فوت موجر یا مستأجر و سرنوشت قرارداد اجاره

فوت موجر یا مستأجر چه سرنوشتی برای قرارداد اجاره ایجاد می‌کند؟ حقوق وراث، تکلیف اجاره‌بها و ودیعه را بر اساس قانون مدنی و ماده ۴۹۷ بخوانید.

زمان انتشار:
آخرین به‌روزرسانی:
فوت موجر یا مستأجر و سرنوشت قرارداد اجاره

مقدمه

فوت موجر یا مستأجر در میانه مدت قرارداد اجاره، یکی از مهم‌ترین پرسش‌های حقوقی در روابط استیجاری است. در چنین شرایطی، این ابهام برای طرفین و ورثه ایجاد می‌شود که آیا قرارداد اجاره همچنان معتبر است، اجاره‌بها باید به چه کسی پرداخت شود و حقوق موجر و مستأجر پس از فوت هر یک از طرفین چگونه تعیین می‌شود. پاسخ این پرسش‌ها به مفاد قرارداد و قوانین حاکم بر روابط استیجاری بستگی دارد.

این مقاله، با استناد به قانون مدنی و قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ و ۱۳۷۶، آثار فوت موجر یا مستأجر بر قرارداد اجاره، حقوق و تکالیف ورثه و مهم‌ترین نکات قانونی مرتبط را به‌صورت کاربردی بررماده ۴۹۷ قانون مدنی درباره فوت در قرارداد اجارهسی می‌کنیم.

آیا قرارداد اجاره با فوت موجر یا مستأجر باطل می‌شود؟

یکی از پرسش‌های رایج در قراردادهای اجاره این است که آیا با فوت موجر یا مستأجر، اجاره‌نامه اعتبار خود را از دست می‌دهد یا خیر. پاسخ کلی این است که فوت یکی از طرفین، به‌تنهایی باعث باطل شدن قرارداد اجاره نمی‌شود؛ زیرا اجاره در حقوق ایران یک عقد لازم محسوب می‌شود و حقوق و تعهدات ناشی از آن معمولاً به وراث منتقل خواهد شد.

بنابراین، اگر موجر فوت کند، مالکیت عین مستأجره به وراث او منتقل می‌شود و وراث نمی‌توانند صرفاً به دلیل فوت، قرارداد را نادیده بگیرند. همچنین اگر مستأجر فوت کند، حق استفاده از منافع ملک تا پایان مدت قرارداد، در شرایط معمول، از بین نمی‌رود و وراث او قائم‌مقام وی خواهند بود.

عقد لازم و تفاوت آن با عقد جایز

در حقوق ایران، قرارداد اجاره از جمله عقود لازم است؛ یعنی پس از انعقاد، هیچ‌یک از طرفین نمی‌تواند بدون وجود دلیل قانونی یا قراردادی، آن را یک‌طرفه برهم بزند.

لازم بودن عقد اجاره باعث می‌شود که فوت موجر یا مستأجر، برخلاف برخی قراردادهای جایز، تأثیری بر اصل اعتبار قرارداد نداشته باشد. به بیان ساده، قرارداد اجاره فقط به دلیل تغییر اشخاص طرف قرارداد پایان پیدا نمی‌کند؛ بلکه تا پایان مدت تعیین‌شده یا تحقق یکی از اسباب قانونی پایان قرارداد، معتبر باقی می‌ماند.

برای مثال:

  • اگر موجر در طول مدت اجاره فوت کند، وراث او جایگزین وی در حقوق و تعهدات مالکانه می‌شوند.

  • اگر مستأجر فوت کند، وراث او در حدود قوانین مربوط، از حقوق ناشی از قرارداد اجاره برخوردار خواهند بود.

ماده ۴۹۷ قانون مدنی؛ اصل تداوم اعتبار قرارداد

ماده ۴۹۷ قانون مدنی نیز بر همین اصل تأکید دارد و بیان می‌کند که اجاره با فوت موجر یا مستأجر باطل نمی‌شود؛ مگر اینکه فوت یکی از طرفین در شرایط خاصی که قانون یا قرارداد پیش‌بینی کرده باشد، بر ادامه رابطه اجاره اثر بگذارد.

بنابراین، اصل قانونی این است که شخصیت موجر یا مستأجر، مانع ادامه قرارداد پس از فوت نیست و وراث می‌توانند جایگاه قانونی متوفی را در قرارداد ادامه دهند.

البته باید توجه داشت که این اصل، استثنائاتی هم دارد؛ برای مثال در مواردی که اجاره وابسته به شخصیت خاص مستأجر باشد یا قرارداد برای مدت عمر یکی از طرفین تنظیم شده باشد، ممکن است فوت، آثار متفاوتی ایجاد کند.

انتقال حقوق و تعهدات به وراث

با فوت هر یک از طرفین قرارداد اجاره، اصل بر این است که حقوق و تعهدات مالی ناشی از قرارداد به وراث منتقل می‌شود. وراث، قائم‌مقام قانونی متوفی محسوب می‌شوند و نمی‌توانند بدون دلیل قانونی، تعهدات ایجادشده در قرارداد را نادیده بگیرند.

البته میزان مسئولیت وراث و حدود حقوق آن‌ها به نوع تعهد، مفاد قرارداد و قوانین مربوط به ارث بستگی دارد.

حقوق مستأجر فوت‌شده چگونه به ورثه منتقل می‌شود؟

اگر مستأجر در مدت اعتبار قرارداد فوت کند، حق استفاده از ملک که ناشی از قرارداد اجاره است، در حالت معمول از بین نمی‌رود و وراث او می‌توانند تا پایان مدت قرارداد از منافع مورد اجاره استفاده کنند.

برای مثال، اگر شخصی یک واحد مسکونی را برای مدت دو سال اجاره کرده باشد و پس از گذشت یک سال فوت کند، صرف فوت او باعث پایان اجاره نخواهد شد و وراث می‌توانند در چارچوب قرارداد، حقوق مستأجر را پیگیری کنند.

البته در برخی قراردادها، اگر استفاده از ملک به شخص مستأجر وابسته شده باشد یا شرط خاصی در قرارداد وجود داشته باشد، وضعیت می‌تواند متفاوت باشد.

تعهدات موجر فوت‌شده بر عهده چه کسی است؟

با فوت موجر، مالکیت ملک و حقوق ناشی از آن به وراث منتقل می‌شود. بنابراین، وراث موجر باید تعهداتی را که از قرارداد اجاره باقی مانده است، در حدود مقررات قانونی انجام دهند.

از جمله این تعهدات می‌توان به مواردی مانند:

  • رعایت مدت باقی‌مانده قرارداد اجاره

  • خودداری از ایجاد مزاحمت برای تصرف قانونی مستأجر

  • انجام تعهدات قراردادی مربوط به ملک

اشاره کرد.

در نتیجه، فوت موجر یا مستأجر پایان قرارداد اجاره نیست؛ بلکه باعث تغییر اشخاصی می‌شود که از آن قرارداد حقوق یا تعهداتی دارند.

تفاوت انفساخ و ابطال قرارداد

ابطال قرارداد به معنای آن است که عقد از ابتدا به دلیل فقدان یکی از شرایط اساسی صحت معامله، مانند قصد، رضا، اهلیت، موضوع معین یا مشروعیت جهت، به‌طور صحیح شکل نگرفته و فاقد اعتبار قانونی بوده است.

در مقابل، انفساخ زمانی رخ می‌دهد که قرارداد از ابتدا به‌صورت صحیح منعقد شده، اما پس از انعقاد، در اثر وقوع یک سبب قانونی یا قراردادی، بدون نیاز به اراده طرفین منحل می‌شود و آثار آن از بین می‌رود.

فوت موجر یا مستأجر در حالت کلی، موجب ابطال یا انفساخ قرارداد اجاره نیست و قرارداد اجاره با فوت هر یک از طرفین، همچنان به قوت خود باقی می‌ماند. با این حال، در برخی موارد استثنایی، مانند فوت موجری که مالکیت او نسبت به منافع ملک، عمری بوده و اجاره بر مبنای همان حق منعقد شده باشد، فوت می‌تواند موجب انفساخ اجاره شود.

فوت موجر؛ تکلیف مستأجر و وراث چیست؟

با فوت مالک، قرارداد اجاره به قوت خود باقی می‌ماند و مستأجر دیگر با یک شخص واحد طرف نیست، بلکه با مجموعه وراث او روبروست.

احراز هویت وراث از طریق گواهی انحصار وراثت

برای آنکه مستأجر بداند دقیقاً با چه کسانی طرف حساب است، باید گواهی انحصار وراثت صادر شده باشد؛ این گواهی مرجع رسمی شناسایی وراث و سهم هر یک است. هرگونه توافق یا تمدید قراردادی که تنها با امضای برخی وراث و بدون رضایت سایرین انجام شود، فاقد اعتبار کامل است. مستأجر باید پیش از هر توافق جدید، از رضایت همه وراث یا وکیل قانونی آن‌ها مطمئن شود.

پرداخت اجاره‌بها بعد از فوت موجر

مستأجر همچنان موظف به پرداخت اجاره‌بها است، با این تفاوت که دریافت‌کننده دیگر موجر متوفی نیست بلکه وراث او هستند.

آیا وراث می‌توانند مستأجر را زودتر بیرون کنند؟

خیر. تا زمانی که قرارداد معتبر است و مستأجر به تعهدات خود عمل می‌کند، هیچ‌یک از وراث حق ندارند او را وادار به تخلیه پیش از موعد کنند؛ حتی اگر قصد فروش یا استفاده شخصی از ملک داشته باشند. تنها راه قانونی، مراجعه به دادگاه و اخذ حکم تخلیه با دلیل موجه است.

آیا وراث می‌توانند اجاره‌بها را افزایش دهند؟

خیر. وراث موجر، به‌عنوان قائم‌مقام قانونی، ملزم به رعایت دقیق همان قراردادی هستند که موجر پیشین امضا کرده است؛ آن‌ها بدون رضایت مستأجر نمی‌توانند اجاره‌بها را افزایش دهند یا قرارداد را پیش از موعد فسخ کنند، مگر در مواردی که قانون یا خود قرارداد چنین اختیاری داده باشد.

فوت مستأجر؛ تکلیف خانواده و وراث او چیست؟

برخلاف باور عمومی، با مرگ مستأجر، خانواده او مجبور به تخلیه فوری نیست؛ حق استفاده از منافع ملک بخشی از ماترک مستأجر متوفی است و به وراث او منتقل می‌شود.

انتقال حق استفاده از ملک به وراث مستأجر

حق انتفاع از ملک اجاره‌ای جزو ماترک مستأجر متوفی محسوب می‌شود و به وراث منتقل می‌گردد. همسر و فرزندان مستأجر متوفی می‌توانند تا پایان مدت قرارداد در ملک سکونت داشته باشند و موجر، حتی با اصرار، نمی‌تواند پیش از پایان مدت آن‌ها را مجبور به تخلیه کند.

حق فسخ وراث مستأجر در قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶

قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ (که عمدتاً ناظر بر اماکن تجاری و محل‌های کسب و پیشه است) استثنایی به نفع وراث مستأجر در نظر گرفته است. بند ۴ ماده ۱۲ این قانون به وراث مستأجری که در حین مدت اجاره فوت کرده، حق داده است که به‌طور اجتماع درخواست فسخ قرارداد از دادگاه را داشته باشند. این حق، اگرچه با اصل لزوم عقد در قانون مدنی همخوانی کامل ندارد و در ادبیات حقوقی مورد انتقاد قرار گرفته، اما به‌عنوان قانون خاص لازم‌الاجراست.

نکته مهم، شرط «اجتماع» وراث است: همه وراث باید با هم بر فسخ توافق کنند. اگر حتی یک وارث راضی به فسخ نباشد، قرارداد تا پایان مدت تعیین‌شده معتبر می‌ماند.

مسئولیت وراث برای پرداخت اجاره‌بها

اگر وراث تصمیم به ادامه سکونت بگیرند، موظف به پرداخت منظم اجاره‌بها هستند. در صورت خودداری، موجر می‌تواند با ارسال اظهارنامه و طرح شکایت، وراث را برای دادرسی فرابخواند و در صورت عدم پرداخت، اجاره‌بهای معوقه را از مبلغ ودیعه کسر کند.

استثنائات قانونی؛ چه زمانی اجاره با فوت پایان می‌یابد؟

اصل کلی عدم بطلان اجاره با فوت، طبق ماده ۴۹۷ قانون مدنی، دو استثنای مشخص دارد.

الف) مالکیت محدود به زمان حیات موجر

اگر موجر فقط برای مدت عمر خود مالک منافع ملک بوده باشد (مانند صلح عمری)، با فوت او قرارداد اجاره منفسخ می‌شود. در این حالت، حق بهره‌برداری از ملک به متصالح منتقل می‌شود؛ به همین دلیل توصیه می‌شود مستأجران پیش از امضای قرارداد، از وضعیت مالکیت موجر مطلع شوند.

ب) شرط مباشرت مستأجر در قرارداد اجاره

استثنای دوم زمانی است که در متن قرارداد تصریح شده باشد فقط خود مستأجر حق استفاده از ملک را دارد و این حق به وراث قابل واگذاری نیست. در این صورت، با فوت مستأجر، قرارداد به‌طور خودکار منفسخ می‌شود.

نحوه درج این شرط در نتیجه مؤثر است: اگر مباشرت به‌صورت قید (جزء اصلی موضوع تملیک منفعت) باشد، با فوت مستأجر قرارداد خودبه‌خود منفسخ می‌گردد. اما اگر به‌صورت شرط (تعهد جداگانه ضمن عقد) باشد، فوت مستأجر فقط موجب تعذر اجرای شرط می‌شود و موجر صرفاً حق فسخ پیدا می‌کند، نه بطلان خودکار قرارداد.

نکته دیگر، تعارض میان قانون مدنی و قانون خاص است: در ماده ۱۴ قانون روابط موجر و مستأجر، شرط مباشرت از موجبات فسخ قرارداد با فوت مستأجر ذکر نشده است. بنابراین در قراردادهای مشمول این قانون خاص، حتی با وجود شرط مباشرت، موجر نمی‌تواند صرفاً به استناد آن، حکم تخلیه علیه وراث مستأجر بگیرد.

تکلیف ودیعه و اجاره‌بها بعد از فوت موجر یا مستأجر

فوت یکی از طرفین، تعهدات مالی او را از بین نمی‌برد؛ این تعهدات به ماترک و وراث منتقل می‌شود.

وضعیت ودیعه مستأجر بعد از فوت موجر

اگر موجر فوت کند، مبلغ ودیعه دریافت‌شده از مستأجر، جزو بدهی‌های متوفی است و تا بازگشت آن، دینی بر عهده وراث باقی می‌ماند. اگر مستأجر فوت کند، ودیعه پرداخت‌شده جزو اموال ماترک اوست و باید هنگام تخلیه، بین وراث تقسیم شود.

بازگرداندن ودیعه قبل از تخلیه ملک

مستأجر ملزم به تخلیه نیست مگر آنکه ودیعه به او بازگردانده شود؛ تا زمانی که این مبلغ از سوی وراث موجر مسترد نشده، مستأجر می‌تواند از تخلیه خودداری کند. در صورت امتناع وراث، مستأجر می‌تواند با مراجعه به مراجع قضایی، دادخواست مطالبه ودیعه به طرفیت وراث متوفی را مطرح کند.

روش پرداخت اجاره‌بها در صورت اختلاف وراث

برای مستأجری که نمی‌داند چگونه اجاره‌بها را به وراث بپردازد (به‌ویژه اگر وراث هنوز شماره حساب اعلام نکرده‌اند یا میان آن‌ها اختلاف وجود دارد)، دو راهکار وجود دارد:

  1. واریز اجاره‌بهای ماهانه به صندوق دادگستری؛ این روش مانع از طرح هرگونه ادعای تأخیر در پرداخت از سوی وراث می‌شود.

  2. ارسال اظهارنامه رسمی به وراث برای دریافت شماره حساب. اگر مستأجر فوت کرده باشد، وراث او نیز می‌توانند به همین ترتیب اظهارنامه‌ای به موجر ارسال کنند.

مستندسازی این مکاتبات، نقش مهمی در پیشگیری از اختلافات بعدی دارد.

تخلیه ملک پس از فوت موجر یا مستأجر چگونه انجام می‌شود؟

فوت موجر یا مستأجر به‌خودی‌خود باعث پایان قرارداد اجاره نمی‌شود؛ بنابراین تا زمانی که مدت اجاره تمام نشده یا دلیل قانونی دیگری برای تخلیه وجود نداشته باشد، وراث هیچ‌کدام از طرفین نمی‌توانند صرفاً به دلیل فوت، درخواست تخلیه ملک را مطرح کنند.

اما پس از پایان مدت اجاره، اگر مستأجر یا وراث او ملک را تخلیه نکنند، موجر یا قائم‌مقام قانونی او می‌تواند از مسیر قانونی تخلیه اقدام کند. مسیر تخلیه به نوع قرارداد اجاره، رسمی یا عادی بودن سند و شرایط قرارداد بستگی دارد.

تخلیه ملک با سند رسمی و سند عادی پس از فوت طرفین

اگر قرارداد اجاره با سند رسمی تنظیم شده باشد، درخواست تخلیه از طریق اجرای ثبت انجام می‌شود. در این حالت، وراث موجر نیز به‌عنوان قائم‌مقام قانونی او می‌توانند در صورت پایان مدت اجاره، درخواست اجرای تخلیه را مطرح کنند.

در قراردادهای عادی، مسیر متفاوت است. اگر اجاره‌نامه شرایط لازم مانند کتبی بودن، امضای طرفین و وجود دو شاهد را داشته باشد، امکان استفاده از دستور تخلیه وجود دارد. در غیر این صورت، موضوع معمولاً نیازمند طرح دعوای تخلیه و دریافت حکم تخلیه از مرجع قضایی خواهد بود.

تفاوت دستور تخلیه و حکم تخلیه پس از فوت

درخواست تخلیه پس از فوت یکی از طرفین، همیشه به معنای صدور فوری دستور تخلیه نیست. تفاوت اصلی این دو مسیر در نحوه رسیدگی است.

دستور تخلیه زمانی صادر می‌شود که شرایط شکلی قرارداد اجاره کامل باشد و مرجع رسیدگی بدون ورود به ماهیت اختلاف، صرفاً پایان مدت اجاره و وجود شرایط قانونی را بررسی کند. این مسیر معمولاً سریع‌تر است.

اما حکم تخلیه زمانی مطرح می‌شود که شرایط لازم برای دستور تخلیه وجود نداشته باشد یا بین طرفین اختلافی درباره اصل قرارداد، حقوق وراث، سرقفلی یا سایر مسائل حقوقی وجود داشته باشد. در این حالت، پرونده وارد فرآیند رسیدگی قضایی کامل‌تر می‌شود.

اجرت‌المثل بعد از پایان مدت اجاره

اگر مدت قرارداد اجاره به پایان برسد اما مستأجر یا وراث او همچنان ملک را در اختیار داشته باشند، ادامه تصرف آن‌ها بدون رضایت مالک، موجب ایجاد حق مطالبه اجرت‌المثل ایام تصرف برای موجر خواهد شد.

اجرت‌المثل با اجاره‌بهای قبلی قرارداد تفاوت دارد؛ مبلغ آن بر اساس ارزش روز استفاده از ملک و با نظر کارشناس رسمی دادگستری تعیین می‌شود.

بنابراین پس از پایان مدت اجاره، اگر تخلیه انجام نشود، مالک می‌تواند علاوه بر درخواست تخلیه، مطالبه اجرت‌المثل مدت تصرف پس از پایان قرارداد را نیز مطرح کند.

تفاوت قوانین حاکم بر اجاره در صورت فوت طرفین

نتایج حقوقی فوت موجر یا مستأجر، بسته به قانون حاکم بر قرارداد، متفاوت است.

  • قراردادهای مشمول قواعد عمومی قانون مدنی: اصل کلی همان ماده ۴۹۷ است؛ فوت طرفین، جز در دو استثنای مالکیت عمری و شرط مباشرت، تأثیری در اعتبار قرارداد ندارد و حق فسخ ویژه‌ای برای وراث پیش‌بینی نشده است.

  • قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۵۶: ناظر بر اماکن تجاری منعقدشده پیش از ۱۳۷۶/۷/۲ است. این قانون در بند ۴ ماده ۱۲، حق فسخ جمعی را برای وراث مستأجر متوفی به رسمیت شناخته؛ حقی که در قواعد عمومی قانون مدنی پیش‌بینی نشده است.

  • قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶: اجاره‌نامه‌های مسکونی پس از این سال را شامل می‌شود. اصل بر همان قاعده عدم بطلان است و مفاد ماده ۳ درباره نحوه تخلیه حاکم است، اما حق فسخ ویژه‌ای مشابه قانون ۱۳۵۶ برای وراث مستأجر پیش‌بینی نشده است.

فوت متولی در اجاره املاک موقوفه چه اثری دارد؟

در مواردی که موجر، متولی وقف باشد و ملک موقوفه را با رعایت مصلحت همه بطون اجاره داده باشد، فوت متولی موجب بطلان قرارداد نمی‌شود؛ زیرا متولی نه به‌عنوان مالک منافع بلکه به‌عنوان نماینده وقف عمل می‌کند و فوت او فقط پایان دوره تولیت است.

اقدامات ضروری وراث و طرفین پس از فوت

مدارک لازم برای اثبات قائم‌مقامی وراث

برای آنکه وراث بتوانند حقوق قانونی خود را اثبات و اعمال کنند، تهیه سریع این مدارک ضروری است: گواهی فوت، گواهی انحصار وراثت، اصل یا رونوشت قرارداد اجاره، و مدارک هویتی همه وراث. هرچه این مدارک سریع‌تر تهیه شوند، از سوءاستفاده طرف مقابل جلوگیری می‌شود.

فوت متولی در اجاره املاک موقوفه چه اثری دارد؟

در تمام مراحل تعامل با طرف مقابل قرارداد، توصیه می‌شود مکاتبات به‌صورت مکتوب و قابل استناد (مانند اظهارنامه رسمی) انجام شود. این مستندسازی، در صورت طرح دعوا، نقش تعیین‌کننده‌ای در اثبات حسن نیت و رعایت تعهدات قانونی هر طرف دارد.

نتیجه‌گیری

فوت موجر یا مستأجر، برخلاف تصور رایج، به‌خودی‌خود قرارداد اجاره را باطل نمی‌کند؛ این اصل ریشه در لازم بودن عقد اجاره دارد و در ماده ۴۹۷ قانون مدنی تصریح شده است. با فوت هر یک از طرفین، حقوق و تعهدات او به وراثش منتقل می‌شود، مگر در دو استثنای صریح: مالکیت محدود به زمان حیات موجر و شرط مباشرت مستأجر.

برای موجر، مستأجر و وراث هر دو طرف، بهترین راهکار پیشگیرانه از بروز اختلاف، تهیه سریع گواهی انحصار وراثت، مستندسازی مکتوب مکاتبات و، در صورت ابهام یا اختلاف جدی، مراجعه به مشاوره حقوقی تخصصی پیش از هرگونه اقدام یک‌جانبه است.

سؤالات متداول

آیا با فوت موجر، اجاره‌نامه باطل می‌شود؟

خیر. بر اساس ماده ۴۹۷ قانون مدنی، فوت موجر باعث انحلال قرارداد اجاره نمی‌شود و وراث او جایگزین او در قرارداد می‌شوند؛ مگر در حالت استثنایی مالکیت عمری.

در صورت فوت مستأجر چه کسی باید اجاره‌بها را بپردازد؟

اگر قرارداد منفسخ نشده باشد، وراث مستأجر موظف به پرداخت اجاره‌بها هستند و در عوض می‌توانند تا پایان مدت اجاره از منافع ملک استفاده کنند.

در چه مواردی با فوت مستأجر، اجاره‌نامه منفسخ می‌شود؟

تنها زمانی که در متن قرارداد به‌صراحت شرط مباشرت قید شده باشد؛ یعنی فقط شخص مستأجر حق استفاده از ملک را داشته و این حق قابل انتقال نباشد.

اگر مدت اجاره «تا پایان عمر موجر» تعیین شده باشد چه می‌شود؟

چون موجر تنها تا زمان حیات خود مالک منافع ملک بوده، با فوت او قرارداد منحل می‌شود و مستأجر حق ادامه تصرف ندارد، مگر در صورت توافق جدید با مالکان جدید.

آیا پشت‌نویسی قرارداد برای تمدید پس از فوت توصیه می‌شود؟

خیر. اگرچه قرارداد دست‌نویس با امضای دو شاهد قابل استناد است، توصیه می‌شود برای تمدید یا قرارداد جدید، از پشت‌نویسی اجاره‌نامه قبلی خودداری شود و قرارداد مستقل و شفاف تنظیم گردد.

منابع

قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران (مواد مربوط به عقد اجاره) - سامانه ملی قوانین و مقررات جمهوری اسلامی ایران

قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۷۶ - مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

قانون روابط موجر و مستأجر مصوب ۱۳۵۶ - مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

آیین‌نامه اجرایی قانون روابط موجر و مستأجر ۱۳۷۶ - نظامات

قانون ساماندهی بازار زمین، مسکن و اجاره‌بها (اصلاحات مرتبط با ثبت قرارداد) - مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است
منتظر مشارکت شما هستیم