فرهنگ جامع اصطلاحات تخصصی وقف | مفاهیم حقوقی و فقهی
مرجع الفبایی اصطلاحات حقوقی، فقهی و ثبتی وقف با تعاریف دقیق و کاربردی بر اساس قوانین ایران.

مقدمه
وقف یکی از مهمترین نهادهای حقوقی و فقهی در نظام حقوقی ایران است که نقش مؤثری در حوزههای مذهبی، آموزشی، فرهنگی، اجتماعی و امور عامالمنفعه دارد. آشنایی با اصطلاحات تخصصی این حوزه، درک صحیح قوانین و مقررات، وقفنامهها، اسناد رسمی، نحوه اداره موقوفات و معاملات املاک وقفی را آسانتر میکند.
اگر ابتدا میخواهید با مفهوم وقف، انواع موقوفات، ارکان وقف، اراضی وقفی و مهمترین قوانین و مقررات این نهاد آشنا شوید، پیشنهاد میکنیم مقاله «اراضی وقفی و موقوفه چیست؟ راهنمای جامع قوانین و معاملات» را مطالعه کنید. این مقاله با رویکردی واژهنامهای، مهمترین اصطلاحات حقوقی، فقهی، ثبتی و مدیریتی مرتبط با وقف را به ترتیب الفبای فارسی گردآوری و توضیح میدهد تا دسترسی به مفاهیم تخصصی این حوزه سادهتر باشد.
اصطلاحات این مجموعه بر پایه قوانین و مقررات، منابع معتبر فقه امامیه و ادبیات تخصصی حقوق وقف تدوین شدهاند. با این حال، این واژهنامه یک دانشنامه پویاست و بهصورت مستمر بازبینی و تکمیل میشود. اگر احساس میکنید اصطلاحی از قلم افتاده، تعریفی نیاز به اصلاح دارد یا نکتهای میتواند به غنای این مجموعه کمک کند، خوشحال میشویم پیشنهاد خود را از طریق بخش دیدگاهها با ما در میان بگذارید. مشارکت شما میتواند به شکلگیری مرجعی دقیقتر و کاربردیتر برای همه علاقهمندان و متخصصان حوزه وقف کمک کند.
این مقاله بخشی از مجموعه دانشنامه املاک و اراضی آماگ است. برای آشنایی با ساختار کلی انواع املاک و اراضی در ایران و شناخت دستهبندیهای حقوقی آنها، مطالعه مقاله «راهنمای جامع انواع املاک و اراضی در ایران» نیز پیشنهاد میشود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « الف »
آبادانی موقوفه
مجموعه اقداماتی که با هدف حفظ، احیا، مرمت، بازسازی، توسعه و افزایش بهرهوری عین موقوفه انجام میشود. این اقدامات باید در چارچوب نیت واقف، مفاد وقفنامه و با رعایت غبطه موقوفه صورت گیرد و نباید موجب تغییر جهت وقف یا خروج از اهداف تعیینشده توسط واقف شود.
تأبید (ابدیت وقف)
یکی از ارکان اساسی وقف که بر دائمی بودن آن دلالت دارد. بر این اساس، عین موقوفه برای همیشه از نقلوانتقال و تملک خصوصی خارج میشود و منافع آن مطابق نیت واقف در اختیار موقوفعلیهم یا جهت وقف قرار میگیرد. وقف موقت، جز در موارد استثنایی مورد پذیرش برخی دیدگاههای فقهی، در حقوق مدنی ایران معتبر نیست؛ زیرا با ماهیت دائمی وقف موضوع ماده ۵۵ قانون مدنی ناسازگار است.
ابهام در وقف
وضعیتی که در آن یکی از ارکان یا شرایط اساسی وقف — مانند عین موقوفه، موقوفعلیهم، جهت وقف یا نحوه اداره — بهگونهای نامشخص است که تشخیص اراده واقف یا اجرای صحیح وقف را دشوار میسازد. در مواردی که ابهام قابل رفع نباشد، ممکن است وقف باطل یا غیرقابل اجرا شناخته شود.
ابطال وقف
بیاعتبار شناخته شدن وقف از سوی مرجع صالح قضایی، در مواردی که احراز شود وقف از ابتدا فاقد یکی از شرایط اساسی صحت بوده یا به موجب قانون نفوذ حقوقی نداشته است. آثار ابطال به زمان ایجاد وقف بازمیگردد و با پایان وقف تفاوت دارد.
ابطال وقفنامه
بیاعتبار شدن سند تنظیمشده برای اثبات وقف. بیاعتباری سند لزوماً به معنای بطلان اصل وقف نیست؛ در صورت اثبات تحقق صحیح وقف از طریق سایر ادله قانونی، ممکن است اصل وقف همچنان معتبر باشد.
ابراء دیون موقوفه
صرفنظر کردن طلبکار از تمام یا بخشی از مطالبات خود نسبت به موقوفه یا شخصیت حقوقی آن. ابراء، در صورت تحقق شرایط قانونی، موجب سقوط دین در حدود مورد ابراء میشود.
اجرتالمتولی، اجرتالمثل، اجرتالمسمی
اجرتالمتولی حقالزحمهای است که متولی در قبال اداره، حفظ و بهرهبرداری از موقوفه دریافت میکند. میزان آن ممکن است در وقفنامه تعیین شده باشد (اجرتالمسمی) یا در صورت سکوت واقف، بر اساس عرف و میزان خدمات متولی تعیین شود (اجرتالمثل).
اجزای موقوفه
تمام بخشهایی که بر اساس قانون، عرف یا مفاد وقفنامه جزء عین موقوفه محسوب میشوند؛ مانند ساختمان، تأسیسات، درختان و راههای دسترسی. مطابق ماده ۶۸ قانون مدنی، هر چیزی که عرفاً جزء یا از توابع عین موقوفه محسوب شود داخل در وقف است، مگر آنکه واقف آن را استثنا کرده باشد.
اخراج ثلث
فرایند تعیین و جداسازی یکسوم دارایی خالص متوفی، پس از کسر دیون و هزینههای کفن و دفن، برای اجرای وصایای نافذ، از جمله وصیت به ایجاد وقف.
ادخال
افزودن اشخاص جدید به جمع موقوفعلیهم پس از تحقق کامل وقف. مطابق ماده ۶۱ قانون مدنی، پس از وقوع صحیح وقف و حصول قبض، واقف حق ندارد کسی را داخل در موقوفعلیهم کند یا از آنان خارج سازد، مگر آنکه چنین اختیاری در ضمن وقفنامه پیشبینی شده باشد.
اراده واقف
قصد و تصمیم حقوقی واقف برای ایجاد وقف، تعیین عین موقوفه، موقوفعلیهم، جهت وقف و نحوه مصرف منافع. تا زمانی که مخالف قانون، شرع یا نظم عمومی نباشد، اراده واقف مبنای اداره موقوفه است.
ارتفاق موقوفه
حق ارتفاقی که به نفع موقوفه یا بر عهده آن وجود دارد، مانند حق عبور یا حق شرب. مطابق ماده ۶۴ قانون مدنی، وقف ملکی که در آن حق ارتفاق موجود است بدون خلل به آن حق جایز است.
ارکان وقف
عناصر اساسی تشکیلدهنده وقف که بدون تحقق آنها وقف واقع نمیشود: واقف، عین موقوفه، صیغه (ایجاب و قبول) و قبض.
استثنا از وقف
خارج کردن بخشی از منافع، حقوق یا متعلقات مال از شمول وقف، همزمان با انشای آن، مطابق ماده ۶۸ قانون مدنی.
استعفای متولی
اعلام اراده متولی برای کنارهگیری از سمت تولیت. اصل بر آن است که متولی پس از قبول سمت حق استعفا ندارد، مگر آنکه قانون یا مفاد وقفنامه خلاف آن را مقرر کرده باشد یا مرجع صالح تصمیم دیگری اتخاذ کند.
استیلای عرفی
تسلط و اختیاری که از دید عرف، تصرف و سلطه مؤثر بر مال شناخته میشود. تحقق قبض زمانی احراز میشود که شخص صالح برای قبض، بر عین موقوفه استیلای عرفی پیدا کند.
استیفا
بهرهمند شدن از حق یا استفاده مشروع از منافع مال. موقوفعلیهم حق دارند در حدود وقفنامه و مقررات قانونی، از منافع موقوفه بهرهمند شوند.
اشاعه و وقف سهم مشاع
اشاعه وضعیتی است که در آن دو یا چند شخص، بدون تعیین سهم مفروز، مالکیت مشترک دارند. مطابق ماده ۵۸ قانون مدنی، وقف مال مشاع صحیح است و تنها همان سهم از مالکیت واقف خارج و تابع احکام وقف میشود.
اضرار به دیّان و وقف به قصد فرار از دین
اضرار به دیّان اقدام بدهکار برای کاهش یا از بین بردن امکان وصول مطالبات طلبکاران است. مطابق ماده ۶۵ قانون مدنی، صحت وقفی که به علت اضرار طلبکاران واقف واقع شده باشد، منوط به اجازه آنان است.
اعراض از وقف
اعلام انصراف واقف از وقف یا تلاش برای بازگرداندن مال موقوفه به مالکیت خود پس از تحقق صحیح وقف. از آنجا که وقف عقدی لازم و غیرقابل رجوع است (ماده ۶۱ قانون مدنی)، اعراض واقف اثر حقوقی در زوال وقف ندارد.
اقاله
توافق طرفین برای انحلال یک عقد. با توجه به ماهیت دائمی و لازم وقف، اقاله در عقد وقف امکانپذیر نیست.
قبض و اقباض
قبض، استیلای عرفی و قانونی شخص صالح بر عین موقوفه پس از انشای وقف است و از شرایط تحقق وقف محسوب میشود (ماده ۵۹ قانون مدنی).
اقباض، عمل تسلیم و در اختیار قرار دادن عین موقوفه توسط واقف یا نماینده قانونی او به شخص صالح برای قبض است و مقدمه تحقق قبض به شمار میرود.
مطابق ماده ۶۲ قانون مدنی، در صورتی که موقوفعلیهم محصور باشند خود آنان قبض میکنند و قبض طبقه اول کافی است؛ در وقف بر موقوفعلیهم غیرمحصور یا مصالح عامه، متولی و در غیر این صورت حاکم قبض میکند.
مطابق ماده ۶۷ قانون مدنی، مالی که قبض و اقباض آن ممکن نیست، وقف آن باطل است، مگر آنکه واقف قادر به اخذ و اقباض نباشد ولی موقوفعلیه قادر به اخذ آن باشد.
افراز
تقسیم مال مشاع به سهمهای مستقل و مشخص. افراز اموال موقوفه یا سهم مشاع موقوفه تابع مقررات عمومی افراز و احکام خاص وقف است.
اعیان و اعیان موقوفه
اعیان، اموال مادی و دارای وجود خارجی مستقل است؛ در حقوق وقف، موضوع وقف باید عین باشد تا امکان بقای اصل مال همراه با انتفاع از منافع آن وجود داشته باشد (ماده ۵۸ قانون مدنی).
اعیان موقوفه ساختمانها، بناها، درختان و سایر اجزای مادی متعلق به موقوفه هستند.
اعمال حقوقی متولی
تصمیمها و اقداماتی که متولی در حدود اختیارات قانونی و مفاد وقفنامه برای اداره، حفظ، اجاره، سرمایهگذاری، تعمیر یا دفاع از حقوق موقوفه انجام میدهد.
امانت و امین
امانت، تعهد قانونی و شرعی متولی، امین، ناظر و سایر مسئولان اداره موقوفه در حفظ عین و منافع موقوفه است؛ تعدی یا تفریط نسبت به این امانت موجب مسئولیت و الزام به جبران خسارت است.
امین شخصی است که به موجب قانون، حکم دادگاه یا مفاد وقفنامه، برای حفظ حقوق موقوفه یا نظارت بر عملکرد متولی تعیین میشود؛ در صورت احراز خیانت یا عدم صلاحیت متولی، دادگاه میتواند امینی به وی ضمیمه کند (ضم امین).
اهلیت، اهلیت استیفا، اهلیت تمتع
اهلیت، صلاحیت قانونی شخص برای دارا شدن حقوق یا اجرای آنهاست. مطابق ماده ۵۷ قانون مدنی، واقف باید مالک مالی باشد که وقف میکند و اهلیتی داشته باشد که در معاملات معتبر است.
اهلیت استیفا، توانایی اجرای مستقیم حقوق است و مستلزم بلوغ، عقل و رشد میباشد.
اهلیت تمتع، صلاحیت برخورداری از حقوق و تکالیف است که با تولد آغاز میشود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ب »
باطل و بطلان وقف
باطل، وصف عملی است که به دلیل فقدان یکی از شرایط اساسی صحت، از ابتدا هیچ اثر حقوقی ندارد. هرگاه یکی از ارکان وقف — اهلیت واقف، مالکیت و قابلیت وقف مال، مشروع بودن جهت وقف (ماده ۶۶ قانون مدنی)، ایجاب، قبول یا قبض — وجود نداشته باشد، وقف باطل است.
بطلان با پایان یافتن وقف تفاوت دارد؛ در بطلان، عقد وقف اساساً بهطور صحیح شکل نگرفته است.
بقاع متبرکه
اماکن مذهبی، زیارتگاهها و آرامگاههای شخصیتهای دینی که بسیاری از آنها دارای موقوفات مستقل هستند یا از محل درآمد موقوفات اداره میشوند. عواید این موقوفات باید مطابق نیت واقف و مقررات قانونی هزینه شود.
بدل، بدل عین موقوفه، بدل حیلوله
بدل، مالی است که بر اثر تلف، اتلاف یا غصب جایگزین مال دیگری میشود.
بدل عین موقوفه، مال یا بهایی است که در نتیجه تلف عین موقوفه بهعنوان جایگزین آن پرداخت میشود و همان وضعیت حقوقی موقوفه را مییابد.
بدل حیلوله مبلغی است که در فرض عدم دسترسی موقت به عین مال — بدون تلف اصل آن — پرداخت میشود.
بستانکاران واقف (دیّان)
اشخاصی که پیش از تحقق وقف نسبت به واقف طلب یا حق مالی دارند. مطابق ماده ۶۵ قانون مدنی، اگر وقف به قصد اضرار به این اشخاص انجام شود، صحت آن منوط به اجازه آنان است.
بطون و بطون لاحقه
بطون، نسلها یا طبقات متوالی موقوفعلیهم هستند که بر اساس وقفنامه بهترتیب از منافع موقوفه بهرهمند میشوند.
بطون لاحقه به نسلهای بعدی گفته میشود که پس از پایان حق طبقه پیشین از منافع بهرهمند میشوند؛ برای صحت چنین وقفی، وجود حداقل طبقه نخست در زمان تحقق وقف ضروری است.
بهرهبرداری و بهرهوری موقوفه
بهرهبرداری از موقوفه، استفاده مشروع از منافع و درآمدهای موقوفه در چارچوب نیت واقف است که نباید موجب تلف یا تغییر کاربری نامشروع عین موقوفه شود.
بهرهوری موقوفه، میزان کارآمدی در استفاده از ظرفیتهای موقوفه برای تحقق بهتر اهداف وقف است.
بیع موقوفه (بیع عین موقوفه)
فروش مال وقفی. اصل بر ممنوعیت فروش موقوفه است. مطابق ماده ۸۸ قانون مدنی، فروش موقوفه تنها در صورتی جایز است که موقوفه خراب شود یا خوف خرابی آن رود، بهطوری که انتفاع از آن ممکن نباشد و عمران آن نیز متعذر باشد یا کسی برای عمران آن حاضر نشود؛ در این صورت مطابق ماده ۹۰ قانون مدنی، بها باید به نزدیکترین مال به غرض واقف تبدیل شود (تبدیل به احسن). مطابق ماده ۸۹ قانون مدنی، اگر بخشی از موقوفه خراب شود، همان بخش فروخته میشود، مگر آنکه خرابی آن بخش سبب سلب انتفاع از باقیمانده گردد که در این صورت تمام موقوفه فروخته میشود.
بقای عین و بقاپذیری مال
بقای عین، از شرایط بنیادی وقف است بدین معنا که اصل مال با بهرهبرداری متعارف از بین نرود؛ اموالی که با نخستین استفاده مصرف میشوند اصولاً قابل وقف نیستند (ماده ۵۸ قانون مدنی).
بقاپذیری مال، همین قابلیت حفظ اصل مال در کنار انتفاع مستمر است.
بودجه موقوفه
برنامه مالی مربوط به پیشبینی درآمدها، هزینهها و تعهدات موقوفه در یک دوره زمانی مشخص که باید با رعایت مفاد وقفنامه و مصلحت موقوفه تنظیم و اجرا شود.
بنای موقوفه و بهای موقوفه
بنای موقوفه، ساختمان یا سازهای است که تمام یا بخشی از آن موضوع وقف قرار گرفته یا بر عرصه موقوفه احداث شده است.
بهای موقوفه، ارزش مالی عین موقوفه در زمان ارزیابی است که در جبران خسارت، فروش قانونی و تبدیل به احسن اهمیت دارد.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « پ »
پایان وقف
زوال آثار حقوقی وقف. اصل بر دائمی بودن وقف است؛ ازاینرو وقف صحیح اصولاً قابل انحلال یا فسخ نیست. تنها در موارد استثنایی، مانند احراز بطلان وقف یا از بین رفتن کامل موضوع وقف، ممکن است آثار حقوقی آن منتفی شود.
پرداخت و تصفیه دیون موقوفه
ایفای تعهدات مالی مربوط به اداره، نگهداری، حفاظت و عمران موقوفه، از جمله هزینههای جاری، مالیات و حقالزحمه عوامل اداره موقوفه، که از محل عواید موقوفه پرداخت میشود.
پذیره، پذیره ابتدایی
پذیره، وجهی است که در برخی قراردادهای واگذاری منافع یا اجاره املاک موقوفه، علاوه بر اجارهبها، از متصرف یا مستأجر دریافت میشود و ماهیتی مستقل از اجارهبها دارد.
پذیره ابتدایی هنگام انعقاد قرارداد و پذیره انتقال در صورت انتقال حقوق ناشی از قرارداد دریافت میشود؛پرداخت پذیره حقی نسبت به عین موقوفه ایجاد نمیکند.
پروانه بهرهبرداری موقوفه
مجوزی که برای انجام برخی فعالیتهای اقتصادی، تولیدی، خدماتی یا کشاورزی در املاک موقوفه از سوی مرجع صلاحیتدار صادر میشود، بدون آنکه تغییری در ماهیت وقفی ملک ایجاد کند.
پلاک ثبتی، پرونده ثبتی و سابقه ثبتی موقوفه
پلاک ثبتی، شناسه اختصاصیافته به ملک وقفی در نظام ثبت اسناد و املاک است.
پرونده ثبتی، مجموعه اسناد، نقشهها و مکاتبات مربوط به یک موقوفه است که در مراجع ثبتی نگهداری میشود و از مهمترین مستندات احراز وضعیت ثبتی و مالکیت موقوفه به شمار میرود.
پشتوانه مالی موقوفه
مجموعه داراییها، منابع درآمدی و ظرفیتهای اقتصادی موقوفه که امکان حفظ، اداره و توسعه آن را با رعایت غبطه موقوفه فراهم میکند.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ت »
تعدی و تفریط
تعدی، تجاوز از حدود اختیارات یا تخلف از تکالیف قانونی در اداره موقوفه است.
تفریط، کوتاهی یا اهمال در انجام اقداماتی است که برای حفظ و اداره صحیح موقوفه ضروری است.
هر دو از مصادیق تقصیر بوده و در صورت ورود خسارت، موجب مسئولیت قانونی متولی، امین یا مدیر موقوفه میشوند.
تعدیل اجاره موقوفه
بازنگری و اصلاح اجارهبهای املاک وقفی با توجه به شرایط اقتصادی، ارزش روز منافع و رعایت غبطه موقوفه.
تعدد و تولیت اشتراکی/استقلالی/ترتیبی
تعدد متولی، وضعیتی است که واقف بیش از یک متولی برای اداره موقوفه تعیین کرده باشد. مطابق ماده ۷۵ قانون مدنی، واقف میتواند تولیت را برای خود یا متولیان متعدد قرار دهد که مستقلاً یا مجتمعاً اداره کنند. در تولیت اشتراکی، اداره موقوفه همزمان بر عهده چند متولی است
در تولیت استقلالی، هر متولی اختیار انجام مستقل امور را دارد.
در تولیت ترتیبی، متولیان به ترتیب زمان یا نسل، پس از پایان مسئولیت متولی پیشین، عهدهدار اداره میشوند.
تبدیل به احسن
جایگزین کردن عین موقوفه با مال دیگری که در موارد مجاز قانونی، بیشترین انطباق را با هدف وقف دارد؛ معمولاً پس از فروش قانونی موقوفه مطابق ماده ۹۰ قانون مدنی انجام میشود.
تبرعات
اعمال حقوقی رایگانی که بدون دریافت عوض انجام میشوند. وقف از مهمترین مصادیق تبرعات است.
تلف عین موقوفه
از بین رفتن کلی یا جزئی مال وقفی. در صورتی که تلف ناشی از فعل شخص دیگری باشد، وی مسئول جبران خسارت است و بدل پرداختی تابع احکام وقف خواهد بود.
تولیت
سمت و اختیار قانونی اداره، حفظ، نگهداری و اجرای مفاد وقفنامه نسبت به موقوفه. حدود اختیارات متولی بر اساس اراده واقف و قانون تعیین میشود.
تفکیک موقوفه
تقسیم یک ملک وقفی به قطعات مستقل از نظر ثبتی یا فنی، بدون آنکه ماهیت وقف یا مالکیت آن تغییر کند.
تفویض تولیت
واگذاری اختیارات یا مسئولیتهای ناشی از سمت تولیت به شخص دیگر. اصل بر آن است که متولی حق انتقال سمت تولیت را ندارد، مگر آنکه واقف چنین اختیاری را در وقفنامه پیشبینی کرده باشد.
تنجیز وقف
معلق نبودن ایجاد وقف بر وقوع حادثه یا تحقق شرطی در آینده، بهطوری که آثار حقوقی آن بدون تأخیر ایجاد شود. تنجیز از مباحث مهم فقهی در باب وقف است.
تصرف عدوانی در موقوفه
استیلای بدون مجوز قانونی بر مال وقفی یا خارج کردن آن از تصرف قانونی متولی. رفع تصرف عدوانی از طریق مراجع صالح قضایی امکانپذیر است.
تعمیرات جاری و اساسی موقوفه
تعمیرات جاری، اقدامات مستمر برای نگهداری عادی موقوفه و رفع استهلاک متعارف است. تعمیرات اساسی به اقداماتی گفته میشود که برای حفظ استحکام یا قابلیت بهرهبرداری بلندمدت موقوفه ضرورت دارند و از تعمیرات معمول فراتر هستند.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ث »
ثلث و ثلث باقی
ثلث، یکسوم دارایی خالص متوفی پس از کسر دیون و هزینههای کفن و دفن است که هر شخص میتواند در حدود آن، بدون نیاز به اجازه وراث، وصیت کند، از جمله وصیت به ایجاد وقف. ثلث باقی به مالی گفته میشود که بر اساس وصیت، اصل آن حفظ و منافعش بهطور مستمر مصرف میشود؛ این نهاد از نظر حقوقی تابع احکام وصیت است و نباید با وقف اشتباه گرفته شود.
ثمن موقوفه
بهای حاصل از فروش قانونی عین موقوفه که باید مطابق مقررات، در جهت تحقق نیت واقف، از جمله تبدیل به احسن، مصرف شود.
ثمره موقوفه و ثمرات مدنی
ثمره موقوفه، محصولات طبیعی حاصل از عین موقوفه است که بدون از بین رفتن اصل مال به دست میآیند.
ثمرات مدنی، درآمدهایی است که از بهرهبرداری حقوقی از موقوفه ایجاد میشود، مانند اجارهبها.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ج »
جهت وقف
هدف یا مقصود مشروعی که واقف منافع موقوفه را برای تحقق آن اختصاص میدهد؛ مانند امور مذهبی، آموزشی یا درمانی. مطابق ماده ۶۶ قانون مدنی، وقف بر مقاصد غیرمشروع باطل است.
جهات خیریه و جهات مصرف
جهات خیریه، امور عامالمنفعهای است که در راستای منافع عمومی قرار دارند؛ بسیاری از موقوفات عام با هدف تأمین این امور ایجاد میشوند.
جهات مصرف، مواردی است که واقف برای هزینهکرد منافع موقوفه تعیین کرده و متولی مکلف به رعایت دقیق آن است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ح »
حاکم شرع
مرجع دارای صلاحیت قانونی که قانون یا مقررات شرعی انجام برخی امور مربوط به وقف را بر عهده او قرار داده است؛ در حقوق ایران این صلاحیتها بر اساس قانون مدنی و قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه اعمال میشود.
حبس، حبس دائم، حبس مطلق
حبس، نهادی است که به موجب آن مالک عین مال را حفظ کرده و حق استفاده از منافع را برای شخص دیگری برقرار میکند، بدون انتقال مالکیت عین.
حبس دائم به اختصاص همیشگی عین برای بهرهبرداری از منافع گفته میشود و از این جهت با وقف مشابهت دارد، اما وقف نهادی مستقل و تابع احکام خاص خود است.
حبس مطلق، بدون تعیین مدت برقرار میشود و مالکیت عین برای حابس باقی میماند.
حریم موقوفه
محدودهای که بر اساس قانون یا عرف، برای حفظ و بهرهبرداری متعارف از موقوفه ضرورت دارد.
حق ارتفاق و حق انتفاع
حق ارتفاق، حقی است که مالک یک ملک برای استفاده بهتر از ملک خود، از ملک دیگری بهرهمند میشود؛ وقف بودن ملک، بهتنهایی موجب زوال حقوق ارتفاقی موجود نمیشود (ماده ۶۴ قانون مدنی).
حق انتفاع، حقی است که شخص میتواند از مال متعلق به دیگری استفاده کند بدون آنکه مالک عین شود؛ بهرهمندی موقوفعلیهم از منافع موقوفه، مهمترین مصداق حق انتفاع در حقوق وقف است.
حقالتولیه
حقالزحمه یا سهمی که متولی، در صورت پیشبینی در وقفنامه یا تجویز قانون، در قبال اداره موقوفه دریافت میکند.
حقوق موقوفعلیهم و حقوق موقوفه
حقوق موقوفعلیهم، مجموعه حقوقی است که بر اساس وقفنامه و قانون برای بهرهمندی از منافع موقوفه به آنان تعلق میگیرد.
حقوق موقوفه شامل تمامی حقوق مالی و غیرمالی متعلق به شخصیت حقوقی موقوفه است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « خ »
خارج از حدود تولیت و خارج از غرض واقف
خارج از حدود تولیت، هرگونه اقدام متولی بدون اختیار قانونی یا برخلاف مفاد وقفنامه است که ممکن است غیرنافذ یا باطل باشد.
خارج از غرض واقف، هرگونه مصرف یا تصمیم مدیریتی است که با نیت واقف سازگار نباشد.
خرابی موقوفه
وضعیتی که در آن عین موقوفه بر اثر فرسودگی یا حوادث، تمام یا بخشی از قابلیت بهرهبرداری متعارف خود را از دست داده باشد. در صورت عدم امکان تعمیر، مطابق مواد ۸۸ و ۸۹ قانون مدنی، آثار حقوقی آن تابع مقررات فروش موقوفه است.
خلع ید از موقوفه
دعوایی که برای رفع تصرف غیرقانونی از مال وقفی و اعاده آن به متصرف قانونی مطرح میشود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « د »
دائمی بودن وقف
از ویژگیهای اساسی وقف؛ عین موقوفه برای همیشه از نقلوانتقال و مالکیت خصوصی خارج میشود و منافع آن مطابق نیت واقف مصرف میشود، مگر در موارد استثنایی که قانون حکم دیگری مقرر کرده باشد.
دادخواست و دعوای مربوط به موقوفه
درخواست رسمی رسیدگی قضایی در موضوعاتی مانند اثبات وقف، ابطال وقفنامه، تعیین یا عزل متولی، خلع ید و مطالبه خسارت که به مرجع صالح تقدیم میشود.
دیون موقوفه
تعهدات و بدهیهای مالی ناشی از اداره، نگهداری یا عمران موقوفه که از محل درآمدهای موقوفه پرداخت میشود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ذ »
ذیحق و ذینفع
ذیحق، شخصی است که بر اساس قانون یا وقفنامه نسبت به موقوفه دارای حق شناخته میشود.
ذینفع، شخصی است که از نتیجه یک دعوای مرتبط با موقوفه منفعت مستقیم میبرد؛ احراز ذینفع بودن از شرایط اساسی اقامه بسیاری از دعاوی وقف است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ر »
رقبه
هر واحد مستقل از اموال غیرمنقول موقوفه. یک موقوفه ممکن است از یک یا چند رقبه با حدود و سوابق ثبتی مستقل تشکیل شده باشد.
رقبی
یکی از انواع حق انتفاع که برای مدت معین برقرار میشود؛ برخلاف وقف، مالکیت عین منتقل نمیشود و با پایان مدت، حق انتفاع نیز خاتمه مییابد.
رشد
توانایی قانونی شخص در تشخیص مصلحت و اداره امور مالی خود؛ در کنار بلوغ و عقل، از شرایط لازم برای انجام اعمال حقوقی مالی از جمله وقف است.
رعایت غبطه موقوفه و رعایت نیت واقف
غبطه موقوفه، اتخاذ تصمیمهایی است که بیشترین منفعت و کمترین زیان را برای موقوفه در پی دارد.
رعایت نیت واقف، اجرای مفاد وقفنامه و مصرف منافع موقوفه دقیقاً در جهتی است که واقف تعیین کرده است؛ این دو اصل از مهمترین مبانی اداره موقوفات هستند.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ز »
زوال منفعت و زوال موقوفه
زوال منفعت، از دست رفتن موقت یا دائم قابلیت بهرهبرداری متعارف از عین موقوفه است؛ بهتنهایی موجب زوال وقف نمیشود.
زوال موقوفه، از بین رفتن کامل عین یا موضوع وقف است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « س »
سند موقوفه و سند مالکیت موقوفه
سند موقوفه، سند رسمی یا عادی حاوی اطلاعات مربوط به وقف است که مهمترین مصداق آن وقفنامه است.
سند مالکیت موقوفه، سند رسمی صادرشده برای ملک وقفی است که صدور آن تغییری در ماهیت وقفی مال ایجاد نمیکند.
سفیه، صغیر، محجور
سفیه، شخصی است که به دلیل نداشتن توانایی لازم در اداره امور مالی، قانون تصرفات مالی او را محدود کرده است؛ وقف از سوی سفیه تابع مقررات حجر است.
سمت تولیت و سمت نظارت
سمت تولیت، عنوان حقوقی متولی برای اداره موقوفه است.
سمت نظارت، مسئولیتی است که برای نظارت بر عملکرد متولی به شخص یا اشخاص معین واگذار میشود.
سازمان اوقاف و امور خیریه
نهاد مسئول اعمال وظایف و اختیارات قانونی در زمینه اداره، نظارت، حفظ و ساماندهی موقوفات و بقاع متبرکه، مطابق قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۳۶۳ و اصلاحات بعدی آن.
سکنی
یکی از انواع حق انتفاع که به موجب آن شخص حق استفاده از مال غیرمنقول را برای سکونت پیدا میکند، بدون آنکه مالک عین شود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ش »
شرط باطل و شرط خلاف مقتضای وقف
شرط باطل، شرطی است که به دلیل مخالفت با قانون یا شرع فاقد اعتبار است؛ بطلان شرط لزوماً موجب بطلان وقف نیست.
شرط خلاف مقتضای وقف، شرطی است که با ماهیت اساسی وقف ناسازگار است؛ مانند شرطی که امکان رجوع واقف یا انتقال آزادانه عین موقوفه را پیشبینی کند.
شرط واقف
هر قید یا تکلیفی که واقف در حدود قانون و شرع برای اداره موقوفه، نحوه مصرف منافع یا تعیین متولی مقرر میکند. رعایت شروط واقف، تا زمانی که مخالف قانون یا شرع نباشد، الزامی است (بر پایه قاعده فقهی «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها» و «شرط الواقف کنص الشارع»).
شخصیت حقوقی موقوفه
موقوفه دارای شخصیت حقوقی مستقل است و میتواند طرف حق و تکلیف قرار گیرد؛ اداره و بهرهبرداری از آن تابع قانون و مفاد وقفنامه است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ص »
صلاحیت واقف
توانایی قانونی شخص برای ایجاد وقف و تصرف در مال مورد وقف، مستلزم مالکیت مال، اهلیت قانونی و نبود منع قانونی برای تصرفات مالی.
صرفه و صلاح موقوفه
مجموعه تصمیمها و اقداماتی که موجب حفظ، اداره مطلوب و افزایش بهرهوری موقوفه شود.
صیغه وقف
الفاظ یا عباراتی که اراده واقف را بر ایجاد وقف ابراز میکند. مطابق صدر ماده ۵۶ قانون مدنی، وقف با ایجاب از طرف واقف به هر لفظی که دلالت بر معنای آن کند واقع میشود و لزومی به خواندن صیغه به عربی نیست.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ض »
ضم امین
تعیین شخصی امین در کنار متولی، به حکم مرجع صالح، برای نظارت یا مشارکت در اداره موقوفه، معمولاً در مواردی که حفظ حقوق موقوفه بدون حضور امین امکانپذیر نباشد.
ضمان، ضمان قهری، ضمان متولی، ضمان ید
ضمان، مسئولیت قانونی شخص در جبران خسارت وارده به موقوفه است.
ضمان قهری بدون وجود قرارداد و صرفاً به موجب قانون ایجاد میشود.
ضمان متولی، مسئولیت او در جبران خسارتهای ناشی از تعدی یا تفریط است؛ صرف تصدی سمت تولیت موجب ضمان متولی نیست.
ضمان ید، مسئولیتی است که در نتیجه تصرف غیرقانونی بر مال ایجاد میشود.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ط »
طبقه اول موقوفعلیهم
نخستین گروه از اشخاصی که مطابق وقفنامه حق بهرهمندی از منافع موقوفه را دارند. مطابق ماده ۶۲ قانون مدنی، در وقف بر موقوفعلیهم محصور، قبض طبقه اول کافی است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ظ »
ظن قوی به خرابی موقوفه
وضعیتی که بر پایه قرائن و اوضاعواحوال، احتمال قابلتوجهی برای نابودی قریبالوقوع عین موقوفه وجود دارد؛ این مفهوم در موارد استثنایی مربوط به فروش موقوفه مورد توجه قانون است.
ظاهر وقفنامه
معنای متعارف و اولیهای که از متن سند وقف برداشت میشود. اصل بر تبعیت از ظاهر الفاظ است، مگر آنکه قرائن معتبر اراده واقعی واقف را به نحو دیگری اثبات کند.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ع »
عایدات و عواید موقوفه
درآمدها و منافع مالی حاصل از بهرهبرداری مشروع از اموال وقفی که پس از کسر هزینههای قانونی، مطابق نیت واقف مصرف میشود.
عقد وقف، عقد لازم
عقد وقف، عمل حقوقی ایجادکننده وقف است. مطابق ماده ۶۱ قانون مدنی، وقف پس از وقوع صحیح و حصول قبض لازم است و واقف نمیتواند از آن رجوع کند.
عزل متولی و عزل ناظر
عزل متولی، سلب سمت تولیت از شخص منصوب است که تنها در موارد پیشبینیشده در قانون یا وقفنامه، با تصمیم مرجع صالح امکانپذیر است. عزل ناظر به همین ترتیب درباره سمت نظارت صدق میکند.
عین موقوفه
مالی که موضوع وقف قرار میگیرد و اصل آن باید حفظ شود تا امکان بهرهبرداری مستمر از منافع آن وجود داشته باشد؛ قابلیت بقا از مهمترین شرایط عین قابل وقف است (ماده ۵۸ قانون مدنی).
عمری
یکی از انواع حق انتفاع که مدت آن به عمر مالک، منتفع یا شخص ثالث وابسته است؛ برخلاف وقف، دائمی نیست.
عرف و عرف محل
عرف، رویه متداول جامعه است که در صورت سکوت قانون یا وقفنامه میتواند در تفسیر وقف و رفع ابهامات مورد استناد قرار گیرد. مطابق ماده ۶۸ قانون مدنی، آنچه بر حسب عرف جزء توابع موقوفه محسوب شود، داخل در وقف است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « غ »
غاصب موقوفه و غصب عین موقوفه
غاصب موقوفه شخصی است که بدون مجوز قانونی بر عین یا منافع موقوفه استیلا پیدا کند و مکلف به استرداد عین، جبران منافع فوتشده و خسارات وارده است.
غبطه موقوفه
رعایت بیشترین مصلحت و منفعت موقوفه در تمام تصمیمها و اقدامات مربوط به اداره، حفظ و توسعه آن.
غرض واقف
هدف و مقصود اصلی واقف از ایجاد وقف؛ تفسیر وقفنامه و اداره موقوفه باید تا حد امکان منطبق با غرض واقف باشد (ماده ۹۰ قانون مدنی).
غیرنافذ
وصف عمل حقوقیای که تا زمان تنفیذ یا اجازه شخص ذیصلاح، فاقد اثر حقوقی کامل است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ف »
فک ملک و فک رهن
فک ملک، خروج مال از مالکیت خصوصی است؛ در وقف، با تحقق صحیح عقد، عین موقوفه از مالکیت واقف خارج و تابع احکام خاص وقف میشود. فک رهن، پایان یافتن رابطه رهن و آزاد شدن مال از وثیقه است.
فسخ
انحلال یکجانبه عقد در مواردی که قانون یا قرارداد چنین حقی را پیشبینی کرده باشد. وقف پس از تحقق صحیح، عقدی لازم و اصولاً غیرقابل فسخ است.
فوت واقف
پس از تحقق صحیح وقف، فوت واقف تأثیری بر اعتبار یا استمرار موقوفه ندارد؛ زیرا وقف نهادی دائمی و غیرقابل رجوع است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ق »
قانون مدنی
مهمترین منبع قانونی احکام وقف در نظام حقوقی ایران؛ مواد ۵۵ تا ۹۱ قانون مدنی، در باب دوم، مبحث دوم، شرایط ایجاد، ارکان، آثار و مقررات وقف را بیان میکند.
قبول وقف
اعلام پذیرش وقف از سوی شخص یا مرجع صالح. در وقف خاص، قبول موقوفعلیهم محصور (یا طبقه اول ایشان) و در وقف عام، قبول متولی یا حاکم شرط تحقق وقف است.
قصد انشا
اراده واقعی شخص برای ایجاد اثر حقوقی؛ بدون قصد انشا، هیچ عمل حقوقی از جمله وقف اعتبار قانونی نخواهد داشت.
قواعد فقهی حاکم بر وقف
دو قاعده مشهور فقهی در این باب عبارتاند از «الوقوف علی حسب ما یوقفها اهلها» (موقوفه باید مطابق شرایطی که واقف تعیین کرده اداره شود) و «شرط الواقف کنص الشارع» (شروط مشروع واقف در حکم نص شارع و لازمالرعایه است).
قیم و قیمومت
قیم، شخصی است که از سوی مرجع صالح برای اداره امور مالی محجوری که ولی خاص ندارد تعیین میشود؛ قیمومت، سمت قانونی اوست.
مال مثلی و مال قیمی
مال مثلی، مالی است که در عرف نمونههای مشابه و همارزش فراوان دارد و در صورت تلف با مثل جبران میشود. مال قیمی، مالی است که مشابه دقیق ندارد و جبران آن با پرداخت قیمت انجام میشود؛ این تمایز در تعیین بدل و جبران خسارت نسبت به عین موقوفه اهمیت دارد.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ک »
کشف نیت واقف
فرایند تفسیر وقفنامه و بررسی قرائن برای شناسایی اراده واقعی واقف. در صورت ابهام، اصل بر تفسیری است که بیشترین انطباق را با نیت واقف دارد.
کاربری موقوفه
نوع استفاده از مال وقفی (آموزشی، مذهبی، درمانی، کشاورزی، تجاری یا مسکونی)؛ هرگونه تغییر کاربری باید در چارچوب وقفنامه و غرض واقف انجام شود.
کلی در ذمه
مالی که بدون تعیین مصداق خارجی، بهصورت کلی موضوع تعهد قرار میگیرد. از آنجا که موضوع وقف باید عین معین باشد، کلی در ذمه اصولاً قابل وقف نیست.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « گ »
گواهی تولیت
مدرکی که سمت متولی و حدود اختیارات او را بر اساس وقفنامه یا حکم مرجع صالح تأیید میکند.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ل »
لازم بودن وقف
پس از تحقق صحیح وقف، واقف یا سایر اشخاص حق برهم زدن یا رجوع یکجانبه از آن را ندارند، مگر در موارد استثنایی قانونی (ماده ۶۱ قانون مدنی).
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « م »
مالک و مالکیت موقوفه
واقف باید هنگام ایجاد وقف، مالک قانونی مال مورد وقف باشد (ماده ۵۷ قانون مدنی). مالکیت موقوفه پس از تحقق وقف تابع احکام خاص وقف است و با مالکیت خصوصی تفاوت دارد؛ عین موقوفه از جریان عادی معاملات خارج میشود.
ماترک
مجموعه اموال، حقوق و تعهدات مالی شخص پس از فوت او؛ در وصیت به وقف، تعیین ثلث بر اساس ماترک انجام میشود.
متعذرالمصرف و مجهولالمصرف
موقوفه متعذرالمصرف، موقوفهای است که اجرای دقیق نیت واقف درباره مصرف منافع آن به علت از بین رفتن موضوع یا غیرممکن شدن جهت مصرف امکانپذیر نیست.
مجهولالمصرف، موقوفهای است که محل یا جهت مصرف منافع آن مشخص نیست.
مطابق ماده ۹۱ قانون مدنی، در هر دو صورت، منافع موقوفات عامه صرف بریات عمومی میشود.
متولی، متولی منصوب، متولی موقت، متولی مشترک
متولی، شخصی است که بر اساس وقفنامه یا قانون مسئول اداره، حفظ و بهرهبرداری از موقوفه است.
متولی منصوب، همان است که واقف در وقفنامه تعیین کرده است.
متولی موقت، در شرایط خاص و تا تعیین تکلیف نهایی مسئول اداره میشود.
متولی مشترک، به وضعیتی گفته میشود که اداره موقوفه به چند متولی واگذار شده باشد.
مجهولالتولیه
موقوفهای که متولی آن مشخص نیست یا امکان شناسایی وی وجود ندارد؛ اداره این موقوفات مطابق مقررات قانونی (معمولاً توسط سازمان اوقاف) انجام میشود.
محجور و محل وقف
محجور، شخصی است که به موجب قانون از انجام تصرفات حقوقی یا مالی، بهطور کلی یا جزئی، ممنوع شده است؛ مانند صغیر، مجنون و سفیه. محل وقف، مکان یا محدودهای است که مال موقوفه در آن قرار دارد و در تعیین صلاحیت مراجع اداری و قضایی مؤثر است.
محصور بودن موقوفعلیهم
اشخاص بهرهمند از منافع وقف مشخص، قابل شناسایی و محدود باشند؛ این ویژگی از خصوصیات وقف خاص است.
مدعی وقف و مرجع صالح
مدعی وقف، شخصی است که در مرجع صالح، وجود وقف یا حقوق ناشی از آن را ادعا میکند و باید ادعای خود را با ادله قانونی اثبات کند. مرجع صالح، مقام قضایی یا اداری است که به موجب قانون اختیار رسیدگی به امور موقوفات را دارد.
مسئولیت متولی
وظایف و تعهدات قانونی متولی در حفظ و اداره موقوفه؛ متولی در صورت تعدی یا تفریط، مسئول جبران خسارت خواهد بود.
مسلوبالمنفعه
موقوفهای که در مقطع زمانی مشخص، امکان بهرهبرداری از منافع آن وجود ندارد یا منافع آن در اختیار شخص دیگری قرار گرفته است.
منافع موقوفه و منافع فوتشده
منافع موقوفه، تمامی منافع و درآمدهای حاصل از بهرهبرداری مشروع از عین موقوفه است.
منافع فوتشده، منافعی است که در اثر تصرف غیرقانونی یا تخریب، از موقوفه حاصل نشده و مطالبه آن تابع مقررات مسئولیت مدنی است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ن »
ناظر، ناظر استصوابی، ناظر اطلاعی
ناظر، شخصی است که واقف برای نظارت بر اداره موقوفه و عملکرد متولی تعیین میکند.
ناظر استصوابی، ناظری است که اعتبار برخی اقدامات متولی منوط به تأیید اوست.
ناظر اطلاعی، ناظری است که متولی صرفاً مکلف است اقدامات خود را به اطلاع او برساند، بدون نیاز به تأیید پیشین.
نذورات موقوفه
اموال یا وجوهی که اشخاص به مناسبت یک موقوفه یا بقعه متبرکه اهدا میکنند؛ مصرف آن تابع نیت ناذر و مقررات قانونی است.
نقل و انتقال موقوفه
اصل بر ممنوعیت انتقال مالکیت عین موقوفه است؛ هرگونه انتقال تنها در موارد استثنایی و با رعایت شرایط قانونی (مانند فروش موضوع ماده ۸۸ قانون مدنی) امکانپذیر است.
نیت واقف
اراده و هدف مشروعی که واقف بر اساس آن مال خود را وقف میکند؛ تفسیر وقفنامه و اداره موقوفه باید تا حد امکان با نیت واقف هماهنگ باشد.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « و »
واقف
شخصی که با داشتن مالکیت، اهلیت و سایر شرایط قانونی، مال خود را برای هدفی مشروع وقف میکند (ماده ۵۷ قانون مدنی).
وقف
نهادی حقوقی که به موجب آن عین مال حبس و منافع آن تسبیل میشود (ماده ۵۵ قانون مدنی)؛ یعنی عین مال از دارایی مالک جدا و از هرگونه نقلوانتقال مصون میماند و منافع آن در جهت مشروعی که واقف تعیین کرده اختصاص مییابد. در حقوق ایران، وقف از عقود معین و تابع شرایط مقرر در قانون مدنی است.
وقف عام و وقف خاص
وقف عام، وقفی است که منافع آن برای عموم مردم یا جهات عمومی و خیریه اختصاص یافته باشد. وقف خاص، وقفی است که منافع آن برای اشخاص معین یا نسلهای مشخصی از آنان اختصاص یافته باشد. نحوه قبول، اداره و نظارت در این دو نوع متفاوت است.
وقف بر حمل و وقف بر مجهول
وقف بر حمل، وقفی است که موقوفعلیه آن جنین موجود باشد. وقف بر مجهول، وقفی است که موقوفعلیه یا جهت وقف بهگونهای مبهم است که قابل شناسایی نیست؛ آثار حقوقی آن تابع مقررات قانون مدنی درباره اعتبار وقف است.
وقف معلق بر فوت
وقفی که از طریق وصیت مقرر شده و اجرای آن به زمان فوت وصیتکننده موکول میشود؛ تابع قواعد وصیت و محدودیت ثلث است.
وقفنامه
مهمترین سند حقوقی مربوط به وقف که در آن مشخصات موقوفه، نیت واقف، شرایط وقف، ترتیب تولیت و نحوه مصرف منافع درج میشود.
ورشکستگی واقف
اگر شخصی که به موجب قانون از تصرف در اموال خود ممنوع شده (مانند تاجر ورشکسته) اقدام به وقف اموالی کند که اختیار قانونی نسبت به آنها ندارد، اعتبار این اقدام تابع مقررات ورشکستگی و حقوق طلبکاران است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « هـ »
هبه
عقدی که به موجب آن شخص مالی را بهطور رایگان به دیگری تملیک میکند. هبه با وقف تفاوت دارد؛ در هبه مالکیت عین به متهب منتقل میشود، در حالی که در وقف عین حفظ و تنها منافع آن اختصاص مییابد.
هزینههای اداره، عمرانی و جاری موقوفه
هزینههای اداره موقوفه، مخارج لازم برای حفظ و اجرای مفاد وقفنامه است. هزینههای عمرانی، مخارج توسعه و بازسازی موقوفه است. هزینههای جاری، مخارج معمول و مستمر نگهداری موقوفه (خدمات، مالیات، دستمزد) است.
اصطلاحات تخصصی وقف با حرف « ی »
ید، ید امانی، ید ضمانی
ید، سلطه و استیلای عرفی یا قانونی شخص بر مال است.
ید امانی، تصرفی است که با اجازه صاحب حق ایجاد شده؛ متولی نسبت به موقوفه دارای ید امانی است و تا زمانی که مرتکب تعدی یا تفریط نشود مسئول تلف یا خسارت نیست.
ید ضمانی، تصرفی است که به موجب قانون موجب مسئولیت شخص میشود، مانند تصرف غیرقانونی در موقوفه.
تفاوت اصطلاحات مشابه در وقف
اصطلاحات مشابه | وجه اشتراک | تفاوت اساسی | اثر حقوقی در وقف |
وقف و حبس | هر دو موجب اختصاص مال برای انتفاع میشوند | وقف دائمی و تابع احکام خاص خود است؛ حبس معمولاً موقت و تابع مقررات حق انتفاع است | وقف پس از تحقق غیرقابل رجوع است؛ حبس در موارد قانونی پایان مییابد |
وقف و هبه | هر دو از عقود تبرعی هستند | در هبه مالکیت عین به متهب منتقل میشود؛ در وقف عین حفظ و منافع اختصاص مییابد | موقوفه از جریان معاملات خارج میشود؛ مال موهوب قابل نقل و انتقال است |
وقف و وصیت | هر دو میتوانند اهداف خیریه داشته باشند | وصیت پس از فوت اجرا میشود؛ وقف اصولاً در زمان حیات واقف تحقق مییابد | وصیت تابع محدودیت ثلث است؛ وقف در زمان حیات چنین محدودیتی ندارد |
وقف عام و وقف خاص | هر دو از انواع وقف هستند | وقف عام برای جهات عمومی؛ وقف خاص برای اشخاص معین است | نحوه قبول، اداره و نظارت متفاوت است |
متولی و ناظر | هر دو در اداره موقوفه نقش دارند | متولی ادارهکننده است؛ ناظر بر حسن اجرای وظایف متولی نظارت میکند | ناظر اصولاً اداره موقوفه را بر عهده ندارد |
ناظر استصوابی و ناظر اطلاعی | هر دو از انواع ناظر هستند | در استصوابی، تأیید ناظر لازم است؛ در اطلاعی، صرف اطلاعرسانی کافی است | حدود اختیارات متولی بر این اساس متفاوت است |
تعدی و تفریط | هر دو موجب مسئولیت متولی یا امین میشوند | تعدی، تجاوز از حدود اختیار است؛ تفریط، کوتاهی در انجام وظایف است | هر دو موجب ضمان و جبران خسارت میشوند |
عین موقوفه و منافع موقوفه | هر دو موضوع حقوق وقف هستند | عین، اصل مال است؛ منافع، بهره حاصل از آن است | اصل مال حفظ میشود؛ تنها منافع مصرف میگردد |
مال مثلی و مال قیمی | هر دو از اقسام اموال هستند | مثلی نمونه مشابه عرفی دارد؛ قیمی مشابه دقیق ندارد | مثلی با مثل و قیمی با قیمت جبران میشود |
قبض و اقباض | هر دو مرتبط با تحقق وقف هستند | قبض، استیلای عرفی بر مال است؛ اقباض، عمل تسلیم مال برای تحقق قبض است | قبض از ارکان تحقق وقف است (ماده ۵۹ قانون مدنی) |
غبطه موقوفه و غرض واقف | هر دو در اداره موقوفه اهمیت دارند | غبطه، بهترین مصلحت موقوفه است؛ غرض واقف، هدف اصلی وقف است | تصمیمات متولی باید هم با غرض واقف سازگار و هم غبطهساز باشد |
بطلان وقف و پایان وقف | هر دو به عدم استمرار آثار وقف مربوطاند | بطلان یعنی وقف از ابتدا صحیح نبوده؛ پایان ناظر به از بین رفتن آثار در موارد استثنایی است | در بطلان، وقف اصولاً هرگز واقع نشده است |
بیع عین موقوفه و تبدیل به احسن | هر دو ممکن است با انتقال عین همراه باشند | بیع صرفاً فروش است؛ تبدیل به احسن جایگزینی با مالی مناسبتر است | تبدیل به احسن تنها در موارد استثنایی و طبق شرایط قانونی است |
نتیجهگیری
آشنایی با اصطلاحات حقوق وقف، نخستین گام برای درک صحیح احکام، آثار و سازوکارهای این نهاد مهم حقوقی و فقهی است. بسیاری از اختلافات و برداشتهای نادرست در زمینه موقوفات، ناشی از خلط مفاهیم نزدیک به یکدیگر یا ناآگاهی از معنای دقیق اصطلاحات تخصصی است. شناخت مفاهیمی مانند واقف، موقوفه، متولی، ناظر، عین موقوفه، منافع موقوفه، غبطه موقوفه و تولیت، در تفسیر صحیح وقفنامهها، اداره موقوفات و حل اختلافات حقوقی نقش اساسی دارد.
این فرهنگ اصطلاحات با گردآوری مهمترین واژگان حقوق وقف بر پایه قانون مدنی، منابع فقه امامیه و آثار حقوقی معتبر، تلاش کرده است مرجعی کاربردی برای دانشجویان حقوق، وکلا، قضات، کارشناسان، متولیان موقوفات، پژوهشگران و علاقهمندان به حوزه وقف فراهم کند.
سؤالات متداول
تفاوت «قبض» و «اقباض» در اصطلاحات وقف چیست؟
قبض، استیلای عرفی شخص صالح بر عین موقوفه است؛ اقباض، عمل تسلیم آن مال توسط واقف به همان شخص است. این دو اصطلاح اغلب با هم و بهجای یکدیگر به کار میروند، اما در این فرهنگ بهطور مجزا و با تفاوت دقیق تعریف شدهاند.
چرا «عین موقوفه» و «منافع موقوفه» دو مدخل جداگانه دارند؟
چون در ادبیات حقوقی وقف، این دو مفهوم اثر متفاوتی دارند: عین، اصل مالی است که باید حفظ شود؛ منافع، بهرهای است که از آن مصرف میگردد. تفکیک این دو، پایه بسیاری از اصطلاحات دیگر این فرهنگ (مانند بقای عین، تبدیل به احسن، عواید موقوفه) است.
تفاوت «بطلان وقف» و «پایان وقف» بهعنوان دو مدخل مجزا چیست؟
بطلان به فقدان شرایط صحت از ابتدای وقف اشاره دارد؛ پایان وقف به از میان رفتن آثار حقوقی وقفی که پیشتر صحیحاً واقع شده است. این دو در نگاه اول شبیه بهنظر میرسند، به همین دلیل در جدول مقایسه اصطلاحات مشابه مقاله کنار هم آورده شدهاند.
وقف عام» و «وقف خاص» در این فرهنگ چه تفاوتی با هم دارند؟
وقف عام برای جهات عمومی و خیریه، و وقف خاص برای اشخاص یا نسلهای معین تعریف شده است. این دو اصطلاح در سرتاسر فرهنگ بهعنوان مبنای تمایز بسیاری از مدخلهای دیگر (مانند نحوه قبض، محصور یا غیرمحصور بودن موقوفعلیهم) به کار رفتهاند.
اصطلاح «تعدی» با «تفریط» چه تفاوت مفهومی دارد؟
تعدی به معنای تجاوز از حدود اختیار است (انجام کاری که مجاز نبوده)، و تفریط به معنای کوتاهی در انجام وظیفهای است که لازم بوده (نکردن کاری که باید میشد). این دو در فرهنگ حاضر بهصورت جداگانه و در جدول مقایسه اصطلاحات مشابه توضیح داده شدهاند.
تفاوت «مال مثلی» و «مال قیمی» در ادبیات وقف چیست؟
مال مثلی نمونه مشابه و همارزش عرفی دارد؛ مال قیمی چنین نمونهای ندارد. این دو اصطلاح عمومی حقوقی هستند که در این فرهنگ صرفاً از این جهت آمدهاند که در تعیین «بدل عین موقوفه» و جبران خسارت به موقوفه کاربرد اختصاصی مییابند.
آیا اصطلاحات این فرهنگ فقط حقوقی هستند یا فقهی هم هست؟
هر دو. برخی مدخلها (مانند وقف، حبس، رقبی، عمری، سکنی) ریشه در فقه امامیه دارند و در قانون مدنی نیز بازتاب یافتهاند؛ برخی دیگر (مانند اجرتالمتولی، پذیره، پلاک ثبتی) بیشتر جنبه اجرایی و ثبتی دارند. فرهنگ حاضر هر دو لایه را در کنار هم پوشش میدهد.
چرا برخی اصطلاحات مشابه (مانند «رقبه» و «رقبی») در کنار هم آمدهاند؟
چون شباهت لفظی این دو واژه در متون غیرتخصصی گاه باعث خلط معنایی میشود؛ رقبه به واحد مستقل ملک موقوفه اشاره دارد، در حالیکه رقبی نوعی حق انتفاع موقت و کاملاً جدا از وقف است.
منابع
قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران، باب دوم، مبحث دوم (در وقف)، مواد ۵۵ تا ۹۱
قانون تشکیلات و اختیارات سازمان اوقاف و امور خیریه مصوب ۱۳۶۳ و اصلاحات بعدی
امامی، سید حسن. حقوق مدنی، جلد اول (اموال و مالکیت). انتشارات اسلامیه
کاتوزیان، ناصر. حقوق مدنی؛ اموال و مالکیت. انتشارات میزان
جعفری لنگرودی، محمدجعفر. ترمینولوژی حقوق. انتشارات گنج دانش
جعفری لنگرودی، محمدجعفر. دانشنامه حقوقی. انتشارات گنج دانش
شهیدی، مهدی. حقوق مدنی (جلد اموال و مالکیت). انتشارات مجد
موسوی بجنوردی، سید محمد. القواعد الفقهیه
نجفی، شیخ محمدحسن. جواهرالکلام، کتاب الوقف
محقق حلی. شرایع الاسلام، کتاب الوقف
انصاری، شیخ مرتضی. مکاسب - بخشهای مربوط به وقف و عقود تبرعی
برچسبها
منتظر مشارکت شما هستیم