدون شماره و تاریخ از مرکز بهداشت تنکابن که در آن مرقوم گردیده ازدواجی به شماره ... بنام زوجین در آن آزمایشگاه غیرقانونی (کلمه ای مخدوش است) و در دفاتر آزمایشگاه جایی به این اسم و شماره ثبت نشده است -3- کپی از نامه مورخ 86/2/29 پلیس آگاهی ناجا -19 ، که در آن عدم مطابقت امضاء مرحوم ض. ع.ز. در محل امضاء زوج در یک جلد سند ازدواج با نمونه امضائات وی اعلام گردیده است -4- کپی نامه مورخ 83/11/17 شبکه بهداشت که در آن موجود نبودن سابقه ای از اقدامات آزمایشگاهی قبل ازدواج در آن مرکز اعلام گردیده است ]- سپس دادگاه اظهارات طرفین استماع می نماید ، مطلب قابل توجه و جدیدی عنوان نکرده اند فقط وکیل خواهان اجمالا گفته برابر متن سند مورد نظر مهریه موکله اش 9 میلیون تومان بوده که تاکنون دریافت نکرده و خواهان مهریه خود می باشد و توضیح داده اصل سند ازدواج فوق جهت امحاء تحویل دادسرای ویژه روحانیت ساری گردیده است . دادگاه ختم دادرسی اعلام و رأی خود را طی شماره 953 مورخ 91/11/26 انشاء مینماید . بموجب دادنامه فوق الذکر دادگاه پس از ذکر مشخصات طرفین و اقدامات رأی و تشریح خلاصه ای از اظهارات خواهان بدین صورت رأی داده اند : با توجه به دادخواست تقدیمی خواهان و نسخه ای از عقدنامه عادی انقطاعی و برگ انحصار وراثت و گواهی مرکز بهداشت شهرستان ت. ابرازی از سوی ایشان و اظهارات وکیل خواهان و نحوه دفاعیات خوانده ردیف اول در جلسات دادرسی و مفاد لوایح ارسالی آنان و سایر محتویات پرونده و اگر چه چند نفر از گواهان تعرفه شده خواهان با حضور در جلسه دادرسی مورخ 89/12/8 به صحت ادعایش شهادت داده اند لیکن پاسخ واصله از دفتر ثبت ازدواج شماره ... بعنوان کفیل سردفتر شماره ... حاکی از عدم تأیید آن دارد و از طرفی مخلص پرونده استنادی مربوط به دادگاه ویژه روحانیت گیلان (رشت) به شماره 20/86/102 که منتهی به محکومیت آقای م. ا. یعنی سردفتر ... ر. بابت جعل سند نکاحیه مورد دعوی از جمله ابطال سند یاد شده گردیده و با صدور چنین حکمی در واقع گواهی گواهان از وجاهت قانونی برخوردار نخواهد بود ، بنابراین خواسته خواهان را مقرون به صحت و منطبق با موازین قانونی تشخیص نداده و با استناد به ماده 197 قانون آئین دادرسی مدنی حکم به بطلان دعوی خواهان را صادر و اعلام نموده است . آقای ح. ق.م. ء بوکالت از خانم م. م. از رأی فوق الذکر تجدیدنظر خواهی مینماید . در لایحه ای که پیوست دادخواست خود نموده اجمالا گفته موکله اش 34 ساله و در تاریخ 82/2/4 بدوا بمدت 6 ماه یعنی تا 82/8/4 به عقد موقت مرحوم ض. ع.ز. 41 ساله در می آید سپس با فراهم شدن ازدواج دائم و مراجعه به شبکه بهداشت و اخذ آزمایشات لازم و ضروری و در راستای ماده 23 قانون حمایت خانواده در تاریخ 83/3/27 در دفتر ازدواج رسمی ... ر. و در حضور گواهان به عقد دائم و رسمی در می آید حتی در دوران عقد دائم از نامبرده باردار و بموجب گواهی پزشکی مضبوط در پرونده در مورخ 83/8/25 با تثبیت بارداری وی بعلت بیماری سرطان سینه ، جنین سقط گردید ، نظر به اینکه موکله و ع.ز. ساکن دو روستای همجوار بوده و موکله همسر دوم وی بوده ، به جهت حفظ حرمت و جلوگیری از عواقب ناگوار احتمالی موضوع ازدواج دائم بصورت مخفی بوده و علنی نمیگردد ، پس از فوت ض. ع.ز. (83/9/20) وقتی همسر اول متوجه ازدواج دوم وی با موکله می گردد دعوی جعل و ابطال سند ازدواج را به جهت روحانی بودن سردفتر پیگیری می نماید ، به جهت تخلفات متعدد از جمله عدم ثبت ازدواج مذکور توسط آن سردفتر در دفتر مخصوص که بنظر میرسد برای فرار از مجازات قانونی بدلیل اینکه ازدواج مجدد بدون اجازه همسر اول بوده محکومیت وی صادر و متأسفانه و از بدشانسی موکله ، دارفانی را وداع می نماید و سند ازدواج بدلیل عدم مطابقت امضاء ض. ع.ز. با نمونه امضاء مسلم الصدور وی باطل میگردد سپس توضیحات مفصلی پیرامون دادخواست تسلیمی داده اند . ضمنا نامبرده پاسخ اداره حقوقی قوه قضائیه را نیز مؤید ادعای خویش دانسته و به توضیح آن پرداخته است . احد از تجدیدنظر خواندگان (خانم س.پ. خ. ) طی لایحه ای پاسخ تجدیدنظر خواهی داده است ، مشارالیها بطور خلاصه مطالب قبلی را تکرار کرده اند . بموجب دادنامه شماره 385-92/5/5 صادره شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران ، هیئت قضات آن شعبه تجدیدنظر خواهی بعمل آمده را مردود اعلام و رأی تجدیدنظر خواسته را مستندا به ماده 358 قانون آئین دادرسی مدنی عینا تأیید نموده اند. این رأی در تاریخ 92/6/31 به وکیل تجدیدنظر خواه ابلاغ گردیده است . آقای ح. ق.م. به وکالت از خانم م. م. از این رأی فرجام خواهی نموده است . دفتر دادگاه تجدیدنظر پس از دریافت دادخواست فرجامی اقدامات قانونی معمول و به جهت عدم وصول پاسخی از سوی فرجام خواندگان پرونده را تکمیلا به دفتر کل دیوان عالی کشور ارسال مینماید . با ارجاع پرونده به شعبه 22 دیوان و ثبت آن به کلاسه 930210/22 گزارش پرونده بنحو فوق توسط عضوممیز تهیه گردیده است . مفاد دادخواست فرجامی و لایحه تقدیمی وکیل فرجام خواه همزمان با مشورت مورد مطالعه هیئت شعبه دیوان قرار خواهد گرفت . هیئت شعبه در تاریخ بالا تشکیل گردید پس از قرائت گزارش آقای حضرتی عضوممیز و اوراق پرونده مشاوره نموده چنین رأی میدهد:

رأی شعبه دیوان عالی کشور

در خصوص فرجام خواهی آقای ح. ق. بوکالت از خانم م. بطرفیت فرجام خواندگان از دادنامه شماره 385-92/5/5 صادره شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران که در مقام تأیید رأی شماره 953-91/11/26 شعبه اول دادگاه عمومی حقوقی بخش ک. ( مشعر بر حکم به بطلان دعوی اثبات واقعه نکاح دائم با مرحوم مورث فرجام خواندگان و ثبت آن ) صادر گردیده ، با امعان نظر در اوراق پرونده و بنا به موارد و جهات اعلامی و اینکه به دلایل و مدافعات توجه کافی نگردیده و واجد نقصان در تحقیقات میباشد ، رأی فرجام خواسته را شایسته ابرام نمی داند ، زیرا ، اولا- صدور حکم به ابطال سند رسمی ازدواج موضوع پرونده ای که جهت رسیدگی به ارتکاب بزه جعل از ناحیه سردفتر ازدواج شماره ... با وصف روحانی بودن متهم توسط حاکم شرع شعبه چهارم دادگاه ویژه روحانیت گیلان به تنهائی کافی برای احراز واقع نشدن واقعه نکاح دائم فیمابین زوجین این پرونده نیست ، مؤدی گواهی گواهان و بینه اقامه شده خوانده به کیفیتی که در پرونده انعکاس یافته ، خواهان را ممنوع از برخورداری اش از حق مورد ادعا نمی کند - ثانیا- رسیدگی به خواسته مطروحه منصرف از مورد حکم موردنظر دادگاه ویژه روحانیت است و از طرفی اخذ نمودن یا عدم اخذ مجوز دادگاه توسط زوج برای اختیار همسر دیگر و داشتن یا نداشتن سند رسمی نکاحیه دائم هر چند واجد آثار کیفری باشد لیکن متزلزل کننده اصل نکاح نخواهد شد ، صحت وقوع نکاح به ایجاب و قبول و به الفاظی که صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید محقق خواهد شد ، در صورت بروز اختلاف ، رسیدگی به آن در دادگاه منع قانونی ندارد - ثالثا- زوج و عاقد هر دو فوت نموده اند ، زوجه مدعی داشتن مدارک مثبته و همچنین گواهان در اثبات نکاح دائمی که در تداوم نکاح منقطعه صورت پذیرفته می باشد ، برای اثبات موضوع بر اساس مدارک به یکبرگ گواهی خدمات بهداشتی که صرفا برای داوطلبین نکاح دائم داده میشود و همچنین به مدارک پزشکی مؤید تثبیت بارداری خود بعد از نکاح دائم مورخ 83/3/27 که بواسطه خونریزی شدید و بیماری خاص (سرطان سینه) وادار به سقط جنین در تاریخ 83/8/25 گردیده متمسک شده ، اقتضا داشت این موارد نیز بررسی میگردید - رابعا- دو تن از خواندگان ( ف. هم اکنون 26 ساله و ف. هم اکنون 20 ساله ) در طول دادرسی حضور نیافته و در قبال دعوی مطروحه خواهان مدافعه و ایرادی بعمل نیاورده اند و خوانده دیگر ( س.پ. خ. ) دفاعا به مندرجات پرونده متشکله در دادگاه ویژه روحانیت و پرونده متشکله در شعبه دوم دادگاه عمومی حقوقی ک. و ادعای عدم صحت صدور گواهی خدمات بهداشتی ابرازی خواهان استناد کرده است در حالیکه موارد فوق دقیقا مورد رسیدگی قرار نگردیده است - خامسا- خواهان مدعی ثبوت نکاح دائم مورد ادعا در تداوم ازدواج موقت بوده و خوانده پرونده انکار و تردیدی در صیغه نامه موقت شوهر مرحوم وی با خواهان نداشته ، از طرفی گواهان پرونده در شهادتی که داده اند انعقاد واقعه نکاح موردنظر خواهان را تأیید کرده اند و ماحصل و خروجی اظهارات گواهان و سردفتر کفیل مؤید وقوع عقد نکاح دائم بوده ، هر چند که بررسی مطلب مقتضی تحقیق بیشتری می باشد ، فتاوای عدیده ای وجود دارد که ضرورت جاری نمودن قاعده کلی لزوم جاری دانستن دوام در زوجیت را ایجاب مینماید ، با این اوصاف انجام تحقیقات بیشتر در موارد فوق ضرورت دارد تا چنانچه دادگاه محترم رسیدگی کننده انعقاد نکاح دائم مورخ 83/3/27 را به کیفیتی که خواهان ادعا نموده احراز نماید و با وصف فوت زوج و در نظر گرفتن مقررات انقلاب دعوی و در صورت عدم ارائه دلایل معارض از سوی خواندگان و اینکه دعوی مطروحه بر میت اقامه گردیده و مقررات اتیان سوگند را ملازمه دارد صدور حکم قضیه میسور خواهد شد اقتضا داشته تا : با تعیین وقت دادرسی و دعوت طرفین اظهارات آنها استماع ( ف. و ف. تحت قیمومت نیستند ) و در خصوص موارد مارالذکر مطالب آنان اخذ گردد - زوجین از دو روستای همجوار بوده اند ایجاب دارد پیرامون نحوه مراودات و زندگی مشترک آنها و اینکه در ایام نکاح دائم و متعاقب نکاح دائم مورد ادعای خواهان چگونه و در کجا زندگی میکرده اند لدی الاقتضاء از طریق واحد مددکاری یا مرجع انتظامی یا به هر طریقی که دادگاه مصلحت بداند از اهالی و مطلعین قضیه تحقیق گردد - مادامیکه رأی انحصار وراثت ابرازی حکومت دارد نمیتوان خواهان را عیال متوفی ندانست ایجاب مینماید با مطالبه پرونده خلاصه مفید و قابل بهره برداری از آن تهیه گردد - خلاصه ای که ظاهرا مربوط به پرونده متشکله در دادگاه ویژه روحانیت بوده مبهم بوده و مشخصات و سمت تهیه کننده نامعلوم و فاقد امضاء قابل استناد می باشد و از طرفی از انسجام لازم و قابلیت بهره برداری قضائی برخوردار نمی باشد تهیه خلاصه قابل اتکاء و استناد و بهره برداری قضائی ضرورت دارد - بررسی صحت و سقم ادعای خواهان در تثبیت بارداری منجر به سقط جنین بنحو ادعا شده با استعلامات یا استماع شهادت مطلعین قضیه انجام گردد - اصولا گواهی ارائه خدمات بهداشتی در موارد داوطلبین ازدواج دائم در اختیار افراد متقاضی قرار می گیرد ایجاب مینماید تحقیقات مبسوطی از خواهان در مورد نحوه تهیه آن و اقداماتیکه متعاقب دریافت انجام داده بررسی گردد - مطابق ماده *** قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی دادگاه رسیدگی کننده علاوه بر رسیدگی به دلایل مورد استناد طرفین دعوا ، هر گونه تحقیق یا اقدامی که برای کشف حقیقت لازم باشد انجام و بواسطه اقدامات و تحقیقات بعمل آمده و ملحوظ داشتن نتایج حاصله از آن و تحقیقات در مواردیکه اعلام شد حکم قضیه صادر خواهند فرمود ، با وصف مراتب و از آنجائیکه دادگاه تجدیدنظر که به تبع رسیدگی و رأی دادگاه بدوی عهده دار رسیدگی و انشاء دادنامه شده و موارد و نکات فوق را ملحوظ نظر قرار نداده و رأی صادر نموده ، با استناد به بند 5 ماده 371 و بند الف ماده 401 قانون آئین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی ضمن نقض رأی فرجام خواسته پرونده را برای رسیدگی مجدد به همان دادگاه (شعبه یازدهم دادگاه تجدیدنظر استان مازندران) ارجاع مینماید.

شعبه 22 دیوان عالی کشور- رئیس و عضومعاون

سعید جنتی - احمد حضرتی

طرح سؤال رایگان

سؤال ملکی خود را مطرح کنید و پاسخ متخصصان را دریافت کنید.

دعوت به گفتمان

اگر تجربه‌ای در تفسیر یا اجرای این قانون دارید، دیدگاه حرفه‌ای خود را در گفتمان منتشر کنید.

برچسب‌ها