موج مصادره اموال در ایران پس از انقلاب و پیامدهای اقتصادی آن
مصادره اموال در ایران پس از انقلاب ۵۷ چگونه آغاز شد؟ چه کسانی داراییهای خود را از دست دادند و سرنوشتشان چه شد؟ نگاهی به تاریخ مصادرهها

مقدمه
وقتی انقلاب ۱۳۵۷ پیروز شد، بسیاری فکر میکردند تنها یک نظام سیاسی سقوط کرده است. اما در ماههای بعد، چیزی دیگری هم فروریخت: اعتماد به مالکیت خصوصی. آیا میدانستید که در کمتر از یک سال پس از انقلاب، بزرگترین صنعتگران ایران کسانی که با دست خودشان کارخانه ساخته بودند، هزاران نفر را استخدام کرده بودند، و در برخی موارد حتی از مبارزان انقلاب به شمار میرفتند، یک روز صبح بیدار شدند و دیدند همهچیزشان رفته است؟
مصادره اموال در جمهوری اسلامی ایران یکی از کمتر روایتشدهترین، اما تأثیرگذارترین رویدادهای اقتصادی تاریخ معاصر ایران است. این داستان فقط درباره اعداد و آمار نیست؛ داستان آدمهایی است که از صفر دوباره ساختند، آدمهایی که تاب نیاوردند، و آدمهایی که هنوز (چهار دهه بعد) در صف انتظار بازپسگیری اموالشان هستند.
در این مقاله میخوانید:
مصادرهها چطور و با چه ابزار قانونی آغاز شد؟
چه کسانی مشمول مصادره شدند؟ از صنعتگران بزرگ تا اقلیتهای مذهبی؟
تلاشهای ناکام برای بازپسگیری اموال چه سرنوشتی داشت؟
صاحبان کارخانههای مصادرهشده بعداً چه کردند؟
و مهمتر از همه، این مصادرهها چه پیامدهای اقتصادیای داشتند که هنوز هم حس میشوند؟
اگر میخواهید بفهمید چرا اقتصاد ایران امروز اینگونه است، باید از همان روزهای ۱۳۵۸ شروع کنید. تا پایان مقاله با ما بمانید.
مصادره اموال در ایران پس از انقلاب چگونه آغاز شد؟

مصادره اموال در ایران یکی از تعیینکنندهترین رویدادهای اقتصادی پس از انقلاب ۱۳۵۷ بود. این فرآیند نه یکشبه شکل گرفت و نه بر پایه یک قانون واحد استوار بود؛ بلکه از دل فرمانها، قوانین اضطراری، و تفسیرهای قضایی بیرون آمد که در ماههای نخست پس از پیروزی انقلاب یکی پس از دیگری صادر شدند.
نقطه آغاز را میتوان در فرمان ۹ اسفند ۱۳۵۷ دید؛ زمانی که روحالله خمینی به شورای انقلاب دستور داد تمام اموال منقول و غیرمنقول خاندان پهلوی و وابستگان آنها را که از بیتالمال اختلاس شده، به نفع مستمندان مصادره کند. این فرمان هرچند در ابتدا محدود به خاندان سلطنتی بود، اما چارچوبی ایجاد کرد که بهزودی گسترهای بسیار فراتر از آنچه تصور میشد پیدا کرد.
قانون حفاظت و توسعه صنایع؛ سند رسمی مصادره ۵۳ صنعتگر
مهمترین سند قانونی در تاریخ مصادرههای ایران، قانون حفاظت و توسعه صنایع ایران مصوب ۱۰ تیر ۱۳۵۸ است. این قانون که توسط شورای انقلاب به تصویب رسید، به دولت اجازه داد صنایع بزرگ را به دلیل «روابط غیرقانونی با رژیم گذشته و استفاده نامشروع از امکانات» ملی و مصادره کند.
بر اساس بند «ب» همین قانون، فهرستی از ۵۳ سرمایهدار و صنعتگر تهیه شد که روزنامه کیهان در ۱۴ تیر ۱۳۵۸ آن را منتشر کرد. این فهرست شامل بنیانگذاران بزرگترین واحدهای صنعتی کشور بود: از احمد و محمود خیامی که ایرانناسیونال و خودروی پیکان را ساخته بودند، تا محمدرحیم ایروانی متقی صاحب کفش ملی با ۳۳۰ شعبه و ۱۱ هزار کارمند، و محمدتقی برخوردار که با پارس الکتریک و توشیبا ایران بیش از ۲۰ هزار شغل ایجاد کرده بود.
پیش از آن نیز در ۲۷ خرداد ۱۳۵۸، شورای انقلاب با همکاری بانک مرکزی فهرست ۳۳۵ نفرهای منتشر کرد که حسابهای بانکی آنها مسدود شد. این فهرست نهتنها مقامات ارشد نظامی و سیاسی را دربرمیگرفت، بلکه شامل قضات، استادان دانشگاه، وکلای دادگستری، روزنامهنگاران، و حتی برخی کارمندان سطوح میانی دولت پهلوی هم میشد.
نهادهایی که اموال مصادرهشده را در اختیار گرفتند
اموال مصادرهشده به سراغ خلأ نرفتند؛ نهادهایی تازهتأسیس یا بازسازماندهیشده منتظر بودند تا آنها را در اختیار بگیرند. مهمترین این نهاد، بنیاد مستضعفان بود که در ۲۱ اسفند ۱۳۵۷ بهجای بنیاد پهلوی تأسیس شد. این بنیاد تا پایان دهه شصت داراییهایی بالغ بر ۲۰ میلیارد دلار در اختیار داشت که شامل ۱۴۰ کارخانه، ۴۷۰ واحد کشاورزی، ۱۰۰ شرکت ساختمانی، ۶۴ معدن، و ۲۵۰ شرکت تجاری میشد.
دادگاه انقلاب اسلامی مرجع صدور احکام مصادره برای مقامات و وابستگان رژیم سابق و مخالفان سیاسی بود. بنیاد شهید نیز در مصادرههای قطعی سال ۱۳۶۴ برخی اموال را دریافت کرد. در کنار اینها، ستاد اجرایی فرمان امام که در سال ۱۳۶۸ تأسیس شد، مأموریت اجرای اصل ۴۹ قانون اساسی را برعهده گرفت و بهویژه در پروندههای مربوط به اقلیتهای مذهبی نقش محوری پیدا کرد.
اصل ۴۹ قانون اساسی؛ ابزار مصادرههای دهههای بعد
اگر قانون حفاظت و توسعه صنایع سلاح مصادرههای اولیه بود، اصل ۴۹ قانون اساسی ابزار مصادرههای دهههای بعد شد. این اصل دولت را موظف میکند ثروتهای ناشی از ربا، غصب، رشوه، اختلاس، سرقت، قمار، و سایر موارد نامشروع را مصادره و به صاحب حق یا بیتالمال بازگرداند.
دادگاه ویژه اصل ۴۹ که برای رسیدگی به این پروندهها تشکیل شد، در دهههای بعد به ابزار اصلی مصادره اموال اقلیتهای مذهبی (بهویژه بهاییان) تبدیل شد. دستورالعمل شورای عالی قضایی در ۱۳ شهریور ۱۳۶۲ نیز شیوه اجرای احکام مصادره، استرداد، و توقیف اموال را تبیین کرد و چارچوب حقوقی این فرآیند را تکمیلتر کرد.
چه کسانی مشمول مصادره شدند؟ از صنعتگر تا اقلیت مذهبی

پرسش از هویت مصادرهشوندگان، پرسشی است که پاسخش هرگز ساده نبوده است. روایت رسمی از یک گروه همگن از «وابستگان رژیم» سخن میگفت، اما واقعیت طیفی پیچیدهتر را نشان میداد: از چهرههایی که واقعاً از رانتهای سیاسی بهره برده بودند، تا صنعتگرانی که با کار و تخصص کارخانه ساخته بودند، و از اقلیتهای مذهبی که دینشان بهتنهایی کافی بود تا مشمول مصادره شوند، تا هنرمندان و خانوادههای مخالفانی که فقط به دلیل ارتباط با یک نام مشمول شدند.
صنعتگران بزرگ؛ از برادران خیامی تا کفش ملی ایروانی
بخش قابل توجهی از فهرست ۵۳ نفره را صنعتگرانی تشکیل میدادند که بنیان صنعت مدرن ایران را گذاشته بودند. احمد و محمود خیامی، بنیانگذاران ایرانناسیونال، کسانی بودند که پیکان را ساختند. محمدرحیم ایروانی متقی، صاحب کفش ملی با ۳۳۰ شعبه و بیش از ۱۱ هزار کارمند، شبکهای بود که کفش ارزانقیمت را به دورافتادهترین نقاط ایران میرساند.
محمدتقی برخوردار با پارس الکتریک و توشیبا ایران در حدود ۲۰ هزار شغل مستقیم ایجاد کرده بود. جعفر اخوان کارخانه جیپ و شرکت جنرال موتورز ایران را بنا نهاده بود. قاسم لاجوردی صنایع بهشهر و کارخانجات نساجی را اداره میکرد. حبیب ثابت، معروف به ثابت پاسال، از پپسیکولا تا جنرالتایر را در ایران راه انداخته بود.
اما این گروه از نظر ناظران مستقل همگن نبودند. دکتر علیاصغر سعیدی تأکید میکند که گروه صنعتگران نه از سقوط شاه نفعی میبردند و نه از ماندن و حفاظت او. بسیاری از آنها ارتباط واقعی با دربار نداشتند. معیار «وابستگی به رژیم» چنان مبهم بود که حتی اسدالله عسگراولادی بعدها تأیید کرد که اموال برخی «به اشتباه» مصادره شده است.
حبیبالله القانیان، تاجر و صنعتگر یهودی و سازنده ساختمان پلاسکو، سرنوشتی تلختر داشت: در بهار ۱۳۵۸ اموالش مصادره و خودش اعدام شد. علی حاجطرخانی که تولیدکننده روغن نباتی و قند بود و خود از مبارزان انقلاب به حساب میآمد، این پیشینه هم مانع مصادره اموالش نشد.
بهاییان و اقلیتهای مذهبی؛ هدف مستمر دادگاه ویژه اصل ۴۹
مصادره اموال بهاییان و برخی دیگر از اقلیتهای مذهبی نه محدود به ماههای اول انقلاب بود و نه تاکنون پایان یافته است. بر اساس گزارش سازمان دیدهبان حقوق بشر (Human Rights Watch) با عنوان «The Boot on My Neck» در سال ۲۰۲۴، دولت ایران از زمان انقلاب صدها ملک متعلق به افراد و جامعه بهایی را از طریق احکام قضایی مصادره کرده است.
تنها در مرداد ۱۴۰۴، دادگاه ویژه اصل ۴۹ حکم مصادره خانهها، مزارع، خودروها، و حسابهای بانکی ۲۲ شهروند بهایی اصفهان را صادر کرد. در سال ۱۴۰۱، اراضی کشاورزی ۲۷ بهایی روستای کتا مصادره شد. خانوادههای بهایی در سمنان طی سالهای ۱۳۹۸ تا ۱۴۰۰ مزارع، اراضی، واحدهای صنعتی، و بیش از ۲۰ مغازهشان را از دست دادند. در دی ماه ۱۴۰۲، اراضی کشاورزی بهاییان مازندران با بولدوزر تسطیح شد.
ابزار قانونی این مصادرههای مستمر، اصل ۴۹ قانون اساسی و تفسیر آن درباره «ثروتهای نامشروع» است — تفسیری که برای اقلیتهای مذهبی اغلب به معنای این است که هر داراییشان، صرف اینکه متعلق به یک بهایی است، میتواند مشروعیتش زیر سؤال برود.
هنرمندان، فعالان سیاسی، و خانوادههای مخالفان
مصادرهها تنها صنعتگران و اقلیتهای مذهبی را هدف نگرفت. خانه حسن شماعیزاده، خواننده سرشناس، در سال ۱۳۷۲ به حکم دادگاه انقلاب مصادره شد. مهدی میثاقیه، تهیهکننده سینما، استودیو و سینما کاپری خود را از دست داد. عبدالرحیم جعفری، بنیانگذار انتشارات امیرکبیر (یکی از مهمترین خانههای نشر تاریخ ایران) در سال ۱۳۶۲ زیر فشار دولتی مجبور به واگذاری آن شد.
در سالهای اخیر، گستره مصادره به خانوادههای مخالفان مهاجر هم رسیده است. بستگان خبرنگاران بیبیسی فارسی در ایران شاهد مسدود شدن حسابهای بانکی و مصادره اموالشان بودند. برادر مسیح علینژاد، فعال حقوق بشر ساکن آمریکا، نیز در سال ۱۳۹۹ در پروندهای امنیتی مشمول مصادره شد. این الگو (فشار بر بستگان بهعنوان اهرم علیه فعالان مهاجر) از دهه هشتاد بهطور فزایندهای به کار گرفته شده است.
تلاش برای بازپسگیری اموال؛ از دولت موقت تا دوران سازندگی
صاحبان صنایع مصادرهشده نه همگی فرار کردند و نه بیسروصدا تسلیم شدند. بسیاری از آنها بهویژه آنهایی که هنوز در ایران بودند از همان ماههای اول تلاش کردند از مجاری قانونی و سیاسی اموالشان را پس بگیرند. این تلاشها داستان جداگانهای است از امید و ناامیدی، از وعدههای عملینشده، و از دیوارهایی که یکی پس از دیگری جلوی راه ایستادند.
دیدار با بازرگان و سحابی؛ وعدهای که عملی نشد
اکبر لاجوردیان در خاطراتش مینویسد که به همراه حاجی برخوردار، مهندس رستگار، دکتر بنکدارپور، و دکتر موتمنی (همه سرمایهدارانی که کارخانههایشان ملی شده بود و هنوز در ایران بودند) ابتدا به ملاقات دکتر سحابی رفتند. سحابی با گرمی از آنها استقبال کرد و گفت:
»حق با شماست. در انقلاب چوب تر و خشک با هم میسوزند«
سپس همین گروه به دیدار مهندس مهدی بازرگان، نخستوزیر دولت موقت، رفتند. آنها پرسیدند چه گناهی کردهاند که صنایعشان ملی شده است؛ آنان آمده بودند کارخانه تأسیس کنند، کارگر و مهندس تعلیم دهند. بازرگان بهگفته لاجوردیان نیمه شوخی، نیمه جدی پاسخ داد:
»شما نهتنها کارگران، بلکه مهندسان را هم استثمار کردهاید«
حاجآقا برخوردار در همان جلسه پیشنهاد تلخی داد: ده درصد سرمایهشان را به آنها پس بدهند، بعد هم آنها را شلاق بزنند که دیگر در ایران کارخانه نسازند.
بازرگان از سحابی خواست تصویبنامهای تهیه کند مبنی بر اینکه هیئتی از طرف دولت برای رسیدگی به شکایات صاحبان صنایع تعیین شود. قرار شد شکایات تا ۳۱ شهریور ۱۳۵۸ به وزارت صنایع تسلیم شوند و هیئت ظرف ۹۰ روز رسیدگی کند. اما دولت بازرگان در نیمه آبان ۱۳۵۸ استعفا داد. نه جلسهای تشکیل شد، نه به شکایتی رسیدگی شد.
دوران هاشمی رفسنجانی؛ آخرین فرصت برای استرداد
یک دهه بعد، در دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی، فرصتی تازه سر بر آورد. محمدحسین عادلی، رئیس کل بانک مرکزی، و محسن نوربخش، وزیر امور اقتصادی و دارایی، برای جلب نظر کارآفرینان ایرانی مهاجر عازم آمریکا شدند و با حدود ۶۰۰ نفر از آنها ملاقات کردند. خواسته اصلی کارآفرینان روشن بود: احترام به مالکیت خصوصی و تضمین امنیت سرمایهگذاری.
اسدالله عسگراولادی، از چهرههای مؤثر بازار تهران، بعدها درباره این تلاشها گفت:
»ما خیلی سعی کردیم اموال کسانی که به ناحق مصادره شده بود، بازگردانده شود، مانند آقای ایروانی، لاجوردی و برخوردارها... چرا که اعتقاد داشتیم اموال این افراد به اشتباه مصادره شده است. اینها افرادی متدین بودند که برای کسب مالشان تلاش کرده بودند و ارتباطی هم با دربار نداشتند«
فشار جناح چپ و پایان رویای بازگشت سرمایهگذاران
اما این تلاشها با مقاومت جدی درون حکومت روبرو شد. جناح چپ در حکومت با بازگشت سرمایهداران قدیمی بهشدت مخالف بود. روزنامه سلام نوشت که بازگشت سرمایهداران رژیم گذشته برخلاف ارزشهای انقلاب است. جامعه روحانیون مبارز هشدار داد که این بازگشتها نیروهای انقلابی را مأیوس میکند.
فشار چنان بود که محسن نوربخش مجبور شد مسئله دعوت از سرمایهگذاران بزرگ را عملاً تکذیب کند. با وجود اینکه ایروانی و برخوردار به ایران بازگشتند و تلاشهایی برای استرداد اموالشان انجام دادند، نتایج محدود و ناکافی بود.
لاجوردیان در خاطراتش مینویسد که بیش از یک سال پس از انقلاب در ایران ماند و برای اثبات بیگناهی خود و خانوادهاش تلاش کرد؛ حتی پیشنهاد داد بدون مزد و پاداش کارخانه خودش را به دوران اوج بازگرداند اما با این پیشنهاد هم مخالفت شد. سرانجام تهدید و حمله به اعضای خانواده او را واداشت که ایران را ترک کند.
سرنوشت مصادرهشوندگان؛ روایتهای انسانی
پشت هر پرونده مصادره یک انسان است. تاریخ این رویداد معمولاً از زاویه قانون و سیاست روایت میشود، اما آنچه کمتر گفته شده این است که هر کدام از این پروندهها به یک زندگی واقعی تعلق داشت. سرنوشت این آدمها سه مسیر داشت: آنهایی که تاب نیاوردند، آنهایی که در سرزمین دیگری از صفر ساختند، و آنهایی که با قلم و پژوهش ادامه دادند.
کسانی که تاب نیاوردند؛ از مرگ تا انزوا تا پایان عمر
محمود رضایی (برادر علی رضایی که به «سلطان آهن ایران» معروف بود) از کسانی بود که فشار از دست دادن همهچیز را برنتابید. او در همان سالهای اولیه پس از مصادره درگذشت؛ درگذشتی که در روایت خانواده و اطرافیانش با سنگینی آن تجربه گره خورده است.
علی حاجیطرخانی داستان خاصتری داشت. او نهتنها از مبارزان انقلاب بود، بلکه از طرف امام مأمور رسیدگی به اموال برخی سرمایهداران شده بود. اما همین پیشینه انقلابی هم مانع مصادره اموال خودش نشد. حاجیطرخانی برای بازپسگیری اموالش تلاش کرد اما موفق نشد. با رنجیدگی عمیقی از امور حکومتی کناره گرفت و تا پایان عمر در انزوا زیست.
کسانی که در سرزمین دیگری از صفر ساختند
شاید شگفتانگیزترین فصل این داستان، ظرفیت بازسازی باشد. صنعتگرانی که در میانسالی همهچیز را از دست داده بودند، در سرزمینهای دیگر از صفر شروع کردند و موفق شدند.
برادران خیامی، احمد و محمود، که ایرانناسیونال را ساخته بودند، پس از مهاجرت در همان عرصه خودروسازی ادامه دادند: نمایندگی فروش بنز در انگلستان و آمریکا را به دست آوردند. آنهایی که در ایران بزرگترین خودروساز کشور را راهاندازی کرده بودند، در غرب از نو آغاز کردند.
برادران خسروشاهی که کاظم خسروشاهی حتی یکبار هم از ایران خارج نشده بود جز یک سفر به مکه پس از مهاجرت به کانادا در عرض یک دهه فروشگاههای «فیوچر شاپ» را بنیان نهادند که به موفقترین خردهفروش محصولات الکترونیکی در کانادا تبدیل شد. خانوادهای که در تهران همهچیزش را از دست داده بود، در ونکوور صفحه جدیدی از تاریخ تجاری کانادا نوشت.
خانواده ایروانی نیز در آمریکا وارد صنعت چرمسازی شدند و کارخانه کفش استاندارد را در مصر و یک کارخانه کفش در افغانستان بنیان نهادند. کسی که در ایران ۳۳۰ شعبه کفشفروشی داشت، در خارج دوباره کارخانه کفش ساخت.
کسانی که با قلم و پژوهش ادامه دادند
برخی دیگر از مصادرهشوندگان مسیر متفاوتی پیمودند. ابوالحسن ابتهاج، بنیانگذار بانک ایرانیان و رئیس سابق بانک ملی، و علینقی عالیخانی، وزیر اقتصاد دوران پهلوی و رئیس دانشگاه تهران، سالهای پایانی عمرشان را به پژوهش، تحقیق، و نوشتن خاطرات سپردند. عالیخانی کتابهای مهمی در تاریخ اقتصادی ایران نوشت که امروز از معتبرترین منابع پژوهشی این حوزه به شمار میروند.
خداداد فرمانفرماییان به سازمانهای اقتصادی بینالمللی پیوست و در آنجا به خدمت ادامه داد. اینها کسانی بودند که دانش و تجربهشان را بهجای کارخانه در کتاب و پژوهش و تدریس ریختند و از این طریق میراثی از خود به جا گذاشتند که ماندگارتر از هر سرمایهای است.
پیامدهای اقتصادی مصادرهها و وضعیت امروز

مصادرهها رویدادی نبود که فقط اموال جابهجا کند. در کنار پیامدهای انسانی، پیامدهای اقتصادی آنها نیز عمیق و ماندگار بود. چهار دهه بعد، میتوان با وضوح بیشتری دید که چه از دست رفت و کارخانههایی که زمانی نمادهای صنعت ایران بودند، امروز در چه وضعیتی هستند.
از دست رفتن دانش مدیریتی و فرهنگ کارآفرینی
صنعتگران بزرگ دوران پهلوی، علاوه بر سرمایه مالی، سرمایه انسانی داشتند: دانش، تجربه، شبکه روابط بینالمللی، و مهمتر از همه توانایی خلق ارزش از ترکیب اینها. این سرمایه قابل مصادره نبود. با خروج این افراد از کشور رفت و دیگر برنگشت.
اما شاید عمیقترین پیامد، تأثیر روانی بر فرهنگ کارآفرینی ایران بود. پیام ضمنی مصادرهها روشن بود: کسبوکار بزرگ میتواند در یک روز از دستت گرفته شود. این پیام جرئت سرمایهگذاری درازمدت را در نسلهای بعدی کاهش داد. وقتی امنیت مالکیت تضمین نیست، عقلانیترین کار این است که سود را هرچه زودتر خارج کنی، نه اینکه در توسعه بلندمدت سرمایهگذاری کنی.
این میراث هنوز در اقتصاد ایران حس میشود: فرار سرمایه مزمن، تمایل به سرمایهگذاری کوتاهمدت و سوداگرانه، و بیاعتمادی عمیق کارآفرینان به تضمینهای دولتی.
زیان انباشته کارخانههای دولتیشده؛ شکست مدیریت دولتی
سرنوشت خود کارخانهها داستان روشنگری است. ایرانناسیونال که با نام ایرانخودرو ادامه یافت، با زیان انباشتهای بیش از ۱۲۵ هزار میلیارد تومان هنوز فعال است و همچنان از یارانههای دولتی تغذیه میکند. کارخانه ارج تبدیل به انبار شد. کفش ملی که زمانی ۳۳۰ شعبه در سراسر ایران داشت، بازدهیاش بهشدت کاهش یافت و بسیاری از شعبههایش تعطیل شدند.
وقتی صاحبان صنایع رفتند، کارخانهها در اختیار مدیران دولتی قرار گرفتند که نه سرمایهگذار بودند، نه انگیزه سود داشتند، نه در معرض خطر شخصی. بسیاری از واحدهای صنعتی که پیش از انقلاب سودده بودند، در دوره دولتی به زیانده تبدیل شدند. امروز بخش عمده اموال مصادرهشده بزرگ همچنان در اختیار نهادهای تحت نظر رهبری است: بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، و سپاه پاسداران.
فهرست ۳۳۵ نفره مصادره اموال شدگان
۱. وجیه الله آزموده ۲. منوچهر آزمون ۳. مهدی آستانه ای ۴. هومر آشوریان ۵. کریم آصف ۶. عبدالهادی ۷. بانو آقایان عما ۸. جعفر آلتی بای قوشان ۹. محمدعلی آموزگار ۱۰. پری بانو اباصلتی ۱۱. بانو نیره ابتهاج سمیعی ۱۲. ضیاء ابطحی فهلیانی ۱۳. دکتر شمس الدین ابولمهدی لنگرودی ۱۴. محسن اجاق ۱۵. عباس اخباری ۱۶. غلامرضا اخلاق پور ۱۷. محمدعلی ادیب مجلسی ۱۸. پرویز اربابی اناری ۱۹. حجت الله اردلان ۲۰. محمد اسحقی کاهکشی ۲۱. محمدحسین اسحاقی نژاد بازبین ۲۲. طلعت اسدی ۲۳. محمد اسدی ۲۴. ملک منصور اسفندیاری ۲۵. حسین اسکندری ۲۶. آقای کاظم اسکویی ۲۷. موسی اشرفی ۲۸. دکتر محمدحسین اعتمادی ۲۹. غلامرضا اعظمی باوندپور ۳۰. محمدصادق افتخار ۳۱. جواد افتخاری ۳۲. جهانشاه افشار ۳۳. سیف الله افشار ۳۴. بانو مهین افشار جعفری ۳۵. خلیل الداغی ۳۶. مصطفی الموتی ۳۷. علی امیر عشایری ۳۸. حسن اوحدی ۳۹. سیف الدین اهری ۴۰. اسداله ایلخانی ۴۱. بانو فرخ لقا بابان ۴۲. بهمن بارکزهی ۴۳. محمدعلی باقرزاده ۴۴. ناصر الدین باقری ۴۵. دکتر حیدرقلی برومند ۴۶. بانو ملک تاج برومند ۴۷. نظام الدین بزرگ زاده ۴۸. محمدعلی بسیج خلخالی ۴۹. دکتر محمد بقایی یزدی ۵۰. علی محمد بنکدارپور ۵۱. احمد بنی احمد ۵۲. دکتر اکبر بهادری ۵۳. حبیب بهار ۵۴. منوچهر بهارلو ۵۵. عنایت بهبهانی ۵۶. ابراهیم بهره مند ۵۷. علی بهنیا ۵۸. حسینعلی بیات ۵۹. محمد پارسا ۶۰. ابراهیم پردلی ۶۱. محسن پزشکپور ۶۲. منوچهر پزشکی ۶۳. رحیم پور بردباری ۶۴. ولی الله پیر ۶۵. جعفرقلی پیرزاده ۶۶. هرمز پیشوایی ۶۷. حسین تجدد ۶۸. عیسی تدین ۶۹. هادی تربتی ۷۰. عبدالحسین تژده ۷۱. سیدجلال تقوی لاریجانی ۷۲. محمدتقی زاده منظری ۷۳. یدالله توتونچی افشار ۷۴. علی اکبر توتونچیان ۷۵. عبدالله توکلی ۷۶. فتاح تولایی زاد ۷۷. سالار جاف ۷۸. عباس جباری ۷۹. سیدمحمد جزایری ۸۰. محمدکاظم جزایری ۸۱. مجتبی جعفری ۸۲. احمد جلالیان ۸۳. مظفر جندقی ۸۴. جعفر جواد ۸۵. سعید جواد ۸۶. محمود محمودیان ۸۷. بانو قدس منیر جهانبانی ۸۸. نوازالله جهانشاهی ۸۹. رضی چلاجور ۹۰. دکتر سید ابراهیم چهرازی ۹۱. فتح الله حاتمی ۹۲. رضا حجتی ۹۳. اشرف حریری ۹۴. جعفر حیدری ۹۵. امیرعلم خزیمه ۹۶. محمدحسین خسروی دارایی ۹۷. حسین خطیبی ۹۸. حسن خلیل زاده شیرازی ۹۹. ابراهیم خلیل حیدرزاده امین ۱۰۰. علی احمد خورشید ۱۰۱. حبیب دادفر ۱۰۲. احمد دانشمند ۱۰۳. غلامحسین دانشی ۱۰۴. ویدا داودی ۱۰۵. موسی درودی ۱۰۶. محمدحسین دلخوش فومنی ۱۰۷. احمد دولتی ۱۰۸. منوچهر دهقان ۱۰۹. محمد دهقان نژاد ۱۱۰. رضا ذوالفقاری ۱۱۱. عبد العزیز راشدی ۱۱۲. هلاکو رامبد ۱۱۳. دکتر لطف الله رییسی ۱۱۴. صدرالله رییسی اردکانی ۱۱۵. دکتر کاظم رحمانی ۱۱۶. مصطفی رحیم زاد خویی ۱۱۷. اسمعیل رحیمی لاریجانی ۱۱۸. دکتر هوشنگ رشیدیاسمی ۱۱۹. محمد رضوانی ۱۲۰. میرابوطالب رضوی نژاد صومعه سرایی ۱۲۱. دکتر عبدالصمد رفعتی ۱۲۲. رستم رفعتی ۱۲۳. محمدحسین رهبر ۱۲۴. عبدالله ریاضی ۱۲۵. خداداد ریگی ۱۲۶. بانوهما زاهدی ۱۲۷. حسنعلی زرگرزاده حاج باغلو ۱۲۸. محمد اسمعیل ساری اصلانی ۱۲۹. سواک ساگینیان ۱۳۰. دکتر محمد ستاری ۱۳۱. امیر امان الله سترگ دره شوری ۱۳۲. دکتر سید نورالله ستوده ۱۳۳. منوچهر سرهنگ زاده ۱۳۴. محمدرضا سعادت فرد ۱۳۵. فریدون سعادت قدس نیا ۱۳۶. دکتر جواد سعید ۱۳۷. کریم بخش سعیدی ۱۳۸. محمد باقر سعیدی ۱۳۹. پرویندخت سلیلی ۱۴۰. حسینعلی سلیمانی ۱۴۱. فتح الله سلیمانی سوادکوهی ۱۴۲. منوچهر سلیمی ۱۴۳. میرمحمدحسین سیدکلال ۱۴۴. رحمان قلی سیدی ۱۴۵. امیرعلی سیفی ۱۴۶. هوشنگ شادلو ۱۴۷. سیدباقر شادمان لولوی ۱۴۸. محمدتقی شریعت ۱۴۹. محمدتقی شریفی ۱۵۰. محمود شریفی ۱۵۱. نورعلی شهابی ۱۵۲. شهباز شهبازی ۱۵۳. محمد شهرستانی ۱۵۴. عبداللطیف شیخ الاسلامی ۱۵۵. محمد شیخ الاسلامی ۱۵۶. محمدرحیم شیخ الاسلامی بانه ۱۵۷. دکتر داریوش شیروانی ۱۵۸. سیدعلی صائب ۱۵۹. حسن صائبی ۱۶۰. منصور صادقی ۱۶۱. نوذر صادقی ۱۶۲. احمد صبوری یزدی ۱۶۳. حسن صحرایی ۱۶۴. حسن صدر ۱۶۵. دکتر علی صدیق اسفندیاری ۱۶۶. سیدعبدالله صدیق زاده ۱۶۷. محمدصادق صفری پور ۱۶۸. مهین دخت صنیع ۱۶۹. ژاله ضرابی ۱۷۰. دکتر محمود ضیایی ۱۷۱. علی طباطبایی ۱۷۲. دکتر حسین طبیب ۱۷۳. عبد العباس طرفی ۱۷۴. مصطفی طغیانی دولت آبادی ۱۷۵. پرویز ظفری ۱۷۶. کمال الدین عابدی ۱۷۷. دکتر جعفر عادلی رانکوهی ۱۷۸. مجتبی عالمی ۱۷۹. ابوالحسن عاملی ۱۸۰. دکتر محمدرضا عاملی تهرانی ۱۸۱. موسی عباس عطایی ۱۸۲. محمدحسین عباس میرزایی ۱۸۳. غلامرضا عدل ۱۸۴. قدس ایران هفبانو عدیلی ۱۸۵. ایرج عطارد ۱۸۶. محمد حسین غضنفری ۱۸۷. غلامرضا غضنفری لرستانی ۱۸۸. دکتر محمد فرزان امیری ۱۸۹. محمد صادق فرمان ۱۹۰. دکتر طهمورث فروزین ۱۹۱. پرویز فرهنگ بیگوند ۱۹۲. داوود فلاح مقدم ۱۹۳. دکتر سید علی اکبر فیروز آبادی ۱۹۴. عنایت الله قائمی ۱۹۵. ایرج قادری ۱۹۶. جعفر قاسم زاده ۱۹۷. غلامعلی قاسمی ۱۹۸. نعمت الله قاضی ۱۹۹. نورالله قدمی ۲۰۰. حسن قرائی ۲۰۱. خانلر قراچورلو ۲۰۲. عبدالله قراگزلو شجاعی ۲۰۳. حسین قربانی نسب ۲۰۴. سید مسلم قریشی ۲۰۵. عزیزالله قوامی ۲۰۶. فضل الله کاسمی ۲۰۷. محمدحسین کاشفی ۲۰۸. سید کریم کاظمی ۲۰۹. محمدصادق کاظمی ۲۱۰. محمدرضا کبیری ۲۱۱. ابراهیم کسرایی ۲۱۲. بانو درخشنده کمالی ۲۱۳. احمد کمیلی زاده ۲۱۴. یوسف کهن ۲۱۵. دکتر مرتضی قلی کیان ۲۱۶. صدری کیوان ۲۱۷. فیروز لیقوانی ۲۱۸. عبدالسمیع لیوانی ۲۱۹. ابراهیم ماحوزی ۲۲۰. فتح الله مافی ۲۲۱. عبدالحسین مانی ۲۲۲. حسن متولی ۲۲۳. ناصر مجتبایی ۲۲۴. صمد مجتهدی ۲۲۵. دکتر حسنعلی محققی ۲۲۶. اسدالله محمد خانلو عشایری ۲۲۷. غلامعلی محمد کوشکی ۲۲۸. عصمت مشایی ۲۲۹. سید مرتضی مشیر ۲۳۰. علی اصغر مطهری ۲۳۱. علی اکبر معتضدی ۲۳۲. نصرت الله معززی ۲۳۳. یحیی معینی چاغروند ۲۳۴. محمد حسین معینی قراگزلو ۲۳۵. حسن ملکشاهی ۲۳۶. نصرالله منتظری ۲۳۷. دکتر محمد حسین منصور ۲۳۸. جعفر منصوریان ۲۳۹. محمد حسین موسوی ۲۴۰. میر اسدالله موسوی ماکویی ۲۴۱. دکتر بوذر جمهر مهر ۲۴۲. ایرج مهرزاد ۲۴۳. حسین میرزالو ۲۴۴. مصیب میرعرب رضی ۲۴۵. محمد میرلاشاری ۲۴۶. متعالیه نائینی طبا ۲۴۷. هوشنگ ناظمی ۲۴۸. فاطمه خجیمی نائینی ۲۴۹. عزت الله نصیری ۲۵۰. عباسعلی نصیری زاده ۲۵۱. علی نظمی ۲۵۲. اسمعیل نواب صفا ۲۵۳. ناصر نوربخش دماوندی ۲۵۴. محمد نوری ۲۵۵. مجتبی نوری ۲۵۶. علی پاشانور اسفندیاری ۲۵۷. قدرت الله واحدی ۲۵۸. لطیفه وحیدی ۲۵۹. حسن وزیری ۲۶۰. کیومرث وشمگیر ۲۶۱. محمدرضا وکیل گیلانی ۲۶۲. فریده هاشمی ۲۶۳. غلامرضا هاشمی میاندوآب ۲۶۴. حسن هرزندی ۲۶۵. منصور یاسینی ۲۶۶. منوچهر یزدی ۲۶۷. پروفسور مسعود یغمایی ۲۶۸. علی اوسکایگانه ۲۶۹. سعید محمد دشتکی ۲۷۰. جلال پارشا الق ۲۷۱. عباس آرام ۲۷۲. جواد آشتیانی ۲۷۳. امان الله اردلان ۲۷۴. اشرف احمدی ۲۷۵. سرتیپ حسینعلی اسفندیاری ۲۷۶. پروفسور جمشید اعلم ۲۷۷. حسن اکبر ۲۷۸. احمد بهادری ۲۷۹. باقر بوشهری ۲۸۰. دکتر علی اکبر بینا ۲۸۱. سپهبد عزیزالله پالیزبان ۲۸۲. رسول پرویزی ۲۸۳. عمادالدین تربتی ۲۸۴. مصطفی مجدد ۲۸۵. رضا جعفری ۲۸۶. سیدمحمدرضا جلال نائینی ۲۸۷. علی اکبر جلیلوند ۲۸۸. سیدمحمود جلیلی ۲۸۹. شوکت ملک جهانبانی ۲۹۰. سرلشگر منصور جهانبانی ۲۹۱. دکتر محسن حجازی ۲۹۲. امیرحسین خزیمه علم ۲۹۳. علی دشتی ۲۹۴. حسین دها ۲۹۵. سرلشگر غلامحسین دیلمی رزمخواه ۲۹۶. دریابد فرج الله رسایی ۲۹۷. محمد ذوالفقاری ۲۹۸. علی رضایی ۲۹۹. محسن رییس ۳۰۰. سیدمحمد سجادی ۳۰۱. جلال الدین شادمان ۳۰۲. جعفر شریف امامی ۳۰۳. علی صادق ۳۰۴. دکتر جهانشاه صالح ۳۰۵. دکتر عیسی صدیق ۳۰۶. سرتیپ محمدعلی صفاری ۳۰۷. ارتشبد عزت الله ضرغامی ۳۰۸. طاهر ضیایی ۳۰۹. یحیی عدل ۳۱۰. محمدعلی علامه وحیدی ۳۱۱. محسن فروغی ۳۱۲. کاظم کورس ۳۱۳. جمال گنجی نیشابوری ۳۱۴. وجیه الله فاضل سرجویی ۳۱۵. قاسم لاجوردی ۳۱۶. دکتر محمدحسن مرشد ۳۱۷. محمدعلی مسعودی ۳۱۸. بانو شمس الملوک وکیل مصاحب ۳۱۹. مصطفی مصباح زاده ۳۲۰. سرلشگر ایرج مطبوعی ۳۲۱. نصرالله مقتدر مژدهی ۳۲۲. سید اسدالله موسوی ۳۲۳. محمدحسین موسوی ۳۲۴. دکتر حبیب الله مجید مولوی ۳۲۵. محمدعلی مهدوی ۳۲۶. سید عمادالدین میرمطهری ۳۲۷. پرویز ناتل خانلری ۳۲۸. عنایت الله نصیری ۳۲۹. مهدی نمازی ۳۳۰. عبدالباقی نوات ۳۳۱. محمدابراهیم نیکپور ۳۳۲. غلامرضا نیک پی شهردار ۳۳۳. سپهبد کریم ورهرام ۳۳۴. پرویز یارافشار ۳۳۵. عزت الله یزدان پناه
نتیجه گیری
مصادره اموال پس از انقلاب ۱۳۵۷ نه یک رویداد تاریخی مختوم، بلکه فرآیندی است که هنوز ادامه دارد — هم در پروندههای قضایی جدید علیه اقلیتهای مذهبی، هم در میراث ناپیدایی که بر فرهنگ کارآفرینی ایران سنگینی میکند.
آنچه در این مقاله خواندید نشان میدهد که مصادرهها سه زیان بزرگ به بار آوردند: زیان مالی آشکار (از دست رفتن کارخانهها و سرمایهها؛ زیان انسانی) شکستهشدن آدمهایی که تمام عمرشان را بر سر آن سرمایه گذاشته بودند؛ و عمیقترین زیان، یعنی از دست رفتن اعتماد به امنیت سرمایهگذاری که نسلهای بعدی را هم مبتلا کرد.
داستان کسانی مانند برادران خسروشاهی که در کانادا «فیوچر شاپ» ساختند، یا ایروانی که در مصر دوباره کارخانه کفش راه انداخت، هم تحسینبرانگیز است هم تأملبرانگیز: این ظرفیت عظیم کارآفرینی میتوانست در ایران بماند اگر شرایط دیگری بود.
درسی که تاریخ این مصادرهها به ما میدهد ساده است: هیچ اقتصادی بدون امنیت مالکیت نمیتواند شکوفا شود. وقتی کارآفرین نداند که فردا کارخانهاش همچنان از آنِ اوست، عقلانیترین کار خروج سرمایه است، نه توسعه بلندمدت. این درس هنوز، بیش از چهار دهه بعد، بهاندازه کافی آموخته نشده است.
سوالات متداول
مصادره اموال در ایران از چه تاریخی آغاز شد؟
نقطه رسمی آغاز، فرمان ۹ اسفند ۱۳۵۷ خمینی بود که مصادره اموال خاندان پهلوی را دستور داد. اما مصادره گسترده صنعتگران از تیرماه ۱۳۵۸ و با تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع آغاز شد.
آیا همه اموال مصادرهشده به دولت رفت؟
خیر. اموال مصادرهشده عمدتاً به نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان، ستاد اجرایی فرمان امام، و سپاه پاسداران منتقل شد، نه مستقیماً به خزانه دولت.
آیا کسی توانست اموال مصادرهشدهاش را پس بگیرد؟
موارد موفق بسیار نادر و محدود بودند. حتی تلاشهای دوران سازندگی هاشمی رفسنجانی، که با ملاقاتهایی در آمریکا همراه بود، به دلیل مقاومت جناح چپ به نتیجه نرسید.
آیا مصادره اموال فقط مربوط به سالهای اول انقلاب است؟
نه. مصادره اموال (بهویژه اموال بهاییان و اقلیتهای مذهبی) تا امروز ادامه دارد. تنها در مرداد ۱۴۰۴، دادگاه ویژه اصل ۴۹ حکم مصادره اموال ۲۲ شهروند بهایی اصفهان را صادر کرد.
چه اتفاقی برای کارخانههای مصادرهشده افتاد؟
اغلب آنها تحت مدیریت دولتی به واحدهایی زیانده تبدیل شدند. ایرانناسیونال (ایرانخودرو) امروز با زیان انباشتهای بیش از ۱۲۵ هزار میلیارد تومان فعالیت میکند. کارخانه ارج به انبار تبدیل شد و بسیاری از شعب کفش ملی تعطیل شدند.
کدام قانون ابزار اصلی مصادرههای جدیدتر است؟
اصل ۴۹ قانون اساسی که دولت را موظف به مصادره «ثروتهای نامشروع» میکند. این اصل بهویژه علیه اقلیتهای مذهبی مانند بهاییان بهکار رفته است.
بزرگترین سرمایهداران مصادرهشده چه کسانی بودند؟
از شناختهشدهترین آنها میتوان به برادران خیامی (ایرانناسیونال)، محمدرحیم ایروانی (کفش ملی)، محمدتقی برخوردار (پارس الکتریک)، و حبیب ثابت (پپسیکولا و جنرالتایر) اشاره کرد.
آیا مصادرهشوندگان توانستند در خارج از ایران دوباره شروع کنند؟
بسیاری از آنها موفق شدند. برادران خیامی نمایندگی بنز را در غرب به دست آوردند. برادران خسروشاهی فروشگاههای «فیوچر شاپ» را در کانادا بنیان نهادند. خانواده ایروانی کارخانه کفش در مصر و افغانستان راهاندازی کرد.
منابع
روزنامه اطلاعات، ۲۷ خرداد ۱۳۵۸ — فهرست ۳۳۵ نفره
روزنامه کیهان، ۱۴ تیر ۱۳۵۸ — فهرست ۵۳ نفره
مجموعه قوانین و مقررات صنعت کشور، وزارت صنایع، چاپ ۱۳۷۹، صص ۲۲۱–۲۲۳
اکبر لاجوردیان، خاطرات (نقلشده در منابع مصادره)
اسدالله عسگراولادی، مصاحبه با سایت عصر ایران، کد ۵۵۹۵۱۷، ۲۰/۶/۱۳۹۶
دکتر علیاصغر سعیدی، مصاحبههای متعدد درباره تاریخ اقتصادی ایران
روزنامه سلام، شمارههای ۲۵ اردیبهشت، ۱۳ مرداد، ۲۲ تیر، اول تیر، ۹ خرداد ۱۳۷۰
روزنامه رسالت، ۶ تیر ۱۳۷۰
محمدصادق مزینانی، مصادره اموال، دانشنامه امام خمینی، ج۹، ص۳۴۰–۳۴۹
ایراناینترنشنال، مرداد ۱۴۰۴ — گزارش مصادره اموال بهاییان اصفهان
خبرگزاری هرانا، ۷ مرداد ۱۴۰۴
Human Rights Watch, «The Boot on My Neck», 2024
Amnesty International, گزارشهای سالانه ۱۴۰۱–۱۴۰۳
U.S. Department of State, Country Reports on Human Rights Practices, 2015–2024
Justice for Iran (JFI) — پایگاه داده Stolen Lands (justice4iran.org)
مرکز اسناد حقوق بشر ایران (CHRI) — iranhumanrights.org
مرکز عبدالرحمان بروماند — iranrights.org